رضا رئیسی: اگر تا دیروز مهر سکوت بر لبان زده و ناخشنود از بیاخلاقیها کنج عزلت گزیده بود اکنون در میانه میدان است هر چند خود بگوید که تمایلی برای کنش سیاسی ملموس ندارد. همین که هست و کم میگوید اما گزیده یعنی شیخ نور در میانه معادلات است. سیاستمدارانی در رسته و رتبه او نیازمند برون نماییهای هیجانی و قبض و بسطهای آنچنانی نیستند تا توجه اذهان را به خود معطوف داشته و بر صدر اخبار بنشینند. او آنچه را برای اثبات و استقرار خود در میان سیاسیون و عامه نیاز داشته به منصه ظهور رسانده و اکنون با آمدن یار غار پیشین بر صدر قوه مجریه و گذار از دوران بیاخلاقیهای سیاسی که او نیز از مخاطرات و ترکشهای آن به دور نماند، دوران جلوت دوباره شیخ نور فرارسیده است.
نکته آن که در اتمسفر ژلهای و غیرساختارمند سیاسی کشور ما که احزاب و جریانهای سیاسی حدود و ثغور مشخص و چارچوبهای منضبط برای کار تشکیلاتی ندارند میدانداری چهرههایی چون ناطق نوری که برخوردار از مقبولیت گسترده در میان طیفهای سیاسی مختلف و متکثر هستند، میتواند در بزنگاههای سیاسی چون انتخابات مجلس بسیار به کار آید. نکته آن که شیخ نور در آخرین سخنرانی عمومی خود در این زمینه نیز اشارات جالبی داشته و هر چند گفته است که قصد کاندیداتوری در انتخابات آتی را ندارد اما اشاره وی به میدانداری جوانان و راهاندازی اتاق فکر برای جهتدهی به حرکتهای سیاسی میتواند حاوی پیامهای خاص به خود باشد.
تاکید به حضور فعال در انتخابات پیشرو
17سال پیش وقتی حجتالاسلام علیاکبر ناطق نوری برخلاف تمامی پیشبینیها در برابر رقیب چپ خود صحنه را واگذاشت و از صعود به راس هرم قوه مجریه بازماند بسیاری عمر مفید سیاسی وی را پایان یافته تلقی کردند اما ناطق با آن مرام شناخته شده و معرفت همیشگیاش بی هیچ مکث و طمانینهای به رقیب تبریک گفت و تا پایان دوره پنجم بر صدر مجلس ماند و سپس عطای کنش سیاسی میدانی را به لقایش بخشید. او از آن جنس سیاستمدارانی نبوده و نیست که عدم کامیابی در انتخابات را پایان آرزوها و رویاهایش ببیند و بدین واسطه یا کمر به تخریب ببندد یا تمام اهتمام خود را برای بازگشت به قدرت به کار گیرد.
او دست یاری به رئیسجمهوری وقت در سمت ریاست قوه مقننه داد و پس از آن نیز همواره سعی کرد دور از جنجالپردازیها و سیاسینگریهای طیفی و جناحی در مقاطع مختلف عمل کند. همین رویکرد به مرور زمان شأن و اعتباری دوچندان به وی بخشید و این است که پس از سالهای متمادی و در دهه هشتم زندگی او محل رجوع و اقبال سیاسیون از طیفهای مختلف شده است. بسیاری از طیفهای سیاسی بدنبال نقش آفرینی ناطق در انتخابات حساس مجلس هستند و میدانند حضور وی در اردوگاه سیاسی آنان میتواند بر وزن و اعتبار طیفشان در عرصه رقابتها بیفزاید اما ناطق با همان صراحت همیشگی تاکید میکند که دوران کاندیداتوری وی گذشته و او الکش را در این عرصه آویخته است.
شیخ نور میگوید: «من 20سال نماینده بودم و 20سال پوستر بنده در سطح دیوارهای شهر زده شد و این موضوع بس است، من اکنون 71سالم است و از نسل اول انقلاب هستم.» او در حالی که کنش میدانی خود را نفی میکند به نکتهای کلیدی نیز اشاره دارد و میگوید: «ما باید به نسلهای دیگر برای حضور در عرصه فرصت بدهیم.» تاکید او بر جوانگرایی در عرصه سیاسی البته بی محابا و غیر حسابشده نیست او از اتاق فکرهایی میگوید که باید حلقه ارتباطی و راهبری سیاسی برای بازیگران میدانی باشند. این درست همان گرانیگاهی است که امثال وی و بزرگان سیاسی همرسته او میتوانند به نقشآفرینی بپردازند و پیام ناطق در این زمینه هم واضح و مبرهن است او همچنین بر ایجاد بسترهای مناسب برای انتخاباتی پرشور تاکید کرده و خاطرنشان میکند: « امیدوارم که در انتخابات آینده مجلس نیز چنان مسائل ساماندهی شود و پیش رود که تمام نیروهای خدمتگزار بتوانند با انگیزه وارد این صحنه شوند و انتخابات به صورت مناسب برگزار شود.»
چرا اتهامزنیها بررسی نمیشود؟
شیخ نور پس از سال 76 چندان بروز و ظهور میدانی در عرصه سیاسی و افکار عمومی نداشت و حضور گاه به گاه وی در مراسم مذهبی تنها جلوه گری وی در عرصه افکار عمومی بود اما به یکباره نام وی و فرزندش در مناظره انتخاباتی سال 88 به میان آمده و رئیس دولت وقت اتهامات تند و غیر منتظرهای را علیه رئیس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری مطرح کرد. اتهامات بیسابقهای که با بهت و حیرت عمومی روبرو شد اما درخواست ناطقنوری برای پاسخ به اتهامزنیها از همان تریبون یعنی رسانه ملی بیپاسخ ماند. جالب آنکه یاران قدیمی وی در جریان اصولگرا و جامعه روحانیت نیز مهر سکوت بر لب زده و بهرغم شناخت وثیق از وی نه تنها اعتراضی نکردند که به حمایت از محمود احمدی نژاد در رقابت انتخاباتی ادامه دادند؛ نکتهای که گلایه و سکوت اعتراضی ناطق را طی چهار سال دولت دهم به دنبال داشت.
حال اما او در پاسخ به اینکه چرا این موضوع را پیگیری نکرده است، تاکید دارد که عدم پیگیری این اتهامات از سوی دادستان برای وی هم سوال است. وی در ادامه تاکید میکند: خواسته من اکنون نیز این است که این نسبتهایی که داده شد را پیگیری کنند تا مشخص شود راست است یا دروغ. اگر امثال من بردند و خوردند که من صلاحیت ندارم رئیس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری باشم. در مجمع حضور داشته باشم و برای شما حرف بزنم. وی ضمن تاکید مضاعف بر رسیدگی به این اتهامافکنیها، تصریح میکند که چون شکایت فرزندش هم به جایی نمیرسید آن شکایت تبدیل به رنجنامه شد. وی در نهایت هم تاکید میکند که نکته، ناطق نوری یا بیآبرویی وی نیست بلکه بیاخلاقی، دروغ و تملق است که متاسفانه در فرهنگ ایرانی در حال نهادینه شدن است و این مسائل به فرهنگ ما ضربه وارد میکند.
گلایه از طیفبندیهای سیاسی مرسوم
حجتالاسلام ناطق نوری در پاسخ به سوالی که جویای جایگاه وی در میان جناحها و طیفهای سیاسی میشود و آن را مبهم میخواند تاکید میکند که من این جناحبندیهایی که به معنای کنونی در کشور وجود دارد، را قبول ندارم. وی همچنین تصریح میکند که ما دموکراسی را داریم اما ابزار آن را نداریم. وی برای تبیین نظرگاه خود به فقدان احزاب موثر و طیف بندیهای قبیلهای در حوزه سیاسی اشاره میکند. ناطق نوری همچین معتقد است که تمامی جناحها از چپ و راست قاعده بازی را بلد نیستند بدین معنی که به جای تغییر مدیران عالی با جابجایی دولتها که طبیعی است حتی بدنه کارشناسی هم دچار تغییر و تحولات شده و همین نکته در 35 سال گذشته آسیبهای جدی به کشور وارد کرده است. به هر روی اشارات و تاکیدات ناطق با نگاه فراجناحی و دور از خط بندیهای مرسوم سیاسی میتواند دستمایهای باشد برای کنشهای آتی سیاسی حول و حوش بزرگان عقلگرا و معتدل جناحهای مختلف که در برهه فعلی بسیار به کار میآید.