صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۲۷۰۷۴۳

محمد مظهری

ستون‌های دود بر فراز محله‌های روستاهای نبل و الزهرا بار دیگر حاکی از آغاز گلوله‌باران روزانه آن‌ها از سوی گروه‌های مسلح است. تیسیر از اهالی حمص می‌گوید: «قبلا ما به راحتی به همه شهرهای و روستاهای سوریه رفت و آمد داشتیم و رابطه‌مان با دیگر اقوام و مذاهب خوب بود. گاهی اوقات اتفاق می‌افتاد که درگیر می‌شدیم و دعوایمان می‌شد، اما اصلا بحث شیعه و سنی و مذهب اشخاص مطرح نبود. اما الان وضعیت طور دیگری است».

بیش از یک سال‌ونیم است که مناطق شیعه‌نشین سوریه تحت محاصره قرار گرفته‌اند؛ روستاها و محله‌هایی که اصلا تا به حال نام آنها به گوش ما نخورده بود امروز به برکت جنایت‌ها  و عملیات‌های تروریستی و اخبار موشک‌باران اهالی‌شان مشهور شده‌اند؛ الفوعه، کفریا، الزهرا، نبل و... وضعیت این مناطق تا زمانی که مورد حمایت ارتش بودند قابل تحمل بود اما به دلیل دشواری دسترسی، اهالی شیعه این روستاها و شهرک‌ها در برابر تکفیری‌ها و مبارزان مسلح مخالف نظام، پناهی جز خدا و همت جوانانشان ندارند.

امروز همه سوریه و نه فقط شیعیان، گرفتار سرطان تروریسم تکفیری شده‌اند که بین شیعه، سنی و مسیحی فرقی قائل نیست؛ هر کس مخالفت کند باید نابود شود. اما شیعیان به طور ویژه در معرض کینه‌ورزی‌های این گروه‌های مسلح هستند. کافی است فقط شیعه باشی و به دست‌شان بیفتی، همین خودش جرم است و مجازاتش اعدام... فرقی نمی‌کند طرفدار یا مخالف چه کسی باشی. دیگر بی‌طرفی معنایی ندارد؛ همین که اهل منطقه شیعیان باشی باید شهادتین خود را بخوانی.

ـ شیعیان در ساختار مذهبی و طایفه‌ای سوریه

قانون اساسی سوریه صراحت دارد حکومت این کشور غیر دینی است و یک نظام سوسیالیستی از دهه‌ها قبل بر آن حاکم بوده. اگر لبنان را استثنا کنیم می‌توان سوریه را پیچیده‌ترین کشور به لحاظ تنوع مذاهب و نژادها در خاورمیانه دانست؛ ترکیبی از مسلمانان، مسیحیان، علوی‌ها، دروزی‌ها، اسماعیلیان، شیعیان و... .

سنی‌ها، بزرگ‌ـرین گروه دینی و مذهبی در سوریه هستند و حدود 70 تا 74 درصد ساکنان سوریه را تشکیل می‌دهند و بیشتر در استان‌های اصلی هم‌چون دمشق، حمص، حماه، حلب، الرقه و درعا زندگی می‌کنند.

اما شیعیان اثنی‌عشری طبق برخی گزارش‌ها حدود یک درصد (و در بهترین حالت حداکثر چهار درصد) از جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند. مهم‌ترین مناطق شیعیان در دمشق عبارتند از: زین‌العابدین، الجوره و الامین. منطقه الامین مهم‌ترین مرکز شیعیان در دمشق است که در آن دو مسجد قرار دارد به نام امام علی‌بن‌ابیطالب (علیه‌السلام) و الزهرا (سلام‌الله‌علیها) به همراه یک حسینیه که در طول سال هم فعالیت دارد. منطقه حوش‌الصالحیه (زین‌العابدین) شهرک کوچکی در غوطه شرقی است که دارای یک مسجد و حسینیه است و بسیاری از شیعیان عراقی‌تبار منطقه سیده زینب، در آن ساکنند. در اطراف این منطقه، حسینیه‌ها و حوزه‌های علمیه فراوانی وجود دارد.

الجوره (منطقه امام صادق) در کنار باب توما ـ از مناطق معروف مسیحی‌نشین در دمشق قدیم ـ واقع شده که دارای مسجد بزرگی به نام مسجد امام جعفر صادق (علیه‌السلام) و یک حسینیه است. هم‌چنین در این منطقه مدارس و جمعیت‌ها و باشگاه‌هایی خاص شیعه وجود دارد.

ـ آخرین وضعیت مناطق شیعه‌نشین سوریه

اما دو روستای مهم نبل و الزهرا در شهر حلب، واقع در شمال سوریه که تمام ساکنانشان شیعه هستند، قصه دیگری دارد. حدودا کمتر از دو سال است که این دو روستا در محاصره مخالفین بشار اسد قرار گرفته‌اند؛ محاصره‌ای که تمام جنبه‌های زندگی‌شان را تحت تاثیر قرار داده و کمبود مواد غذایی، تعطیلی مدارس و بیکاری اهالی روستا در کنار موشک‌باران‌های روزانه از جمله مشکلات اصلی‌شان است.

یحیی از اهالی نبل می‌گوید: «هنوز تحت محاصره تروریست‌‌ها زندگی می‌کنیم و عملا به آن عادت کرده‌ایم و تاکنون تغییر خاصی در وضعیت محاصره نبل و الزهرا حاصل نشده است. به نظر من منطقه شمال حلب، آخرین منطقه‌ای خواهد بود که توسط ارتش از تروریست‌ها پاک‌سازی خواهد شد؛ زیرا در شمال سوریه و نزدیک مرزهای ترکیه قرار دارد. اما ما همیشه امیدوار مانده‌ایم و اعتقاد داریم نباید از رحمت پروردگار ناامید شد. حتی اگر تجاوز تروریست‌ها ادامه یابد ما صبر پیشه خواهیم کرد. ما در مکتب امام حسین (علیه‌السلام) پرورش‌ یافته‌ایم».

هیچ یک از مناطق شیعیان از حلب و ادلب گرفته تا حمص و درعا و حتی دمشق از حملات تروریست‌ها در امان نیستند؛ تروریست‌هایی که هر روز فریاد حلال بودن خون شیعیان را سر می‌دهند و هدف اول و آخر خود را پاک‌سازی سوریه از شیعیان می‌دانند. طبق گفته یحیی «تروریست‌ها هر روز به روستای مایر ـ در همسایگی نبل ـ موشک شلیک می‌کنند و ما هر روز شاهد شهادت و زخمی شدن مردم هستیم. به دلیل محاصره، دچار کمبود مواد غذایی و دارو شده‌ایم و این وضعیت برای کسانی که از سرطان و بیماری‌های قلبی رنج می‌برند مشکلات زیادی ایجاد کرده است. در حال حاضر از سوی کردها به ما کمک می‌رسد اما در مجموع آنچه به منطقه ما می‌رسد ناچیز و آن هم با قیمتی گزاف است و با وجود کمک‌های ماهانه، کفاف ما را نمی‌دهد».

اما الفوعه روستایی در شرق ادلب است که تمام ساکنانش شیعه‌اند و کفریا هم در غرب الفوعه واقع شده که از جمله روستاهای شیعیان محسوب می‌شود. معرتمصرین در شمال کفریا یک چهارم ساکنانش شیعه هستند. در حال حاضر شیعیان معرتمصرین به مناطق شیعه‌نشین هم‌چون نبل فرار کرده‌اند. هم‌چنین اقلیت شیعه‌ای هم در منبج و دیرالجمال (منطقه اعزاز) حضور دارند.

شیعیان در روستاهای حمص واقع در وسط سوریه هم حضور پراکنده‌ای دارند که مهم‌ترین‌شان روستای ام‌العمد است و در کل درعا تقریبا هزار شیعه وجود دارد که از لبنان به آنجا مهاجرت کرده‌اند و در مناطق مختلف آن پراکنده شده‌اند از جمله در الشیخ مسکین، نوی مزیریب، الملیحه و الکسوه.

امیمه از الفوعه وضعیت را این طور توصیف می‌کند: «منطقه ما در حال حاضر شاهد یک آرامش نسبی است، اما نمی‌دانم شاید آرامش قبل از طوفان باشد. به هر حال موشک‌باران ما اصلا متوقف نشده است و به طور روزانه ادامه دارد به طوری که برخی روزها به 70 موشک هم می‌رسد. ما به بازگشت آرامش امید داریم اما فعلا فقط در حد امید است نه چیزی بیشتر، ما هنوز تصور روشنی از آینده‌مان نداریم».

موشک‌ها و خمپاره‌ها هر روز بر سر مردم بی‌دفاع فرود می‌آیند و قربانیان خود را از زن و کودک گرفته تا جوان و کهن‌سال انتخاب می‌کنند. خمپاره‌هایی که به صورت بی‌هدف پرتاب می‌شوند و گاهی حتی قبرستان‌ها و مردگان را هم بی‌نصیب نمی‌گذارند.

وقتی از یکی از جوانان ساکن الفوعه درباره مشکلاتشان پرسیدیم در پاسخ گفت: «تمام مشکلات ما هم با شعله‌ور شدن این جنگ لعنتی شروع شد و ما از همه طرف برای ماه‌ها تحت محاصره قرار گرفتیم، به طوری که نمی‌توانستیم از روستایمان بیرون برویم و هر کس که مجبور می‌شد از الفوعه خارج شود در واقع زندگی‌اش را به خطر می‌انداخت. بسیاری از جوانان و مردان سر بریده شدند و بدنشان به وحشیانه‌ترین شکل تکه تکه شد. منطقه ما در این مدت دچار کمبود مواد اولیه، دارو و شیر خشک نوزادان بود. اما شکر خدا تروریست‌ها تاکنون نتوانسته‌اند به داخل روستا تجاوز کنند؛ زیرا جوانان ما به خوبی در داخل، سنگربندی کرده‌اند و از آمادگی کامل برای دفاع برخوردارند».

وی ادامه می‌دهد: «اکنون ما توانسته‌ایم یک مسیر را برای خروج باز کنیم که تنها راه تنفس الفوعه است اما با این حال به جز برای موارد ضروری از روستایمان خارج نمی‌شویم. مثلا برخی جوان‌ها برای تامین مواد غذایی و دارویی از این مسیر استفاده می‌کنند».

برای نبل و الزهرا هم راه تنفس باریکی باز شده است. به گفته علی از ساکنان الزهرا «کردها مواد اولیه و لازم را به دو شهرک‌ نبل و الزهرا می‌رسانند و روابط ما با کردها در حال حاضر خوب است. اما مسلمان کردها به خاطر منافع خودشان به ما کمک می‌کنند و مواد لازم را به قیمت بالا می‌فروشند. نمی‌خواهم نسبت به ایشان قضاوت منفی داشته باشم، اما دلیل کمک‌شان به ما این است که ممر معاشی بهتر از نبل و الزهرا نیافته‌اند. اما روستاهای مجاور غیر از کردها، عموما با ما خوب نیستند. بعضی روستاها هم هستند که ساکنانش از دست تروریست‌ها گریخته‌اند؛ لذا این روستاها تبدیل به پایگاه تکفیری‌ها برای موشک‌باران ما شده‌اند».

قبلا مناطق شمالی سوریه و مخصوصا نبل و الزهرا توسط ارتش آزاد، موشک‌باران می‌شد اما در حال حاضر جبهه النصره توانسته کنترل بیشتر این مناطق را در دست بگیرد و ساکنان این روستاها از آنجا که از همه طرف در محاصره‌اند، نمی‌دانند دقیقا توسط چه کسانی خمپاره‌باران می‌شوند.

یوسف از الفوعه هم می‌گوید: «دو روز پیش جوانی از خانواده الحلاق، شهید شد و دو نفر دیگر هم در اثر گلوله خمپاره که هر روزه بر سر ما می‌بارد زخمی شدند. تا زمانی که تکفیری‌ها در مناطق نزدیک ما حضور دارند، ما در معرض حملات مداوم هستیم. گاهی توسط تک‌تیراندازهایشان و گاهی به واسطه خمپاره‌ها که از یک سال و نیم پیش گرفتارشان شده‌ایم و هنوز ادامه دارند. روستای ما مدت‌هاست که در محاصره شدیدی به سر می‌برد اما بحمدالله یک راه مواصلاتی با یکی از شهرک‌های اطرافمان ایجاد شده است».

وی جنایت‌های تکفیری‌ها را چنین بازگو می‌کند: «از ابتدای بحران، تاکنون بسیاری از فرزندان و جوانان الفوعه به شهادت رسیدند. این افراد به طرز بسیار وحشیانه‌ای به قتل رسیدند که با هیچ یک از اصول و معیارهای انسانی همخوانی ندارد. به یاد می‌آورم سال گذشته فردی معلول را گروگان گرفتند و مورد شکنجه قرار دادند و پس از قتل وی، جسدش را سوزاندند. این شهید یکی از 300 شهید منطقه ماست که هر روز هم بر آمارشان افزوده می‌شود. ما از همه جهت در معرض حمله و تجاوز هستیم مگر یک مسیر ابتدایی که به یکی از شهرهای همسایه راه دارد».

علاوه بر ساکنان شیعه الفوعه، اهالی سنی استان ادلب هم از دست تروریست‌ها و تکفیری‌ها در امان نیستند. تکفیری‌ها هر کسی را که تاییدشان نکند کافر می‌دانند؛ چه شیعه و چه سنی تفاوتی نمی‌کند. مسئله اصلی جنگ قدرت است، به این معنا که هر کسی را که با آن‌ها همراه نشود، کافر می‌دانند.

در این وضعیت بخشی از ساکنین مناطق مجاور روستاهای شیعه‌نشین هم خانه و کاشانه‌شان را ترک کرده و پا به فرار گذشته‌اند و فقط برخی افراطی‌های سلفی در کنار افراد مسلح خارجی باقی مانده‌اند و این مناطق، عملا تبدیل به پایگاهی برای موشک‌پرانی تروریست‌ها شده است.

احمد یکی دیگر از جوانان کفریا می‌گوید: «درباره اهالی روستاهای اطراف باید بگویم بیشترشان فرار کرده‌اند و تعداد کمی هم که باقی مانده‌اند به تکفیری‌ها کمک می‌کنند. برخی از برادران ما که در ادلب باقی مانده‌اند به ما کمک می‌کنند و ما هم کمک‌شان می‌کنیم تا هم شهرهای آن‌ها و هم الفوعه و کفریا د�� امان باشند. ما یقین داریم که بیشتر ملت سوریه، دارای طرز فکری معتدل هستند و علاقه‌ای به تکفیری‌ها و تندروها ندارند».

ـ عکس‌العمل جامعه بین‌الملل و جهان عرب

یکی از مادران ساکن الزهرا که پسرش را از دست داده درباره توجه نهادها و سازمان‌های عربی و بین‌المللی به مسئله شیعیان سوریه می‌گوید: «متاسفانه سیاست‌های بیشتر حکومت‌های عربی در جهت منافع آمریکا و اسرائیل و بر ضد ملت سوریه است. سوریه اولین کشوری است که از مسائل مهم عربی و اسلامی به ویژه فلسطین دفاع کرد. بسیاری از کشورهای جهان، اسیر و دنباله‌رو سیاست‌های آمریکا هستند و لذا علیه ملت سوریه موضع می‌گیرند و تروریست‌ها را به سوی ما می‌فرستند و چون سازمان ملل تحت سلطه آمریکاست چنین فشارهایی را از سوی جامعه بین‌الملل بر ملت سوریه وارد می‌آورند. بسیاری از فرزندان ما کشته یا ربوده شدند، اما هیچ یک از دولت‌های عربی یا نهادهای بین‌المللی صدایش درنیامد. چهار زن شیعه از نبل و الزهرا ربوده شدند و اصلا کسی به این موضوع توجه نکرد اما برای نجات راهبه‌های مسیحی، تمام دنیا به حرکت درآمد. ما حاضریم در راه امنیت راهبه‌ها از جان خودمان بگذریم اما سوالمان این است که چرا درباره زنان شیعه‌ای که ربوده شده بودند، اینقدر بی‌توجهی شد؟!»

وی ادامه می‌دهد: بیشتر کمک‌ها از سوی کشورهای دوست هم‌چون ایران می‌رسد. ایران پس از انقلاب اسلامی در کنار مظلومان مسلمان و غیر مسلمان ایستاد. هم‌چنین از دولت‌های روسیه و چین هم به خاطر ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا و دفاع از سوریه در شورای امنیت تشکر می‌کنم.

نام:
ایمیل:
نظر: