صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۹۳ - ۲۳:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۶۸۲۳۸

 سرویس خارجی: تحلیلگر «یدیوت آهارونوت» مدعی شد با توجه به سه دلیل: پرتاب موشک های مکرر از نوار غزه به سرزمین اشغالی، شرایط سخت کنونی حماس و نیاز به تقویت قدرت بازدارندگی رژیم صهیونیستی، عملیاتی محدود، اما ویرانگر علیه نوار غزه بسیار نزدیک است.

«رون بن یشای» تحلیلگر مسائل نظامی روزنامه «یدیوت آهارونوت» نوشت:عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در نوار غزه نزدیک است و سه عامل آن را بیشتر از زمان دیگری نزدیک می‌کند و بر شتاب آن می‌افزاید.

این سه عامل، پرتاب موشک از نوار غزه به سوی سرزمین‌‌های اشغالی، شرایط سختی که حماس در آن به سر می‌برد و نیاز به تقویت قدرت بازدارندگی رژیم صهیونیستی پس از عملیات موسوم به «ستون ابر» است.

وی بدون اشاره به اینکه شلیک موشک از غزه، در واکنش به اقدامات و جنایات روزانه رژیم صهیونیستی است، افزود که موشک‌هایی که مقاومت به سمت سرزمین‌های اشغالی پرتاب می‌کند، حماس و اسرائیل را به رویارویی مقابل هم می‌کشاند و وضعیت فعلی، شبیه به وضعیت قبل از عملیات «ستون ابر» شده است.

عملیات ستون ابر(ستون دفاعی) یا حمله 2012 «اسرائیل» به غزه یا جنگ هشت‌روزه،عملیاتی نظامی است که ارتش رژیم صهیونیستی درنوار غزه به ‌مرحله اجرا درآورد و کاملا در آن شکست خورد. این تجاوز به‌طور رسمی در تاریخ 14 نوامبر 2012، با کشتن «احمد الجعبری» فرمانده شاخه نظامی حماس در غزه آغاز شد.

مقامات اسرائیلی اعلام کردند هدف از اجرای آن، متوقف ساختن حملات راکتی از نوار غزه و مختل ساختن توانایی سازمان‌های شبه‌نظامی است،اما به هیچیک از اهداف اعلام شده خود نرسیدند و توان موشکی گروه‌های مقاومت آسیبی ندید.«رون بن یشای» در ادامه گفت که دلیل دوم برای نزدیکی درگیری درغزه،وضعیت نامناسب حماس است.

وی مدعی شد این جنبش از یکسو زیرساخت‌های اصلی خود در کرانه باختری را از دست داده است و از سوی دیگر با مشکل مالی سخت،از جمله پرداخت حقوق 44 هزار کارمندش روبروست و اینکه باید امتناع مصر از باز کردن گذرگاه «رفح» را نیز به آن افزود.اما وی در مورد دلیل سوم می‌گوید:قدرت بازدارندگی رژیم صهیونیستی درعملیات موسوم به ستون ابر گرفته شد و نیاز به ترمیم جدی دارد، به همین دلیل،ارتش خود را برای یک عملیات کوتاه و محدود؛اما ویرانگر آماده می‌کند.

رژیم صهیونیستی به دلایلی، طی یک دهه اخیر رو به جنگ های محدود آورده ومهمترین دلیل این است که توانایی اداره یک جنگ دراز مدت را ندارد، چون با توجه به بافت جمعیتی پرتراکم در نوار غزه و احتمال کشتار فراوان، این رژیم با یک مخالفت جهانی روبرو خواهد شد و چهره این رژیم در نزد افکار عمومی غرب به عنوان یک حکومت خونریز افشا می‌شود،ضمن آنکه با توجه به دستیابی گروه‌های مقاومت فلسطینی به سلاح های راهبردی چون موشک‌های با برد100 کیلومتر،امکان اینکه عمق استراتژیک اسرائیل،خاصه تل آویو، هدف این موشک‌ها واقع شود،بسیار زیاد است؛ امری که می‌تواند زمینه مهاجرت معکوس صدها هزار اسرائیلی مهاجر را به دلیل نبود امنیت، فراهم کند.

دیگر اینکه فلسطین در چنبره کشورهای مسلمان قرار دارد و هرگونه جنایت علیه مسلمانان فلسطینی، خشم آنان و احتمالا بقای رژیم صهیونیستی را تهدید خواهد کرد، نظیر آنچه در جنگ 33 روزه لبنان یا 22 روزه یا جنگ 8 روزه رخ داد که همگی آنان در زمان بسیار کوتاهی صورت گرفت و لذا استفاده از جنگ‌های پرشدت اما محدود، همواره در دستورکار این رژیم قرار می‌گیرد.

اما با توجه به تغییرات گسترده در منطقه،معلوم نیست چنانچه اسرائیل جنگ محدودی را آغاز کند، آیا قادر خواهد بود پایان آن را خود تعیین کند؟بن یشای افزود که در حال حاضر وجود نگرانی‌هایی از واکنش‌های دیگر کشورها به ویژه مصر و اردن، مانع از انجام این عملیات شده است، زیرا این دو کشور با غزه اعلام همبستگی خواهند کرد و به این وسیله روابط امنیتی رژیم صهیونیستی با این دو کشور مختل می‌شود.

صهیونیست‌ها و روزها دشوار

این روزها صهیونیست‌ها غم زده‌تر از هر زمان دیگری، تحقق کابوس جدیدی را انتظار می‌کشند. دو هفته از زمان ربوده شدن سه نظامی جمعی تیپ ویژه چتربازان این رژیم گذشته است.منطقه خاورمیانه این روزها آبستن رویدادهای بیشماری است . سوریه همچنان درگیر جنایات گروهک های تکفیری دست پرورده صهیونیسم بین الملل است.

ملت عراق هم هدف جنایات وحشیانه این گروهک ها واقع شده اند. لبنان و فلسطین نیز یکی بواسطه خلا پست ریاست جمهوری و دوم به دلیل تشکیل دولت توافقی نیم بند، شاهد تحولات امنیتی و سیاسی متعددی هستند.

در نگاه اول، تمامی این رویدادها به نوعی در خدمت به منافع رژیم صهیونیستی است واین رژیم به ظاهر باید از این وقایع خرسند باشد،چه اینکه ویرانی کشورهای مسلمان به معنای تضمین بقای چند صباح اومعنا می‌شود.

اما در باطن وضع این گونه نیست.این روزها صهیونیست ها غم زده‌تر از هر زمان دیگری، تحقق کابوس جدیدی را انتظار می کشند. سه نظامی صهیونیست، در «الخلیل» واقع در کرانه باختری ناپدید شدند. اخبار ناپدید شدن این سه نظامی با کمی تاخیر برروی خروجی رسانه های اسرائیلی منتشر شد. توگویی که آنان باور نداشتند در چنین شرایطی، چنین ضربه امنیتی و اطلاعاتی متحمل شوند. چندروز بعد، رسانه ها از واژه ربوده شدن به جای ناپدید شدن برای این سه نظامی استفاده کردند.

گو اینکه به اطلاعاتی هرچند اولیه دست یافتند. این درحالی بود که هنوز گروهی مسئولیت این عملیات پیچیده را برعهده نگرفته بود. همین روز برخی رسانه های اسرائیلی با هدف تشتت اوضاع، اعلام کردند که یک گروه متعلق به داعش، سه نظامی را ربوده است.

در هفتمین روز این حادثه، این بار بیانیه ای بر روی خروجی رسانه های فلسطینی قرار گرفت که می گفت گردان های «الاقصی» شاخه مقاومت جنبش فتح، مسئولیت این عملیات را برعهده گرفته است.

هرچند در رسمیتاین بیانیه هنوز تردید وجود دارد،اما دو کابوس بزرگ ودرعین حال مهم را پیش روی مقامات ارشد امنیتی اسرائیل قرار داد: بازهم «مقاومت» و بازهم «اسارت.»کابوس نزدیک شدن جغرافیایی گروه‌های مقاومت فلسطینی به مناطق حساس وحیاتی رژیم صهیونیستی، این روزها به واسطه توانمندی این گروه‌ها در استفاده از تجهیزات استراتژیک و جنگ الکترونیکی، نگرانی بزرگ مقامات تل آویو است که هر خنده ای را بی شک بر روی لبانشان خشک می‌کند. چرا؟ چون پای امنیت داخلی و تهدید وجودی آنان در میان است. طی یک دهه اخیر، اسرائیل بسیار کوشید تا جدایی جغرافیایی میان نوار غزه به عنوان پایگاه اصلی حضورمقاومت و کرانه باختری، جایی که تا تل آویو راه چندانی نیست، ایجاد کند.

اما عملیات الخلیل پیام‌های دیگری داشت. این عملیات می تواند به معنای بازگشت دوباره عملیات های شهادت طلبانه گروه های مقاومت علیه اهداف صهیونیستی در سرزمین های اشغالی سال 1948 باشد.کابوس اسارت نیز تداعی کننده دوران پنج ساله و پرالتهاب اسارت «گلعاد شالیط» در نوارغزه است.

عملیات پیچیده گروه های مقاومت فلسطینی در اسارت شالیط در ژوئن سال 2006 ، تاثیرات سیاسی و امنیتی متعددی در درون جامعه صهیونیستی برجا گذاشت.

باعث فروپاشی زودهنگام دولت وقت «ایهود اولمرت» شد. وزیر جنگ وقت اسرائیل را به بایگانی سپرد و دولت به اصطلاح قدرتمند نتانیاهو را تا یک قدمی فروپاشی پیش برد. قدرت ارتش اسراییل را در جنگ 22 روزه که با هدف یافتن محل اختفا و آزادی شالیط تدارک دیده شده بود،‌ به سخره گرفت .

علاوه بر این، زمینه های وقوع اعتراضات بی‌سابقه علیه نابرابری اقتصادی و بی عدالتی اجتماعی اسرائیل در سال 2011 نیز با الگو گیری از خیمه هایی شروع شد که حامیان آزادی شالیط در نقاط مختلف فلسطین اشغالی در اعتراض به ناتوانی حکومت در آزادی وی برپا می‌کردند. این اعتراضات، زلزله ای برپا کرد و شکنندگی وضع امنیتی این رژیم را یک بار دیگر گوشزد کرد.

حالا تمامی این کابوس‌ها بواسطه اسارت سه نظامی دیگر، بازگشته است. آیا رسوایی امنیتی دیگری در راه است؟ آیا این عملیات، پایه های لرزان ائتلاف شکننده حکومت اسرائیل را خواهد لرزاند؟ آیا اسرائیل برای آزادی این سه نظامی، یکبار دیگر علیه فلسطینی‌ها ماجراجویی خواهد کرد؟ آیا اسرائیل توانایی هزینه های مالی این ماجراجویی را دارد؟ با توجه به تجربه شالیط و جنگ 22 روزه، اگر جنگ دیگری صورت گیرد، تضمینی وجود دارد که این سه نظامی آزاد شوند؟ اگر در این جنگ متحمل شکست شوند، چگونه خواهند توانست از وقوع اعتراضات داخلی شبیه آنچه که در سال 2011اتفاق افتاد، جلوگیری کنند؟ ودرنهایت،چه تضمینی وجودداردکه انتفاضه جدیدی توسط فلسطینی‌ها، آن هم در کرانه باختری آغاز نشود؟با این همه نگرانی‌های امنیتی، آیا صهیونیست‌ها این روزها می‌توانند شاد باشند؟

نام:
ایمیل:
نظر: