صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۲۷۱۳۸۲
مریم سالاری - مقدمه: تهران و آنکارا در قامت دو بازیگر تأثیرگذار تحولات منطقه، فصل پر افت و خیزی از روابط را در تاریخ مشترک بلند مدت خود سپری کرده‌اند. روابط مبتنی بر رقابت و همکاری که گاه بر سر اختلافاتی چون بحران دمشق از یکدیگر فاصله معناداری گرفته است. با وجود این مقامات بلندپایه تهران - آنکارا نگاه عمیق تری به چشم‌انداز مناسبات با یکدیگر دارند و در تلاشند با وجود مسیر ناهموار همکاری‌ها از فرصت پیوندهای رو به افزایش اقتصادی استفاده و برای بهبود تعامل سیاسی زمینه‌سازی کنند. در خصوص مناسبات دوجانبه و تعارض دیدگاه‌های دو کشور همچنین برخی سیاست‌های نابهنگام منطقه‌ای ترکیه از جمله در بحران کوبانی با سفیر کشورمان در ترکیه گفت‌و‌گو کردیم. علیرضا بیگدلی تفاوت نگرش دو کشور نسبت به تحولات محیط پیرامون در عراق، سوریه، قفقاز و بالکان را قابل مدیریت توصیف کرد و تأکید داشت که تهران و آنکارا نقشه راه جدی با هدف کاهش اختلافات و همسو کردن سیاست‌های منطقه‌ای طراحی کرده‌اند. مشروح این گفت‌و‌گو در ادامه می‌آید.

*‌ مناسبات ایران و ترکیه طی سال‌های اخیر فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته است. این روند را در دولت یازدهم چگونه ارزیابی می‌کنید؟   

‌**‌ روابط ایران و ترکیه منطبق بر حسن همجواری است که بر اساس منافع متقابل شکل گرفته و با وجود افت و خیزهای معمول، از سیر نسبتاً پایدار و روبه رشدی برخوردار بوده است. در دولت یازدهم نیز این روند ادامه یافت. دیدارهای مقامات عالی دو کشور، تشکیل نخستین شورای عالی روابط و امضای توافقنامه تجارت ترجیحی از دستاوردهای روابط در یک سال اخیر بوده است. رایزنی‌های متعددی درباره تحولات منطقه و اوضاع خاورمیانه بین دو طرف انجام گرفته اما کماکان اختلاف نظرهایی دراین باره وجود دارد. متأسفانه این شکاف‌ها بعضاً دیگران را به طمع اختلاف افکنی می‌اندازد. اخیراً شاهد بودیم رسانه‌های برخی از کشورهای عربی تلاش‌های زیادی در بزرگنمایی تنش‌های فیمابین ایران و ترکیه داشتند.

*‌ آیا می‌توان گفت نگاه ترکیه طی یک سال گذشته به تهران منعطف‌تر شده است؟

**‌ از آنجا که ترکیه ایران را همسایه قدرتمند و ریشه دار خود می‌داند، سیاست‌های ترکیه در قبال ایران کمتر تحت تأثیر تحولات داخلی ایران بوده است. یک سال گذشته از حیث تحولات داخلی دوره دشواری برای ترکیه بود. در این مدت دو انتخابات مهم شهرداری‌ها و ریاست جمهوری برگزار شد. مشخصاً از اردیبهشت 1392 و آغاز درگیری‌های موسوم به «گزی پارک» تا حوادث ماه دسامبر 2013 این کشور دستخوش آثار رقابت‌های داخلی بود. تحولات منطقه‌ای بویژه رشد تروریسم و افراط‌گری در عراق و سوریه نیز دردسرهایی برای ترکیه ایجاد کرده است. در حوزه اقتصاد تحریم‌های ظالمانه علیه ایران رابطه ایران و ترکیه را هدف قرار داده است. تغییر دولت در ایران فرصت‌هایی در روابط ایران و ترکیه ایجاد کرده است. گسترش روابط خارجی ایران و پیگیری روند مذاکرات ایران با کشورهای 1+5 برای ترکیه حائز اهمیت است. روابط ایران و ترکیه در چنین محیطی جریان داشته است و در مجموع ترکیه سعی کرده پیوندهای خود را با ایران تقویت نماید.

*‌ دو کشور در برخی موضوعات از جمله سوریه اختلاف نظر دارند این اختلاف تا چه اندازه بر روابط دو کشور سایه انداخته است؟

**‌ خوشبختانه تفاوت نگرش دو کشور نسبت به تحولات محیط پیرامون در عراق، سوریه، قفقاز و بالکان قابل مدیریت بوده است. توافق رهبران دو کشور تلاش برای کاهش این اختلافات و افزایش مشترکات بود. روابط ایران و ترکیه همزمان با رشد کمی و ثبت رکورد حجم 23 میلیارد دلاری در روابط اقتصادی نیازمند تحول کیفی از سطح رقابت به سطح تعامل است. برای این امر مهم اعتماد‌سازی در حوزه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی در دستور کار بوده است. تشکیل شورای عالی روابط، برگزاری اجلاس کمیسیون مشترک و تشکیل کمیته سه جانبه همکاری‌های ایران و ترکیه و آذربایجان و تشکیل ساختارهای متعدد اقتصادی نماد اتخاذ گام‌های مشخصی در این مسیر است.

اما با وجود این اگر بتوانیم در مسائل مهم منطقه‌ای راه حل‌های منطقه‌ای برگرفته از همکاری ایران و ترکیه ارائه کنیم آنگاه به جایگاه متفاوتی در روند اعتماد‌سازی بین دو کشور و تعامل دست خواهیم یافت. این هدف مناسبات ما در بخش سیاسی است که امیدواریم همپای هدف 30 میلیارد دلار روابط اقتصادی تا پایان سال 2015 محقق شود. برای این سطح روابط ما نیازمند زبان مشترک در موضوعاتی مانند حمایت از فلسطین، مبارزه با تروریسم، مبارزه با افراط‌گرایی و حل و فصل مسائل منطقه‌ای هستیم. همکاری و گفت‌و‌گوهای منظم در این محورها جریان دارد.

*‌ نحوه مواجهه آنکارا با اشغال کوبانی از سوی داعش مورد اعتراض بسیاری از کشورهای منطقه از جمله ایران قرار گرفته است.  هدف اصلی ترکیه از اتخاذ سیاست انفعالی درباره بحران کوبانی و برخورد با داعش چیست؟

**‌ موضوع را از سه زاویه می‌توان دید. اول زاویه «دید ترکیه»، بعد «کردها» و دست آخر «کسانی که خواهان مقابله فوری با داعش بودند». در اینجا من نگاه اول را بر اساس برداشت خود ارائه می‌کنم.  هنگامی که داعش اواسط خرداد 93 محور عملیات خود را از سوریه به عراق کشاند و به سامرا و موصل حمله کرد، ترکیه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری بود و 49 کارمند سرکنسولگری ترکیه نیز در موصل، گروگان داعش شدند. ترکیه برای سپری کردن این دوره پر مخاطره سیاست خاصی را دنبال کرد که موجب شکل‌گیری برخی شبهات نسبت به این کشور شد. بسیاری از رسانه‌های مخالف دولت ترکیه در دامن زدن به این شبهات نقش اصلی داشتند. یعنی علاوه بر مسائل سیاست خارجی رقابت‌های داخلی در ترکیه نیز در ایجاد چنین تصویری مؤثر بود.  انتظار این بود که با پایان انتخابات ریاست جمهوری و بویژه بعداز آزادی گروگان‌ها مواضع ترکیه نسبت به تروریست‌ها تغییر فوری کند.

اگر چه گروگان‌ها در مهر 1393 آزاد و تحویل مقامات ترکیه شدند اما حرکت داعش به سمت مرزهای ترکیه در منطقه کوبانی ملاحظات جدیدی را وارد محاسبات ترکیه کرد. دولت ترکیه در منطقه کوبانی سه تهدید شامل «بشار اسد»، «حزب اتحاد دموکراتیک» و «تروریسم داعش» را برای خود منظور کرده بود.  در حالی که کشورهای منطقه و ائتلاف سعی می‌کردند با اولویت بندی، تروریسم را تهدید درجه اول معرفی و با آن مقابله کنند، ترکیه تلاش کرد از درجه ‌بندی تهدیدها پرهیز و ظرفیت و انگیزه منطقه‌ای و بین‌المللی را به سمت مقابله همزمان با سه تهدید هدایت کند، یعنی ترکیه سعی کرد فقط در مسیر منافع غرب حرکت نکند، بلکه از موقعیت خود برای رفع تهدیدهای موجود استفاده کند. چانه زنی بین ترکیه و نیروهای ائتلاف طولانی شد و دراین فاصله فاجعه انسانی در کوبانی پیش آمد که افکار عمومی را بشدت جریحه‌دار کرد.

ترکیه گمان می‌کرد با پذیرش 200 هزار آواره کوبانی سهم خود را در این رویداد ادا نموده اما کردها در این مقطع توقعات دیگر از جمله استفاده از ظرفیت‌های نظامی ترکیه برای مقابله با تروریست‌های داعش یا ایجاد کریدور برای انتقال نیروی نظامی کرد از ترکیه و پیشمرگه از طریق ترکیه به کوبانی یا دست کم مساعدت در انتقال سلاح و کمک انساندوستانه دیگران به کردهای کوبانی داشتند. در همه این مدت ترکیه منتظر و امیدوار بود جامعه بین‌الملل که ظاهراً علاقه‌مند به کمک به کوبانی بود شروط ترکیه را برای ایجاد منطقه حایل و منطقه پرواز ممنوع و ساقط نمودن بشار اسد بپذیرد. به هر حال در ماه اکتبر حوادث تلخی در ترکیه اتفاق افتاد که باید آن را عامل جدیدی در محاسبات ترکیه در مورد تحولات منطقه در نظر گرفت.

*‌ آیا تلاش‌هایی که تاکنون از سوی ایران و ترکیه برای نزدیک‌تر کردن دیدگاه‌ها صورت گرفته، کافی بوده است؟

**‌ زمانی تلاش کافی خواهد بود که نتیجه مطلوب حاصل شود. دو کشور در سطوح سیاسی و امنیتی در مورد موضوعات منطقه با یکدیگر رایزنی داشته‌اند، حتی چارچوب کلی برای پیشروی در مسیر هدف کاهش اختلافات و افزایش مشترکات هم حاصل شده است؛ قرار شد نمایندگان دو کشور روی متنی مشترک در مورد همکاری ایران و ترکیه برای مساعدت به حل و فصل مسائل منطقه مذاکره نمایند. به نظرم رشد تروریسم در منطقه از جمله سوریه و عراق و اراده دو کشور برای مقابله با تهدید تروریسم می‌تواند در نزدیک ساختن مواضع ایران و ترکیه به یکدیگر تأثیر داشته باشد.

*‌ چرا دو کشور علی رغم مشترکات بسیاری که با یکدیگر دارند نتوانسته‌اند همسویی کافی برای رخدادهای مهم منطقه‌ای داشته باشند؟

**‌ ترکیه نیز همانند ایران کشوری مهم و تأثیر‌گذار در حوزه خاورمیانه بویژه در مسائل سوریه است. سیاست‌های دولت ترکیه در قبال تحولات سوریه در ماه‌های اولیه بحران به این سمت رفت که با وجود آقای بشار اسد مسأله سوریه قابل حل نیست. ترکیه با حمایت از گروه‌های معارض دولت سوریه، نقش بی‌طرف خود را که می‌توانست برای استقرار آتش بس مؤثر باشد از دست داد. این نقشی بود که منطقه و سوریه شدیداً به آن نیازمند بود. ترکیه در صورت بی‌طرفی در تحولات سوریه، می‌توانست و کماکان می‌تواند مرجع مهمی برای میانجیگری بین دولت و معارضان باشد. اگر ترکیه در این موضع می‌ایستاد، شانس صلح افزایش می‌یافت. به این ترتیب نفوذ ترکیه در سوریه و در جهان عرب بیشتر می‌شد و ایران نیز در کنار ترکیه قرار می‌گرفت به عبارتی چهره این کشور احتمالاً متفاوت می‌شد.

*‌ ایران یکی از مهمترین منابع تأمین نفت و گاز ترکیه است. حجم مبادلات تجاری ایران و ترکیه در سال گذشته 15 میلیارد دلار بود و بنا به گفته مقامات سیاسی دو کشور این میزان تا سال ۲۰۱۵ به ۳۰ میلیارد دلار افزایش خواهد یافت. از این رو به نظر می‌رسد روابط تهران – آنکارا همچنان به دلیل منافع مشترک اقتصادی ادامه یابد. روند همکاری‌های اقتصادی در سایر زمینه‌ها هم افزایش خواهد داشت؟

**‌ روابط ایران و ترکیه در سال‌های اخیر نه تنها دستخوش تحول کمی شده، بلکه از لحاظ کیفی نیز زمینه برای ارتقای سطح همکاری‌ها از رقابت به تعامل فراهم شده است که برای نیل به تحولات کیفی تحولات اقتصادی هم نقش مهمی دارد. منافع متقابل موجب شکل‌گیری پیوندهای عمیق‌تر و اعتماد‌سازی شده که تأثیر آن را در تحول کیفی روابط می‌بینیم. بدون شک اگر پیوندهای اقتصادی دو کشور در سطح موجود نبود نمی‌توان اطمینان داشت که در تلاطم‌های خاورمیانه می‌توانستیم سطح کنونی روابط را حفظ نماییم. با وجود این، واقعیت این است که تحول بنیادی روابط ایران و ترکیه حتی در حوزه اقتصادی تحت تأثیر پیوندهای سیاسی و امنیتی شکل خواهد گرفت. روزی خواهد رسید که دو کشور با همکاری یکدیگر برای مشکلات خاورمیانه، قفقاز، بالکان و آسیای مرکزی راه حل‌های منطقه‌ای و مشترک ارائه دهند و دو کشور عمق لازم را برای یکدیگر فراهم نمایند و مشکلات اقتصادی فیمابین بر اساس اصل برد- برد مدیریت شود. این تحول بر اساس تقویت گفتمان تعامل قابل حصول است.

*‌ چشم‌انداز روابط دو کشور را با در نظر گرفتن حوزه اختلافات چگونه ارزیابی می‌کنید؟

**‌ دامن زدن به اختلافات، رویکرد مورد حمایت هیچ یک از مقامات ایران و ترکیه نیست. دو کشور در طول قرن‌ها همزیستی به این بلوغ آگاهانه در تنظیم مناسبات بر اساس دوستی و تفاهم دست پیدا کرده‌اند. همسایگان در سیاست خارجی دو کشور اهمیت دارند اما رابطه ایران و ترکیه با همه فراز و نشیب‌ها در این سطح نیز رابطه‌ای متمایز است. در جریان سفر جناب آقای اردوغان به تهران در بهمن ماه گذشته و در جریان سفر جناب آقای دکتر روحانی رئیس محترم جمهوری به آنکارا در خردادماه سال‌جاری شاهد بودیم که اراده‌ها بر تقویت مناسبات در سطوح عالی دوکشور قرار دارد. روابط ایران و ترکیه روابطی با سابقه دیرین و تجربه دولتمداری طولانی است. مشترکات تاریخی، فرهنگی و دینی بین دو کشور بسیار زیاد است و در سال‌های اخیر پیوندهای مردمی نیز به آن اضافه شده است؛ می‌توان ادعا کرد روابط دو کشور علاوه بر رفاه و سعادت دو ملت در ثبات و امنیت منطقه و جهان اسلام تأثیر زیادی دارد.

پیوندهای متقابل دو کشور و تهدیدهای مشترک آنها را به طور طبیعی در کنار یکدیگر قرار داده و ظرفیت ایجاد همپیمانی را فراهم می‌کند. در عین حال تقابل به جا مانده از تاریخ دو کشور و رقابت دوران معاصر نیز واقعیت‌هایی هستند که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. هر کشور بر مبنای اولویت‌ها و منافع خود حرکت می‌کند و می‌توان گفت اختلاف افکنی میان ایران وترکیه برخاسته از نیات قدرت‌های فرامنطقه‌ای است. رسیدن به جایگاهی که دو کشور بتوانند قدرت ارائه راه حل برای مسئل منطقه‌ای داشته باشند و دستیابی به سقف 30 میلیارد دلار تجارت در روابط دو کشور اهداف ما برای پایان سال 2015 است.

نام:
ایمیل:
نظر: