غیبت جبهه پایداری در جلسات وحدت اصولگرایی به جهت اعلام مخالفت با راهکارهایی که گفته میشود برای تحکیم وحدت در انتخابات مجلس دهم پیشبینی شده است، خشم اصولگرایان قدیمی را برانگیخت تا دوباره پایداریها سرخط اختلافات اردوگاه اصولگرایی باشند. اختلافاتی که از سوی برخی دولتمردان احمدینژاد جرقه خورد و همچنان با گذر از شکست در انتخابات 92 به سبب جای خالی چهرههای اصلی این جریان و در کنار آن منش غیراعتدالی پایداریها، ادامه دارد. این در حالی است که از یکسو اصولگرایان معتدل بر تمکین از جامعتین در برنامههای راهبردی خود تکیه و تاکید میورزند و در مقابل پایداریها چون گذشته اصول و قواعد خود را معیار اصولگرایی تعریف میکنند. حال آنکه رفتهرفته زمان وحدت از دست میرود و مشخص نیست نمایندگان اصولگرای فعلی بهارستان میتوانند حافظ کرسیهای خود باشند یا در انتخابات مجلس دهم، شکست دیگری در کارنامه خود ثبت خواهند کرد. شکستی که البته به نظر میرسد کمتر مورد توجه جبهه پایداری بوده و آنان بیشتر از آنکه نگران موفقیت یا عدم موفقیت جریان اصولگرایی باشند، دلواپس موفقیت خود بوده و چه بسا که ترجیح میدهند کرسیهای بیشتری را بهرغم شکست اصولگرایان در انتخابات کسب کنند.
فقط جامعتین میتواند جریان اصولگرایی را تائید کند
برگزاری جلسات وحدت اصولگرایان درحالی که میرفت تا وحدت درون جریانی را سر و سامانی بدهد، دستخوش حاشیهسازی پایداریها قرار گرفت تا وحدت به اختلافات جدید تعبیر شود. حاشیههایی که با غیبت پایداریها بر خرمن آرامش اصولگرایان آتش تازهای دمید. آتشی که اصولگرایان قدیمیتر را مجاب کرد تا دوبار با تاکید بر ضرورت رعایت چارچوب اصولگرایایی، پایداریها را به عدول از چارچوبهای جریانی متهم کنند. جایی که حجتالاسلام حسین ابراهیمی از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز همچون دیگر چهرههای حزبی اصولگرایی رفتار خودسرانه برخی جریانهای اصولگرایی و ادعای آنان مبنی بر ضرورت بررسی و نقد چارچوبهای اصولگرایی در انتخابات آینده را محکوم کرد و گفت: «ما به هیچ حزب و تشکلی نزدیک نمیشویم بلکه آنها هستند که باید خودشان را به ما نزدیک کنند چون نقش جامعتین نقش ابوت است و جریانی نیست که بخواهد در مقابل جریانها بایستد. باید همه با هم بسازند و فقط جامعتین کل جریان اصولگرایی را تائید کند.» وی در ادامه نیز تاکید کرد: «اگر قرار باشد هر وحدت یا ائتلافی هم شکل گیرد باید با محوریت جامعتین که از تشکلهای قدیمی اصولگرا هستند، صورت بگیرد.»
غیبت قهرآمیز
بهرغم آنکه پایداریها بیش از سایر اصولگرایان برای انتخابات آتی نیازمند وحدت برای حضور مجدد در مجلس هستند ولی تاکنون بیش از هم بر طبل اختلافات کوبیدهاند چون امید دارند در نهایت نه بهعنوان متحد جریان اصولگرایی که به عنوان سردمدار این جریان وارد عرصه انتخابات شوند. غیبت قهرآمیز از جلسات وحدت اصولگرایان نیز در راستای همین سیاست بود. غیبتی که امیرحسن قاضیزاده، عضو جبهه پایداری در مجلس، در نقد آن گفت: «غیبت در جلسات وحدت اصولگرایان بهدلیل روشن نبودن میزان تاثیر و نتیجهبخش بودن این جلسات بود و نیز هیچوقت به عنوان جبهه پایداری، دعوتی صورت نگرفته البته افراد دعوت شدند اما به صورت تشکیلاتی دعوتی به عمل نیامده است.» این عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در واکنش به سخنان ابراهیمی درباره ضرورت تمکین از نظرات جامعتین نیز تصریح کرد: «ما درمورد جامعتین بحثی نداریم اما مشکل وقتی پیش میآید که میخواهیم مصداق انتخاب کنیم؛ اگر مصادیق جامعیت کافی را داشته باشند ما از آنها حمایت و اگر نداشته باشند به وظیفهمان عمل میکنیم.»
کامروایان چه کسانی هستند؟
تفرقه بد است چراکه در دلش نفع و جایگاهی را برای عدهای به ارمغان میآورد. اقلیت تندروی مجلس که در بازه زمانی کوتاهی توانستند بین اصولگرایان به مدد نفوذی که از دولتهای نهم و دهم گرفتند، پیدا کنند حالا نه درصدد یک اتحاد متوازن با اصولگرایان که در تلاش سردمداری یک جریان یا حداقل کنترل و مهار آن هستند. بدین معنا که در انتخاب چهرههای برجسته لیستهای انتخابی افراد منتخب خود را در اولویت اصولگرایان قرار داده و تا حد امکان از حضور چهرههای میانهرو و مشخصا طیف نزدیک به ناطق نوری و لاریجانی جلوگیری کنند. هدفی که در مسیر تحقق آن پایداریها میخواهند قید هرچیزی حتی اتحاد با اصولگرایان و حمایت جامعتین را زده و به تعبیری یک عملیات انتحاری را برای رسیدن به بهارستان طراحی کنند. به نظر میرسد، جبهه پایداری در انتخابات مجلس دهم نه پیروزی اصولگرایان که موفقیت محض خود را فارغ از پیروزی یا شکست اصولگرایان میانهرو دنبال خواهد کرد. شاید خیلی هم به مذاق آنان خوب نباشد که در مجلس دهم با توجه به حضور بیشتر اصولگرایان با طیف میانهرو در یک دستهبندی قرار نگیرند.