آزاده محمدحسین
اول
تریبون آماده بود و سخنران در جایگاه، رو به جمعیت حاضر سخن میگفت: اندک زمانی از آغاز سخنانش نگذشته بود که سرو صدایی ابتدا مبهم و بعد بیمحابا رشته کلام را از سخنران ربود و او را وا داشت به واکنش: «... مردم از این تعداد اندک که اینگونه شعار میدهند بیزار هستند، عدهای که تلاش میکنند مراسم باشکوه سالگرد امام راحل را به کام مردم تلخ کنند و تا بوده چنین بوده... هنوز 20 سال از رحلت امام نگذشته...»
این سخنان هرچند از تریبونی رسمی پخش شد و انتظار میرفت جمع معترض اندکی از هیاهوی خود بکاهند؛ واقعیت روی دیگری نمایاند، آنان که مراسم را آوردگاهی تصویر کرده بودند برای تسویهحساب و شاید ضرب شست نشان دادن شعارهایشان را تندتر کردند و چهرههایی را مستقیم نشانه رفتند که سخنران، سیدحسن خمینی، نیز یکی از همین چهرهها بود: «نواده روحالله، سیدحسن نصرالله». از این جا به بعد بود که دیگرانی وارد صحنه شدند برای خواباندن غائله و فرو نشاندن هیاهوی جمعیتی که اساسا حرمتی برای حاضران در مراسم قایل نبودند.
سیدحسن خمینی که در کسوت تولیت حرم امام(ره) در مراسمی هر ساله و همزمان با سالگرد پدر بزرگ خود یکی از سخنرانان است، با دیدن این صحنه و در میان هو و جنجال عدهای از حاضران، ترجیح داد اینگونه سخن بگوید که: «میدانم که جمعیت بسیار زیادی در بیرون و داخل صحن از این امر ناراضی بوده و من از همه آنان معذرت میخواهم» و سپس خطاب به شعاردهندگان گفت: «امیدوارم که با امام محشور شوید.»
غائله 14 خرداد 89 اما نه فقط آغاز پرخاشگری گروهی خودسر بود و نه فقط نقطه پایانی؛ چه، پس از آن به هم ریختن مراسم سخنرانی حجتالاسلام ناطقنوری در مشهد و در شبهای قدر هم ادامهای بود بر این مسیر. آیتالله هاشمی رفسنجانی، علی لاریجانی و برخی دیگر از اصولگرایان نیر در امان نماندند. اما آنچه رخداد 14 خرداد را متمایز میکرد اقدامات ناشایست جمعیت پرخاشگر در حضور بزرگان نظام به ویژه مقام معظم رهبری بود که از دیدگاه بسیاری تحلیلگران قبح ماجرا را دو چندان کرد.
البته پس از اینکه سیدحسن خمینی سخنرانی خود را در میان هیاهو و جنجال آن گروه معترض نیمهکاره رها و تریبون را ترک کرد، رهبری بر پیشانی وی بوسه زدند و بعد در جایگاه سخنرانی قرار گرفتند؛ تصویری که این امیدواری وجود داشت برای همیشه در ذهن حاضران در مراسم و آنانی که شعارهای «مرگ بر ضد ولایتفقیه»شان را فریاد میکردند، حک شود اما...
این گروه معترض از ابتدای مراسم که با سخنرانی محمود احمدینژاد آغاز شد کمربسته بود به شعارگویی؛ آنچنانکه وقتی شعار مرگ بر این و آن را سر دادند، احمدینژاد به آنان گفت: «صبر کنید، هر چه فریاد دارید در ادامه بر سر مستکبران بکشید.»
دوم
روز از نیمه گذشت و 14 خرداد نصف شد. جماعتی که از گوشه و کنار کشور برای بزرگداشت یاد امامشان به آرامگاه ابدی او آمده بودند آرام آرام پراکنده میشدند؛ اما یک سوال ذهن قریب به اتفاقشان را آرام نمیگذاشت: چه شد که عدهای اندک فرصت یافتند یک از محترمترین مراسم مردمی را با جنجال به هم بیامیزند و چطور یادگار خاندان بنیانگذار انقلاب هم از تمایمتخواهی این گروه همیشه معترض در امان نیستند؟ این پرسش در ذهنها ماند هرچند که رسانهها به فراخور مشی رسانهای خود به تحلیل موضوع پرداختند؛ اما حرف آخر را کسی زد که سالهاست در جمع نزدیکان امام و خانواده ایشان حضور دارد و در همان برهه هم مسئولیت ستاد مراسم را برعهده داشت؛ محمدعلی انصاری که با وجود تلاش برای آرام کردن اوضاع، سایت خبری رجانیوز او را متهم کرد به توهین و برخورد زننده با رییسجمهور و نوشت:
«... محمدعلی انصاری دبیر ستاد بزرگداشت امام(ره) نیز که در حین سخنرانی رییسجمهور در اقدامی نامتعارف دوبار به بالای سن رفت و قصد تذکر پایان وقت را داشت، پس از عتاب احمدینژاد به وی و شعارهای مردم علیه فتنهگران، الفاظ ناشایستی خطاب به برخی از دستاندرکاران مراسم ارتحال به کار برده است». به هر روی انصاری همان روزها در نامهای به سیدحسن خمینی در قالب یک گزارش آنچه را رخ داده بود چنین روایت کرد:
«... روز سهشنبه 31 فروردین آقای وحید و تنی چند از اعضای دفتر مقام معظم رهبری در جلسه کمیته طرح و برنامه ستاد بزرگداشت در جماران شرکت فرمودند.
در این جلسه سه موضوع مهم را مطرح کردم... جلسه رسمی پایان یافت و بعد از آن بیش از یک ساعت جلسه و گفت و گوی خصوصی بنده و آقای وحید به طول انجامید و چند نکته را یادآور شدم: اولا تاکید کردم که هر کس گزارشی مبنی بر تصمیم ما و ستاد برای برگزار نکردن مراسم داده است، یا غرضی داشته یا اشتباه کرده است و ما شهامت آن را داریم که در صورت ضرورت به صراحت اعلام کنیم که نمیتوانیم مراسم را برگزار کنیم.
اما بنای ما بر این است که مراسم قویتر از گذشته برگزار شود. دوم اینکه در شرایط کنونی و جریانات پس از انتخابات ـ که در واقع باید گفت پیش درآمد آن از مناظره شب چهاردهم خرداد کلید خورد و متاسفانه تا کنون ادامه دارد ـ سیاست ما بر این است که به گونهای عمل کنیم که مراسم امام نه تنها تشدیدکننده شرایط موجود نباشد بلکه از این فرصت برای کاهش التهابات جامعه استفاده شود، از او خواستم که شما انتظارات خود را از ستاد بیان کنید. سوم: مجددا تاکید کردم که با توجه به اینکه مراسم شبهای حرم تعطیل است و تنها نکتهای که ممکن است باعث جنجالآفرینی شود القای غلط این معنی است که علت تعطیلی مراسم شبها، لغو سخنرانی ریاست جمهوری است.
لذا پیشنهاد ما این است که آقای رییسجمهور یکی از دو سخنران روز چهاردهم خرداد به همراه یادگار امام باشد. در حالی که به لحاظ اجتنابناپذیر بودن لغو مراسم شبانه حرم و طبق روال مراسم سالهای قبل که در مراسم روز 14 خرداد فقط سخنان آقای حاج حسن آقا و مقام معظم رهبری بود میتوانستیم سخنران دیگری نداشته باشیم.
نکته چهارم و مهم دیگر که عرض کردم اینکه یادگار امام در طول سنوات گذشته سخنران قبل از بیانات رهبر مقام معظم انقلاب اسلامی بودند اما با توجه به حساسیت شرایط کشور آقای حاج سیدحسن آقای خمینی نه تنها اصرار به سخنرانی ندارند بلکه تمایل به عدم سخنرانی دارند ولی در صورتی که سخنرانی نکردن ایشان به هر دلیلی حمل بر جهالت سیاسی و منشاء اختلاف و برداشت سوء میشود و شما تاکید بر سخنرانی ایشان دارید باید فکر جدی بشود زیرا ما نگران حادثهآفرینی و اخلال افراد در برنامه ایشان هستیم.»
انصاری در ادامه نامه خود نوشت: «ایشان (وحید) پس از تحلیلی از شرایط و جریانات سیاسی کشور بر نکاتی تاکید کردند. استدلال ایشان این بود که حضور بعضی از افراد در مراسم موجب بینظمی و اخلال میشود. دوم اینکه با توجه به شرایط حرم تعطیلی برنامه شبها بلامانع ولی مراسم بزرگداشت و نماز جمعه باید یکی باشد. همه باید متمرکز برای برگزاری یک مراسم باشکوه باشیم، و تاکید خاصی در مورد سخنرانی یا لغو سخنرانی آقای رییسجمهور در مراسم چهاردهم خرداد نداشتند. سوم در مورد سخنرانی جنابعالی اظهار داشتند این برنامه طبق روال گذشته باید انجام شود و شرایط امسال با سال گذشته فرق دارد و ما بر اوضاع مسلط هستیم. قرار بر این شد که در ادامه کار نیز جلسات و تماسها ادامه یابد.»
در بخش دیگری از نامه انصاری به شروع ماجرا اشاره شد: «قضیه اصلی از اینجا آغاز شد که صبح روز 14 خرداد که طبق توافق قبلی باید از ساعت هشت صبح صحن مراسم روی مردم باز شود از حدود شش صبح گروههایی به صحن وارد میشوند و مستقر میگردند... برنامه مراسم با کمی تاخیر از 10:30 صبح آغاز شد. همه ما منتظر بودیم که آقای رییسجمهور قبل از ساعت 11 حضور داشته باشند نهایتا ایشان حدود ساعت 11:20 دقیقه به محل مراسم رسیدند و به جایگاه سخنرانی رفتند با اینکه 20 دقیقه از زمان مقرر تاخیر به وجود آمد، به دوستان نماز جمعه گفتم برای اینکه مشکلی در برنامه پیش نیاید ما برنامه عزاداری بین دو سخنرانی را حذف میکنیم و آقای رییسجمهور (حتی بیش از نیم ساعت که در برنامه پیشبینی شده بود) میتوانند تا ساعت 12 سخنرانی را ادامه دهند، بعد از ایشان سخنرانی جنابعالی بود.
سخنرانی ایشان شروع شد حقیر پنج دقیقه قبل از ساعت 12 در پشت پرده تریبون به جناب آقای شیرمردی رییس ستاد نماز جمعه تهران و به مجری مراسم عرض کردم که یادداشت بدهید سخنرانی تا ساعت 12 است و شما پنج دقیقه دیگر زمان دارید. یادداشت از طریق مجری به ایشان داده شد ولی سخنرانی ادامه یافت تا دو سه دقیقه بعد از 12، مجددا از مجری درخواست کردم بنویسد که وقت شما گذشته است باز سخنرانی ادامه یافت. اینجانب محترمانه و در زمانی که فرصتی پیش آمد (هنگام تکبیر مردم) به ایشان عرض کردم وقت شما تمام است اعتنا نفرمودند. پشت پرده نگام به نوشته جناب آقای نجار افتاد که ایشان با وجود عمل جراحی سینوسها و شرایط خاص بعد از عمل در جایگاه حضور داشتند که مرقوم مینمودند «جناب آقای رییسجمهور سخنرانی خود را تا ساعت 12:30 دقیقه ادامه بدهید»!... برگشتم کنار تریبون به آقای رییسجمهور دو سه نوبت عرض کردم وقت شما تمام است که ایشان با اخلاق خاص خود جلوی انظار عمومی و رسانهها تندی کردند و اظهار داشتند برو شما چه کارهاید و به سخنان خود ادامه دادند. حجم یادداشت باقی مانده سخنرانی ایشان حاکی از آن بود که تا حدود 12:30 ادامه میدهند» و... .
انصاری در پایان این نامه مفصل در یک بند آورد: «اگر مسئولیت این گروه اندک را کسی به عهده نمیگیرد چرا از شناسایی آنان واهمه میشود. در حوادث یک سال اخیر بسیاری از افراد از طریق تصاویر تلفن همراه و غیره شناسایی و دستگیر شدهاند اما این گروه که بدون نقاب و در فاصله دو متری دهها دوربین پرقدرت و فیلمبرداری صدا وسیما و خبرنگاران بودند و از اول تا آخر سخنرانی جنابعالی جست و خیز و هیاهو میکردند و برنامهای به این عظمت را در پیش انظار جهانیان آنگونه مشوش جلوه دادند، قابل شناسایی نیستند؟»
و این پرسش همانی بود که شد وجه اشتراک بسیاری پرسشگران، بدون در نظر گرفتن خطمشی سیاسی و اجتماعیشان؛ آنچنانکه سایت بازتاب در یکی از مطالب خود در این زمینه نوشت: «یکی از مراجع تقلید چندی پیش با عنوان کردن اینکه برهم زدن مراسم سالگرد امام در 14 خرداد 1389، اقدامی حساب شده بوده است، اظهار کرده بود: مگر میشود مهمترین مراسم نظام را سر خود به هم بزنند و در جلوی دوربینهای تلویزیونی شعارهای توهینآمیز بدهند و بعد با آنها برخورد نشود؟»
سوم
14 خرداد 89 داشت کمکم به حافظه تاریخ سپرده میشد که آن رفتار نامتعارف و افراطگونه بار دیگر هم تکرار شد و این بار به شخص احمدینژاد رسید و امسال در شب سالگرد رحلت امام خمینی عدهای علیه محمود احمدینژاد موضعگیری کردند و این بار وی نتوانست به خوبی سخنانش را ادامه دهد. تجربه دو سال پیش یک بار دیگر هم برای سیدحسن خمینی در حرم مطهر تکرار شد با این تفاوت که این عده قلیل دیگر حنایشان رنگ نداشت و سریع ساکت شدند و نوه امام هم سخنرانیاش را به خوبی ادامه داد. این دیدگاه وجود دارد که این گروه همیشه معترض برخلاف این ادعا که در پی دفاع از آرمانهای انقلاب، امام و ولایت هستند، بیشتر در پی تحمیل تفکرات بسته خود به اجتماع باشند.
هرچند شاکله تفکراتی این جماعت برای بسیاری از بخشهای اجتماع عیان شده و چون گذشته نمیتوانند عرض اندام کرده و حرفشان را به کرسی بنشانند، اما همچنان هر فردی که با آنان نباشد را مقابل خودشان میدانند و دست به هوچیگری میزنند. در این میان تنها این نکته مبهم میماند که آیا ارادهای برای برخورد قاطع با این گروه نیست؟