صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۳۹۳ - ۲۱:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۲۶۹۱۰۶
مرتضی تفریشی - اشاره: نخستین میزگرد آمریکای لاتین در نظام بین‌الملل با شرکت جمعی از صاحب‌نظران و سفرا و نمایندگان سیاسی کشورهای آمریکای لاتین و با همکاری دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی در تاریخ چهارم خرداد ماه 1382 در محل این دفتر برگزار گردید. گزارش مطالب مطرح شده در این میزگرد به شرح زیر می‌باشد.

افتتاحیه

ابتدا جناب آقای معیری معاون محترم آموزش و پژوهش ضمن خوشامدگویی به حاضران و استقبال از برگزاری اولین میزگرد آمریکای لاتین اظهار داشتند:

همانگونه که مطلعید کشورهای آمریکای لاتین بار دارا بودن حدود ششصد میلیون نفر جمعیت، بخش وسیعی از نیمکره غربی را شامل می‌شوند. این کشورها پس از استقلال از قدرت‌های استعمارگر در اولیل قرن نوزدهم به تدریج از اهمیت هر چه بیشتری در صحنه نظام بین‌الملل برخوردار شدند. کشورهای آمریکای لاتین به دلیل برخورداری از شباهت‌های فرهنگی و زبانی در بیشتر موارد مجموعه واحدی را با ویژگی‌های مشابه تشکیل می‌دهند هر چند که این امر مانع از وجود تمایلات مختلف در بین کشورهای منطقه‌ نمی‌باشد.

آمریکای لاتین در سال‌های اخیر از اهمیت فزاینده‌ای در نظام بین‌الملل برخوردار بوده است. زیرا این کشورها به تدریج ضمن فایق آمدن بر مشکلات داخلی بر تاثیر‌گذاری خود در صحنه بین‌المللی افزوده‌اند. اگر زمانی نه چندان دور کشورهای آمریکای لاتین را با کودتاهای نظامی و جنگ‌های چریکی و بدهی‌های خارجی می‌شناختند. امروزه این مفهوم به سرعت در حال تغییر است زیرا که هم اکنون در اکثر قریب به اتفاق این کشورها حکومت‌های مردم‌سالار و برگزیده مردم زمام امور را در دست دارند و اختلافات درونی و مناقشات مسلحانه جای خود را به ثبات و امنیت داده است. وضعیت اقتصادی این کشورها نیز به دلیل دارا بودن امکانات طبیعی فراوان و به ویژه روی آوردن به همگرایی منطقه‌ای در سال‌های اخیر به نحو چشمگیری بهبود یافته است.

امروزه اکثر کشورهای آمریکای لاتین در مهم‌ترین سازمان‌ها و مجامع سیاسی و اقتصادی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی حضور فعال دارند و از این رهگذر به افزایش اعتبار خود در صحنه جهانی پرداخته‌اند. البته نمی‌توان مشکلات فراروی این کشورها را نیز نادیده گرفت، از جمله توزیع نابرابر در آمدها و کاهش قدرت خرید اقشار مختلف در برخی از کشورها که منجر به گسترش پدیده فقر در میان آن‌ها شده است. ولی این مشکلات نیز با بهره‌گیری از امکانات بالقوه و بالفعل این کشورها و حمایت متقابل دولت و مردم قابل حل است.

روابط ایران و آمریکای لاتین گرچه به دلیل بعد مسافت و عدم شناخت کافی طرفین از یکدیگر نسبتا دیر آغاز شد ولی با این وجود پیشینه آن روابط به بیش از یکصد سال باز می‌گردد. در این مدت طرفین سعی بر افزایش آگاهی‌های خود و شناخت متقابل از امکانات و توانمندی‌های یکدیگر داشته‌اند. ایران به دلیل وضعیت جغرافیایی خاص خود که پل ارتباطی میان شرق و غرب و مسیر دستیای به کشورهای تازه استقلال‌یافته آسیای مرکزی می‌باشد. می‌تواند در تسهیل ارتباط این کشورها با آمریکای لاتین نقش مهمی را ایفا نماید، همچنان که آمریکای لاتین نیز از جاذبه‌های بالقوه‌ای برای جمهوری اسلامی ایران برخوردارد است. لذا شایسته است تا با تلاش جدی دو طرف، زمینه‌های همکاری میان ایران و کشورهای آمریکای لاتین بیش از پیش شناخته شده و توسعه یابد.

در همین زمینه تبیین و شناسایی منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با آمریکای لاتین و چگونگی گسترش آن‌ها یکی از اولویت‌های ما می‌باشد. برای نیل به این هدف تماس مستمر و مشارکت صاحب‌نظران و کارشناسان هر دو طرف ضروری است و لذا برگزاری میزگردها و گردهمایی‌های مشترک مانند میزگرد «نقش آمریکای لاتین در نظام بین‌الملل» می‌تواند ما را در نیل به این مهم یاری نماید.

سپس آقای سزاریو ملانتونیونتو سفیر برزیل در تهران در سخنان کوتاهی به نمایندگی از سفرا و کارداران کشورهای آمریکای لاتین در ایران از برگزاری نخستین میزگرد آمریکای لاتین در دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی اظهار خوشوقتی نمود و ابراز امیدواری کرد که اینگونه اقدامات به شناخت بیشتر طرفین از یکدیگر منجر شود.

جلسه اول

در آغاز این جلسه که موضوع آن تحولات آمریکای لاتین و جایگاه آن در نظام بین‌الملل بود آقای دکتر سجادپور با اظهار خشنودی از برگزاری این میزگرد ابراز امیدواری نمود که این گونه تماس‌ها در آینده نیز ادامه یابد. سپس اینجانب کارشناس امور آمریکای لاتین در دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی به عنوان نخستین سخنران، مقاله خود را تحت عنوان «مروری بر تحولات آمریکای لاتین» ارائه داده و اظهار داشتم که آمریکای لاتین دارای وحدت فرهنگی عظیمی می‌باشد. سیر تحولات تاریخی و اجتماعی در کشورهای آمریکای لاتین مسیر مشابهی را پیموده و منجر به ایجاد ویژگی‌های فرهنگی مشترک در میان آن‌ها شده است.

نخستین دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم شاهد تغییرات شگرفی در منطقه آمریکای لاتین و کارائیب بود. دوره‌ای از توسعه اقتصادی به همراه رشد ظرفیت‌های تولیدی و افزایش قابل توجه توان صادراتی که میزان آن در کشورهای مختلف متفاوت بود مشاهده گردید. با این همه بحران اقتصادی سال 1982 (مرسوم به بحران بدهی‌ها) به شدت بر اقتصاد کشورهای آمریکایی لاتین تاثیر گذاشت. کشورهای مزبور سال‌های سختی را در دهه هشتاد میلادی که به نام دهه از دست رفته نامیده شده است پشت سر گذاشتند دلیل این نامگذاری، رکود اقتصادی مزمن، بدهی‌های کلان خارجی و عدم توانایی در بازپرداخت آن‌ها، کاهش 9 درصدی تولید ناخالص ملی از سال 1980 تا 1990 و تورم لجام گسیخته‌ای بود که میزان آن‌گاه تا هزار درصد نیز می‌رسید. این شرایط، کشورهای آمریکایی لاتین را از اواسط همان دهه ناگزیر از تغییر الگوی اقتصادی خود که تا آن زمان برپایه جانشینی واردات و توسعه از درون استوار بود به الگوی جدیدی به نام نئولیبرالیسم نمود.

راهبرد نئولیبرال که در دهه 80 و  اوایل دهه 90 میلادی در تمام کشورهای آمریکای لاتین به جز کوبا به کار گرفته شد نتیجه مطلوب و مورد انتظار را به دست نیاورد. شیوه‌های نئولیبرالی که توسط بانک‌ جهانی و صندوق بین‌المللی پول به این کشورها دیکته شد شامل گشودن بازارها بر روی صادرات خارجی، خصوصی‌سازی وسیع و کوچک کردن دستگاه دولتی بود. در نتیجه استفاده از چنین شیوه‌هایی صادرات این کشورها که عمدتا یک محصولی بود توانایی رقابت با محصولات کشورهای پیشرفته را از دست داد به نحوی که سهم آمریکای لاتین در تجارت جهانی که در دهه 1960، 9 در صد بود در طول دهه نود به 3/6 در صد کاهش یافت.

ادامه این روند به افزایش میزان بیکاری در این کشورها انجامید. فقر در طول این دهه به دلیل به کارگیری سیاست‌های تعدیل اقتصادی در تمام کشورهای آمریکایی لاتین افزایش یافت. نتیجه مستقیم افزایش فقر، گسترش فساد، بی‌عدالتی اجتماعی و نابرابری در درآمدها بود. افزایش سرسام‌آور بدهی خارجی این کشورها نشانه بارز وجود مشکلات اقتصادی در آن‌ها می‌باشد. بدهی‌های خارجی کشورهای آمریکای لاتین که سال 1990 به 435 میلیارد و در حال حاضر به 800 میلیارد دلار رسیده است.

در مجموع می‌توان گفت که پس از یک دهه اجرای سیاست‌های نئولیبرالی در آمریکا لاتین این سیاست‌ها عمدتا تنها برای قشر کوچکی از جوامع آن کشورها مفید بوده است. بروز بحران اقتصادی در دهه هشتاد میلادی، خاتمه مناقشات مسلحانه در منطقه و برقراری صلح و نیز به قدرت رسیدن حکومت‌های مردم‌سالار، کشورهای آمریکای لاتین را بیش از پیش به سوی همگرایی در قالب پیمان‌های منطقه‌ای سوق داد. در نتیجه چنین روندی، اتحادیه همگرایی آمریکای لاتین ALADI، بازار مشترک آمریکای جنوبی MERCOSUR، گروه سه و نیز پیمان نفتا شکل گرفت.

در حال حاضر پیشنهاد‌های دیگری نیز در این زمینه مطرح است مانند ایجاد یک منطقه آزاد تجاری با شرکت همه کشورهای قاره آمریکا (به استثنای کوبا) موسوم به ALCA برای سال 2005 که توسط آمریکایی‌ها ارائه شده است. نامبرده در پایان سخنرانی خود اظهار داشت که کشورهای آمریکای لاتین تنها در چارچوب نهاده‌های همگرایی منطقه‌ای می‌توانند به یک توسعه مستقل و رضایت‌بخش و ایجاد و تکامل بخش‌های تولیدی قابل رقابت دست یابند. اگر آمریکای لاتین نمی‌خواهد توسط ابرقدرت آمریکا بلعیده شود چاره‌ای جز روی آوردن به همگرایی در قالب پیمان‌ها در سازوکارهای منطقه‌ای نخواهد داشت.

سخنران بعدی آقای عارفی رئیس اداره اول آمریکا که مقاله خود را با عنوان «ایالات متحده و آمریکای لاتین: اولویت‌های سیاست خارجی» ارائه داد. وی اظهار داشت که اقصادی‌های آسیب‌پذیر کشورهای آمریکای لاتین از عواملی چون روند کند رشد اقتصادی در آمریکا، عدم ریسک‌پذیری سرمایه‌داران بین‌المللی و تاثیر منفی 11 سپتامبر بر توریسم و تجارت نیمکره غربی صدمه دیده است. ایالات متحده و آمریکای لاتین، تاریخی به هم پیوسته دارند. کارگزاران سیاست خارجی آمریکا در دولت کنونی محافظه‌کار، سه اولویت برای این منطقه قائل هستند که تقویت امنیت، ارتقای دولت کارا و توسعه اقتصادی.

موضوع اول در سیاست خارجی کنونی آمریکا، امینت است و تمامی رهیافت‌های کنونی برای پاسخگویی به آن تنظیم شده است. لذا اولویت نخست آمریکا در آمریکای لاتین نیز امنیت و تقویت ساختارهای امنیتی و نظامی برای پاسخگویی به تهدیدات است.

اگر چه در حال حاضر، عراق و مسائل خاورمیانه وقت و انرژی فراوانی را از سیاست خارجی آمریکا به خود اختصاص داده است، اما برخی حوزه‌های مشخص از جمله کوبا، ونزوئلا و کلمبیا کانون توجه افزون‌تر آمریکا در حوزه امنیتی در نیمکره غربی را در آینده به خود اختصاص خواهد داد.

سخنران بعدی آقای عارفی رئیس اداره اول آمریکا که مقاله خود را با عنوان «ایالت متحده و آمریکای لاتین: اولویت‌های سیاست خارجی» ارائه داد. وی اظهار داشت که اقتصادهای آسیب‌پذیر کشورهای آمریکای لاتین از عواملی چون روند کند رشد اقتصادی در آمریکا، عدم ریسک‌پذیری سرمایه‌داران بین‌المللی و تاثیر منفی 11 سپتامبر بر توریسم و تجارت نیمکره غربی صدمه دیده است. ایالات متحده و آمریکای لاتین، تاریخی به هم پیوسته دارند. کارگزارن سیاست خارجی آمریکا در دولت کنونی محافظه‌کار، سه اولویت برای این منطقه قائل هستند: تقویت امنیت، ارتقای دولت کارا و توسعه اقتصادی.

موضوع اول در سیاست خارجی کنونی آمریکا، امنیت است  و تمامی رهیافت‌های کنونی برای پاسخگویی به آن تنظیم شده است. لذا اولویت نخست آمریکا در آمریکای لاتین نیز امنیت و تقویت ساختارهای امنیتی و نظامی برای پاسخگویی به تهدیدات است. اگر چه در حال حاضر، عراق و مسائل خاورمیانه وقت و انرژی فراوانی را از سیاست خارجی آمریکا به خود اختصاص داده است، اما برخی حوزه‌های مشخص از جمله کوبا، ونزوئلا و کلمبیا کانون توجه افزون‌تر آمریکا در حوزه امنیتی در نیمکره غربی را در آینده به خود اختصاص خواهد داد.

کشورهای این نیمکره باید برای حفظ و حراست از امنیت آمریکا در آینده هزینه‌های بیشتری را متحمل شوند و این فشاری بر اقتصاد و سیاست این کشورها خواهد بود. اولویت دوم سیاست خارجی آمریکا، تقویت اقتصاد‌های آمریکای لاتین است زیرا وضعیت اقتصادی این کشورها در سال‌های گذشته و به ویژه در سال 2002 با مشکلات زیادی روبرو بوده است.

در این میان به ویژه روابط نفتی با سه کشور ونزوئلا، مکزیک و کلمبیا در سال‌های آتی مورد توجه بیشتر آمریکا قرار خواهد گرفت. در عین حال با توجه به گرفتاری آمریکا در عراق، می‌توان انتظار کاهش در تخصیص اعتبارات اقتصادی به آمریکای لاتین را در آینده داشت.

وی در ادامه افزود که در شرایط پس از عراق، آمریکا با چالش‌های جدیدی در نیمکره غربی رویارو خواهد شد. این چالش‌ها عمدتا ماهیت سیاسی داشته و از نحوه تعامل آمریکا با چند گروه از کشورهای این نیمکره شکل خواهند گرفت. گروه نخست، همسایگان آمریکا یعنی کانادا و مکزیک هستند. آمریکا مجبور است تعمل مثبت‌تری با این کشورها داشته باشد. گروه دوم در حال حاضر تنها به کوبا خلاصه می‌شود. شرایط آینده حکایت از دشواری‌های این کشور در روابطش با آمریکا و سخت‌تر شدن مناسبات دو کشور دارد. به نظر می‌رسد که مورد کوبا محتمل‌ترین رویارویی سیاسی آمریکا در منطقه باشد.

گروه سوم ونزوئلا و کلمبیا هستند که هر یک دارای ویژگی‌های خاص خود است و گروه چهارم نیز آرژانتین و محیط ثبات پیرامونی آن می‌باشد. ظاهرا موفق‌ترین کشورها در این منطقه، برزیل و شیلی هستند. به رغم تاکید دولت کنونی آمریکا بر تشکیل منطقه تجارت آزاد قاره آمریکا تا سال 2005 به نظر نمی‌رسد دشواری‌های موجود در منطقه حصول به چنین هدفی را امکان‌پذیر سازد. اما حوزه‌های اقتصادی کوچک‌تر مانند مرکوسور  و حوزه آند می‌توانند در راه دستیابی به همگرایی بیشتر موفق‌تر باشند.

سومین سحنران آقای سالوادور کاسیان سانتوس سفیر مکزیک در تهران بود که در خصوص «ارزیابی جایگاه آمریکای لاتین در نظام بین‌الملل» سخنانی به این شرح اظهار داشت: منطقه‌ای که به نام آمریکای لاتین شناخته می‌شود بخش اعظم قاره امریکا را از شمال مکزیک تا جنوب آرژانتین در مساحتی بیش از 20 میلیون کیلومتر مربع در برگرفته است. به رغم شباهت‌های تاریخی و فرهنگی ناشی از کشف و فتح منطقه توسط اسپانیایی‌ها و پرتغالی‌ها که از قرن پانزدهم به بعد صورت گرفت و نیز با وجود این که در پاره‌ای موارد از قبل پیوندهایی میان فرهنگ‌های بومی قاره آمریکا وجود داشت، تفاوت‌ها و گوناگونی بسیاری میان کشورهای آمریکای لاتین دیده می‌شود که زاییده عواملی چون ترکیب قومی، موقعیت مکانی، مساحت، منابع طبیعی و میزان توسعه‌یافتگی هر یک از این کشورها می‌باشد.

این گوناگونی باعث شده است که به دشواری بتوان آمریکای لاتین را به عنوان بلوکی متشکل از کشورهایی دانست که در مجامع بین‌المللی با یکدیگر هم صدا بوده و با داشتن مواضعی یکسان از منافعی واحد در مجامع مختلف برخوردار بوده و به هماهنگی سیاسی و اقتصادی با یکدیگر بپردازند.

سفیر مکزیک سپس به معرفی مجامع عمده منطقه‌ای و سازوکارهای رایزنی و هماهنگی سیاسی و اقتصادی در منطقه پرداخت و اظهار داشت که عمده‌ترین نهاد در این خصوص، سازمان کشورهای آمریکایی می‌باشد که منشا آن به سال 1889و نخستین کنفرانس بین‌المللی قاره آمریکا بر می‌گردد.

این کنفرانس سپس در سال 1910 به اتحادیه پان آمریکن و متعاقباً در سال 1948 به سازمان کشورهای آمریکایی تغییر نام داد. تمامی کشورهای قاره آمریکا عضو این سازمان می‌باشند. پس از آن باید از سازمان منع سلاح‌های هسته‌ای در آمریکای لاتین و کارائیب نام برد که در 14 فوریه 1967 به منظور منع استفاده و گسترش سلاح‌های هسته‌ای در مناطق مزبور امضا شد.

نهاد دیگر گروه ریو است که یک سازو کار دایمی رایزنی و هماهنگی سیاسی می‌باشد که در سال 1986 به نفع صلح در آمریکای مرکزی ایجاد شد. این گروه تنها نهاد منطقه‌ای برای گفتگو و هماهنگی سیاسی بوده و عمده‌ترین مخاطب آمریکای لاتین و کارائیب در برابر دیگر کشورها به شمار می‌آید. اعضای این گروه در حال حاضر به 19 عضو بالغ می‌‌شوند. در سال 1989 سه کشور مکزیک، کلمبیا و ونزوئلا تاسیس نهاد ��دیدی به نام گروه سه را اعلام نمودند. اهداف این گروه عبارت است از گسترش همکاری‌های اقتصادی، تجاری، سیاسی، فرهنگی و علمی با هدف تقویت امر توسعه در منطقه.

نهاد عمده دیگر در این منطقه، کنفرانس ایبر و آمریکا می‌باشد که هر سال روسای دولت‌ها و کشورهای 21 کشور اسپانیایی زبان و پرتغالی زبان آمریکای لاتین و اروپا با هدف تشویق همکاری، هماهنگی و همبستگی منطقه‌ای گرد هم می‌آورد.

همچنین با پیشنهاد آمریکا اجلاس روسای کشورها و دولت‌های نیمکره غربی که به روش دمکراتیک انتخاب شده‌اند برای نخستین بار در سال 1994 برگزار گردید. علاوه بر این اجلاس، از سال 1991 نیز اجلاس مشترک روسای کشورها و دولت‌های آمریکای لاتین، کارائیب و اتحادیه اروپا با هدف ایجاد و توسعه یک اتحادیه استراتژیک مبتنی بر احترام کامل به حقوق بین‌الملل و اهداف و اصول منشور سازمان ملل متحد گسترش اتحاد و همکاری میان اعضا برگزار می‌گردد.

همچنین برخی از کشورهای ساحلی اقیانس آرام نظیر مکزیکف شیلی و پرو عضو APEC یا شورای همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوس آرام نیز می‌باشند. از این گذشته، تمامی کشورهای امریی لاتین در سازمان ملل متحد عضویت داشته و برخی از آن‌ها از بنیانگذاران آن سازمان می‌باشند.

آخرین سخنران جلسه نخست آقای کشاورززاده رئیس اداره اول فرهنگی و سفیر پیشین کشورمان در ونزوئلا بود که سخنرانی خود را تحت عنوان «پدیده چاوز» ارائه داد. وی اظهار داشت که ونزوئلا در اواخر سال 1998 شاهد پدیده جدیدی در معادلات سیاسی داخلی خود بود که نه تنها توجه مردم آمریکای لاتین بلکه مردم نیاز را به خود جلب نمود و آن ظهور هوگو چاوز به عنوان نامزد انتخاب ریاست جمهوری بود.

چاوز در فوریه 1992 علیه دولت وقت کودتای نظامی کرده بود و پس از شکست در کودتا محاکمه و زندانی شده بود. کودتای وی به عنوان یک افسر ارتش در حمایت از مردمی بود که علیه سیاست‌های صندوق بین‌المللی پول قیام کرده بودند. چاوز در پی آزادی از زندان و تاسیس یک حزب سیاسی توانست در انتخابات ریاست جمهوری سال 1998 بیش از 57 درصد آراء را به خود اختصاص دهد و بدین وسیله شوک عظیمی را به نهادهای سیاسی آمریکای لاتین وارد کند که تبعات آن بعدها در کشورهای مزبور هویدا گشت. چاوز زمانی قدرت را به دست گرفت که احزاب سنتی رابطه خود را با مردم از دست داده بودند و میلیون‌ها نفر احساس می‌کردند که چاوز تنها نماینده آن‌ها است. پیروزی چاوز در واقع بازتاب ورشکستگی نهادهای سیاسی و دکترین‌های اقتصادی در آمریکای لاتین بود.

نامبرده سپس به شرح اقدامات چاوز پرداخت و اظهار داشت که این اقدامات شامل تغییر قانون اساسی کشور، تغییر نام کشور و تمسک به سیمومن بولیوار، برگزاری اجلاس سران اوپک جهت تقویت سازمان مزبور، برقراری رابطه نزدیک با کوبا، احیای حس ناسیونالیستی مردم و دفاع از حاکمیت ملی ونزوئلا بوده است.

پس از ارائه مقالام توسط سخنرانان در پایان جلسه اول تعدادی از حاضرین به ارائه سولا و اظهارنظر پرداختند. از جمله آقای اسلامیان سفیر جمهوری اسلامی ایران در شیلی که طی سخنان کوتاهی اظهار داشت که کشورهای آمریکای لاتین در سال‌های اخیر رشد چشمگیری را در زمینه توسعه سیاسی و  اقتصادی تجربه کرده‌اند و به تدریج در حال فایق آمدن بر مشکلات خود می‌باشند.

به نظر ایشان کشورهای مزبور هویت سیاسی مستقلی را دارا بوده و دیگر نمی‌توان آن‌ها را حیاط خلوت آمریکا نامید. وی همچینن از برقراری رابطه نزدیک میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای آمریکای لاتین حمایت نمود. همچنین آقای رونق یکی از کارشناسان اداره کل آمریکا در سخنانی به وضعیت سیاسی و اقتصادی برزیل به عنوان یکی از کشورهای مهم آمریکا لاتین اشاره نمود.

جلسه دوم

 در آغاز این جلسه که موضوع آن «روابط ایران و آمریکای لاتین: فرصت‌ها و چالش‌‌ها» بود، آقای صالحی رئیس اداره دوم آمریکا و سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در کوبا به عنوان «نیمکره غربی و دوستان ایران» ارائه نمود. وی در ابتدا اظهار داشت که مطالعات تاریخی و پژوهش‌های به عمل آمده نشان می‌دهد که اطلاعات اولیه مردم ایران درباره قاره آمریکا بسیار محدود بوده است. زیرا با این که قاهره آمریکا در سال 1492 کشف شد ولی تا مدت‌ها مردم ایران در این مورد اطلاعی نداشتند و نخستین اخبار در این مورد به دوره قاجار باز می‌گردد.

تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، روابط با کشورهای منطقه‌‌ آمریکای لاتین متاثر از نظام بین‌الملل و فضای غالب بر آن و نیز موفقیت ایران و کشورهای منطقه در راهبرد کمونیست‌ستیزی ایالات متحده قرار داشت. پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران در انجام تبلیغات وسیع علیه کشورمان، برخی از کشورهای آمریکای لاتین به تبعیت از تعلطیلی سفارت آمریکا در تهران، سفارت خانه‌های خود را تعطیل کردند و برخی دیگر نیز به حالت غیر فعال به کار خود ادامه دادند. با آغاز جنگ تحمیلی و اعمال تحریم‌های اقتصادی و همچنین انزوای سیاسی، جمهوری اسلامی ایران توسعه روابط با کشورهای آمریکای لاتین را در اولویت‌های خود قرار داد.

در این دوران سفارت خانه‌های ایران در کشورهای شیلی، اوروگوئه، نیکاراگوئه، کوبا و کلمبیا افتتاح و آغاز به کار کرد. یک آمار تخمینی از حجم مبادلات تجاری ایران با کشورهای منطقه پس از انقلاب اسلامی رقمی در حدود 15 میلیارد دلار را به نمایش می‌گذارد.

با این همه، به رغم توسعه چشمگیر و خیره‌کننده روابط تجاری بین ایران و کشورهای آمریکای لاتین، روابط سیاسی از توسعه‌یافتگی و درک متقابل مورد انتظار برخوردار نبود. اما پایان جنگ سرد، انقلاب ارتباطی و پدیده جهانگرایی زمینه را برای گسترش روابط با جمهوری اسلامی ایران مساعد نمود. نامبرده در ادامه اظهار داشت که جمهوری اسلامی ایران جهت تنظیم روابط خود با آمریکای لاتین اهداف زیر را مشخص کرده است:

‌- توسعه روابط منطقه‌ای با آمریکای لاتین به منظور اتخاذ مواضع مشترک در خصوص مسائل بین‌المللی.

‌- توسعه روابط سیاسی دوجانبه با هدف ایجاد زمینه لازم برای توسعه سایر جنبه‌ها و ابعاد روابط دوجانبه.

‌- توسعه روابط اقتصادی به منظور متنوع‌سازی روابط تجاری و همکاری‌های منطقه‌ای از جمله همکاری‌های بلوکی بین سازمان اکو و مرکوسور.

‌- توسعه روابط فرهنگی و شناساندن تمدن و فرهنگ و هنر ایران.

وی علل عمده توسعه صادرات به کشورهای آمریکای لاتین را فقدان رقابتی بودن تولیدات ایرانی برای حضور در بازارهای خارجی، فقدان ساز و کار و نظام هماهنگ برای تجارت در بازار جهانی، تعداد مراکز تصمیم‌گیری در تجارت خارجی؛ قوانین دست و پاگیر برای صادرات و فقدان روحیه ریسک‌پذیری در تجارت ایرانی بر شمرد.

وی در خصوص موقعیت فعلی روابط جمهوری اسلامی ایران با آمریکای لاتین اظهار داشت که طی پنج سال گذشته این روابط از تحولات چشمگیری برخوردار بوده و طرفین در این خصوص گام‌های بلندی برداشته‌اند. از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران روابط با آمریکای لاتین دارای روندی کند ولی امیدوار‌کننده بوده است و چنانچه کشورهای آمریکای لاتین برخی ملاحظات محافظه‌کارانه را به کناری نهند در آینده روابط بسیار مستحکمی به وجود خواهد آمد.

آخرین سخنران جلسه دوم آقای سرمدی رئیس اداره همکاری‌های اقتصادی و سفیر پیشین کشورمان در اروگوئه بود که سخنرانی خود را تخت عنوان «راهکارهای توسعه روابط ایران و آمریکای لاتین» ارائه داد.

وی پس از اشاره به پیشرفت‌های اقتصادی ایران در طول اجرای برنامه پنج ساله سوم توسعه اقتصادی و دستاوردهای مهمی که به همراه داشته است اظهار داشت که به رغم بعد مسافت، ایران به طور سنتی دارای روابط خوب و دوستانه‌ای با کشورهای آمریکای لاتین بوده است. به منظور تقویت روابط تجاری و اقتصادی با کشورهای آمریکای لاتین از طریق موافقت‌نامه‌های ویژه دوجانبه و چندجانبه به مدیریت خاصی نیاز می‌باشد.

ما باید چارچوب جدیدی را برای برقراری روابط میان کشورهایمان در آینده طراحی کنیم. باید پیوندهای تجاری و اقتصادی‌مان را با کشورهای آمریکای لاتین هم در زمینه دوجانبه و هم منطقه‌ای تقویت نماییم.

کشورهای آمریکای لاتین می‌توانند عمدتا محصولات کشاورزی به ایران صادر نموده و در مقابل نه تنها محصولات سنتی بلکه نفت و محصولات پتروشیمی و ماشین‌ آلات نیز وارد نمایند. ما علاقمند به تلاش برای ایجاد مناطق آزاد تجاری و موافقت‌نامه‌های تجارت ترجیحی با کشورهای برزیل، اروگوئه، شیلی، مکزیک و نیز با نهادهای منطقه‌ای مانند مرکوسور، جامعه کشورهای آند و بازار مشترک آمریکای مرکزی هستیم.

نامبرده در خاتمه اظهار داشت که تقویت روابط اقتصادی و تجاری به نهادینه کردن گفتگو‌های سیاسی بستگی دارد و لذا باید با گفتگوی سیاسی با گروه ریو که مهم‌ترین نهاد رایزنی سیاسی در منطقه آمریکای لاتین می‌باشد گشوده شود.

در ادامه جلسه، کاردار ونزوئلا در تهران آقای ابراهام کلاورو طی سحنان کوتاهی نظرات خود را در مورد روابط دوجانبه ایران و ونزوئلا اعلام نمود. وی در سخنان خود اظهار داشت که دو کشور در اوایل دهه شصت میلادی روابط سیاسی برقرار کردند ولی در مدت تقریبا چهل سال این روابط در یک قالب رسمی ادامه داشت بدون این که ابتکاری جهت توسعه این روابط صورت بگیرد.

لیکن پس از انتخاب آقای هوگو چاوز به ریاست جمهوری در سال 1998 یک چرخش 180 درجه‌ای در روابط دو کشور به وجود آمد به نحوی که در پنج سال گذشته مجموعا 12 قرار داد و یادداشت تفاهم در زمینه‌های مختلف از جمله قرارداد همکاری‌های دوجانبه، موافقنامه پیشگیری و کنترل مواد مخدر و قرار داد خواهر خواندگی میان شهرهای تهران و کاراکاس به امضا رسیده است

همچنین در زمینه فعالیت در نهادهای بین المللی، شیوه حمایت متقابل از کاندیداهای طرفین برای عضویت در این نهدها به کار گرفته شده که موجب تقویت بیشتر رو��بط دوجانبه گردیده است. ایشان در پایان سخنان خود اظهار داشت که ضروری است پیشرفت‌هایی که در زمینه سیاسی به وجود آمده به حوزه‌های اقتصادی و بازرگانی نیز گسترش یابد. زمان آن فرا رسیده است که هر دو کشور با محصولات یکدیگر آشنا شوند. لذا ایجاد نمایشگاه‌های دائمی محصولات هر یک از دو کشور امری ضروری است.

سپس آقای جلالی معاوم مدیر کل همکاری‌های اقتصادی و سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در اروگوئه با اشاره به حکومت‌های مردم‌سالار در آمریکای لاتین اظهار داشت که تجربه دموکراسی لیبرال در کشورهای آن منطقه موفقیت‌آمیز بوده است. وی با اشاره به دو کشور مکزیک و برزیل گفت که تحولات این دو کشور را باید بیشتر مورد توجه قرار داد زیرا دارای قدرت تاثیر‌گذاری سیاسی و اقتصادی فراوانی در منطقه می‌باشند. به عنوان مثال، 40 درصد تولید ناخالص ملی آمریکای جنوبی متعلق به برزیل است و مکزیک نیز یکی از قدرت‌های اقتصادی و صنعتی در منطقه محسوب می‌شود. ما به برزیل به عنوان یک شریک خوب، به ونزوئلا به عنوان یک هم پیمان نفتی، به آرژانتین به عنوان شریک اقتصادی و به کوبا به عنوان یک دوست استراتژیک می‌نگریم.

در ادامه سفیر اروگوئه در تهران آقای خوزه لوئیس رمدی طی سخنان اظهار داشت که رابطه ایران و اروگوئه رابطه‌ای خوب و ثمربخش است و آمار مبادلات تجاری دو کشور گویای این موضوع است. هر دو کشور دارای یک کمیسیون مشترک اقتصادی فعال می‌باشند که تحت ریاست جناب آقای آهنی معاون اروپا و آمریکا قرار دارد.

ایران و اروگوئه در زمینه محصولات کشاورزی، اصلاح ژنتیک و بیوتکنولوژی با هم همکاری دارند. سفیر اوروگوئه در حال حاضر دارای مشکل بزرگ مهاجرتی است زیرا بسیاری از جوانان جهت اشتغال به خارج از کشور می‌روند. در سال‌های اخیر مشکلات دیگری نیز نظیر قاچاق مواد مخدر و پول‌شویی گریبانگیر  آن کشور شده است.

سپس کاردار  آرژانتین در تهران آقای ارنستو آلوارز طی سخنان کوتاهی در خصوص مرکوسور اظهار داشت که ایجاد بازار مشترک آمریکای جنوبی با عضویت چهار کشور برزیل، آرژانتین، اوروگوئه و پاراگوئه و نیز عضویت ناظر شیلی سطح مبادلات تجاری دورن منطقه‌ای را افزایش داده و امکان توسعه اقتصادی بیشتر برای کشورهای مزبور افزایش یافته است.

آخرین نفری که به ارائه نظرات خود در این خصوص پرداخت آقای طباطبایی رئیس اداره خلع سلاح شیمیایی و سفیر پیشین کشورمان در مکزیک بود که با اشاره به فرصت‌های تجاری میان ایران و مکزیک اظهار داشت که تجار ایرانی و مکزیکی خود می‌دانند چه کالاهایی را با یکدیگر مبادله نمایند و دولت‌های این دو کشور باید تسهیلات لازم از قبیل معافیت‌های گمرکی، اعطای خط اعتباری و تسهیلات مالیاتی را در اختیار آن‌ها قرار دهند و نسبت به ارتقای سطح کمیسیون مشترک اقتصادی تلاش نمایند.

ضمنا چون هر دو کشور مکزیک و ایران از صادرکنندگان نفت هستند همکاری‌های نفتی میان آن‌ها از اصول اولیه ایجاد ارتباط محسوب می‌شود. همچنین با توجه به صنعتی بودن کشورهای مکزیک، برزیل و ونزوئلا و دارا بودن پارک‌ها و شهرک‌های صنعتی متعدد تجار ایرانی می‌توانند از آن امکانات استفاده نمایند. ضمنا با توجه به عضویت مکزیک در پیمان نفتا می‌توان از امکانات آن کشور جهت صادرات مجدد کالا استفاده نمود.

وی همچنین اشاره نمود که با توجه به سطح علمی مناسب دانشگاه‌های مکزیک به ویژه در رشته پزشکی می‌توان همکاری های دانشگاهی را با آن کشور گسترش داد، ضمن این که همکاری‌های فرهنگی نیز جالب توجه خواهد بود.

در پایان جلسه دوم ابتدا سفیر برزیل در تهران آقای سزاریو ملانتونیو نتو در یک جمع‌بندی مختصر از مطالب مطرح شده در این میزگرد اظهار داشت که سخنان مطرح شده در این اجلاس حرائز اهمیت بوده و این گونه جلسات برای شناخت طرفین از یکدیگر سودمند است و ابراز امیدواری نمود که در آینده نیز فرصت تبادل عقاید بین دو طرف وجود داشته باشد.

پس از ایشان آقای دکتر سجادپور مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی به عنوان جمع‌بندی اظهار داشت که مباحث میزگرد از غنای خوبی برخوردار بود. مباحث مزبور در دو سطح عملی و نظری بررسی شد. برگزاری این میزدگرد دو وهله نخست نشان‌دهنده علاقه ایران به روابط با آمریکای لاتین و توسعه روابط سیاسی با‌ آن کشورها است و سپس بازگوکننده آمادگی دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی برای برگزاری جلسات مشترک در این زمینه و نیز توسعه همکاری‌های تحقیقاتی با مراکز مربوطه در آمریکای لاتین می‌باشد. بنا به گفته ایشان، این میزگرد را می‌توان در حقیقت یک اقدام سیاسی از سوی ایران جهت گسترش روابط با آمریکای لاتین دانست.

ملاحظات

‌- این میزگرد با استقبال و حضور کلیه سفرای کشورهای آمریکای لاتین در تهران و دیگر سفارت خانه‌ها و با مشارکت جمع کثیری از سفرای سابق کشورمان در آمریکای لاتین و نیز با همکاری و حضور موثر اداره کل آمریکا برگزار گردید.

‌- بخش خصوصی نیز حضوری فعال در این میزگرد داشت و اغلب شرکت‌هایی که دارای مراوده با کشورهای آمریکای لاتین می‌باشند در آن حضور داشتند.

‌- پوشش خبری میزگرد توسط خبرنگاران داخلی و خارجی به نحو شایسته‌ای انجام گرفت. 

نام:
ایمیل:
نظر: