صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۲۶۸۲۰۴
ناطق‌نوری در گذر زمان

می‌داند چه زمانی در صحنه عمومی سیاست حضور داشته باشد و چه زمانی سکوت کند؛ سکوتی که حتی ممکن است به قهر هم تعبیر شود؛ سکوتی که خودش می‌تواند فعالیتی در راستای حضورش باشد. می‌داند اعلام بازنشستگی سیاسی‌اش را چه زمانی اعلام کند و بگوید دیگر قصد ندارد فعالیت سیاسی به‌ویژه در عرصه انتخابات داشته باشد و با اعلام این خبر اظهارنظرات و واکنش‌های حمایتگرانه و ایجابی را به رخ مخالفانش بکشد.

علی‌اکبر ناطق‌نوری تیزهوش است. از ابتدای پیروزی انقلاب در صحنه بوده و در امور مختلف نقش بازی کرده است. شاید بارزترین نقشش، هرچند ناخواسته در شکل‌گیری نخستین واقعه برای شکل‌گیری جناح راست و چپ سنتی باشد.

برخی برای یادآوری علی‌اکبر ناطق‌نوری ابتدا تصویر حضور وی در بهشت‌زهرای تهران هنگام سخنرانی امام‌خمینی (ره) که در روز ۱۲بهمن ۵۷ برگزار شد را به یاد می‌آورند، برای برخی دیگر استیضاح وی در سال ۶۲ و در سمت وزارت کشور کابینه مهندس میرحسین موسوی، نخستین حادثه برای شکل‌گیری جناح چپ و راست سنتی و ایجاد آرایش جدید در ساختار سیاسی کشور است و برای برخی دیگر انتخابات هفتمین دوره ریاست‌جمهوری و رقابت با سیدمحمد خاتمی آغاز آشنایی‌شان با این فرد موثر انقلاب است.

زندگی سیاسی ناطق‌نوری که دانش‌آموخته رشته فلسفه دانشگاه تهران است، در سال‌های پس از پیروزی انقلاب فرازونشیب‌های بسیاری داشته است. ولی بدون‌شک نام او هیچ‌گاه به اندازه دوم خرداد۷۶ که نقش یکی از برجسته‌ترین رقبای انتخابات ریاست‌جمهوری را ایفا می‌کرد، فراگیر و زبانزد خاص و عام نشد. حجت‌الاسلام ناطق‌نوری که در آستانه رقابت‌های هفتمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری به‌تازگی بر کرسی ریاست مجلس شورای اسلامی تکیه زده بود یکی از مهم‌ترین و مطرح‌ترین چهره‌های سیاسی راست سنتی در آن زمان محسوب می‌شد.

یک‌سال مانده به انتخابات، نام ناطق بی‌هیچ تردیدی از سوی جامعه روحانیت مبارز تهران برای تصدی سمت ریاست‌جمهوری برگزیده شد و مورد حمایت تشکل‌های «همسو» قرار گرفت. از ابتدای تابستان ۷۵ کاندیداتوری ناطق‌نوری بلندترین صدایی بود که از اردوگاه راست سنتی شنیده می‌شد و جناح راست با ترکیبی که حضور معنوی و سیاسی جامعه روحانیت مبارز از یک‌سو و تشکل‌های اسلامی همسو مانند حزب موتلفه اسلامی، جامعه اسلامی مهندسین و...، از سوی دیگر به‌عنوان مهم‌ترین حامیان رییس مجلس در کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری مطرح بودند.

آن زمان اگرچه به‌تازگی و در آستانه انتخابات مجلس پنجم فضای سیاسی کشور شاهد شکل‌گیری ضلع سیاسی دیگری تحت عنوان کارگزاران سازندگی بود، اما می‌توان گفت که صحنه انتخابات، میدان زورآزمایی تازه برای رقابت کهنه میان دو جناح راست سنتی و چپ سنتی که مرکب از اعضای مجمع روحانیون مبارز سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و نیروهای خط امام بودند، به‌شمار می‌رفت. انتخابات دوم خرداد ۷۶ مهم‌ترین جلوه نبرد سیاسی میان دو تشکل روحانی رقیب در دو سوی جبهه‌های سیاسی چپ و راست آن روز محسوب می‌شد، زیرا مجمع روحانیون مبارز هم به‌تازگی در ۲۴مهر سال ۱۳۷۵ بار دیگر با دبیرکلی حجت‌الاسلام مهدی کروبی فعال شده بود و می‌کوشید تا صف‌آرایی جدیدی را در برابر ناطق‌نوری و جامعه روحانیت مبارز به‌عنوان یک حریف قدیمی ساماندهی کند.

رقابت مجمع روحانیون مبارز و جامعه روحانیت مبارز در شرایطی دوباره در حال شکل‌گیری بود که ناطق‌نوری در آن زمان پس از آیت‌الله مهدوی‌کنی یکی از محوری‌ترین اعضای ارشد جامعه روحانیت مبارز به‌شمار می‌رفت. او در حالی خود را برای رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری آماده می‌کرد که خاطری آسوده داشت زیرا از یک‌سو به‌خاطر سکانداری میز ریاست مجلس پنجم چهره‌ای ملی و سیاستمداری شناخته‌شده که دستی فراخ در قانونگذاری و اداره امور دارد معرفی می‌شد و از سوی دیگر به نقطه اجماع، جهت وحدت جناح راست سنتی و بزرگان روحانی این جناح در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تبدیل شده بود.

طرف مقابل اما پس از تلاش‌های ناکام برای بازگرداندن مهندس میرحسین موسوی به عرصه سیاسی متمایل شد ردای رقابت را به‌ناچار بر تن حجت‌الاسلام سیدمحمد خاتمی کند. خاتمی که در آن شرایط کسوت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را کنار گذاشته بود و شاید در گوشه‌ای از کتابخانه ملی مشغول ایده‌پردازی برای چیزی بود که بعدها «گفت‌وگوی تمدن‌ها» نامیده شد، رقیب چندان قدرتمندی به نظر نمی‌رسید. همچنین عضویت هاشمی‌رفسنجانی رییس‌جمهور وقت در جامعه روحانیت مبارز تهران و ترکیب بیشتر مردان کابینه وی که تمایلات آشکاری به سمت جناح راست داشتند، عرصه رقابت را برای ناطق‌نوری سهل‌تر و امکان‌ پیروزی را افزایش می‌داد. این مولفه در کنار تصمیم قاطع جناح راست سنتی برای جلوگیری از بازگشت نیروهای خط امام به قدرت به‌قدر کفایت می‌تواند توصیفی برای فضای سیاسی آن‌روزها باشد؛ فضایی که در آن رقابت ناطق‌نوری با سیدمحمد خاتمی در ابتدا نابرابر به نظر می‌رسید و نتیجه‌اش از پیش مشخص بود.

حضور حجت‌الاسلام ری‌شهری و مرحوم زواره‌ای هم از حاشیه‌های این انتخابات محسوب می‌شد که به سیاق ادوار پیشین در حال تکرار بود. روال به‌گونه‌ای پیش رفت که دو کاندیدای اصلی که شانس پیروزی در انتخابات را بیش از سایر کاندیداهای دیگر داشتند، به محل منازعه طیف‌های مختلف سیاسی و اجتماعی و عموم مردم تبدیل شدند. عموم مردم با وجود اقبال بسیار به سیدمحمد خاتمی، امید چندانی به انتخاب‌شدن وی نداشتند و این موضوع را در شوخی‌ها، مزاح‌ها و حتی برخی دیوارنوشته‌ها هم می‌شد مشاهده کرد.

در همان زمان آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی گفته بود: «گمان می‌کنم نظر نظام، آقای ناطق‌نوری است» که این نقل‌قول واکنش‌هایی در داخل ایران داشت. برگزاری انتخابات با ناامیدی مردمی همراه شد که کاندیدای اصلی‌شان سیدمحمد خاتمی بود. نتایج نهایی ساعت۱۴ شنبه سوم خرداد در حالی از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام شد که علی‌اکبر ناطق‌نوری رقیب اصلی خاتمی ساعتی پیش از آن در پیامی پیروزی خاتمی را در انتخابات تبریک گفته بود. وی در حالی این پیام تبریک را فرستاد که هنوز وزارت کشور نتایج را اعلام نکرده بود و برخی از رسانه‌های بیگانه هم از احتمال تخلف انتخاباتی خبر می‌دادند و حتی برخی از آنان پیش‌بینی کرده بودند که نظام جمهوری اسلامی اجازه انتخاب و پیروزی سیدمحمد خاتمی را نخواهد داد. با این حال پیام تبریک زودتر از موعد ناطق‌نوری این رقیب باانصاف، مانع هرگونه سوءاستفاده بیشتر خارجی یا داخلی شد.

خود وی در مصاحبه‌ای با اشاره به شب دوم‌خرداد ۱۳۷۶ اینگونه بیان می‌کند: «آن‌شب قبل از خواب به خدا گفتم «هرچه صلاح هست انجام بده» و همان‌موقع به خواب رفتم و حوالی سحر خواب دیدم که در اقیانوسی پر از امواج سهمگین، در قایقی هستم که «کفی» ندارد و من در این قایق دراز کشیدم. دستم را که بیرون بردم، ناگهان به ساحل رسیدم و مادرم را دیدم که گریان است. گفتم حاج‌آقا (پدر) کجاست گفتند «دارند نماز می‌خوانند.» از خواب که پریدم برای آقای موعظی خوابم را تعریف کردم و گفتم «خیالتان جمع باشد در این انتخابات پیروز نمی‌شویم»... اصلا برایم پیروزی در این انتخابات مساله نبود، چراکه من با اصرار گروهی از علما و مردم وارد انتخابات شدم.

حتی من قبل از اعلام نتایج انتخابات، به آقای خاتمی پیام تبریک فرستادم و این اقدام من مانند «آبی بود بر آتش» که طرفداران را آرام می‌کرد. حتی یک‌روز پس از انتخابات، حوالی ساعت سه شب به کوه رفتم. جوانی مرا دید و گفت: «من به شما رای ندادم، ولی خیلی مردی» و دیگری نیز گفت: «من اصلا رای ندادم، ولی شما را نشناختم.» ناطق‌نوری را باید در گذر زمان بررسی کرد. شخصیت و عملکرد وی در زمان‌های مختلف قابل‌توجه و پر از فرازونشیب است.

چه زمان مجلس پنجم، چه انتخابات ریاست‌جمهوری دوره هفتم و چه پس از آن‌که کارهای اجرایی و فعالیت بارز سیاسی را کنار گذاشت و در واکنش به اظهارات و اتهامات محمود احمدی‌نژاد به گوشه‌ای رفت و با سکوتش بیشترین واکنش را نشان داد. اما در تمام این مراحل حتی مخالفانش هم معتقدند که او رقیبی است که اصول و قواعد بازی را بلد است و آن را رعایت می‌کند.

 پس از انتخابات هفتمین دوره ریاست‌جمهوری، ناطق به حضور در نقش ریاست مجلس پنجم ادامه داد و در دوره ریاستش، مجلس که اکثریت آن با مشی و تفکر دولت خاتمی و کابینه‌اش مخالفت داشت، دو استیضاح را برگزار کرد. عبدالله نوری، وزیر کشور خاتمی و عطاءالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت از سوی مجلس پنجم استیضاح شدند که استیضاح نوری موفقیت‌آمیز بود و مهاجرانی از استیضاح رهید. ناطق‌نوری در خاطراتش از استیضاح عبدالله نوری می‌نویسد: «روز استیضاح ایشان، وقتی صحبتش تمام شد، من را نگاه کرد و گفت: «حالا امروز باید بنشینم یا بروم»، من گفتم: «نه اتفاقا امروز، روز رفتن است.»

بعد روزنامه‌ها تحلیل کردند که رییس مجلس از اول می‌دانست که آقای نوری رای نمی‌آورد، بنابراین گفت: « امروز، روز رفتن است». من در صحبتی گفتم: «اینکه من گفتم امروز، روز رفتن است نه به این معنا که وزیر نشوی، منظور این بود که امروز دیگر بعد از صحبت نباید بنشینی، چون رای‌گیری است و در رای‌گیری خود وزیر نباید بنشیند.» تفسیر مطبوعات چنین بود که آقای ناطق از اول می‌دانسته و سناریو با مدیریت او تنظیم شده بود. شعارهایی علیه مجلس و شخص من داده شد از جمله: «مجلس استبداد، مجلس زوری» یا «مجلس زوری نمی‌خواهیم، ناطق‌نوری نمی‌خواهیم». (جلد دوم خاطرات، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی)

ناطق‌نوری پس از اتمام دوره ریاست مجلس به مجمع تشخیص‌مصلحت‌نظام رفت و ریاست دفتر بازرسی مقام‌معظم‌رهبری را برعهده گرفت.  گفته می‌شود در سال ۸۲ با وجود نظر منفی وزارت اطلاعات، ناطق برای تکیه‌زدن محمود احمدی‌نژاد بر مسند شهرداری پایتخت، پادرمیانی می‌کند. اولین‌بار مهدی کروبی در مناظره خود با احمدی‌نژاد ضمن دفاع از ناطق‌نوری او را عامل اصلی شهرداری احمدی‌نژاد دانست و گفته بود: «آقای ناطق طی تماس تلفنی با آقای یونسی، وزیر وقت اطلاعات ضمن ابراز ناراحتی از ردصلاحیت احمدی‌نژاد خواستار تایید احمدی‌نژاد شده که بعد از سفارش ناطق‌نوری این کار صورت پذیرفته است.»

پس از این اظهارات چندین خبرگزاری دیگر از نقش ناطق‌نوری در مطرح‌شدن نام احمدی‌نژاد پرده برداشتند. محمدرضا باهنر، نایب‌رییس مجلس هم در مصاحبه‌ای گفته بود: «احمدی‌نژاد در ستاد انتخاباتی آقای ناطق‌نوری در سال ۷۶ معاون من بود.» همچنین علی عسگری، معاون پارلمانی مجمع‌تشخیص‌مصلحت‌نظام هم در گفت‌وگویی اظهار کرد: «ناطق احمدی‌نژاد را سیاستمدار کرد.»

شاید هم ناطق زودتر از هم‌طیفی‌های خود، به ایجاد طیف جدیدی از اصولگرایان که عمدتا هم جوان بودند، پی برد و خطر آنان را بیش از بقیه درک کرد. چرا که چندی بعد دیدیم ایجاد طیفی جدید از جوانان اصولگرا که خود را حتی وامدار سنتیان و ریش‌سفیدان هم نمی‌دیدند و حاضر نبودند آنان را به بازی خود راه دهند، برای بزرگان اصولگرا دردسرساز شد و بسیاری از آنان از نقش‌آفرینی‌های کلان بازماندند. با این حال ناطق‌نوری به دلیل هوش ذاتی خود توانست زودتر از بقیه این خطر را احساس کند و پیش از آنکه ازراه‌رسیدگان جوان، او را کنار زنند، او خود به کناری رفت و مشغول کارهای خود شد. ایجاد قطب‌های جدید در آرایش سیاسی کشور، پیدایش نیروهای جدید و تازه‌نفس در طیف اصولگرا و ترکیب‌بندی تازه در این جبهه، باعث تغییرات بسیاری در سپهر سیاسی ایران شد.

اگر بگوییم سال‌های اخیر برای اصلاح‌طلبان و نیروهای دگراندیش و تحول‌خواه هم‌اندازه نیروهایی که طیف راست سنتی خوانده می‌شدند و سرنوشت‌ساز بود، پربیراه نگفته‌ایم. حتی شاید برای سنتیان قوم، این سال‌ها تغییرات و تحولات عمده و ژرف‌تری نسبت به نیروهای تحول‌خواه را در پی داشته است چرا که تنها دوسال زمان کافی بود تا شاهد راندن این بزرگان سنتی محافظه‌کار از میدان تازه‌نفسان ازراه‌رسیده باشیم. یک‌به‌یک رانده شدند و حتی دیگر طرف مشورت قرار نگرفتند. با این حال ناطق‌نوری از نخستین افرادی بود که توانست این موضوع را دریابد و ترجیح دهد که پیش از حذف از سوی نیروهای جدید، خود دست‌به‌کار شود.

چهارشنبه۱۳ خرداد۸۸ را می‌توان نقطه‌عطف دیگری در زندگی سیاسی ناطق‌نوری دانست. مناظره تاریخی محمود احمدی‌نژاد با میرحسین موسوی که در آن رییس دولت سابق، ناطق و فرزندانش را به فساد مالی متهم کرده بود، این پیر سیاست را بیش از گذشته از دخالت در سیاست و امور کشور برحذر داشت. هرچند به گفته بسیاری از ناظران، احمدی‌نژاد، شهردارشدنش را به ناطق مدیون بود اما این لطف ناطق‌نوری نه‌تنها بی‌جواب ماند که حتی در تیررس اتهام‌زنی‌های احمدی‌نژاد هم قرار گرفت.

احمدی‌نژاد در میانه مناظره با میرحسین موسوی نام فرزندان ناطق‌نوری را به میان آورد و آنان را متهم به فساد مالی کرد. نتیجه مشخص بود! نه‌تنها فرصتی وی برای دفاع از خود نیافت که حتی یاران قدیمی ناطق هم حاضر نشدند از وی دفاع کنند. ناطق دلخور شد، سکوت کرد و قهر و گوشه‌نشینی را انتخاب کرد و حتی در جلسات جامعه روحانیت مبارز هم حاضر نشد و گویی ترجیح داد در حیاط‌خلوت سیاست نقشی را برعهده بگیرد و از جاروجنجال سطح‌رویی سیاست کناره بگیرد.

دیگر کمتر در مجامع عمومی ظاهر شد و کمتر به اظهارنظر پرداخت. مرداد سال۹۱ پس از دوره‌ طولانی سکوت پذیرفت که در شب قدر در شهر مشهد به سخنرانی بپردازد اما زمانی که از فامیل‌بازی و زدوبند در امور جامعه سخن گفت، جمعی از افراطیون شروع به فرستادن مکرر تکبیر و صلوات با هدف اعلام اعتراض به سخنران مراسم کردند که با تذکر ناطق‌نوری همراه شد. معترضان با سردادن شعارهایی مانند «خواص بی‌بصیرت، مایه ننگ ملت» و «مرگ بر ضدولایت‌فقیه» به ناطق‌نوری اعتراض کردند. باز هم سکوت ناطق ادامه‌دار شد.

در این دوره بارها افرادی نزد او رفتند و از ناطق خواستند حال که احمدی‌نژاد و یارانش از میدان بیرون رفته‌اند، او به صحنه بیاید تا شاید بتواند محوریت اصولگرایان چندپاره را برعهده بگیرد اما گویی ناطق‌نوری دلگیرتر از آن است که بخواهد وارد کارزار شود. هرچند اعلام بازنشستگی در سیاستمداران ایرانی کمتر پیش می‌آید اما ناطق بارها اعلام کرد که می‌خواهد بازنشسته شود. به نظر می‌رسد او می‌خواهد نقشی فراتر از یک فعال در سطح رویی سیاست ایفا کند. هرچند ناطق‌نوری در سال‌های اخیر ترجیح داد تا با سکوت، اعتراض خود را نشان دهد اما اظهارات گاه‌وبیگاه وی نشان از عمق نارضایتی وی از روند اجرایی کشور در سال‌های احمدی‌نژاد داشت. بسیاری از اصولگرایان معتدل و معقول او را آلترناتیوی مناسب برای افراد ازدست‌رفته خود می‌دانند و در این زمینه شاید با اصلاح‌طلبان هم‌عقیده باشند.

برخی از اصلاح‌طلبان نیز خواهان حضور دوباره ناطق هستند چرا که حضور رقبای معقول که قاعده بازی را رعایت می‌کنند و در مواقع سختی و فشار، با وجود اختلاف‌عقیده، با آنان همراه و همدل می‌شوند را ترجیح می‌دهند؛ فردی که حتی پیش از اعلام نتایج انتخابات برای جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده و ممانعت از هرگونه برنامه‌ریزی‌های افراطی برخی، حاضر می‌شود پیشاپیش پیام تبریک پیروزی برای رقیب خود ارسال کند.  شاید بتوان گفت که ناطق‌نوری در گذر زمان از رقیبی سرسخت به رفیقی بامعرفت برای اصلاح‌طلبان تبدیل شد.

نام:
ایمیل:
نظر: