رضا کنی: میدانداری مطلوب و کنش هدفمند و عقلانی در عرصه غامض و پیچیده سیاست نیازمند برخورداری از مولفههای فراوان و شاخصههای ارتقابخش بسیار است. ازجمله مهمترین این گزارهها، تجربهاندوزی در سپهر پرفراز و نشیب چند دههای پس از انقلاب است. سیاستمدارانی که در برههها و بزنگاههای مختلف در جایگاهها و سمتهای متفاوت تجربه اندوختهاند و اکنون در دهه چهارم انقلاب اسلامی محل رجوع و استوانههای اطمینانبخش برای تبیین راهبردها و ارائه راهکارهای مطلوب معطوف به آن هستند؛ چهرههایی که میتوانند بهمثابه وزنه تعادل مانع تندرویهای حسابنشده و آسیبزا بوده و در سوی دیگر نام و سابقه آنان پشتوانه کنشهای تحولطلبانه باشد.
این روزها با نزدیکی به انتخابات مجلس و نیز فراهم شدن فضا برای کنش سیاسی اصلاحطلبان، احزاب و نحلههای مختلف اردوگاه اصلاحطلبی بعد از وقفهای چندین ساله به تحرک ملموستر و کنش میدانی اثرگذارتر در سپهر سیاسی روی آوردهاند. برگزاری همایش، تشکیل جلسات منظم حزبی در سطوح عالی و استانی، تلاش برای ثبت احزاب تازه از جمله نمایههای این فعل و انفعالات تازه است. اقداماتی که جملگی واجد بار مثبت بوده و باید آن را به فال نیک گرفت اما یک نکته را نیز نباید به فراموشی سپرد و آن حرکت در چارچوب کلی اصلاحطلبی و همپوشانی با گفتمان اصلاحات و پرهیز از تکروی، افراط و تفریط و نیز فراموشنکردن این نکته است که اگر حضور نسلهای تازه گریزناپذیر و ضرورتی حتمی است در این میانه نباید عقبه فکری، سیاسی و امکان نقشآفرینی بزرگان در بزنگاهها و گلوگاههای راهبردی به فراموشی سپرده شده و میدانداری نوآمدگان، حاشیهروی سابقهداران را رقم بزند.
کارگزاران در مسیر تازه
حزب کارگزاران سازندگی که در اوایل دهه70 و با محوریت گفتمان سازندگی آیتا... هاشمی در عرصه سیاسی بروز و ظهور یافت و در زمره احزاب اصلاح طلب به شمار میآید، این روزها با تشکیل جلسه شورای مرکزی حزب و نیز خداحافظی یکی از اعضای هیات موسس و شورای مرکزی خود در کانون توجهات و اخبار سیاسی قرار دارد. اتفاقاتی که هم ابعاد مثبت بر آن مترتب است و هم زوایای منفی را میتوان در آن جست. حضور اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیسجمهوری و رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در جلسات شورای مرکزی حزب، از وجوه مثبت عملکردی حزب کارگزاران است. اینکه یک مقام عالیرتبه دولتی فارغ از جایگاه سیاسی خود در ساخت قدرت رسمی به کنش حزبی باور وثیق داشته و بدور از خلط مبحث و یا کنایات و مخالفتهای احتمالی به این مهم بها داده و پایگاه سیاسی خود به عنوان یک فعال حزبی را فارغ از مرتبه و جایگاه حقوقی در قدرت به فراموشی نمیسپارد، میتواند الگویی باشد در راستای استحکام ساختارهای حزبی و تغییر دیدگاههایی که نگاه تقلیلگرانه به کنش حزبی دارند. برگزاری جلسات منظم در رستهها و ردههای مختلف حزبی و منطقه ای نیز از اقدامات مثبتی است که کارگزاران در مسیر احیای جایگاه خود در صحنه سیاسی در دستور کار دارند.
خداحافظی ناگهانی، زنگ خطری جدی
قرائن و شواهد از شتاب گرفتن فعالیتهای کارگزاران در آستانه دومین دهه موجودیت خود خبر میداد تا آنکه خداحافظی ناگهانی محمد هاشمی از اعضای هیات موسس و شورای مرکزی حزب همگان را در بهت و حیرت فرو برد. چگونه فردی که خود از پایهگذاران و سلسلهجنبانان حزب بوده اکنون که حزب در فضای تازه امکان بسط و تعمیق فعالیتهای خود را دارد به یکباره عطای ماندن را به لقایش میبخشد و هیچچیز هم نمیتواند وی را برای ماندن اقناع کند، جای پرسش فراوان دارد. خود محمد هاشمی سربسته و در لفافه گفته است حضور اعضای جدید و عدم تطابق گفتمانی با آنان باعث این جدایی شده است.
حسین مرعشی، سخنگوی حزب در پاسخ به سوالات تسنیم گفته نمیداند چرا محمد هاشمی از حزب جدا شده و البته افزوده است که استعفای هیچکس در هیچ سطحی مشکلی پیش نیاورده است! مرعشی در ادامه نیز مدعی شده: تغییرات پیشآمده در حزب کارگزاران با تائید محمد هاشمی بوده است. سخنی که نمیتواند چندان مقرون به صحت و عقلانی باشد، چراکه محمد هاشمی با چند دهه سابقه در عرصههای مختلف متوجه بار سیاسی این خروج و استعفا با توجه به جایگاهش در سپهر سیاسی و در حزب بوده و اهل تصمیمات ناگهانی و قهرهای بچگانه و دفعی و آنی نیست و بیگمان موضوع تا جایی پیش رفته که امکان حضور او ممکن و میسر نبوده است. در این میانه نکته کلیدی آن است که ورود چهرههای تازه و پرشمار به شورای مرکزی حزب و ساختار سیاسی آن و مواضع سیاسی و حزبی آنان علت ناخشنودی محمدهاشمی است. او در همین رابطه گفته است که حزب به یک جبهه تبدیل شده است. نکتهای که عدهای آن را در کنار سخنان چندی پیش آیتا... هاشمی گذاشته و مدعی شدند جبههای شدن حزب از نکات مورد تصریح و اشاره آیتا... است.
این درحالی است که آیتا... هاشمی به تشکیل جبهه سیاسی متشکل از احزاب مختلف اشاره کرد نه آنکه حزبی که تعریف مشخص دارد به یکباره تبدیل به جبههای متشکل از عقاید و دیدگاههای مختلف شود. در واقع نقطه قوت احزاب همین انسجام فکری و سیاسی حلقههای مرکزی آن و همسویی اضلاع پیرامونی با هسته مرکزی است نکتهای که گویا محمد هاشمی معتقد است این کارویژه نقض شده و به همین دلیل از حزب کنارهگیری کرده است. نکته دیگری هم که در این میانه نباید به فراموشی سپرده شود از دست دادن سرمایههای سیاسی و اجتماعی به بهانه جوانگرایی است، اختلاف سلایق میان نسلها و تفاوت آرا و عقاید اصلی پذیرفته شده است و جوانگرایی نیز یک لازمه ضروری اما حفظ توازن در این میانه بسیار حائز اهمیت است، تازهآمدگان در فعالیتهای سیاسی انرژی و پتانسیل خوب و نگاه بهروزی دارند که به نوبه خود ارزشمند است اما اگر قرار باشد که با این میدانداری جوانان، تجربهداران و سرد و گرمکشیدگان از صحنه خارج شوند بیگمان در آینده احزاب اصلاحطلب با نقصان و کاستی و ضعف در بزنگاههای حساس و کلیدی روبرو خواهند شد، چرا که قرار نیست آسمان سیاستورزی همواره آفتابی و عاری از فراز و فرود باشد. یادمان نرود: بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.