صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۲۶۸۲۳۷

سیدرحیم لاری 

شاید تا چند دهه گذشته تصور نمی‌شد که نیروی نظامی چین را بتوان در رده ‌جهانی و در رقابت با قدرت‌های مطرح محاسبه کرد اما امروزه شرایط با گذشته به طور کلی تفاوت پیدا کرده است. آمارها نشان از رشد سریع نظامی چین می‌دهد و این موضوع نه تنها باعث واکنش کشورهای منطقه شده بلکه در سطح جهانی نیز مبدل به موضوع قابل توجهی شده است. از این رو است که مراکز مطالعاتی توجه خاصی به رشد نظامی چین پیدا کرده‌اند تا آن که معلوم شود این رشد به چه نحو است و چین با آن چه اهدافی را دنبال می‌کند.

از ضعف تا قدرت

چین تنها به کمک نیروهای متفق در جنگ جهانی بود که توانست سرزمین خود را از اشغال امپراتوری ژاپن آزاد کند و پس از آن عضویت دائم این کشور در شورای امنیت سازمان ملل بیشتر از آن که به دلیل قدرت نظامی باشد، به جهت جمعیت و تا اندازه‌ای نظر مساعد دیگر کشورهای دائم در شورا بود. در واقع، چین در آن زمان چنان قدرت نظامی به حساب نمی‌آمد تا آن که بتواند آن خرده سرزمین خارج از حاکمیت خود را به وطن بازگرداند و در مورد جزایر دیابائو، تایوان و هنگ‌کنگ تنها می‌توانست منتظر بماند تا زمان مناسب فرابرسد. پیوستن هنگ‌کنگ کار چندان مشکلی نبود و با گذشت مدت قرارداد حاکمیت بریتانیا سرانجام این بخش به چین بازگشت اما در مورد تایوان با حمایت نظامی امریکا یا آن جزایر چه می‌توانست بکند.

اکنون، شرایط تا اندازه زیادی تغییر کرده و قدرت نظامی چین به نسبت یکی دو دهه گذشته تفاوت قابل توجهی پیدا کرده است. حوادث اخیر در دریای جنوبی چین و قدرت‌نمایی نظامی چین در آن منطقه برابر ویتنام نشان داد که این کشور می‌تواند با اتکا بر قدرت نظامی خود منافعش را دنبال کند اما این قدرت در عرصه بین‌الملل چه وزنه‌ای دارد و آیا توان رویارویی یا شاید برابری با قدرت‌های اصلی مثل امریکا داشته باشد؟

چین در رتبه دوم

یک چیز برای مراکز تحقیقات استراتژیک و اتاق‌های فکر مشخص شده و آن اینکه دیگر نمی‌توان قدرت نظامی چین را در حد منطقه‌ای در نظر گرفت و در این مراکز دائم اطلاعات بررسی و ارزیابی می‌شود برای رسیدن به این نتیجه که تا چه میزان توان برابری با قدرت‌های جهانی دارد. یکی از این مراکز مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک، IISS، است که در کتاب مرجع سالانه خود به نام موازنه نظامی داده‌های موجود در مورد هزینه‌های نظامی کشورهای جهان را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است. بررسی این مؤسسه نشان می‌دهد که ایالات متحده با صرف هزینه‌ای بالغ بر 600 میلیارد دلار در سال گذشته میلادی همچنان رتبه نخست را در میان کشورهای جهان به خود اختصاص داده است و کشور دوم بعد از آن چین است اما با این نکته قابل توجه که چین برای نخستین بار از مرز 100 میلیارد دلار گذشته و در سال گذشته مبلغی بالغ بر 112 میلیارد دلار این رتبه را به خود اختصاص داده است.

در مورد این ارزیابی باید به دو نکته مهم توجه داشت. نخست آن که هزینه 600 میلیارد دلاری امریکا در حالی است که این کشور به طور عمده هدف کاهش هزینه‌های نظامی خود را در دستور کار دارد و باید بعد از این انتظار سیر نزولی هزینه‌های نظامی امریکا را داشت. بنابر این، پیش‌بینی می‌شود که امریکا در سال‌های آینده و با دنبال کردن این برنامه هزینه‌های نظامی خود را به صورت چشمگیری کاهش خواهد داد. این موضوع در مورد چین درست برعکس است. روند هزینه‌های نظامی چین در سال‌های اخیر نشان از رشد دارد به صورتی که پیش از این کمی بیش از 90 میلیارد دلار بود اما گذر از مرز 100 یا 110 میلیارد دلار نشان می‌دهد که این کشور برنامه‌های گسترده‌ای برای توسعه و تقویت توان نظامی خود دنبال می‌کند.

نکته قابل توجه دیگر در نحوه هزینه‌های نظامی چین است چراکه این مؤسسه نمی‌تواند به صورت دقیق مشخص کند چین این مبلغ را به چه صورت هزینه می‌کند. مسئله در آمارهای پکن است که معلوم نمی‌کند هزینه‌ها تا چه حد مربوط به امور خدمات نظامی، تحقیقات و توسعه نظامی یا خریدها می‌شود جدا از اینکه احتمال داده می‌شود بخشی از هزینه‌های نظامی چین صرف اموری می‌شود که این کشور چندان تمایلی به اطلاع‌رسانی در مورد آنها ندارد، اموری مثل توان هسته‌ای یا فضایی.

منافع منطقه‌ای یا جهانی

IISS  در بررسی خود خاطر نشان می‌کند که راهبرد نظامی چین همانند امریکا نیست. امریکا ابرقدرتی با جاه‌طلبی‌های جهانی بود اما شواهد این مؤسسه نشان می‌دهد که چین «بلندپروازی‌های محدودی» را در سر دارد و تنها می‌خواهد دو هدف را دنبال کند؛ اول اینکه در حیاط خلوت استراتژیک خود نقش اساسی داشته باشد و دوم اینکه با صرف هزینه‌ای محدود نیروی نظامی امریکا را در این منطقه مهار کند. به این دو دلیل است که IISS راهبرد نظامی چین را تنها در حدود تأمین منافع منطقه‌ای می‌سنجد اما هزینه 112 میلیارد دلاری با چنین راهبردی همخوانی دارد؟ هزینه‌های نظامی چین حتی بنا بر شواهد همین مؤسسه حدود سه برابر هند و بیشتر از مجموع هزینه‌های نظامی ژاپن، کره جنوبی، تایوان و ویتنام است.

اگر قدرت هسته‌ای و برنامه‌های فضایی چین را به این مجموعه اضافه کنیم باید نتیجه بگیریم که این کشور نه یک قدرت منطقه‌ای با راهبردی در همین حد بلکه بسیار بیشتر از این، اهداف دوردست‌تری در ابعاد جهانی را در نظر دارد. شاید ارزیابی این مؤسسه را در مقطع فعلی بتوان تا حدی قبول کرد بر این مبنا که چین در این مقطع سعی در حاکمیت خود در حوزه سنتی دارد تا بخش‌های جدا مانده را به وطن بازگرداند اما این امر تنها می‌تواند به معنای مرحله اول از قدرت‌گیری این کشور باشد. در اینجا مثل سایر حوزه‌ها حرکت مشابهی از سوی چین مشاهده می‌شود: حرکت آهسته و مطمئن به جلو به جای بلندپروازی‌های شتاب‌زده. این استراتژی در رشد اقتصادی چین مشاهده شده و باید گفت که برنامه نظامی آن نیز بر همین محور حرکت می‌کند تا به موازنه اقتصاد جهانی بتواند قدرتی با منافع جهانی داشته باشد. این چیزی است که با برخی شواهد آشکار می‌شود؛

وقتی که ناوهای چینی در اقیانوس هند و دریای عمان حضور دارند یا آن که در قضیه‌ای مثل سوریه با رأی منفی خود در شورای امنیت یا حمایت نظامی از سودان در مناقشه مرزی با سودان جنوبی نشان می‌دهد که خواهان نقش جهانی است تا یک مشاهده‌گر صرف. چین می‌داند که نمی‌تواند قدرت اقتصادی در عرصه جهانی باشد مگر آن که به لحاظ نظامی نیز وزن مشابهی داشته باشد و به همین جهت است که نمی‌توان گفت این کشور در راهبرد نظامی خود تنها نظر به حیاط خلوت استراتژیک در منطقه‌اش دارد. برعکس، به نظر می‌رسد که پکن قدرت نظامی خود را برای اهداف جهانی طراحی می‌کند اما به جای تحریک دیگر قدرت‌ها ترجیح می‌دهد برنامه خود را آرام به پیش ببرد تا آن که اهداف خود را با هزینه‌های کمتری به دست آورد. به این دلیل است که چین حتی در حیاط خلوت خود نیز با همین احتیاط حرکت می‌کند تا آن که به خواهد با به رخ کشاندن قدرت نظامی خود به اهدافش برسد.

نام:
ایمیل:
نظر: