رضا رئیسی: انتخابات به زبان ساده ابزار جابهجایی مسالمت آمیز قدرت سیاسی است. تجربیات و اندوختههای چند هزاره ساله و کشاکشهای تئوریک و عملی در نهایت به رهیافتی مقبول و همگانی پسند برای تدوین و تبیین سازوکاری انجامید که طی آن با کمترین هزینه و بهترین شیوه چرخش قدرت به منصه ظهور رسیده و لایههای مختلف و متکثر ساخت قدرت اجتماعی امکان عرض اندام در چارچوب واگرایی و همگرایی با یکدیگر را پیدا کنند. نظام جمهوری اسلامی با برگزاری انتخابات متعدد در سطوح مختلف شاکله خود را در همه سطوح ملهم از فعل و نظر مردم بنا ساخته و همین نکته رمز دوام و استحکام نظام در برابر طوفانها و تلاطمهای پرشمار بیرونی و درونی بوده است.
بنیانگذار انقلاب با وجود برخورداری از کاریزمای مطلق و تمام عیار و مقبولیت بیحرف و حدیث نظرات وی در میان قاطبه ملت از همان ابتدای کار همهچیز را موکول به فعل و نظر مردم کرده و در بزرگترین تلاطمهای سالهای آغازین و نیز دوران هشت ساله جنگ تحمیلی لحظهای نگذاشتند که نهاد انتخابات از حیز انتفاع ساقط شده و به محاق برود. اینگونه بود که انتخابات محمل و محفل رقابت میان نیروهایی شد که در چارچوب قانون اساسی و منافع ملی قصد حضور در ساخت قدرت و تاثیرگذاری بر روندهای خرد و کلان جامعه را داشتند.
امام (ره) همواره بر اتحاد و وحدت تاکید کرده و آن را رمز دوام و بقای نظام جمهوری اسلامی میدانستند، وحدتی که در عین تکثر و احترام به سلایق و علایق مختلف مد نظر و مورد التفات قرار گرفته بود. آنگونه که ایشان با تایید انشقاق در جامعه روحانیت مبارز و برآمدن تشکیلات تازه مجمع روحانیون سنگ بنای رقابت سیاسی طیفهای ملتزم به قانون اساسی را بنا نهادند. رقابتی که در طی سالیان دراز با فراز و فرودهای بسیار روبهرو شده و با عناوین متفاوت و رویکردهای متمایز به پویایی و نشاط عرصه رقابت سیاسی و انتخابات در کشور ما انجامید.
تک بعدی نگری که امکان پذیر نیست
دعواهای سیاسی و گفتارهایی که گاه به تخریب و حذف رقیب نیز منتهی میشود شاید بخش جدانشدنی و البته ناخوشایند رقابت سیاسی در کشور ما باشد. در طول چند سال اخیر این رویکردها و گفتارها البته شکل و شمایل جدیتری به خود گرفت. بخشی از تندروهای اصولگرا از اساس اصلاحطلبان را از دایره حیات سیاسی حذف شده میخواستند و نسخه مرگ سیاسی آن را مهر میکردند. اصلاحطلبانی که ریشههای عمیق در بدنه و ساختار نظام داشته و همواره به عنوان یکی از دوبال رقابت سیاسی در سه دهه و اندی گذشته محسوب میشدهاند و از همه مهمتر آنکه بدنه اجتماعی موسع و اثر گذار حامیان این اردوگاه سیاسی نیز قابل چشم پوشی و نادیده گرفته شدن نبوده و نیست.
مخاطرات و انشقاقها و البته بروز تندرویهای افسارگسیخته پس از انتخابات سال 88 فضای سیاسی را به سمت و سوی بداخلاقیهای مفرط برد تا آنجا که عدهای با بسط و تعمیم برخی فعل و انفعالات به کلیت جریان اصلاحطلب، هجمهای بیامان را آغاز کرده و از اساس حضور اصلاحطلبان در قدرت سیاسی را بلاموضوع اعلام میکردند. انتخابات سال 92 و حمایت این جریان سیاسی از کاندیدای اعتدال و رای غیر منتظره و خیرهکننده به حسن روحانی با توجه به آن فضا و موج حملات نامنصفانه چند ساله نشان داد که اصلاحطلبی و گفتمان معطوف به آن در بطن و متن جامعه نهادینه شده و قابل حذف از عرصه عمومی و اجتماعی نیست و بدیهی است که اگر عدهای در فکر حذف اصلاحطلبان از عرصه قدرت سیاسی باشند بطور منطقی بخش عمدهای از جامعه را از حقوق بدیهی خود محروم ساخته و به رخوت و رکود سیاسی و انتخاباتی دامن خواهند زد نکتهای که نه آن را میتوان با منافع ملی منطبق دانست و نه آنکه قانون اجازه چنین محدودیتهای را داده و آن را مورد تایید قرار میدهد.
اصلاحات بال جدا نشدنی نظام
اصلاحطلبان همواره یکی از دو بال پرواز نظام جمهوری اسلامی در بزنگاهها و شرایط خطیر بودهاند. غیر از هزاران هزار مدیر توانمندی که به لحاظ رویکرد سیاسی و خاستگاه فکری در اردوگاه اصلاحطلبی قرار گرفته و کشور هزینههای بسیاری برای رشد و نمو آنان مبذول داشته و با حذف تدریجی آنان طی هشت سال دولت پیشین شاهد بودیم که چه ضرباتی وارد و چه روندهای معوج و آسیب زایی حکمفرما شد، حضور اصلاحطلبان در انتخابات مختلف سبب حضور حداکثری و برگزاری انتخاباتی با عیار و استانداردهای بالا شده، انتخاباتهایی که هر کدام رفراندومی بوده در پاسخ به دشمنان بیرونی و ناخیرخواهان درونی که میخواهند نظام را جدا از مردم عنوان کنند و حضورهایی چنین نمایان و اثر گذار باطل السحر تمامی تبلیغات آنان بوده و بدیهی است که هر گونه محدودسازی نامنطبق با قانون و شرایط متعارف برای حضور اصلاحطلبان در عرصه رقابتهای رسمی و انتخاباتی جز آسیب به کشور و خوشحالی بدخواهان سود و ثمری نخواهد داشت.
صاحبان انقلاب تعیینکنندگان اصلی
این روزها به موازات پر رنگتر شدن فعالیت اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات مجلس دهم زمزمههای ناخوشایندی از سوی برخی چهرههای جریان اصولگرا در نفی و طرد اصلاحطلبان شنیده شده و چنین القا میشود که آنان برای فتح مجلس خیز برداشتهاند گویی مشکل حاد و غیر منتظرهای در شرف وقوع است و خطری جدی کشور را تهدید میکند! براستی باید پرسید مگر چه اشکالی دارد که اصلاحطلبان اکثریت مجلس را در اختیار بگیرند؟ مگر از اساس انتخابات برای همین تغییرات مسالمت آمیز و جابهجایی در عرصه قدرت سیاسی نیست؟.
قانون وظایف و شرایط همگان را مشخص کرده و حضور در انتخابات نیز تابع قواعد و مختصات مالوف و شناخته شدهای است و این در نهایت مردم هستند که تعیین خواهند کرد چه طیف و نحله و دستهای را برای حضور در بهارستان و تکیه بر کرسیهای سبز آن برخواهند گزید. هر چه هست شرایط عمومی کشور و روندی که در انتخابات سال 92 به منصه ظهور رسید نشان میدهد که تکرار شرایط انتخابات دوره نهم و ترکتازی بیرقیب اصولگرایان ممکن و میسر نیست و آنان باید خود را برای رقابتی سخت و جدی آماده کنند و اینگونه سخنان طردکننده نمیتواند مشکلی از اصولگرایان حل کند.