محمدعلی خالقنژاد
علیرغم محدودیتهای غیررسمی که برای فعالیتهای سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور اسبق کشورمان وجود داشته و دارد با این حال هفته گذشته تعداد 9 نفر از نمایندگان افراطی عضو جبهه پایداری طی تذکری به مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری دولت یازدهم از او خواسته اند برای حکم ممنوعالخروجی، ممنوعالتصویری و ممنوعالبیانی سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور دوران اصلاحات اهتمام جدی کند. این درخواست در حالی از سوی این نمایندگان تندرو بیان شده که در چند سال گذشته این نمایندگان و کثیری از همفکرانشان شدیدترین تهمتها و حملات را به سیدجلیلالقدر روا داشتند وایشان هیچگاه فرصت نیافت تا از تریبونهای رسمی یا حتی غیر رسمی کشور که از آنجا مورد هجمه قرار میگیرد در برابر اتهامات مطرح شده از خود دفاع نماید.
چندی قبل سیدمحمد خاتمی گفت :«نه قصد داشتم و نه دارم و نه زمینهاش فراهم است که به قدرت برگردم.» این جملات را از خیلی وقتها پیش اصولگرایان علیالخصوص بخش تندرو و افراطی آنان آرزوی شنیدنش را داشتند تا به مقصود خود برسند و حال که به آرزوی خود دست یافته اند دیگر چه نیازی به اینگونه تذکرات و خط و نشان کشیدنها دارند.
آزادی موهبتی است الهی که از سوی خدا به بشر اهدا شده است و هیچکس حق ندارد آن را سلب یا محدود نماید مگر به حکم قانون. اصل بیست و سوم از فصل سوم قانون اساسی که ناظر به حقوق ملت است مقرر میدارد:«تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد .» یا در اصل ششم پیشنویس قانون اساسی چنین آمده :«در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال از یکدیگر تفکیکناپذیرند .هیچ فرد یا گروه یا هیچ مقام و مرجعی حق ندارد به نام آزادی براستقلال و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند یا به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی عقیده،بیان، قلم و آزادیهای دیگر را از کسی سلب کند یا قوانین و مقرراتی بدین منظور وضع کند مگر در زمان جنگ.»
با توجه به دو اصل فوق واصول دیگر، قلیل نمایندگانی که وظیفه قانونگذاری و نظارت بر حسن اجرای قوانین را برعهده دارند چگونه به خود اجازه داده و میدهند این چنین اصول مسلم قانون اساسی را به خاطر منافع باندی و جناحی نادیده گرفته و تحدید آزادیهای یک شخصیت فرهیخته سیاسی و فرهنگی را خواستار شوند؟ این عده از نمایندگان تمامیت خواه را که ید طولایی در اتهامزنی وافراطیگری دارند باید به آیهای از قرآن کریم ارجاع داد که میفرماید:«فبشر عبادی الذین یستمعون القول ویتبعون احسنه.» مژده ده به بندگانم،آن بندگانی که چون سخن بشنوند نیکوتر آن را عمل کنند .( سوره الزمر آیه 18 ).
امام خمینی( ره) نیز در این رابطه سخنان حکیمانهای دارند که به چند مورد جهت اطلاع نمایندگان مذکور اشاره میشود.:«در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیدهای هستند.» (مصاحبه با سازمان عفو بینالملل 19آبان 57)یا«در جمهوری اسلامی کمونیستها نیز در بیان عقاید خود آزادند.»(صحیفه نور جلد 4صفحه 364)
حال با توجه به بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و36 سال پس از پیروزی انقلاب و تأسیس جمهوری اسلامی، عدهای که تعدادشان به عدد انگشتان دو دست نمیرسد مجلس شورای اسلامی را که باید مدافع حقوق ملت و آزادی بیان باشد به تسخیر خود درآوردهاند که بیمحابا به خود اجازه میدهند که با تذکر به وزیر دادگستری خواهان تحدید آزادی بیان برای شخصیتی همچون سیدمحمد خاتمی که امام بزرگوارمان «فرزند فاضل وبا تقوای خویش »میخوانند، شدهاند . اقدام این نمایندگان به حدی دور از شان است که واکنش نمایندگان اصولگرای مجلس را بر انگیخته است .
دکتر علی مطهری نماینده تهران طی مصاحبهای در رابطه با این تذکر غیر منطقی این 9نماینده مجلس چنین میگوید:«این تذکر دهندگان محترم یکباره حکم ممنوعالحیاتی ایشان (خاتمی )را هم در تذکرشان ذکر میکردند تا خیال خودشان را راحت کرده باشند.»یا آقای حسین مظفر از نمایندگان اصولگرای مجلس نهم میگوید:«من برای شخص آقای خاتمی احترام زیادی قائلم،انسان مودب وفرهیخته ایست،محدود کردن خاتمی خدمت به نظام نیست.» و...
با مد نظرقرار دادن مطالب گفته شده توسط طیف معتدل نمایندگان اصولگرا ملاحظه میگردد که آنان نیز از خاتمی به نیکی یاد میکنند درست برعکس کسانی که خاتمی محبوب قلوب را ضد انقلاب و مقصر اصلی حوادث سال 88 میدانند.در وصف محبوبیت و تأثیر گذاری سید محمد خاتمی با نگاهی اجمالی به آرای دکتر روحانی در 24خرداد92در مییابیم که ملت از دست این نحو افراطگراییها به ستوه آمده و به دامن اعتدال وعقلانیت پناه بردند تا بیان واضح خود را به گوش آقایان برسانند ولی گویی گوششان به قدری سنگین شده که این پیام هنوز توسط برخی نمایندگان اقتدارگرا بخوبی دریافت نشده است .
سیدمحمد خاتمی همان سیدی است که در عین ناباوری با اقتدار تمام دو بار از ملت به عنوان صاحبان اصلی نظام و ولی نعمتان مملکت آرای 20و 22میلیونی گرفته واز السابقون انقلاب شمرده شده و دوره جوانی را به پای انقلاب صرف نموده و در جهان به عنوان نماد عقلانیت و ملاطفت و اندیشهورزی شناخته میشود و معمار گفتوگوی فرهنگها و تمدنهاست و به هنگام زمامداری شأن و منزلت انقلاب اسلامی و ایران را به اعلی درجه خود ارتقا بخشید. اکنون در هفتاد سالگی پس از سالها مجاهدت و ممارست بر آرمانهای اصیل نظام و انقلاب باید دهان دوخته و از قاب چشمها به دور باشد.
خاتمی مایه مذمت و تخطئه آنانی است که تمامیتخواهیشان حد و مرز نمیشناسد و این مرام، مسلک هر آن که با آنان نباشد بر آنان است و شایسته تخریب و کوبیدن. پس باید گفت هدف وسیله را توجیه میکند .این جماعت اندک فراموش کرده اند که در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات نمیتوان اندیشه را لگام زده و کلام را به محاق برد. رئیسجمهور اسبق کشورمان فراتر از شخصیت حقیقیاش یک عقبه حقوقی و مردمی و البته اندیشگی دارد. سالهای متمادی است که به انحاءمختلف راهی برای عرضه اندیشه و مرام و مسلک خود در قالب وسایل ارتباط جمعی بخصوص رسانه ملی! ندارد. با این همه مگر حذف ایشان از دایره محبوبیت ومقبولیت داخلی وخارجی میسر شد؟
سیدمحمد خاتمی اگر از قاب صفحه جادویی رفت در خاطرهها واذهان و دل مردم جاری و ساری شد.مردم باوفای ایران با همه فشارها و فراز و فرودهای تاریخی در برههها و بزنگاههای خطیر نشان دادهاند که به خوبی قدرت تشخیص سره از ناسره را دارند.در برهه انقلاب آنان قدرت اراده جمعی خود را به تمامیت خواهان نشان داده و در آوردگاه دفاع مقدس صلابت خود را به رخ جهانیان کشیدند .در دوم خرداد 76 یا در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری با اقبال عمومی به خاتمی و هاشمی در 24 خرداد92 آنان به عینه ثابت کردند که از ورای همه تخریبها و هجمهها هر آنچه را که باید به انجام میرسانند.
هدف این بود که خاتمی را جاسوس،همکار جورج سوروس،عامل اصلی حوادث 88 و... معرفی نمایند .تقریبا هیچ صفت تخریبی نبود که علیه ایشان استفاده نشود .در دوران ریاست جمهوری برایش هر 9 روز یک بحران ایجاد کردند اما نتیجه چه شد؟ نتیجه آن شد که حرف و یاد این فرزند فاضل و با تقوای امام خمینی (ره)با مردم بوده، هست وخواهد بود چه فرصت ابراز آن پیش بیاید چه پیش نیاید.نام سیدمحمد خاتمی با روح و جان میلیونها ایرانی عجین شده است. نام پرآوازه سید محمد خاتمی در هر فرصتی توسط خیل عظیم هوادارانش که هر روز روبه تزاید است در کوچهها وخیابانهای کشور فریاد زده میشود . کما اینکه بیانیه خاتمی و سخنرانی او در فیلم انتخاباتی دکتر روحانی در سال 92 نقش بسزایی در رأی آوری ایشان ایفا نمود .رئیسجمهور دوران اصلاحات تاکنون در معرض هیچ اتهامی یا حکمی از سوی مراجع قضایی قرار نگرفته است لذا تذکر این 9 نماینده افراطی مجلس معلوم نیست ناشی از چیست.
نکتهای که باید به این قبیل نمایندهها یاد آور شد این است که مگر خاتمی در 8 سال گذشته ممنوعالخروج، ممنوعالتصویر و ممنوعالبیان نبوده است ؟ مگر جز این بود که سید جلیلالقدر و فرزند مرحوم آیتالله سیدروحالله خاتمی محبوبتر وعزیزتر شد؟ چرا برای ادامه سیاستهای اشتباه و هزینهآفرین برای نظام این همه اصرار و پافشاری میورزید؟!البته ذکر این مطلب خالی از لطف نیست که مردم ایران زمین ثابت کرده اند که داوران خوب و منصفی هستند. باید به این دسته از نماینگان که به ضرس قاطع میتوان گفت در انتخابات مجلس دهم مورد قضاوت مردم قرار گرفته و بلیط ورود مجدد به ساختمان هرمی شکل بهارستان توسط مردم را دریافت نخواهند کرد، این نکته را یاد آوری کرد که اگر بنا باشد روسای دولتهای قبلی مورد طرد و حذف قرار بگیرند اولویت اول با رئیسجمهور مورد حمایت همه جانبه آنان و معجزه هزاره سوم است که هنوز یک سالی نیست از پاستور خداحافظی کرده و دولت جدید هنوز که هنوز است با وجود سپری شدن قریب به یک سال از به دست گرفتن مدیریت اجرایی کشور مشغول اصلاح کردن خرابکاریهای آن دوره است .
دولتی که کسی به یاد ندارد این 9 نماینده عضو جبهه پایداری تذکر دهنده به وزیر دادگستری، قلمی یا قدمی در انتقاد یا تصحیح سیاستها و سوءمدیریتهای آن نگاشته یا برداشته باشند. حال از عجایب روزگار است اینگونه خواستار ممنوعالخروجی، ممنوعالتصویری وممنوعالبیانی کسی شدهاند که در جهان با رعایت سه اصل عزت،حکمت و مصلحت، نام ایران وایرانی را پر آوازه نموده و برایشان عزت وآبرو خرید و همواره مورد عنایت رهبر معظم انقلاب نیز بود. آوازه سیدمحمد خاتمی مرد محبوب اصلاحات،سید خندان سپهر سیاست ایران ،رئیسجمهور پاکدست دوران طلایی ایران زمین نه ممنوع شدنی است و نه فراموش شدنی .این نام نیک در تاریخ ایران معاصر ثبت و ضبط شده است .آیا نام نمایندگانی که خواهان ممنوعالبیان شدن خاتمی شدهاند هم در تاریخ به نیکی ذکر خواهد شد؟