پیشگفتار
از دیپلماسی عمومی، تعریفهای گوناگون شده است؛ اما بر سر هم میتوان آنرا توصیفکننده تلاشهای یک دولت برای پیشبرد سیاست خارجی و تامین منابع ملی از راه تماس مستقیم با شهروندان کشورهای دیگر دانست. کار ویژه دیپلماسی عمومی، دادن اطلاعات به شهروندان دیگر کشورها از راه رادیو و تلویزیون و رسانههای اینترنتی و نیز کتاب و نشریات است. دیپلماسی فرهنگی، بخشی از دیپلماسی عمومی است. برگزاری نمایشگاههای هنر و موسیقی، ارائه آموزشها و مهارتهای فنی و حرفهای، مبادله گروههای علمی و... شیوههایی در چارچوب دیپلماسی فرهنگی است. دیپلماسی عموم از دوران جنگ جهانی یکم در سیاست خارجی آمریکا به کار گرفته شد.
فرانکلین روزولت، در برابر جایگاه آلمان نازی در زمینه خبررسانی، پرداختن به نشر اخبار و اثرگذاری بر افکار همگانی شهروندان آمریکا را در دستور کار قرار داد. این کار بخشی از تلاشهای دولت برای مجاب ساختن شهروندان به لزوم پشتیبانی از دخالت آمریکا در جنگ بود. پس از آن و در دوران جنگ سرد، تقویت دیپلماسی عمومی برای رویارویی با ایدئولوژی کمونیسم، هر چه بیشتر جان گرفت.
آژانس اطلاعات ایالات متحده (USIA) عنوان سازمانی بود که در دوران جنگ سرد فعالیتهای تبلیغاتی ضد کمونیسم را رهبر میکرد. رادیو اروپای آزاد رادیو آزادی و رادیو صدای آمریکا سه بنگاه خبررسانی در دوران کشمکش کمونیسم و سرمایهداری بودند که زیر نظر اداره آژانس اطلاعات کار میکردند. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، از اهمیت این رسانهها کاسته شد زیرا آن دشمن ایدئولوژیک از میان رفته بود. در دهه 1990 ادامه یافتن فعالیت چنین رسانههایی مورد بحث قرار گرفت.
پس از رویدادهای یازدهم سپتامبر و حمله نیروهای آمریکا و همپیمانانش به افغانستان و عراق، بازسازی آژانس اطلاعات با ماموریت تازه، ضرور دانسته شد. همچنین، توجه سیاست خارجی آمریکا به خاورمیانه پس از آن دگرگونیها افزایش یافته و دیپلماسی عمومی آن کشور پس از 2001 بر خاورمیانه و کشورهای این منطقه متمرکز شده است. از این رو، شناخت نهادها و سیاستگذاران دیپلماسی عمومی در آمریکا بایسته به نظر میرسد. اینکه چه نهادهایی مسئول سیاستگذاری در بخش دیپلماسی عمومی آمریک هستند و شیوه کار آنها و همکاری با آنها در این نوشتار بررسی میشود. برای پاسخ دادن به این پرسشها، نخست نگاهی به پیشینه دیپلماسی عمومی و تعریفهای آن میافکنیم و سپس به نهادهای دست اندرکار دیپلماسی عمومی آمریکا میپردازیم
تاریخچه دیپلماسی عمومی
کسانی برآنند که پیشینه دیپلماسی عمومی به 1774 میلادی باز میگردد: هنگامی که چند روز پس از نخستین جنگ انقلاب آمریکا، کنگره قطعنامهای برای ابراز همدردی با مردمان بریتانیا و پشتیبانی از آنان تصویب کرد. در 1775 نیز قطعنامه مشابهی برای کانادا و ایرلند به تصویب کنگره رسید. (18.2010,Egner) در آوریل 1917 ویلسون رییس جمهوری آمریکا کمیتهای برای آشنا کردن شهروندان دیگر کشورها با هدفهای سیاست خارجی آمریکا بر پا کرد. این کمیته در کشورهای گوناگون فعالیت میکرد و به تولید فیلم و بروشورهای تبلیغاتی میپرداخت و میکوشید بر افکار همگانی آمریکا و جهان اثر گذارد و مداخله آمریکا در جنگ بینالملل یکم را توجیه کند (Robert,2007,53) در دوران جنگ جهانی دوم نیز دولت آمریکا از دیپلماسی عمومی بهره گرفت. اندک زمانی پیش از حمله به پرل هاربور در 1941، فرانکلین روزولت رییسجمهوری وقت آمریکا کمیته اطلاعات خارجی را برای تولید اخبار برای کشورهای آسیایی، اروپایی و تبلیغات ضد ژاپن و آلمان بر پا کرد.
این کمیته بعدها به «صدای آمریکا» مشهور شد. شبکه صدای آمریکا در فوریه 1942 پخش برنامههای خود را به زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی آغاز کرد. با پایان جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد، دو قدرت بزرگ جهان میکوشیدند با بهرهگیری از همه ابزارهای موجود، یکدیگر را در همه زمینهها به چالش بکشند.
از این رو، در آن هنگام بهرهگیری کشورها از دیپلماسی عمومی بیشتر شد. در نخستین گام در 1953، آیزنهاور سازمان اطلاعات آمریکا را با هدف اثرگذاری بر افکار عمومی مردمان جهان بنیاد کرد. او کار ویژه این نهاد تازه را تبلیغ و القای آرمانهای آمریکا برای آزادی، پیشرفت و صلح اعلام کرد. این سازمان در 1977 در چارچوب طرح بازسازی شماره دو در دولت کارتر با بخش فعالیتهای فرهنگی و آموزشی وزارت امور خارجه آمریکا یکی شد و با ساختاری تازه زیر عنوان آژانس ارتباطات بینالمللی آمریکا به کار ادامه داد (Pratkanis, 2001.72). در برابر، اتحاد جماهیر شوروی نیز با ایجاد بنگاههای بزرگ خبرپرانگی دولتی به مبارزه تبلیغاتی با آمریکا پرداخت. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان گرفتن جنگ سرد، دیپلماسی عمومی سیمایی تازه یافت. بویژه رویدادهای 11 سپتامبر 2001 نقطه آغازی در دگردیسی مفهوم دیپلماسی عمومی به شمار میرود. از آن هنگام، کشورها بویژه آمریکا دریافتند که دیپلماسی عمومی راهی یک سویه نیست بلکه خیابانی دو سویه است که در آن، عنصر گفتوگو و شناخت متقابل بسیار مهم است.
این نگاه تازه، از تغییر اهمیت سیاست واقعی و برجسته شدن سیاست دانشمدار مایه میگیرد. میتوان گفت که سیاست خارجی مایه گرفته از سیاست دانشمدار، بر آن است که ایدهها، ارزشها، هنجارها و اخلاق در سیاست خارجی با کاربرد قدرت نرم بهتر به بار مینشیند تا قدرت سخت. در چارچوب این سیاست تازه، نقش بازیگران غیر دولتی به اندازه نقش بازیگران دولتی اهمیت یافته است و بر همکاری این دو گروه تاکید میشود.
آرگولار، دیپلماسی عمومی را گونهای سیاست دانش بنیاد میداند که در آن، گروهها و بازیگران غیردولتی نقشی مانند دولت پیدا میکنند و قدرت نرم در این سیاست، جایی بسیار برجسته دارد (Arquilla and others, 1999,47).
امروزه در بیشتر کشورها، دیپلماسی عمومی جایگاهی ویژه در ساختار تصمیمگیری در سیاست خارجی دارد و نقشی بسیار برجسته در پیشبرد هدفهای کشور در نظام بینالملل بازی میکند و بیشتر نظریهپردازان و سیاستمداران بر این باورند که برای برآوردن هدفها، باید از گزینه دیپلماسی عمومی هم بهره گرفت. اهمیت بهرهگیری از دیپلماسی عمومی تا بدان اندازه است که جوزفنای میگوید دیپلماسی عمومی که مخاطب آن افکار عمومی است، برای برآوردن هدفهای یک کشور به اندازه دیپلماسی سنتی کلاسیک اهمیت دارد (وحیدی، 1389، 206).
مفهوم دیپلماسی عمومی
اصطلاح دیپلماسی عمومی را اگر به معنای امروزی آن یعنی رابطه دو سویه میان دولتها و ملتها در نظر بگیریم، اصطلاحی نو پا شمرده میشود و نشان میدهد که واژه دیپلماسی در گذر تاریخ دستخوش دگرگونی شده است. در 1963، ادوارد مورو دیپلماسی عمومی را برآورنده منافع و امینت ملی از راه نفوذ بر افکار همگانی با ابزارهای گوناگون ارتباطی مانند رسانههای جمعی، رادیویی، کتابخانهها، انتشارات و توزیع کتابها، تصاویر احساسی و نمایشگاه دانست (Waller,2007.25).
ادموند گولیون در همان دهه 1960، بر آن بود که دیپلماسی عمومی عبارت است از اثرگذاری بر برداشتهای عمومی نسبت به اجرای سیاست خارجی از راه تعامل گروهها و نهادهای غیر دولتی یک کشور با همتاهای خود در کشورهای گوناگون، ایجاد ارتباط میان دیپلماتها و خبرنگاران خارجی و روند ارتباطات میان فرهنگی (www.usinfo,state). سیگنیتیزر و کومبس در تعریف خود، دیپلماسی عمومی را شیوهای میدانند که بر پایه آن، دولتها، افراد و گروهها، مستقیم یا غیرمستقیم بر دیدگاهها و نگرشهایی عمومی که با تصمیمات در چارچوب سیاست خارجی دولتی دیگر مربوط میشود، اثر میگذارند (Signitizer, 1992,37)
لی و مایکل دیپلماسی عمومی را این گونه تعریف میکنند:
دیپلماسی عمومی تلاش آشکار برای ترغیب توده مردمان در دیگر کشورها است تا به کشوری که دست فعالیتی زده است، گرایش پیدا کنند (Lee and Michael, 1991.38- 46)
در سالهای میانی دهه 90 میلادی، اداره دیپلماسی عمومی آمریکا، دیپلماسی عمومی را ارتباط منافع و آرمانهای دولت آمریکا با مردمان و در دیگر کشورها، جدا از حکومتهایشان دانست (U.S Department). جوزف نای نظریهپرداز برجسته در زمینه روابط بینالملل نیز در 2004 انتقال اطلاعات و ایجاد چهره مثبت از کشور را بخش مهمی از دیپلماسی عمومی دانست و آن را فرایندی بلند مدت به شمار آورد. (Ny,2004). دیدگاههای نای درباره جهانی شدن و انقلاب ارتباطاتی و اطلاعاتی و نقش بازیگران غیردولتی، با دیپلماسی عمومی در هم تنیده شده است (Cooper,2008,251). نای دیپلماسی عمومی را دارای سه بعد بسیار مهم میداند: «ارتباطات روزانه» که شامل تشریح تصمیمات سیاسی برای مردمان است؛ «ارتباطات استراتژیک» که در آن مجموعهای از موضوعات ساده با هدفی ویژه بزرگنمایی میشود؛ و «گسترش روابط دامنه دار و درازمدت» مانند دادن و بورسهای تحصیلی، برگزاری سمینارها و نشستهای علمی و آموزشی و... (نای، 1387، 195).
در 2006، هامفری تیلور در مقالهای با عنوان «دیپلماسی عمومی»، دیپلماسی عمومی را کوششهای یک دولت برای ایجاد رابطه با مردمان در جامعهای دیگر، با هدف توضیح ارزشها، فرهنگ، سیاستها و باورهای جامعه خود و نیز بهسازی رابطه، وجهه و آوازه خود در آن جامعه تعریف کرده است (Taylor,2006) مرکز دیپلماسی عمومی آمریکا البته دیپلماسی عمومی را تنها ویژه دولتها نمیداند و از سازمانهایی مانند سازمان ملل متحد نیز نام میبرد که از دیپلماسی عمومی بهره میگیرند. این مرکز، دیپلماسی عمومی را متمرکز بر شیوههایی میداند که یک کشور یا یک سازمان چندجانبه، به گونه عمدی یا غیرعمدی با سهامداران، گروهها افراد گوناگون در یک جامعه رابطه برقرار میکند که این رابطه نه تنها اصل پیام، که روشهای تحلیل و تفسیر پیام را نیز در برمیگیرد. (U.S Center of public Diplomacy, 2008) هر چند در محافل دانشگاهی، مراکز تصمیمگیری در زمینه سیاست خارجی و نهادهای حکومتی تعریفهای گوناگون از دیپلماسی عمومی میشود، ولی در همه این تعریفهای، عناصر مشترکی به چشم میآید:
- مخاطبان: در دیپلماسی عمومی، مخاطبان همان هدایت شوندگان به شمار میآیند.
- کارکرد: کارکردهای دیپلماسی عمومی را میتوان به چند بخش تقسیم کرد: اطلاعرسانی؛ آموزش؛ نفوذ؛ ترغیب و دخالت کردن.
- هدف: هدف دیپلماسی عمومی به نوع حکومتها و نگاه کشورها بستگی دارد، ولی بر سر هم میتوان گفت که تامین امنیت ملی و منافع ملی برجستهترین هدفهای دیپلماسی عمومی است (Agner. 2009,14)
بنابراین آگاهی بخشی، درگیر شدن و ترغیب کردن مخاطبان خارجی برای به دست آوردن پشتیبانی آنها از سیاستهای خارجی، افزایش دادن شناخت دیگران از نهادها ارزشهای کشور، ایجاد تفاهم و شناخت متقابل، فراختر کردن کانالهای ارتباط میان دو کشور و... از هدفهایی است که کشورها با به کارگیری دیپلماسی عمومی میکوشند آنها را محقق سازند بر سر هم، هدفنهایی از به کارگیری این ابزار، تامین منافع ملی و امنیت ملی کشور است.
نهادهای مسئول دیپلماسی عمومی در آمریکا
از نخستین دهه سده کنونی، دیپلماسی عمومی، جایی برجسته در روند سیاستگذاری در آمریکا یافته، به گونهای که به حوزه آموزش عالی نیز را پیدا کرده است. در آمریکا، یک مرکز ویژه به نام «مرکز مطالعات اطلاعرسانی و ارتباطات بینالمللی مورو» برای آموزش و پژوهش در زمینه دیپلماسی عمومی در دانشگاه تافت بر پا شده و دانشکدههایی ماند مدرسه خدمات بینالمللی در دانشگاه آمریکن و مدرسه ارتباطات آننبرگ در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، درسهایی در این زمینه دارند. در ساختار دولت آمریکا، وزارت امور خارجه برجستهترین نهاد سیاستگذار در این زمینه است. (آشنا، 1384، 18)
وزارت امور خارجه
سند آموزه امنیت ملی ایالات متحده که در 2002 منتشر شده است، میگوید: ایالات متحده آمریکا درگیر جنگ باورها است و در این راستا باید از فرصتهای موجود در جامعه بینالملل، بیشترین بهره را ببرد و دیپلماسی عمومی کارایی برای ترویج جریان آزاد اطلاعات و اندیشه با هدف زنده نگهداشتن امید و آرمان آزادی به کار گیرد. (Nakamura and Weed, 2009,2) وزارت امور خارجه آمریکا، در طرح کارکرد اجرایی (2004)، دوازده هدف راهبردی برای خود برشمرده است که یازدهمین هدف، دیپلماسی عمومی و روابط عمومی است. دفتر برنامههای اطلاعات بینالملل، کمیته امور فرهنگی و آموزشی و همچنین دفتر پخش رادیو تلویزیونی بینالمللی در حوزه دیپلماسی عمومی، زیر مجموعه وزارت امور خارجه در این زمینه هستند (درویش، 1384،270).
کمیسیون مشورتی دیپلماسی عمومی
کمیسیون مشورتی دیپلماسی عمومی، از سوی کنگره بر پا شده است و اعضای آنرا رییسجمهوری تعیین میکند. کار وی این کمیسیون، بررسی نقاط ضعف فعالیتهای دولت آمریکا با هدف شناخت، آگاهی بخشی و اثرگذای بر جهانیان است. این کمیسیون که در دهه 1950 راه افتاده است، مسئول ارزیابی سیاستگذاریها در دیپلماسی عمومی و برنامههای سیاست خارجی آمریکا و نظارت بر برنامهها و ماموریتهای برونمرزی دولت آمریکا و دیگر نهادهای این کشور است (همان. 271)
دفتر ارتباطات جهانی ریاست جمهوری
«کمیته هماهنگکننده سیاست ارتباطات خارجی» و «دفتر ارتباطات ریاست جمهوری» مسئول جنبههای گوناگون اجرای دیپلماسی عمومی در کاخ سفید هستند.
در 21 ژانویه 2003، جورج دبلیو بوش رییسجمهوری آمریکا، دفتر ارتباطات جهانی در بخش ریاست جمهوری را بر پا کرد. این دفتر که سرپرست آن مدیر کل ارتباطات جهانی ریاست جمهوری است، باید راهکارهای لازم را در زمینههای زیر به وزارتخانهها و نهادهای وابسته به قوه مجریه عرضه کند:
1) ایجاد هماهنگی کمی و کیفی در پیامدهای دولت ایالات متحده و نهادهای گوناگون آن؛
2) جلوگیری از سوء برداشت شنوندگان خارجی در زمینه هدافها و سیاستهای دولت ایالات متحده؛
3) ایجاد فضای پشتیبانی از سیاستها در میان همپیمانان؛
4) آگاهی رسانی به مخاطبان خارجی.
این دفتر، وظیفه هدایت راهبردی ارتباطات جهانی و دیپلماسی عمومی آمریکا را در سه چارچوب برعهده دارد:
الف) پیامدهای روزانه؛
ب) طراحی فعالیتهای ارتباطی؛
پ) راهبردیهای بلند مدت.(Johnson and Dale. 2003, 3-4)
هدفنهایی این دفتر آن است که پیامهای ورودی و خروجی (اطلاعات و اخبار) به آمریکا و از آمریکا درباره موضوعهای گوناگون را هدایت و مدیریت کند تا مخاطبان خارجی بهترین تصویر ذهنی از سیاستها و رفتارهای دولت آمریکا را داشته باشند. در جریان حمله به عراق یک تیم از این مجموعه در قطر و در زمان انتخابات لویه جرگه در افغانستان یک تیم در کابل استقرار یافته بود تا در پیوند نزدیک با نیروهای مسلح و وزارت امور خارجه، پیامهای مورد نظر کاخ سفید را هر چه زودتر و به گستردهترین شکل، در اختیار رسانههای و جهانیان قرار دهد. (جرجیان 1384، 104)
دفتر اطلاعات ریاست جمهوری، هر روز به همه سفارتخانههای آمریکا در جهان و همچنین دفترها و وزارتخانهها در واشنگتن، گزارش کوتاه و سودمندی از سرفصلهای موردنظر و نیاز برای طرح و تعامل با شنوندگان خارجی، با عنوان پیامرسان جهانی میفرستد. در این پیام روزانه، سخنان و مواضع رسمی و مهترین سیاستها برای طرح و ارائه به بهترین شکل ممکن به منظور تامین منافع ملی ایالات متحده آمریکا گنجانده میشود. (همان، 105)
آژانس اطلاعات آمریکا
در 1942، فرانکلین روزولت، رییسجمهوری آمریکا، برای رویارویی با تبلیغات ضد آمریکای آلمان نازی، به دیپلماسی عمومی رو کرد. او سرویس اطلاعات خارجی آمریکا را که تا ژانویه 1943، دارای 23 مترجم بود و به بیش از 27 زبان خارجی برنامههای تبلیغاتی آمریکا را عرضه میکرد، تقویت کرد. پس از آن، این فعالیتها گسترش یافت و در اوت 1953 در قالب طرح شماره 8 بازسازی دولت آمریکا در دوران دولت آیزنهاور، آژانس اطلاعات ایالات متحده آمریکا پیریزی شد. در بیانیه تاسیس آن آمده است: وظیفه این نهاد تازه آن است که مردمان در دیگر نقاط جهان را به این نکته برساند که هدفهای ایالات متحده آمریکا با آرمانهایش برای آزادی، پیشرفت و صلح همسو است و به گونهای این سیاستها را نزد افکار عمومی جهانیان به نمایش گذارد که پشتیبانی لازم از این سیاستهای فراهم شود. (Wilson, 2001. 21 -22)
شورای امنیت ملی
شورای امنیت ملی، نهادی است که در دولتهای گوناگون و در دورانهای گوناگون، دستخوش تغییر برنامه، مجریان اعضا و ساختار بوده و از این رو، هرگز از ثبات و دوام لازم برای طراحی، هدایت و مدیریت برنامههای راهبردی کلان و بلند مدت برخوردار نبوده است. در 1982 در دوران ریاست جمهوری ریگان و در 1999 در دوران بیل کلینتون، با تصمیم رییسجمهوری، شورای امنیت ملی کوشید تا الگوهایی عملی و راهبردی برای فعالیتها در زمینه دیپلماسی عمومی و ارتباطات راهبردی به دست دهد، ولی ارزیابیهای بعدی نشان داد که این فرایندها موفق نبوده و شورای امنیت ملی در زمینه دیپلماسی عمومی ضعیف و نامتمرکز کار کرده است.
در سپتامبر 2004، گروه مشاوران علمی پنتاگون در گزارش خود سفارش کردند که در شورای امنیت ملی پست مشاور رییسجمهوری در زمینه ارتباطات جهانی ایجاد شود و متصدی آن، در کنار رایزنی در زمینه امنیت ملی، در حوزه ارتباطات و پیامرسانی دولت آمریکا فعالیت کند. (Epstein, 2006,8-11)
وزارت دفاع
پیگیری دیپلماسی عمومی، در وزارت دفاع کمرنگتر از دیگر بخشها است و در معاونت وزیر دفاع در زمینه فرماندهی، کنترل، ارتباطات و اطلاعات و معاونت وزیر دفاع در زمینه سیاستگذاری متمرکز است. پس از 11 سپتامبر و برجستهتر شدن نقش این وزارتخانه در سیاست خارجی آمریکا، دونالد رامسفلد در بخشنامهای از مدیران بلند پایه غیر نظامی و نظامی پنتاگون خواست تا چارچوب و برنامههای دیپلماسی و ارتباطات راهبردی وزارت دفاع را در حوزههای زیر مشخص کنند:
1) روابط عمومی: اطلاعرسانی.
2) عملیات روانی: فریب و مدیریت تصاویر ذهنی. (Samei, 2010,3)
رادیو – تلویزیون و اینترنت ابزارهای اعمال دیپلماسی عمومی
فعالیتهای رسانهای بینالمللی آمریکا، زیر نظر هیات مدیره پخش بینالمللی آمریکا انجام میگیرد. در 1990، کار سازمانهای رسانهای ایالات متحده به یکدیگر نزدیکتر و در سازمانی ویژه گنجانده شد. در همان سال، آژانس اطلاعات با همکاری صدای آمریکا، سازمان پخش بینالمللی ایالات متحده در برگیرنده سه نهاد (صدای آمریکا -سرویس تلویزیون و شبکه جهانی فیلم – رادیو تلویزیون مارتی) را بر پا کرد که زیر نظر اداره فعالیتهای مهندسی و تکنولوژیک قرار داشت (Rhonda, 2005,6-7)
در 1994، در دوران ریاست جمهوری کلینتون اداره پخش رادیو تلویزیونی بینالمللی در آژانس اطلاعات آمریکا بر پا شد و همه فعالیتهای رادیو و تلویزیونی بینالمللی زیر نظر هیات مدیره پخش رادیو و تلویزیون بینالمللی قرار گرفت.
شمار کارکنان این سازمان که در 2012 بودجهای بالغ بر 7/757 میلیون دلار در اختیار داشته، بیش از 3790 نفر است. مجموعه زیر نظر این سازمان در هر هفته نزدیک به سه هزار ساعت برنامه تولید و پخش میکند و از 2003 به این سو شمار مخاطبان آن 71 در صد افزایش یافته است. بخشهای این سازمان عبارت است از:
1) صدای آمریکا:
صدای آمریکا در 1942 با بهرهگیری از امکانات بخش خصوصی راهاندازی شد. این رادیو که بزرگترین سازمان رادیویی بینالمللی ایالات متحده است، 206/5 میلیون دلار بودجه برای پخش برنامههای خود در اختیار دارد و در هفته، 1500 ساعت برنامه به 44 زبان شامل اخبار، گزارش، آموزش، مسائل فرهنگی، پخش زنده، تماس تلفنی و... تولید و پخش میکند. (www.bbg. Gov,2011,1)
2) رادیو آسیای آزاد:
با تصویب قانون رادیو تلویزیون بینالمللی در 1994، رایو آسیای آزاد در 1996 از سوی یک شرکت خصوصی راهاندازی شد. وظیفه این شرکت، مخابره اطلاعات و اخبار به شنوندگان آسیایی است که به اطلاعات کافی و آزاد دسترسی ندارند و همچنین از حق آزادی بیان محرومند، اعلام شده است. این رادیو به نه زبان آسیایی به تولید و پخش برنامه میپردازد و برنامههای آن اخبار، تحلیل، تفسیر و برنامههای فرهنگی برای کشورهای آسیایی را در برمیگیرد (Ibid, 2)
3) اداره رادیو و تلویزیون مارتی (کوبا):
رادیو مارتی در 1985 و تلویزیون مارتی در 1990 کار خود را آغاز کردند. پرداختن به اخبار داخلی و خارجی کوبا وظیفه این شبکه است. اعلام شده است که ترویج دموکراسی و گسترش آزادی برای شهروندان کوبا از راه اطلاعرسانی و پخش اخبار بیهر گونه جهتگیری و جانبداری، هدف اصلی این شبکه است.
بخش بزرگی از شبکههای خبری نیز به خاورمیانه اختصاص یافته است. این منطقه جایگاهی برجسته در سیاست خارجی آمریکا دارد و اوضاع و روندها در کشورهای این منطقه با جمعیتهای جوان و تحولخواه، آمریکا را بر آن داشته است تا بخش بزرگی از کانالهای ردایو تلویزیونی را معطوف به این سو کند.
4) رادیو سوآ (به زبان عربی):
رادیو سوآ در سراسر هفته به صورت 24 ساعته برنامههای رادیویی به زبان عربی پخش میکند. برنامههای این رادیو، موسیقی، تحلیل خبر، مصاحبه، ورزش و طیف گستردهای از موضوعهای سیاسی و فرهنگی را در برمیگیرد. استودیوهای این رادیو در دبی و واشنگتن است. اردن، کویت، امارات، فلسطین، قطر، بحرین، لبنان، سودان و... به برنامههای این شبکه دسترسی دارند.(www.bbg.gov,2012,1-3)
5) تلویزیون الحره:
الحره یک شبکه تلویزیونی ماهوارهای بازرگانی است که به زبان عربی به تولید و پخش اطلاعات و اخبار میپردازد. این شبکه برای 22 کشور خاورمیانه از جمله عراق و پاکستان برنامههایی در زمینه بحث و گفتوگو، سرگرمی، ورزشی، علمی و... پخش میکند. بویژه با گسترش بنیادگرایی در پاکستان و برخوردهای خشونتآمیز در این کشور که برآمده از تعصب مذهبی و فقر اقتصادی است، این شبکه میکوشد رویکردی آموزشی در پیوند با مخاطبان داشته باشد. (Tamilson, 2007,1)
6) رادیو اروپای آزاد (رادیو آزادی):
رادیو آزاد اروپا اطلاعات و اخبار را به 19 کشور که از دید آمریکا از آزادی مطبوعات بیبهرهاند، مخابره میکند. این رادیو برنامههای خود را از پراگ به کشورهای گوناگون میفرستد. رادیو فردا که برای ایرانیان برنامه تولید و پخش میکند، زیر نظر این رادیو اداره میشود و یکی از زیر مجموعههای آن است.
الف) رادیو فردا:
پس از تاسیس کمیته ملی اروپای آزاد در 1949 در نیویورک نیاز به یک ابزار رسانهای احساس میشد. از این رو مدیران کمیته، دست به راهاندازی دفتر مرکزی رادیو اروپای آزاد در مونیخ آلمان زدند. این رادیو نخستین برنامه خود را در ژوییه 1950 در حوزه چک واسلواکی پخش کرد. نخستین رییس این مجموعه، جان فاستر دالس وزیر خارجه آمریکا در دوران ریاست جمهوری آیزنهاور بود.
رادیو فردا اخبار سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و هنری را با تاکید بر مسائل ایران پخش میکند. رادیو اروپای آزاد / رادیو آزادی، برنامههای بینالمللی خود را به مناطق خاوری و جنوب خاوری اروپا، روسیه، قزاقستان، آسیای میانه، خاورمیانه و جنوب باختری آسیا مخابره میکند. این رادیو از 1996 فعالیت خود را برپایه همکاری با 240 سازمان گوناگون بینالمللی دنبال کرده و با بهرهگیری از ابزارهای تازه رسانهای و فناوری پیشرفته، بر دامنه شنوندگان خود افزوده است. رادیو اروپای آزاد برنامههای خود را به مدت هزار ساعت در هفته و به 28 زبان زنده جهان از جمله آلبانیایی، ارمنی، عربی، آذربایجانی، بوسنیایی، چچنی، دری، پشتو، فارسی و... عرضه میکند.
رادیو فردا که یکی از زیر مجموعههای رادیو اروپای آزاد / رادیو آزادی است زیر کنترل و نظارت شورای مدیران پخش ایالات متحده آمریکا کار میکند. (Khalaji, 2007, 1-2)
دیپلماسی عمومی آمریکا پس از 11 سپتامبر
پس از پایان جنگ سرد و رویدادهای 11 سپتامبر 2001، آمریکا نهادهای و فعالیتهای خود در بخش دیپلماسی عمومی را بازسازی کرده و بخشها و مسولیتهای تازهای بویژه در وزارت دفاع و خارجه تعریف کرده است.
بیگمان 11 سپتامبر را همچون جنگ سرد میتوان نقطه عطفی در سیاستگذاری آمریکا در حوزه دیپلماسی عمومی دانست. این فعالیتها بر رویارویی با پدیده بنیادگرایی و نیز بر اوضاع خاورمیانه متمرکز است، جایی که بسیاری از حملهها به منافع آمریکا از آنجا پشتیبانی میشود.
دولت بوش برای افزایش دادن تاثیر دیپلماسی عمومی، دست به کارهای زیادی زد. دو ماه پس از رویدادهای 11 سپتامبر، مرکز اطلاعرسانی «ائتلاف» تاسیس شد. وظیفه این مرکز هماهنگسازی نشستهای خبری و موضوعهای محوری موردنظر آمریکا و انتشار آن در سراسر جهان است. اندکی پس از آن «اداره ارتباطات جهانی» راهاندازی شد که وظیفه اصلی آن هماهنگ کردن ارتباطات راهبردی با مخاطبان جهانی تعریف شده است.
در سپتامبر 2002، کاندولیزا رایس کمیته هماهنگکننده سیاستگذاری در زمینه ارتباطات راهبردی را تاسیس کرد که هدف آن هماهنگ کردن فعالیتهای میان سازمانی، تنظیم پیامدهای کاخ سفید و تبلیغ آن در مخارج است.
همچنین نهادهای زیر در دوران دولت بوش برای کمک به پیشبرد دیپلماسی عمومی آغاز به کار کردند:
1) در ژوییه 2004 کمیته هماهنگکنندۀ سیاستگذاری در زمینه ارتباط با جهان اسلام، با دستور رییسجمهوری تشکیل شد.
2) اداره سیاستگذاری و برنامهریزی منابع در وزارت امور خارجه و در زیر مجموعه بخش دیپماسی عمومی و امور عمومی تاسیس شد.
3) نقشه راه دیپلماسی عمومی در وزارت دفاع در 2003 با هدف نظارت بر تبلیغات نظامی در خارج از کشور و دیگر اطلاعات مربوط به جنگ با تروریسم تنظیم شد.
برنامههای دیپلماسی عمومی در وزارت دفاع، آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده و شورای رادیو تلویزیون ایالات متحده همگی زیر نظر کاخ سفید و شورای امنیت ملی قرار گرفته و بودجه آن نیز افزایش یافته است. در 2055، این بودجه 1/2 میلیارد دلار بوده است.
در 10 اکتبر 2001، بخش دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه آمریکا، چهار موضوع کلیدی زیر طراحی شده از سوی دولت بوش را بعنوان راهنمای دیپلماسی عمومی آمریکا مطرح کرد:
1- حملهها به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون، نه حمله به آمریکا، که حمله به کل جهان بوده است.
2- جنگ با تروریسم، جنگ با اسلام نیست، بلکه هدف، تروریستها و حامیان آنها هستند.
3- آمریکا از مردمان افغانستان پشتیبانی میکند و از همینرو 320 میلیون دلار به کمکهای بشردوستانه در این کشور اختصاص داده است.
4- همه کشورها برای ریشهکن کردن تروریسم بینالمللی باید متحد شوند.
این بخش همچنین، نخستین پیام کتابچهای را با عنوان شبکه تروریسم به 36 زبان تهیه و منتشر کرد. در این کتابچه تصاویری از قربانیان حملههای یازده سپتامبر همراه با نقشهای از شبکه تروریستی القاعده در 45 کشور نمایش داده شده بود.
در پیام دوم، برنامهای تلویزیونی با هزینه 15 میلیون دلاری با عنوان ارزشهای مشترک تهیه شد که در آن مسلمانان آمریکا بعنوان کسانی که زندگی عادی دارند و بعنوان آتشنشان، نانوا، پزشک و... سرگرم کارند، نمایش داده میشدند. همچنین کتابچهای با عنوان زندگی مسلمانان در آمریکا منتشر شد با تصاویری از مسلمانان، و هدف از آن نشان دادن مدارای مذهبی و آزادی مذهبی در آمریکا بود. راهاندازی رادیو ساوا، به زبان عربی با هدف برقراری رابطه با جمعیت جوان عرب زبان در خاورمیانه نیز در همین راستا صورت پذیرفت. این رادیو که از دوبی برنامه پخش میکند، در 2003 بودجهای 35 میلیوندلاری از دولت ایالات متحده دریافت کرده بود.
اقدامات دیگر این بخش، شامل گسترش برنامههای «آمریکن کورنرز» (American Corners) بوده است این برنامهها، کتابخانهها با فعالیتهای فرهنگی به شیوه آمریکایی در سفارتخانههای ایالات متحده را با هدف آگاهیرسانی هر چه بیشتر درباره زندگی و فرهنگ آمریکایی در خارج است (Ren burnham, 2009, 1-5)
همچنین، برنامههایی با هدف تعامل بلند مدت با جوانان در جهان اسلام طراحی شده است. برنامه «مشارکت برای آموزش» و «تعامل جوانان و آموزش» با هزینهای بالغ بر 61 میلیون دلار، امکاناتی فراهم میکند. تا دانشجویان مسلمان از خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا بتوانند برای گذراندن دوره کارشناسی در دانشگاههای ایالات متحده به این کشور بیایند (Ibid)
کنگره آمریکا در 2002 با تصویب قانون ترویج آزادی، وزیر امور خارجه را موظف ساخت در برنامهریزی و اجرای سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل کند. برپایه این قانون افزون بر پشتیبانی از مبادلات فرهنگی و برنامههایی برای آموزش خبرنگاران خارجی، 135 میلیون دلار برای پخش برنامههای تلویزیونی در خاورمیانه اختصاص داده شد.
در بخش کمکهای مالی نیز سازمان توسعه بینالملل آمریکا که کمکهای مالی سالانه در اختیار همپیمایان آمریکا بویژه در خاورمیانه قرار میداد، پس از 11 سپتامبر از سوی کنگره موظف شد نقش بیشتری در دیپلماسی عمومی بازی کند و این کمکهای مالی در طرحهای بشردوستانه به کار گرفته شود.
برای بهسازی وجهه آمریکا در جهان اسلام پس از 11 سپتامبر، دیپلماسی عمومی ایالات متحده بر موارد زیر متمرکز شد:
- ایجاد سازمانی تازه که مسئولیت اصلی را در زمینه فعالیتهای دیپلماسی عمومی و هماهنگی با دیگر نهادهای دولتی داشته باشد. سازماندهی دوباره دیپلماسی عمومی در وزارت امور خارجه، هماهنگی بیشتر کاخ سفید و وزارت خارجه در زمینه دیپلماسی عمومی، افزایش منابع پولی و انسانی، افزایش کاربرد فناوری، افزایش مشارکت بخش خصوصی، ایجاد برنامههای مطالعاتی آمریکا در دانشگاههای محلی در کشورهای عرب و مسلمان، ایجاد یک پروژه مشارکت بخش خصوصی و دولتی با عنوان «بنیاد آینده جهانی» با هدف تامین بودجه دائم خارج از بودجه فدرال برای برنامه مبادلات بینالمللی. (Tiedeman, 2004. 23-26)
دیپلماسی عمومی آمریکا پس از 11 سپتامبر بر جهان اسلام متمرکز شده است. بر این پایه، برای مبارزه با موج آمریکاستیزی که به دنبال اشغال افغانستان و عراق در منطقه شکل گرفته بود، دیپلماسی عمومی ایالات متحده در خاورمیانه بر ترویج دموکراسی استوار شد.
راهاندازی سایتها و انتشار مجلاتی به زبان عربی در 2003 با بودجه سالانه4/5 میلیون دلار و تیراژ 50 هزار نسخه، اقدام دیگر وزارت امور خارجه ایالات متحده برای آشنا کردن جوانان خاورمیانه و شمال آفریقا با فرهنگ، ارزشها و شیوه زندگی آمریکا بوده است.
افزون بر شبکههای رادیویی و تلویزیونی، اینترنت نیز عرصهای شده است برای اجرای دیپلماسی عمومی و برنامههای فرهنگی آمریکا در خاورمیانه و بویژه در مصر. در همین راستا، فعالان سیاسی و وبلاگنویسان مصری با بودجه دولت آمریکا در دانشگاه کلمبیا کنفرانسی برگزار کردند. شماری از شرکتکنندگان در این کنفرانس، از مخالفان حکومت حسنی مبارک و از سازماندهندگان اصلی اعتراضهای مردمی در میدان التحریر بودند. (Ibid, 28-30)
در 2008، هشت وبلاگنویس مصری برای دیدار از ایالات متحده و تهیه گزارش درباره شیوه برگزاری انتخابات در آمریکا، به این کشور دعوت شدند. این اقدام بخشی از برنامه مرکز «کمال ادهم» در زمینه آموزش روزنامهنگاری و پژوهش در دانشگاه قاهره بود که دولت آمریکا بودجه آنرا تامین میکرد. در این راستا، آمریکا راهکارهای سنتی دیپلماسی عمومی خود را برای نفوذ هر چه بیشتر در مصر در قالب مبادلات فرهنگی به کار میگیرد. مهترین هدف از چنین اقداماتی، شناساندن هر چه بیشتر فرهنگ آمریکایی به مصریان است. برگزاری کنسرت، سخنرانی، اجرای برنامههای فرهنگی و سفر به آمریکا از این دست اقدامات است. همچنین، برنامههایی که از آمریکا برای مصر در نظر گرفته میشود، گام مهمی است در راه آموزش زندگی آمریکایی به مخاطبان جوان در آن است.
آمریکا سالانه به 25 تن از جوانان مصری برای تحصیل در آمریکا بورس میدهد و در برابر، 50 دانشجوی خود را به این کشور میفرستد. در این سالها، برنامههای مرتبط با دیپلماسی فرهنگی آمریکا در کشورهای منطقه و بویژه در مصر، بر آموزش زبان انگلیسی به جوانان متمرکز شده است.
در برنامه دیپلماسی فرهنگی آمریکا برای کشورهای منطقه و بویژه مصر طرحهایی نیز برای فرستادن مدرسان زبان انگلیسی، روزنامهنگاران و رهبران جنبشهای زنان پیشبینی شده است (Ibid, 31-33)
پس از 11 سپتامبر 2001، مهمترین هدفهای دیپلماسی عمومی و فرهنگی آمریکا در کشورهای خاورمیانه در قالب ترویج دموکراسی و آزادی اقتصادی و آشنا کردن جوانان مسلمان با ارزشهای فرهنگی و شیوه زندگی آمریکایی در جوامع مسلمان دنبال شده است.
بهره سخن
بهرهگیری از دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی آمریکا را میتوان به دو دوره تقسیم کرد: نخستین دوره از زمان جنگ جهانی دوم آغاز شده و تا پایان جنگ سرد ادامه یافته است. تمرکز آژانس اطلاعات آمریکا در دوران جنگ بر رویاویی خبری با آلمان نازی و پس از آن با کمونیسم بوده است. به نظر میرسد که درگیر شدن آمریکا در جنگ بویژه با ایدئولوژیهایی که داعیۀ رهبری جهان را داشتهاند، نقشی برجسته در شکل گرفتن دیپلماسی عمومی آمریکا بازی کرده است.
از آنجا که آمریکا مروج اندیشههای لیبرالیستی و سرمایهداری به شمار میرود، تمرکز نهادهای متولی دیپلماسی عمومی در دوران جنگ سرد بر جلوگیری از گسترش کمونیسم به اروپای باختری، خاورمیانه و آسیای خاوری بوده است. بسیاری از شبکههای خبری که در خدمت دیپلماسی عمومی آمریکا قرار دارند، در این دوران راهاندازی شدهاند. دوره دوم دیپلماسی عمومی آمریکا، اقدامات آن کشور پس از 11 سپتامبر را در برمیگیرد. توجه و تخصیص بودجه به شبکههای خبری الحره، رادیو آزادی که بخش بزرگی از برنامههای خود را به عربی و فارسی منتشر میکند، همچینن تاسیس معاونتهای تازه در وزارت امور خارجه، اختصاص دادن بودجه به وزارت دفاع برای پوشش خبری جنگ در منطقه و تلاش برای افزایش مبادلات فرهنگی با شهروندان در کشورهای منطقه، از اقدامات آمریکا در چارچوب دیپلماسی عمومی بوده است. در دهه گذشته، آمریکا هر چه بیشتر به قدرت نرمافزاری و فرهنگی خود تکیه کرده تا ضمن حفظ نفوذ خود در خاورمیانه، به رویاوریی با پدیده بنیادگرایی بپردازد.