روابط عمومی دفتر سیدمحمد خاتمی: رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها، گفت: «وقتی اساس رابطه خشونت شد، زمین به جهنم مبدل میشود؛ چنانکه امروز به جهنم تبدیلشده است. صاحبان عالم و هویت بسته، دین، هنر، اندیشه و همه دستاوردها و پدیدههای مهم الهی و انسانی را در خدمت اوهام یا منافع خویش میگیرند.»
حجتالاسلاموالمسلمین «سیدمحمد خاتمی» در هفتادونهمین نشست ماهانه بنیاد باران که به مناسبت سالگرد طرح گفتوگوی فرهنگها و تمدنها در محل دایرهالمعارف بزرگ اسلامی برگزار میشد، گفت: «وجه بسیار بارز امتیاز و تمایز انسان از سایر موجودات، تکلم است؛ البته بهجز انسان، خدا هم متکلم است. کائنات کلام خداست. حضرت عیسیمسیح(س) کلام خدا و کلمهالله است. همچنین در تعبیرات دینی ما به حضرتبقیهالله، تامه یعنی کلمه کامل پروردگار گفته شده است.»
«سیدمحمد خاتمی» که سخنان خود را با اشعاری از مثنوی معنوی مولانا آغاز کرده بود، افزود: «کسی که از گفتوگو صحبت میکند، اولا به حرمت و اهمیت کلام ایمان دارد. ثانیا از آنجایی که انسان موجودی اجتماعی است، میداند که مهمترین وسیله ارتباط که قوام جامعه به آن است، کلام و گفتوگوست. وقتی سخن از گفتوگو میشود سخن از من و دیگری و ما و دیگران است. این من و ما و آن دیگر و دیگران هرکدام عالمی دارند. در صورتی گفتوگو میسر و ممکن است که این عالمها به روی هم گشوده باشند.»
سیدمحمد خاتمی با بیان اینکه «صاحبان عالمها و هویتهای بسته، اهل گفتوگو نیستند»، ادامه داد: «صاحبان هویتهای بسته نمیتوانند ارتباط برقرار کنند. اگر هم سخنی بگویند، سخن یکدیگر را نمیفهمند، یا آنگونه میفهمند که خود میپندارند و میخواهند. گفتوگو به کسانی تعلق دارد که دارای عالمی باز و گشوده باشند. برای برقراری ارتباط باید عالم آنها به روی دیگران گشوده باشد.»رییسجمهوری پیشین ایران افزود: «صاحبان هویت و عالم بسته، تکگو هستند؛ چراکه دیگری را نفی و حذف میکنند. آنچه را میبینند و میدانند اوهام سنگوارهشده آنهاست، یا منافعی است که در تضاد با منافع دیگران تعریف میشود.
آنها سخن نمیگویند، حذف میکنند. اگر قدرت دارند سرکوب و اشغال میکنند و به بردگی میکشند. اگر قدرت کمتری دارند، ترور میکنند. خشونت از اینجا زاده میشود.»خاتمی تاکید کرد: «وقتی اساس رابطه خشونت شد، زمین به جهنم مبدل میشود؛ چنانکه امروز شده است. صاحبان عالم و هویت بسته، دین، هنر، اندیشه و همه دستاوردها و پدیدههای مهم الهی و انسانی را در خدمت اوهام یا منافع خویش میگیرند. امروز وقتی صحبت از گفتوگوی تمدنها، فرهنگها و دینها میشود، باید بپرسیم چه کسانی دینها، تمدنها و فرهنگها را نمایندگی میکنند، چه کسانی میتوانند این نمایندگی را داشته باشند و چه کسانی میتوانند گفتوگو کنند.»
«سیدمحمد خاتمی» با نامبردن از «داعش»، «صهیونیسم» و «نومحافظهکاران غربی» بهعنوان «گروههایی که اهل گفتوگو نیستند و صلاحیت نمایندگی ادیان خود را ندارند»، افزود: «صهیونیسم، نماینده و سخنگوی دین یهود نیست. داعش نماینده و سخنگوی تمدن اسلامی و مسلمانان نیست؛ چنانکه نومحافطهکاران نماینده تمدن غرب و فرهنگ مسیحیت نیستند. طبیعی است که در این عرصه هنرمندان، متألهان، اندیشمندان و متفکرانِ «گشادهعالم» و صاحب عالم گشوده هستند که میتوانند گفتوگو کرده و نمایندگی ادیان و فرهنگها را داشته باشند. گفتوگوی تمدنها هم مورد اهتمام و توجه این بخش جامعهبشری قرار گرفت.»
سیدمحمد خاتمی ادامه داد: «گرچه، چون وجدان بشر امروز این را میخواست، بسیاری از سیاستمداران هم که اهل گفتوگو نیستند به ناچار گفتوگوی تمدنها را تایید کردند؛ ولی در عمل، قدرتمداران و سیاستمداران به جنگ دامنزدند. آنچه که بعد از 11سپتامبر پیش آمده است، خود حجت موجهی است بر اصالت و درستی گفتوگو و نیاز جامعه بشری به آن.»
او در پایان افزود: «امروز بیش از پیش، هم نیاز جامعهبشری و هم لزوم گفتوگو برای رهایی از وضعیت فعلی قابلبحث است. بهنظر من، وجدان بشری امروز بیش از گذشته مشتاق گفتوگوست و از خشونت، ناامنی و تحقیر انسان بیش از گذشته به ستوه آمده است. اگر بشر دقت کند و ما بتوانیم توضیح بیشتری بدهیم، به این نتیجه خواهد رسید، یا به نتیجهای که رسیده است بیشتر ایمان خواهد آورد که زمان را باید با گفتوگوی معطوف به تفاهم تلطیف کرده، از خشونت آن کاسته و با طرح و دامنزدن به گفتوگو، سیاستمداران قدرتمدار و خودپرست را یا از صحنه بیرون کرده، یا به انزوا کشاند یا دستکم آنها را وادار کند به حقیقت و زیبایی تن دهند.»