گروه احزاب: اين روزها هر چقدر اصلاحطلبان روي سيكل وحدت و انسجام حركت ميكنند رقباي اصولگرايشان اوضاع و احوال خوبي ندارند تا جايي كه هر روز گرههاي جديدي بر گرههاي پيشين اضافه ميشود. در جديدترين اين اتفاقات آيتالله مصباحيزدي از نسخه انتخاباتي جبهه پايداري دفاع كرد تا مشخص شود كه اصولگرايان در غياب شيخ نامدار خود راه سخت و پيچيدهيي را براي رسيدن به وحدت عملي و نه شعاري در فضاي سياسي كشور پيش روي خود دارند. اين سختي شرايط براي دغدغهداران جناح اصولگرا شايد اين روزها رنگ و بويي ديگر دارد چرا كه آيتالله مصباحيزدي كه پس از انتخابات با انتقادات تند و تيز آيتالله محمد يزدي براي عملكرد جبهه پايداري در انتخابات مواجه شده بود در جديدترين اظهارات خود بازهم از مواضع و رفتارهاي خود و جبهه پايداري دفاع كرده و خطاب به سيد رضا تقوي كه از سوي آيتالله محمديزدي براي همنشيني و همنظر كردن اصولگرايان هر روز به ديدار گروهي از اصولگرايان مدعي ميرود، گفته است:
«برخي مواقع حمايت از اصلح ارجح است، حتي اگر راي نداشته باشد.»اين سخنان آيتالله مصباحيزدي در ديدار اخير سيدرضا تقوي، در حالي است كه رييس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه با راهنماييهاي آيتالله محمديزدي و آيتالله موحدي كرماني ماموريت به ثمر رساندن پروژه وحدت اصولگرايان را چند ماهي است كه دنبال ميكند. اين اظهارات آيتالله مصباحيزدي در حالي است كه پيش از اين برخي چهرههاي سرشناس اصولگرا مدعي شده بودند آيتالله مصباحيزدي براي آيتالله محمد يزدي پيام فرستاده است هر تصميمي كه آيتالله مهدويكني يا ايشان (آيتالله محمد يزدي) بگيرند، مقبول او نيز خواهد بود.
حالا رهبر معنوي جبهه پايداري در ديدار با سيدرضا تقوي در پاسخ به دغدغهيي مبني بر ضرورت وحدت ميان اصولگرايان اظهار داشت: همان طوري كه توقع يكي بودن فتاواي همه مراجع در احكام شرعي بيجاست، توقع اينكه در مسائل اجتماعي نيز بين افراد وحدت نظر حقيقي حاصل شود، غيرواقعبينانه است، مخصوصا با توجه به اينكه در مسائل اجتماعي افراد با موضوعات سروكار دارند و نه فقط احكام لذا اتحاد نظر در چنين مسائلي شبيه به محال است.
آيتالله مصباحيزدي خطاب به سيد رضا تقوي سفير شيوخ تهران گفته است: «اينكه با چند نفر جلساتي را برگزار كرده، تصميم بگيريم و بعد بخواهيم كه همگان تابع ما شوند تا وحدت حاصل شود، اين شيوه نه اصولگرايي است و نه مردمسالاري واقعي؛ نه با شيوه عقلا سازگاري دارد و نه با شرع بلكه اين از قبيل همان فريبكاريهايي است كه ديگران انجام ميدهند.»او با اشاره به اينكه اگر قصد تقارب نظرات وجود دارد، بايد يك نوع همفكري وجود داشته باشد تا افراد نظرات و دلايل خود را مطرح كنند، ادامه داد: براي كم شدن اختلافات و نزديك شدن نظرات افراد به يكديگر، بايد نظر افرادي كه كمابيش نظرشان در ديگران اثر دارد، گرفته شود و آنها نيز دلايل و ملاك خود را مطرح كنند؛
اگر استدلالي صحيح و منطقي بود بايد پذيرفته شود، و اگر هيچ استدلالي پذيرفته نشد يا داراي نقص بود، براي انتخاب روشي يكسان در عمل، رايگيري شود البته بايد اين اصل را با عبرت گرفتن از برخي كارهاي گذشته مد نظر قرار داد. او افزود: اما اينكه چند نفر در مجلسي خصوصي تصميم بگيرند و بعد بگويند هر كس مخالفت كند، وحدتشكني كرده، نه روشي ديني است و نه عقلايي، بلكه نوعي فريبكاري است. مصباحيزدي تاكيد كرد: اگر قصد تقارب نظر بين افراد را داريم، بايد نظرها و استدلالهايشان را بشنويم تا حداقل ايهام به وجود نيايد كه عدهيي تصميم گرفتهاند و ميخواهند تصميم خود را بر ديگران تحميل كنند. لذا ابتدا بايد بحث و دلايل مطرح شود؛ زيرا موازين عقلايي و شرعي هم همين را تاييد ميكند. مشاوره نيز به معناي بحث، گفتوگو و پذيرش بهترين نظر است.
البته اگر هيچ يك از اطراف بحث، استدلال قابل قبولي نداشتند يا خدشهيي در استدلالشان وجود داشت، نوبت به اين ميرسد كه مساله به راي گذاشته شود تا حداقل در عمل نظر اكثريت اجرا شود. او افزود: اگر در گذشته هم نقايصي در روند تقارب نظرها وجود داشته، ناشي از همين مساله بوده است مثلا ملاكهايي كه ارتباطي با موضوع نداشتهاند مطرح شده و ديگران هم ملزم به تبعيت فرض شدهاند. آيتالله مصباحيزدي در ادامه سخناني گفت كه شايد بيش از پيش نهتنها مشكلات پيش روي اصولگرايان را حل نميكند كه شرايط را براي اصولگرايان تهراننشين سختتر از قبل خواهد كرد.
آيتالله مصباح با اشاره به انتخابات مجلس خبرگان و مجلس نهم بازهم همان حرفهاي پيش از انتخابات رياستجمهوري 92 را به سيد رضا تقوي زده و گفته است كه اصولگرايان بايد اصلح را بيابند و براي انتخابات معرفي كنند. او گفته است: «در انتخابات مجلس خبرگان بايد اصلح را انتخاب كنيم و ملاك تشخيص فرد اصلح در اين زمينه آن است كه هم در فقاهت، هم از نظر تقوا و هم از جهت بينش سياسي بهترين باشد. البته مردم يا بايد خودشان متخصص باشند تا اصلح را تشخيص دهند، يا به خبرگاني رجوع كنند كه آنها علما را ميشناسند و ميتوانند اصلح را بشناسند و معرفي كنند.»
رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني با اشاره به اينكه چنين شيوهيي در انتخابات مجلس كارساز نيست، افزود: كمتر علماي خبرهيي وجود دارند كه بتوانند همه مردم يك شهر را بشناسند و اصلح را از ميان آنها معرفي كنند، چه برسد كه بتوانند افراد اصلح در ديگر شهرها را نيز تشخيص دهند و چه بسا در انتخابات مجلس، برخي مردم شناختشان نسبت به اصلح بيش از علما باشد، لذا اگر علمايي هم افرادي را به عنوان اصلح معرفي ميكنند، شناختشان نسبت به آنها به نوعي با واسطه يا واسطه?هايي است كه نميتواند براي فردي كه خودش اصلح را بهتر تشخيص ميدهد، حجت باشد.
عضو خبرگان رهبري با اشاره به اينكه تصميمگيري درباره اين گونه مسائل سياسي و اجتماعي، مربوط به شناخت موضوعات است و نه احكام اظهار داشت: از آنجا كه شأن فقيه نيز شناخت موضوعات نيست، لذا صرف فقاهت نميتواند ملاك درستي براي تشخيص مصاديق باشد؛ و همانگونه كه حتي قاضي منصوب از طرف معصوم نيز بايد ابتدا عادل شهر را شناسايي كند، و صرف منصوب بودن از طرف امام سبب حجيت حرف وي نميشود؛ عالم نيز فرد اصلح را از متدينين جويا ميشود و سپس او را به عنوان اصلح معرفي ميكند.
استاد حوزه علميه اظهار داشت: از اين رو در انتخاباتي مانند انتخابات مجلس، سخن يك مرجع تقليد از آن جهت كه مرجع است، در تشخيص اصلح حجيت ندارد، مگر اينكه نسبت به آن فرد شناخت كاملي داشته باشد كه در اين صورت حجيت شناخت و راي او ربطي به مقام مرجعيت و فقاهت او ندارد. لذا در چنين موردي كه مرجع تقليد، خودش شخصا اصلح را بشناسد، سخن او از آن جهت كه شناختش نسبت به اصلح بيشتر است، ميتواند مقبول ديگران واقع شود، نه از آن جهت كه مرجع تقليد است و اينكه مخالفت با نظر وي مخالفت با مرجعيت تلقي شود يا افراد مخالف متهم به وحدتشكني شوند، حرف باطلي است. عضو مجلس خبرگان خاطرنشان كرد:
البته گاه شرايط به گونهيي است كه نهتنها راي به فرد اصلح موجب انتخاب وي نميشود، بلكه موجب ميشود كسي راي آورد كه با اسلام مخالف بوده و انتخاب وي به ضرر اسلام است، كه در اين صورت ميتوان از اصلح دست كشيد تا دفع مفسده كرد، كه در واقع در اين صورت عنوان ثانويه دفع افسد به فاسد حاكم است و ربطي به بحث اول ندارد. رهبر معنوي جبهه پايداري با تاكيد بر لزوم رعايت موازين شرعي و عقلايي اظهار داشت: البته هيچ دليلي هم وجود ندارد كه اگر بنده تشخيص دادم يكي اصلح است، بايد حتما زمينه رايآوري هم داشته باشد چرا كه اگر چنين شرطي وجود داشت، سلمان و ابوذر نيز نبايد از اميرالمومنين عليهالسلام پشتيباني ميكردند چون راي نداشت!اين استاد حوزه علميه در ادامه با دفاع ضمني از عملكرد جبهه پايداري در انتخابات رياستجمهوري سال 92 گفت:
گاهي بايد فرد اصلح- ولو رايآوري نداشته باشد - مطرح شود تا حداقل مشخص شود هنوز بين مردم اعتقاد و ايمان به اسلام و انقلاب اسلامي وجود دارد. آيا خوب بود از ميان كانديداهاي رياستجمهوري هيچ كس حرفي از اسلام و انقلاب نزند و همه به فكر ارزاني اجناس و رفع تحريمها باشند؟ آيا نبايد از كسي كه ولو رايآوري ندارد اما دغدغه انقلاب و اسلام را دارد، حمايت كرد؟ وي با تاكيد بر اينكه هميشه حمايت از اصلح به معناي رايآوردن وي نيست، افزود: گاه اگر از چنين فردي حمايت نشود، اين پيام به دنيا صادر ميشود كه مردم از انقلاب و ارزشهاي انقلابشان خسته شدهاند. لذا در چنين مواقعي كه هيچ كسي دغدغه انقلاب و اسلام را مطرح نميكند بايد از كسي كه از انقلاب حمايت ميكند، طرفداري كرد، ولو يقين داشته باشيم كه راي نميآورد.
با سخنان اخير آيتالله مصباحيزدي به نظر ميرسد كه اصولگرايان كه با حضور آيتالله مهدوي كني و ميدانداري مرحوم حبيبالله عسگراولادي نتوانستند به وحدت رويه در انتخابات رياستجمهوري برسند همچنان با بحران فقدان وحدت در جناح خود روبهرو خواهند بود. با توجه به دفاع آيتالله مصباحيزدي بر راهبردي كه جبهه پايداري در انتخابات رياستجمهوري داشت و تاكيد علني او براي بهكارگيري همان راهبرد در انتخاباتهاي پيش رو به نظر ميرسد كه خيال خوش آب و رنگ رسيدن به وحدت و يكپارچگي در اردوگاه اصولگرايان هرگز محقق نخواهد شد.
اگرچه به نظر ميرسد كه اين حرفهاي آيتالله مصباحيزدي، پيام ديگري نيز براي آيتالله محمد يزدي دارد؛ رياست جامعتين. بايد به انتظار نشست و ديدآيتالله محمد يزدي كه آيتالله مصباحيزدي و جبهه پايداري را مقصر اصلي باخت اصولگرايان در انتخابات رياستجمهوري اعلام كرده بود و گفته بود كه با مواضع آيتالله مصباح، جامعه مدرسين با خطر انشعاب مواجه شد چه پاسخي به شيخ قمنشين خواهد داد؟ آيا آيتالله محمد يزدي و ديگر شيوخ تهران نشين اصولگرا ميتوانند از جبهه پايداري با مديريت آيتالله مصباحيزدي عبور كنند؟