صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۶۷۶۷۴

احمد فریدی

اسلام از آغاز پیدایش و ظهور، جهاد و مبارزه مستمر علیه قدرتهای ظلم‌گستر جهان را از اهداف اولیه و بنیادین خود قرار داده و رهایی انسانهای در بند جور و ستم جباران تاریخ و گسستن زنجیرهای اسارت و بردگی و استقرار صلح و آزادی را از پی‌آمدهای طبیعی گسترش این جهاد مقدس دانسته است. ماهیت ظلم‌ستیزی و حمایتهای همه‌جانبه این آئین حیات‌بخش از محرومان و مظلومان جهان منافع نامشروع قدرتهای استعماری را در طول تاریخ به خطر افکنده و با دمیدن روح جهاد و مبارزه در ستمدیدگان، عرصه‌ها را یکی پس از دیگری بر پیشوایان جور تنگ کرده و حیات ننگین و پلیدشان را با خطر مواجه نموده است.

قدرتهای استکباری که تعالیم زندگی‌ساز و حرکت‌آفرین اسلام را با منافع خویش در تضاد می‌بیننند و اتحاد روزافزون و تکوین قدرت سیاسی مسلمانان جهان را سد و مانعی بزرگ در راه تحقق سیاستهای ضدانسانی خود تلقی می‌کنند با تمام توان همه راه‌ها و روش‌های شیطانی را برای مقابله با اسلام و اتحاد و وحدت مسلمانان به کار می‌گیرند. یکی از حربه‌ها و روشهای مقابله با اسلام و رخنه در صفوف مسلمانان تحریف حقایق دین و واژگونه کردن اهداف و مقاصد نهایی تعالیم مقدس اسلام می‌باشد.

این حربه و ترفند در قالب ساختن و پروردن فرقه‌های جدید برای قشرهایی از مسلمانان در مناطق و محدوده‌های مناسب و سپس ترویج و گسترش آن در جهان اسلام چهره می‌نماید! «وهابیت» یکی از این فرقه‌های ساختگی است که با مهارت تمام توسط استعمار انگلیس بنیان نهاده شد. این تنها استعمارگران انگلیسی بودند که با ساختن مذهب وهابیت و روی کار آوردن حکومت آل سعود به مقاصد شیطانی خویش برای مقابله با اسلام و مسلمانان نائل آمدند، بلکه در مراحل بعدی وهابیان آل سعود به پابوسی آمریکائیان شتافتند و در خدمت اهداف ضد انسانی آنها درآمدند.

آنچه حضرت امام خمینی(ره)، اسلام آمریکایی نامیدند و از آن به عنوان یک خطر بزرگ یاد نمودند، امروزه بزرگترین جلوه آن آل سعود است. لذا در این مقال سعی شده است تا به بررسی ویژگیها  اهداف این فرقه ضاله وهابیت پرداخته شود.

فرقه وهابیت مانند برخی از فرقه‌های دیگر ریشه در مبانی و عملکرد رهبران و بنیانگذاران آن دارد. بر این اساس لازم است مبانی و عملکرد بنیانگذاران این فرقه بررسی شود تا بتوان به شناخت دقیق‌تر از این فرقه ضاله دست یافت.

نام وهابی:

کلمه وهابی از نام پدر موسس فرقه وهابی یعنی عبدالوهاب گرفته شده است لیکن خود وهابیان، این نسبت را صحیح نمی‌دانند. سیدمحمد شکری آلوسی (از طرفداران مذهب وهابی) می‌گوید، نسبت وهابی را دشمنان وهابیان به ایشان اطلاق کرده‌اند، این نسبت صحیح نیست بلکه باید به محمد که نام پیشوای ایشان می‌باشد، نسبت داده شوند و به آنان محمدیه بگویند، از این گذشته، شیخ عبدالوهاب درباره این عقاید با پسر خود مخالفت داشت(1) و بین پدر و پسر مناظرات و مباحثاتی رخ داد.

صالح‌بن دخیل نجدی در ضمن نامه‌ای که به مجله المقتطف چاپ مصر نوشته، چنین اظهار نظر کرده است که نسبت وهابیه را به پدر صاحب دعوت (مقصود از صاحب دعوت شیخ محمد می‌باشد) بعضی از معاصران او، از روی حسد و کینه‌توزی، داده‌اند و مقصود این بوده است که وهابیان را اهل بدعت و گمراه معرفی کنند و علت اینکه آنان را بنام خود شیخ نسبت نداده (و محمدیه نگفته‌اند) این بوده که مبادا پیروان این مذهب نوعی شرکت با نام پیغمبر پیدا کنند.(2)

محمد بن عبدالوهاب، پیشوای فرقه وهابی

نخستین کسی که مذهب وهابی را پدید آورد و در راه ترویج آن، به شدت کوشش کرد محمدبن عبدالوهاب از علمای نجد در قرن دوازدهم هجری بود. اما باید دانست که وی، بوجودآورنده عقاید وهابیان نیست بلکه قرن‌ها قبل از او، این عقاید یا قسمتی از آنها به صورتهای گوناگون، اظهار شده اما به صورت مذهب تازه درنیامده و طرفداران زیادی پیدا کرده بود. ابن‌تیمیه از بزرگتین علمای حنبلی در قرن هفتم و هشتم است که محمدبن عبدالوهاب اهم عقاید خود را از او گرفته است. دیگر، عبدالله بن محمد عکبری، از علمای حنبلی معروف به ابن تطبه، است که زیارت و شفاعت پیغمبر(ص) را انکار کرد.

وی معتقد بود که سفر برای زیارت قبر پیغمبر(ص) سفر معصیت است و به همین جهت نماز را در این مسافرت باید تمام خواند و قصد آن جایز نیست.(3) لذا کار عمده شیخ محمدبن عبدالوهاب این بود که پس از اظهار معتقدات خود را در اجرای آنها، قیام نمود، پاره‌ای از امرای نجد را نیز با خود همراه کرد و از این رهگذر، فرقه تازه‌ای بوجود آمد که عقاید آنان با مذاهب چهارگانه تسنن تفاوت داشت و فاصله آن از مذهب شیعه، زیادتر از مذاهب دیگر بود و در مقابل به مذهب حنبلی نسبت به دیگر مذاهب نزدیکتر بود.

بررسی عقاید فرقه وهابیت:

فرقه وهابیه مبتنی بر اصول و عقایدی است که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

- وهابی‌ها معتقدند که هیچ انسانی نه موحد است و نه مسلمان مگر این که اموری را ترک کنند، از جمله: بوسیله هیچ یک از رسولان و اولیای پروردگار به خدا توسل نجوید. هر کس اقدام به  این کار کند، مشرک می‌باشد، از این رو وهابیان زیارت قبر پیامبر و ائمه(ع) را جایز نمی‌دانند و باور دارند که هر کس از پیامبر(ص) طلب شفاعت کند مانند این است که از بت‌ها شفاعت خواسته است.(4)

- از مسائل دیگری که وهابیان درباره آن حساسیت خاصی دارند، تعمیر قبور و ساختن بنا روی قبر پیامبر و اولیای الهی و صالحان است. برای نخستین بار این مساله را ابن‌تیمیه و شاگرد معروف او ابی‌القیم عنوان کرد و بر تحریم ساختن بنا و لزوم ویرانی آن فتوا داده‌اند.(5)

- وهابیون به جنگ با دیگر فرقه‌ها و مذاهب اسلامی معتقد هستند و مدعی‌اند یا باید به آئین وهابیت درآیند و یا جزیه دهند از این رو همیشه با مسلمانان دیگر به جنگ می‌پردازند و آنان را به کفر متهم نموده و اموال و نوامیس بقیه را حلال می‌دانند. آنان باور دارند که هر کس مرتکب گناه کبیره شود، کافر است.(6)

- یکی از تفاوتهای عمده‌ای که میان وهابیان و عموم فرقه‌های دیگر اسلامی وجود دارد این است که فرقه‌های دیگر به اصل اباحه عمل می‌کنند یعنی هر چیزی را که نصی از کتاب و سنت بر حرمت آن وجود ندارد، حلال و مباح می‌دانند، بنابراین نوشیدن چای و قهوه یا خوردن گوجه‌فرنگی و سیب‌زمینی و استفاده از اختراعات و کشفهای علمی و اموری از این قبیل را که در زمان پیغمبر(ص) وجود نداشته و یا مورد استفاده نبوده، چون منبعی درباره‌ آنها نرسیده، مباح می‌دانند اما وهابیان اصل حرمت یا اصل منبع را معتبر می‌دانند و می‌گویند هر چیزی که درباره حلال و مباح بودن آن نصی وارد نشده، حرام است و ارتکاب آن جایز نیست. بنا به گفته گلوزیهر، وهابیها چیزهایی را حرام می‌دانند که از نظر پیروان مذاهب اربعه، از امور مباح یا از امور مستحب و پسندیده است. بنابراین، ایشان از منطقه اهل تسنن خارج شده‌اند و کارهای آنان همانند اعمال خوارج در عصرهای اولیه اسلامی است.(7) 

نام:
ایمیل:
نظر: