سرويس خارجي: چين و آمريکا در سال هاي اخير راهبرد توجه به شرق آسيا را در اولويت سياست هاي خود قرار داده اند و روش هاي حضور در اين منطقه براي هر دو کشور ممکن است به بازي برد - باخت تبديل شود.
اينکه گفته مي شود قدرتهاي بزرگ همواره از تولد قدرتي جديدتر در کنار خود واهمه دارند و همه تلاش خود را در تضعيف و مقابله با آن بکار مي گيرند، سخني گزاف نيست. امروزه هستند کشورهايي که در عرصههاي مختلف به پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي رسيده اند و اين موضوع نگراني هاي زيادي را براي کشورهاي به اصطلاح «ابرقدرت» ايجاد کرده است.
آمريکا، يکي از همان کشورهايي است که همواره نگران توسعه کشورهاي مختلف به ويژه در قاره آسيا است. اين کشور که هيچگاه به فکر حفظ وضع موجود خود نيست، همواره به دنبال رسيدن به نوعي «برتري» در عرصه بين الملل است و به دليل همين نگاه و تفکر است که به خود اجازه حضور در مناطق مختلف دنيا را به بهانه «حفظ موازنه قدرت» ميدهد.
شرق آسيا که کشور پهناور چين مهمترين بازيگر آن است، يکي از نقاطي است که همواره ذهن کاخ سفيد را به خود مشغول کرده و سردمداران آن سال ها درصدد محکم کردن جاي پاي خود در اين بخش از کره زمين و جلوگيري از نفوذ چين در آن هستند.
چين که «شي چين پينگ»،رئيس جمهوري آن از 14 مارس سال 2013 ميلادي پس از به قدرت رسيدن راهبرد حضور گسترده اقتصادي را در منطقه شرق آسيا اتخاذ کرده، همواره تلاش کرده از هر فرصتي براي ربودن گوي سبقت از آمريکا در حضور استراتژيک در منطقه بربايد .
اين کشور که خيزشي عظيمي را در منطقه شرق آسيا آغاز کرده و در حال حاضر دومين قدرت اقتصادي دنيا پس از آمريکا است، همواره دغدغه اي براي آمريکا بوده است. اين دغدغه همراه با نگراني کاخ سفيد سبب شد واشنگتن به اشکال مختلف در پي تضعيف اژدهايي باشد که سال ها از خواب بيدار شده است.
کارشناسان البته بر اين باورند که سياست بازدارندگي آمريکا عليه چين تاکنون موفق نبوده و آمريکا براي آنکه بتواند از قافله حضور گسترده چين در نقاط مختلف دنيا عقب نماند، مجبور است در موارد متعدد به چين در مشارکت هاي اقتصادي در امتياز دهد.
بسياري از تحليلگران به اين باور هستند که آمريکا در دوره جديد رياست جمهوري «باراک اوباما» ديگر توجه به خاورميانه را در اولويت ندارد، بلکه نگاه واشنگتن به شرق آسيا معطوف شده است .امروز آمريکا نگران ظهور قدرتي به نام چين و تغييراتي است که در عرصه ژئوپولتيک در قاره آسيا و جهان در حال شکلگيري است.
آمريکا دقيقا به خاطر همين روند رو به پيشرفت چين، همواره و به اشکال مختلف تلاش کرد حضور در مناطقي که چين آن را هدف راهبردي خود قرار داده است، گسترش دهد.
آمريکا همواره مدعي پيگيري سياست برقراري روابط دوستانه با چين است، اين کشور البته در موارد بسيار نشان داده است که رفتارش با اين سياست در تعارض است، برقراري ارتباط خارج از مناسبات ديپلماتيک با کشورهايي که چين با آنان مشکل دارد و انجام مانورهاي نظامي با اين کشورها، دخالت در امور داخلي هنگ کنگ و موارد عديده ديگر، خود گواه اين سخن است که کاخ سفيد تعهد لازم به اين سياست ندارد.
يکي از موارد آشکار دخالت آمريکا در امور داخلي چين مربوط به گزارشي است که وزارت دفاع آمريکا ( پنتاگون ) اخيرا به کنگره ارسال کرده است. اين گزارش با انتقاد شديد پکن مواجه شده است.
پنتاگون در اين گزارش از اينکه چين در توسعه صنايع نظامي خود پيشرفت هاي کسب کرده و در صدد توسعه نفوذ نظامي به خارج از مرزهاي ساحلي چين است، ابراز نگراني کرده است. چين البته اين اتهامات را بي اساس ميداند و آن را رد کرده است.
موضوع «حملات سايبري چين به آمريکا» يکي ديگر از موارد اختلاف برانگيز دو کشور است. به ادعاي آمريکا، نظاميان چين با انجام حملات سايبري متعدد عليه کشورهاي غربي به دنبال توسعه طرح هاي فضايي خود هستند.
«هوا چون اينگ» سخنگوي وزارت امور خارجه چين پيشتر در اين خصوص اعلام کرده بود که واشنگتن به جاي بازنگري در امنيت سايبري خود به کشورهاي ديگر اتهامات بي اساس و ناورا وارد مي کند. وي گفت که آمريکا در مساله امنيت سايبري خود بازنگري نمي کند و وارد کردن اتهامات بي اساس و ناروا نيز بينتيجه بوده و سازنده نيست.
واشنگتن طرح چنين موضوعاتي را عليه چين در حالي مطرح مي کند که بزرگترين سامانه نفوذگرهاي اينترنتي دنيا در اختيار آمريکا است.
به گفته سخنگوي وزارت امور خارجه چين؛ «ادوارد اسنودن» بسياري از حقايق را در اين خصوص فاش کرد و اطلاعات موجود نشان مي دهد که دولت آمريکا به طور گسترده به سرقت سايبري، شنود و نظارت بر سياستمداران، اشخاص و موسسات خارجي از جمله چين اقدام کرده و مي کند.
از سوي ديگر، همزمان با افزايش شمار نظاميان، تجهيزات و تسليحات آمريکا در منطقه و به خصوص در کشورهاي همسايه چين، نگراني هاي پکن از حضور پررنگ نظامي واشنگتن در اطرافش افزايش يافته و پکن بارها اين نگراني را ابراز کرده است.چين معتقد است که حضور نظامي آمريکا در منطقه و انجام مانورهاي نظامي با کشورهايي که پکن با آنها مشکل دارد، يکي از دلايل مهم بر هم خوردن توازن در منطقه است.
مقام هاي چيني در ديداري که با «چاک هيگل» ، وزير دفاع آمريکا داشتند به صراحت نگراني خود را از اين موضوع بيان و اعلام کردند که روابط واشنگتن با کشورهاي اطراف درياي جنوبي چين و ورود آمريکا به منازعات پکن و همسايگانش براي کاخ سفيد سودي نخواهد داشت.
حضور آمريکا در کره جنوبي نيز بر همين منوال است. اين کشور هزاران نظامي خود را در چند ماه گذشته از پايگاه هاي مختلف به شبه جزيره کره منتقل کرده است تا در رزمايش مشترک دوجانبه شرکت کنند.
جنگنده ها و ناوهاي آمريکايي در شبه جزيره کره در کنار بيش از 28 هزار نظامي آمريکايي آرايش داده شدند و هر از چند گاهي ناوهاي هسته اي اين کشور نيز وارد منطقه مي شوند.
آمريکا در ژاپن نيز همواره به فکر محکم کردن جاي پاي خود است. آمريکا از زمان پايان جنگ جهاني دوم نزديک به 50 هزار نيروي نظامي خود در خاک ژاپن حفظ کرده است.
آخرين همکاري نظامي آمريکا با ژاپن به رزمايش نظامي دو کشور در چند روز پيش بازميگردد. در اين رزمايش که با عنوان «شمشير بران» انجام شد ، بيش از 40 هزار نيروي نظامي از جمله 30 هزار و 700 ژاپني و بيش از 10 هزار نيروي نظامي آمريکايي حضور داشتند. همچنين 25 ناو جنگي و 260 جنگنده در اين رزمايش فعال است.
برگزاري رزمايش هاي مشترک نظامي آمريکا و ژاپن از سال 1986 ميلادي تاکنون ادامه دارد.اما نگران کننده ترين موضوعي که ذهن سياستمداران چيني را به خود مشغول کرده است، گفتگوهاي آمريکا و فيليپين براي امضاي توافقنامه همکاري نظامي است، واشنگتن و مانيل تا چند سال پيش روابط نظامي نزديکي با يکديگر داشتند، اما توافقنامه جديد اين امکان را به آمريکا ميدهد که در هر نقطه اي از فيليپين برنامه هاي و طرح هاي نظامي خود را اجرا کند .
اين اتفاق در حالي ممکن است رخ دهد که روابط پکن - مانيل به دليل اختلافات ارضي دو کشور بر سر مالکيت بر جزاير درياي چين جنوبي تيره است و فيليپين عليه چين به دادگاه بينالمللي لاهه شکايت کرده است.
چين به قاره آفريقا نيز نگاه ويژه اي دارد، اين کشور در پنج سال گذشته مهمترين شريک تجاري آفريقا شده است و به باور کارشناسان آمريکا شايد تا سال ها نتواند نقش چين را در قاره سياه کمرنگ کند.
ارزش داد و ستد پکن با آفريقا 200 ميليارد دلار برآورد ميشود که دو برابر ارزش داد و ستد واشنگتن با اين قاره است. آمريکا در تلاش است با اتخاذ تدابيري، عقب ماندگي خود را از چين در اين زمينه جبران کند.
واشنگتن در سال 2002 ميلادي 7 ميليارد دلار با آفريقا مبادلات کالايي داشت و با گذشت بيش از يک دهه يعني در سال 2013 ميلادي صادرات آمريکا به قاره آفريقا با صعود 20 برابري به 145 ميليارد دلار افزايش يافته است .
همين آمار و ارقام کافي است تا اوباما و کابينه اش به فکر مقابله با چين در قاره سياه بيافتد و به گفته «رنه کوآسي» مسئول امور اقتصادي در اتحاديه آفريقا؛ قاره سياه اکنون به عرصه رقابت آمريکا و چين تبديل شده و آمريکا نگران از دست دادن اين بازار پرسود است.
نگراني آمريکا از نفوذ چين حتي باعث شد که اين کشور در نشست مشترک خود با آفريقا در واشنگتن در سال جاري ميلادي، قول سرمايه گذاري کلاني را به آفريقايي ها بدهد.
باراک اوباما در پايان نشست آفريقا - آمريکا وعده داد که آمريکا نيروهاي واکنش سريع، متشکل از سربازان حافظ صلح آفريقايي را تامين مالي کند. او همچنين از اعطاي کمک مالي 110 ميليون دلاري در عرض 3 تا 5 سال سخن گفت تا شايد از اين طريق کمي از سرعت نفوذ چين در کشورهاي آفريقايي بکاهد.
مرور اين رخدادها نشان ميدهد که آمريکا قصد دارد در هر نقطه اي از دنيا که جاي پاي پکن در آن ديده مي شود، حاضر شود و با انجام رايزني با کشورهاي منطقه، به خصوص کشورهايي که به نوعي با چين مشکل دارند، به مقابله با رقيب اقتصادي خود بپردازد.
بيشترين نگراني آمريکا اين است که چين به بخشي از سازمان جهاني تبديل شود و بخواهد بر سيطره تک قطبي آمريکا در جهان پايان دهد.آمريکا به خوبي مي داند که خطر چين امروز تنها در توسعه اقتصادي نيست، بلکه انتخاب روش اين توسعه، يکي از موارد مهمي است که واشنگتن نسبت به آن احساس خطر بيشتري مي کند.
دولتمردان چيني ديگر خود را با گفتمان هاي استعماري درگير نمي کنند، آنان تا حد امکان سياست دوري از چنين گفتماني را در پي گرفته اند و همين موضوع، وجه اختلاف آمريکا و چين در عرصه بين المللي از نگاه کارشناسان است.
سفر «باراک اوباما»،رئيس جمهوري آمريکا به چين و شرکت در اجلاس اپک و همچنين ديداري وي با «شي چين پينگ» رئيس جمهوري اين کشور مي تواند راهبرد جديدي در سياست نگاه به شرق آمريکا باشد که در آن سياست برد - باخت، به سياست برد - برد تبديل شود.
اوباما که هفته پيش براي شرکت در نشست آسيا – اقيانوس آرام (اپک) به پکن پايتخت چين رفته بود، از سوي «وانگ ايي» وزير امور خارجه مورد استقبال قرار گرفت .وي همچنين پس از حضور در اين اجلاس، با «ولاديمير پوتين» رئيس جمهوري روسيه نيز ديداري بسيار کوتاه داشت.