"از زمان سقوط معمر قذافي در مهر سال 1390، ليبي دستخوش ناآرامي و بيقانوني بوده است. تعداد زيادي از گروههاي شبه نظامي، كنترل بخشي از كشور را در دست دارند و دولتهاي متعددي كه يكي پس از ديگري روي كار آمدهاند از برقرار كردن نظم و قانون عاجز بودهاند."
به گزارش "ايسنا" فاروق چوتيا، خبرنگار بيبي سي در گزارشي درباره اينكه چرا هرج و مرج در ليبي حاكم است، به سئوالات مطرح در اين باره پاسخ گفته است:
چه گروههايي ليبي را كنترل ميكنند؟
در عالم واقعيت هيچ كس و مشكل دقيقا همين است. رقمي نزديك به 1700 گروه شبه نظامي گوناگون، كه هر كدام از آنها اهداف خاص خود را دنبال ميكنند، در اين كشور فعال هستند. ولي پول و قدرت هدف مشترك همه آنهاست. در دوران مبارزه عليه حكومت معمر قذافي اين گروههاي مسلح براي خود قدرت و نفوذي كسب كردند و بسياري از آنها حاضر نيستند اين شرايط تغيير كند. به نظر ميرسد كه همه اين گروهها اكنون ميكوشند به قدرت و حوزه نفوذ خود بيافزايند.
اين گروهها از نظر سياسي و جهانبيني نيز با يكديگر اختلافات زيادي دارند. برخي از آنها اسلام گرا و گاه بسيار تندرو هستند، برخي ديگر جدايي طلب و قوم گرا هستند و برخي ديگر سكولار و ليبرال هستند. علاوه بر اين به نظر ميرسد كه گروههاي شبه نظامي براساس تقسيمات منطقهاي و قومي شكل گرفتهاند و اين شرايط را انفجاريتر كرده است. برخي نگران هستند كه درآينده ليبي نيز درگير يك جنگ داخلي شود.
مگر اين گروهها يك زماني متحد نبودند؟
تنها زمينه اتحاد آنها نفرت از حكومت معمر قذافي و مبارزه براي سرنگوني آن بود. شورش مسلحانه عليه حكومت سابق يك رهبري واحد نداشت. گروههاي شبه نظامي در شهرها و مناطق مختلف ليبي هر يك به شكل مستقل ميجنگيدند.
برخي از اين گروهها مدعياند كه در دوره مبارزه با حكومت سابق هزينه بيشتري دادهاند و بنابراين بايد امتياز بيشتري به آنها داده شود. در كشوري مثل ليبي كه همواره تحت حكومتهاي ديكتاتوري بوده فرهنگ و سنتهاي دموكراتيك ريشه ندارند. به اين دلايل گروههاي شبه نظامي هيچگاه نتوانستند به توافق برسند و يك حكومت جديد را بر مبناي حاكميت قانون بنا كنند.
در نتيجه از زمان سقوط رژيم قذافي تاكنون در ليبي پنج حكومت مختلف روي كار آمده است. در ژوئن امسال دومين انتخابات دموكراتيك از زمان سقوط رژيم سابق برگزار شد ولي اين انتخابات نيز به برقراري ثبات در اين كشور كمكي نكرد.
آيا ليبي كمك خارجي دريافت كرده؟
ميزان اين كمكها بسيار كم است. آمريكا قول داده كه به دولت جديد براي يافتن تسليحات به غارت رفته در روزهاي پس از سقوط حكومت سابق و به خصوص تسليحات و موشكهاي ضد هوايي كمك كند.
اما به گفته برخي از كارشناسان امور امنيتي و دفاعي، ليبي اكنون يك بازار اسلحه بزرگ است. اسلحههايي كه در ليبي خريداري ميشوند در كشورهاي منطقه پخش شده و بخشي از آنها به دست گروههاي شورشي افتاده است. هيچ اقدامي براي ميانجيگري توسط غرب، جامعه عرب و يا اتحاديه آفريقا در سطوح عالي براي حل بحران ليبي صورت نگرفته است.
دليل آن چيست؟
به نظر ميرسد كه غرب و جامعه عرب به بيثباتي در سوريه و مصر و اكنون بحران عراق توجه بيشتري نشان ميدهند.
اتحاديه آفريقا نيز در ليبي نفوذ كمي دارد. اين اتحاديه با حمايت سازمان ناتو از شورش مسلحانه عليه حكومت قذافي مخالف بود و سياستمداران و مقامات حكومت جديد ليبي به اين اتحاديه اعتماد ندارند.
با اين وجود كشورهاي آفريقايي بيشتر از سايرين در مورد تشديد و تداوم آشوب در ليبي نگران هستند و معتقدند كه ممكن است اوضاع در كشورهاي مالي و نيجر را بيثبات كند.
تسليحاتي كه از زرادخانههاي حكومت معمر قذافي تاراج شد اكنون به صحراي سينا، نوار غزه و حتي سوريه قاچاق ميشوند.
پس از بسته شدن فرودگاه شهر طرابلس تحت تاثير نبردهاي مسلحانه گروههاي رقيب، دولت ليبي ميگويد از جامعه بينالمللي درخواست كمك خواهد كرد. اما همزمان سازمان ملل متحد در يك اقدام ناخوشايند، به دليل شرايط امنيتي كشور كارمندان خود را از ليبي خارج كرد. هنوز مشخص نيست كه دولت فعلي ليبي چه نوع كمكهايي را از جامعه بينالمللي درخواست خواهد كرد و چه كشورهايي حاضر خواهند شد به ليبي كمك كنند.
آيا خارجيها در خطر هستند؟
از سال 2012 به بعد موجي از حملات به خارجيان اتفاق افتاد. يك مورد آن قتل كريستوفر استيونس، سفير آمريكا در شهر بنغازي بود. مورد ديگر آن گروگانگيري سفير اردن بود كه مدتي بعد در ازاي آزاد كردن يك پيكارجوي جهادي از زندانهاي اردن آزاد شد.
علاوه بر اين حملاتي هم به كنسولگري ايتاليا در شهر بنغازي و سفارتخانههاي روسيه و فرانسه در شهر طرابلس روي داده است.
به نظر ميرسد كه آمريكا با انجام عمليات پنهاني در خاك ليبي قصد دارد اين تهديدها را خنثي كند. آمريكا در واكنش به قتل سفير اين كشور در اكتبر سال 2013 ابو انس الليبي، يكي از چهرههاي مظنون به همكاري با شبكه القاعده و در ژوئن امسال نيز احمد ابو ختاله را در حوالي بنغازي دستگير كرد.
در عين حال گروههاي شبه نظامي پايانههاي نفتي را كه توسط شركتهاي خارجي اداره ميشوند تصرف كردهاند. اين باعث شد كه از حجم صادرات نفت ليبي كاسته شود ولي بر بازار جهاني نفت تاثير چنداني به جا نگذاشت.
گروههاي شبه نظامي مهم كدامند؟
گفته ميشود كه انصار الشريعه و گروه متحد آن يعني تيپ شهداي "17 فوريه" خطرناكترين گروههاي شبهنظامي ليبي هستند. انصار الشريعه مسئول قتل سفير آمريكا شناخته ميشود و گفته ميشود كه با گروههاي تندرو ديگر نيز همكاري ميكند.
برخي از كارشناسان ميگويند كه تعدادي از نفرات انصار الشريعه در سوريه ميجنگند ولي شواهد و منابع مستقل اين نكته را نميتوانند تاييد كنند.
فرماندهي عملياتي انقلابيون اسلامگراي ليبي يك گروه شبه نظامي ديگر است كه بر سر كنترل فرودگاه طرابلس با گروه شبه نظامي موسوم به تيپ زنتان ميجنگيد. همين درگيريها باعث شد كه نگراني در مورد وخامت اوضاع كشور تشديد شود.
ژنرال خليفه حفتر نيز فرمانده يك گروه شبه نظامي نيرومند است كه ارتش ملي ليبي نام دارد. اين گروه مسئول حملات هوايي 26 ارديبهشت به مواضع اسلام گرايان در شهر بنغازي بود. گروه موسوم به تيپ زنتان نيز چند روز بعد به ساختمان پارلمان در شهر طرابلس حمله كرد. ژنرال حفتر ميگويد هدف او شكست دادن گروههاي اسلام گراست اما مقامات دولت ليبي ميگويند او يك فرمانده سركش است و انگيزه اصلي او كسب قدرت بيشتر است.
ژنرال خليفه حفتر كيست؟
او در سال 1368 به روي كار آمدن معمر قذافي كمك كرد و در عمليات نظامي گسترده ليبي در كشور چاد كه در سالهاي دهه 80 روي داد نقش مهمي داشت. بعدها او مورد غضب معمر قذافي قرار گرفت و به آمريكا مهاجرت كرد.
او در دوران مبارزه مسلحانه عليه حكومت سابق به ليبي بازگشت و يك گروه شبه نظامي تشكيل داد كه برخي از حاميان حكومت سابق، افسران نيروي هوايي و كادر نيروي انتظامي سابق را در برميگيرد. از نگاه بسياري از مردم ليبي او شخصيت مرموزي است كه تاكنون بيثباتي زيادي به وجود آورده است. پايگاه اصلي او در بنغازي است ولي نشان داده كه حوزه نفوذ و عمليات گروه تحت فرمان او شهر طرابلس را نيز در بر ميگيرد.
نظر مردم ليبي چيست؟
بسياري از مردم ليبي در هراس دايم زندگي ميكنند و هر زماني كه زد وخوردهاي مسلحانه روي ميدهد در نقاط امنتر پناه ميگيرند. آنها احساس ميكنند كه مثل ساير كشورهاي منطقه از جمله مصر و تونس، آرزوي آنها براي آزادي و يك حكومت بهتر برباد رفته است.
اما اوضاع در ليبي از مصر و يا تونس بسيار آشوب زدهتر است و يكي از دلايل آن اين است كه برخلاف نمونه مصر، در جريان قيام عليه قذافي ارتش اين كشور از هم گسيخت. علاوه بر اين در ليبي هيچگاه احزاب سياسي با سابقهاي مثل اخوان المسلمين در مصر و يا نهضت در تونس، وجود نداشته كه از منافع طرفداران خود دفاع كنند.
در چنين اوضاعي عملا دولتهايي كه در ليبي تشكيل ميشوند به نوعي گروگان گروههاي شبه نظامي هستند. در حقيقت دولت ليبي با پرداخت حقوق بسياري از نفرات گروههاي شبه نظامي اميدوار است كه آنها موضع خود را تغيير داده و به يك ارتش ملي بپيوندند. ولي از شرايط چنين برميآيد كه اين تلاش بعيد است به نتيجه برسد.