توفیق المدینی
مترجم: حسین کشوری
مردم لیبی و در کنارشان بقیه اعراب پس از سرنگونی رژیم سرهنگ قذافی دچار این توهم شدند که انقلاب واقعی شکل دادهاند. حکومت قذافی پس از اوج گرفتن شورشهای داخلی لیبی با دخالت نظامی ناتو که هدفی جز زمینهسازی برای دستیابی آمریکا به نفت و گاز لیبی نداشت سرنگون شد. اما دلیل اصلی حمله ناتو شکلدهی دوباره به جغرافیای سیاست لیبی در راستای به دست گرفتن کنترل این کشور بود. اما وقتی لیبی از مستی پیروزی بر دیکتاتور بیدار شد، خود را در دهانه آتشفشان تروریسم، قاچاق و انتشار سلاح در گوشه گوشه کشور دید در حالی که دولت مرکزی قادر به اصلاح خود نیست. وعدههای مجلس ملی انتقالی درباره برقراری آزادی و ایجاد یک دولت غیر نظامی دموکراتیک و کثرتگرا دیگر برای لیبیاییها سهلالوصول به نظر نمیرسد. چیزی که در لیبی رخ داده برکناری یک دیکتاتور و جایگزین کردن شبهنظامیان مسلح به جایش بوده است که این کشور را عملا به سمت یک جنگ داخلی هدایت میکند و این جنگ داخلی میتواند سالهای سال لیبی را درگیر خود کند.
در دوره اخیر شبهنظامیان که اکثرا وابسته به القاعده هستند قوانین و قواعد خود را به زور و از طریق تحمیل خواستههایشان بر دولتها و پارلمانها با استفاده از روش آدمربایی، آدمکشی و تجاوز و تخریب پیاده میکنند. اخیرا القاعده در این خصوص به ربودن سفیران و سیاستمداران یک کشور و مبادله آنها در برابر اعضای دربندش متوسل میشود. مثلا شاهد بودیم که القاعده با ربودن فواز العیطان سفیر اردن، دولت اردن را مجبور کرد محمد سعید الدرسی از لیبیاییهای عضو القاعده را که محکوم به زندان شده است، آزاد کند. الدرسی پس از اثبات نقشش در تلاش برای انفجار در فرودگاه بینالمللی ملکه علیا به همراه سه نفر دیگر در سال 2007 به زندان افتاد. قبل از اردن، مصر هدف اجرای چنین سناریویی قرار گرفته بود.
یعنی در ژانویه سال گذشته عدهای به سفارت مصر در لیبی حمله کردند و سفیر مصر را به همراه چهار شخصیت دیپلماتیک مصری به مکانی نامعلوم منتقل کردند و تا زمانی که مصر تسلیم خواستههایشان نشد، آزادشان نکردند. خواسته این شبهنظامیان آزاد کردن شعبان هدیه ملقب به ابوعب��ده الزاوی بود. وی رهبر شبهنظامیان موسوم به جبهه انقلابیون طرابلس است که در مصر به جرم منفجر کردن ساختمان مدیریت امنیت قاهره در ژانویه گذشته زندانی شده بود. عملیاتهای تروریستی شبهنظامیان لیبیایی در همین حد متوقف نشده و به تونس هم کشیده شده است. در همین راستا یک گروه لیبیایی به نام گردان جوانان توحیدی تعدادی از شخصیتهای دیپلماتیک تونسی را ربودند. گردان جوانان توحیدی، چندملیتی است و این گروه در کشورهای مختلفی از جمله لیبی، تونس، مصر و لبنان و دیگر کشورهای عربی دارای شاخههایی است. این گردان از سازمان افراطگری انصارالشریعه منشعب شده است که با سازمان القاعده در حوزه کشورهای مغرب اسلامی در ارتباط است.
این گردان با هدف به دست آوردن پولهای گزاف و مجبور کردن مقامات تونسی به آزادی دو زندانی لیبیایی به نامهای حافظ الضبع ملقب به ابوایوب و عماد اللواش ملقب به ابوجعفر که در یک عملیات تروریستی در تونس نقش داشتند، اقدام به آدمربایی کرده است. علاوه بر این خواستار آزادی برخی لیبیاییهای تروریست شده که در کوهها شعانبی فعالیت میکردند و در بعضی عملیاتهای تروریستی نقش داشتهاند و اکنون در زندانهای تونس هستند. مقامات تونسی احتمال میدهند که ابوعیاض، تروریست شماره یک تونسی و رهبر سازمان انصارالشریعه که از اگوست 2013 به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است، پشت این آدمربایی باشد.
بیشک لیبی در نبود احزاب سیاسی و سازمانهای جامعه مدنی وارث نهادهای دولتی ضعیف و به هم ریختهای است که کارش را در مرحله انتقالی بسیار دشوار و پیچیده ساخته است. از سوی دیگر شورای ملی انتقالی و دولت لیبی در مهار شبهنظامیان پخش شده در سراسر لیبی که به طور منظم ثروتهای مردم لیبی از جمله نفت آن را به غارت میبرند موفق نبوده است. لذا میبینیم مردم لیبی در حال حاضر مجبورند با حداقل امکانات سر کنند.
مقامات لیبیایی جدید در قالب شورای ملی لیبی و با تحریک اسلامگراهای تندرو و هرج و مرجطلبان دست به تصویب قانونی زدهاند مبنی بر کنار گذاشتن هر کسی که در رژیم سابق دارای مقام و پستی بوده است، حتی اگر به مخالفان و انقلاب هم کمک کرده باشد. از جمله قربانیان این قانون محمد المقریف، رئیس این شورا و همچنین تعداد زیادی از رهبران ارتش لیبی در زمان معمر قذافی که علیرغم مشارکتشان در انقلاب علیه رژیم سابق، مشمول این قانون شدهاند، از جمله ژنرال خلیفه حفتر. ژنرال حفتر پس از اسارت در چاد طی یک عملیات پیچیده توسط سیآیای آزاد شد و در اواخر دهه 80 قرن گذشته از سوی آمریکا به او حق پناهندگی سیاسی اعطا شد. او متهم به این است که عامل شکست ارتش لیبی در برابر نیروهای مسلح چاد بوده است و برخی وی را یکی از عوامل اصلی آمریکا در لیبی میدانند. به همین دلیل آمریکا مقامات لیبی را تحت فشار قرار داد تا اجازه داده شود ژنرال حفتر در این کشور نقشی کلیدی ایفا کند چرا که وی برای آمریکا به مثابه یک تضمین سیاسی به حساب میآید.
در راستای همین هرج و مرجها و انباشته شدن بحرانها و ناآرامیها در لیبی و با توجه به ناتوانی کامل دولت در حفظ سیطرهاش بر طرابلس، بخشی از ارتش به فرماندهی ژنرال حفتر اقدام به کنترل وضعیت و سر و سامان دادن به هرج و مرج امنیتی در این کشور کرده است. این گروه مورد حمایت نیروهای ویژه بنغازی است و پشتیبانی بخشی از ملت لیبی را هم که از وضعیت بیدولتی خسته شدهاند با خود دارد. طبق گفته سخنگوی این نیروها که به ارتش ملی موسومند ژنرال حفتر به عنوان فرماندهشان اعلام کرده است که هدف از اقدامات ارتش ملی پاکسازی بنغازی از گروههای تروریستی است.
اما در سطح منطقه حوادث لیبی پیامدهای مهمی به همراه خواهد داشت. نگرانیهای تونس و الجزایر و مصر و همه کشورهایی که به واسطه قاچاق سلاح و نفوذ تروریستها از لیبی در معرض حملات تروریستی هستند بیشتر شده و این در حالی است که لیبی در این روزها شاهد درگیری شدید ارتش و اسلامگرایان افراطی است. در الجزایر پس از به هم ریختن وضعیت امنیتی لیبی در مرزها حالت آمادهباش کامل اعلام شده چرا که بحران لیبی یکی از خطرناکترین بحرانهای منطقه است. الجزایر مرزهای خودش با لیبی را در راستای کنترل و جلوگیری از ورود تروریستها و ممانعت از تهدیدهای تروریستی، منطقه نظامی اعلام کرده است. از سوی دیگر تونس هم حوادث لیبی را با نگرانی شدید دنبال میکند و سعی دارد از بازتابهای منفی احتمالی این حوادث پیشگیری کند چرا که علاقهای به افزایش تعداد پناهجویان در خاک کشورش همانند ماههایی که لیبی شاهد درگیری بین قذافی و مخالفانش بود ندارد. همچنین از آنجا که تعداد زیادی از مخالفان و موافقان دولت لیبی در تونس حضور دارند، این نگرانی وجود دارد که اختلاف لیبیاییها به آنجا هم سرایت کند و در داخل تونس مشکلساز شود.
اما این حوادث پی در پی در لیبی در سطح بینالمللی باعث تسریع در نزدیکی بین واشنگتن و قاهره شده است که از نشانههای آن میتوان به معرفی سفیر جدید آمریکا در مصر پس از خالی ماندن این پست از آگوست گذشته اشاره کرد. همچنین با در معرض فروپاشی قرار گرفتن قدرت مرکزی در لیبی دیدگاههای مصر و آمریکا در موضوع لیبی به هم نزدیکتر شده است. برخی منابع دیپلماتیک آمریکایی اشاره دارند که دولت آمریکا به این نتیجه رسیده که عدم اقتدار دولت مرکزی در لیبی تهدید مستقیمی برای امنیت ملی آمریکاست که با قتل سفیر آمریکا در بنغازی شروع شد و با گزارشهایی که از سوی دستگاههای اطلاعاتی آمریکا میرسد جدیتر شده است. طبق این گزارشها شبهنظامیان مسلح بر انبارهای سلاح آمریکا مسلط شدهاند. این انبارهای سلاح در پادگانهایی بود که پنتاگون برای آموزش ارتش لیبی برپا کرده بود و سپس به دلیل بالا گرفتن ناآرامیها در سراسر لیبی آنها را تعطیل کرد.
همچنین طبق گزارشهای منابع غربی عصبانیت آمریکاییها مخصوصا پس از اینکه تفنگدارانش در جنوب لیبی تبدیل به هدفی سهلالوصول برای القاعده شدند به اوج خود رسیده است. القاعده امروز در لیبی دوران اوج قدرت و شکوفایی خود را تجربه میکند. همچنین برخی نیروهای عراقی که آمریکاییها آنها را در اردن تحت آموزش قرار داده بودند به سازمان داعش پیوستهاند و برخی کادرهای آن جهت آغاز عملیات در خاک مصر به لیبی رفتهاند.
بر حسب این گزارشها ژنرالهای پنتاگون به باراک اوباما تاکید کردهاند آمریکا نیازمند احیای رابطه قوی سابقش با ارتش مصر است چرا که مصر میتواند یک همپیمان قوی باشد که قادر به مقابله با گسترش القاعده به جبهه لیبی است. البته به شرط اینکه در مبارزه با تروریسم تنها گذاشته نشود.