صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۷ آذر ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۲۷۱۴۴۰

نویسنده: روح‌الله صالحی

انتخابات ریاست جمهوری برزیل در دور دوم در حالی با پیروزی «دیلما روسف» به پایان رسید که به نظر می‌رسد دوره زمامداری روسف و حزب کارگر می‌تواند در کنار چالش‌هایی همچون فساد و نابرابری‌های اقتصادی، چشم انداز روشنی را در عرصه سیاست‌های اجتماعی برای این کشور ترسیم کند.

روز یک‌شنبه (4 آبان) 1393 مردم برزیل در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری به پای صندوق‌های رأی رفتند تا سرنوشت کشور خود را برای چهار سال دیگر تعیین کنند. در دور دوم، دیلما روسف از حزب کارگران با کسب 64/51 درصد آرا به عنوان نخستین رئیس‌جمهور زن برزیل برای دومین بار به پیروزی دست یافت. دور اول انتخابات ریاست جمهوری برزیل در مهرماه با پیشتازی «دیلما روسف» و «آئسیونوس» از حزب سوسیال دموکراسی برگزار شد و به دلیل اینکه هیچ یک از نامزدها اکثریت آرا را به دست نیاورد به دور دوم کشیده شد. پیروزی روسف برای دومین بار و ادامه قدرت حزب کارگران این کشور به زعم برخی کارشناسان، آینده روشنی را برای برزیل رقم خواهد زد. پیروزی روسف در حالی رقم خورد که امریکا به صراحت از نامزدی نوس حمایت می‌کرد به طوری که روزنامه گاردین در گزارشی پیش از برگزاری دور دوم انتخابات، روسف را نماینده فقرا و نوس را نماینده امریکا معرفی کرده بود. با این پیروزی دوره حاکمیت حزب کارگر که ۱۲ سال در قدرت بود برای یک دوره چهار ساله تمدید شد. روسف در تبلیغات انتخاباتی خود، وعده‌های اقتصادی داده و بر لزوم اصلاحات سیاسی، افزایش میزان تولیدات داخلی و احیای سیستم بروکراسی در این کشور تأکید کرده بود. برزیل در دوره زمامداری لولا داسیلوا، رئیس جمهور سابق این کشور دوره‌ای طلایی را طی کرد، سیاست‌های داسیلوا باعث تغییرات عمیق در سیاست و اقتصاد برزیل شد و برزیل را در رده کشورهای با رشد اقتصادی بالا قرار داد. روسف نیز در دوران زمامداری خود سیاست‌های اقتصادی داسیلوا را ادامه داد و در سال 2012 برزیل توانست در عرصه اقتصاد جهانی جای ششمی را کسب کند و این نشان می‌دهد که حزب کارگران در دهه اخیر سیاست‌های اقتصادی خوبی در پیش گرفته که ادامه این روند در آینده، برزیل را در ردیف کشورهای توسعه یافته و صاحب نفوذ جهان قرار خواهد داد. هرچند برزیل در دهه اخیر رشد اقتصادی بالایی را تجربه کرده و با سیاست‌های مناسب توانسته فقر و بیکاری را در این کشور کاهش دهد اما طی یک سال گذشته در عرصه اقتصادی، در بحبوحه اعتراض‌های گسترده در این کشور علیه فساد و صرف هزینه‌های هنگفت برای برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال و اختصاص نیافتن بودجه کافی به بخش‌های آموزش، بهداشت و حمل و نقل عمومی، شاهد افزایش تورم و رکود بود که این امر نیازمند توجه بیشتر دولت در عرصه اقتصادی است.

بهبود سیاست‌های اجتماعی

از زمان روی کار آمدن روسف در سال 2010، سرمایه‌گذاری دولتی در بخش‌های اجتماعی از جمله مسکن، بهداشت و آموزش چند صد‌در‌صد رشد داشته‌ و جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی، برزیل را به اولین مقصد برای سرمایه‌گذار ی در امریکای لاتین تبدیل کرده است. با توجه به تمام مشکلات و تظاهرات میلیونی مردم علیه فساد مالی، رأی اعتماد دوباره برزیلی‌ها به روسف نشان از رضایت مردم از سیاست‌های روسف دارد. بر اساس برآوردهای سازمان ملل، سیاست‌های مالی و اقتصادی روسف باعث خروج نزدیک به 40 میلیون برزیلی از زیر خط فقر شد و شکاف طبقاتی در برزیل را به کمترین حد کاهش داد و آنها را تبدیل به اعضای متوسط جامعه کرد. یعنی آنها دیگر دغدغه نیاز اساسی به غذا ندارند بلکه نیازمند خدمات بهداشتی و آموزشی بهتر هستند. روسف و کابینه‌اش هم این را می‌دانند و در نهایت تلاش خواهند کرد تا این مشکلات را رفع کنند تا برزیل همچنان روند رو به رشد خود را ادامه دهد.

برخی ناظران می‌گویند روسف همان سیاست‌های قبلی را ادامه خواهد داد ولی در زمینه سیاست‌های اجتماعی کمی اقدامات جدی‌تر و گسترده‌تری صورت می‌گیرد تا نقایص احتمالی برطرف شود. نقایصی که برخی از آنها بسیار هم جدی بوده‌اند و اعتراضاتی را در جریان برگزاری جام جهانی 2014 برزیل به دنبال آوردند. بر این اساس، روسف اگر بخواهد رضایت عمومی مردم را کسب نماید باید اصلاحاتی در خصوص سیاست‌های اجتماعی خود ایجاد کند. اکنون مردم برزیل در حالی پیروزی مجدد رئیس‌جمهورشان را جشن گرفته‌اند که بیش از همه به ادامه سیاست‌های وی در زمینه فقرزدایی دل خوش کرده‌اند تا برزیل را که رتبه هفتم اقتصاد بزرگ دنیا را در اختیار دارد از لیست بدترین کشورها با توزیع ثروت و درآمد خارج کند. برخی ناظران یکی از دلایل پیروزی روسف را وعده‌های اقتصادی مناسب نسبت به رقیبش می‌دانند، آنها می‌گویند طرح آئسیونوس برای برزیل خوب نبود. او خواستار بازگشت به اقتصاد نئولیبرال و نزدیک شدن به امریکا و اروپا بود. او تصمیم داشت از کشورهای استقلال طلب منطقه از جمله آرژانتین و ونزوئلا و از اتحادیه‌های منطقه‌ای مانند مرکوسور و حتی بریکس فاصله بگیرد.

روسف‌ چپگرای میانه‌رو

هرچند در نیمه دوم قرن بیستم امریکای لاتین رهبران چپگرای زیادی را به خود دیده است اما در دهه اخیر امریکای لاتین شاهد روی کار آمدن نوع دیگری از رهبران چپگرا بود. چپگرایان کنونی در برزیل و سایر کشورهای امریکای لاتین نسبت به رهبران سابق در این قاره رفتاری متفاوت دارند. افرادی مثل هوگو چاوز رئیس‌جمهور سابق ونزوئلا شکلی سنتی از چپگرایی را در سرلوحه ساختار حکومتی خود قرار داده بود که بیشتر بر جلب حمایت توده‌ای مردم متمرکز بود و کمتر با ساز و کار‌های بین‌المللی سر سازگاری داشتند اما در مدل برزیل چپگراها با حضور و نفوذ دولت در اقتصاد وارد عرصه شده‌اند. زمانی که چهار سال قبل روسف رئیس‌جمهور برزیل شد، برخی کارشناسان منطقه معتقد بودند که روی کار آمدن روسف به تداوم سیاست خارجی داسیلوا که به نوعی به رهبری سیاست‌های استقلال طلبانه در امریکای لاتین انجامیده، منجر خواهد شد و ائتلاف چپ‌های امریکای لاتین را در برابر نفوذ ایالات متحده تقویت می‌‌کند و این سیاست تاکنون به خوبی پیاده شده است.

به چالش کشیدن نفوذ آمریکا در منطقه

امریکا که مخالف دولت‌های مستقل در امریکای لاتین است بارها در روند برگزاری انتخابات در این کشورها مداخله کرده تا افراد همسو با خود را روی کار بیاورد اما مردم امریکای لاتین در انتخابات‌های سراسری سال‌های اخیر به دولت‌های استقلال‌طلب رأی اعتماد دادند تا این دولت‌ها با وجود مخالفت شدید امریکا بتوانند اجرای برنامه‌های استقلال‌طلبانه خود را دنبال کنند. اکنون رأی دوباره مردم منطقه به این دولت‌ها نشان از محبوبیت عمومی آنهاست و نشان می‌دهد تبلیغات گسترده امریکا نتوانسته چهره دولت‌های استقلال طلب را تخریب کند. برزیل در دوره داسیلوا در کنار چین و هند به یکی از قدرت‌های بزرگ نوظهور تبدیل شد و در عرصه سیاست خارجی نیز توانست در بسیاری از حوزه‌ها به عنوان رقیب و خنثی کننده سیاست‌های کاخ سفید در منطقه امریکای لاتین مطرح شود.

روسف نیز در چهار سال گذشته همین سیاست‌ها را ادامه داد و توانست به عنوان بازیگری تأثیرگذار در عرصه بین‌الملل مطرح بماند. روسف نیز که تا حدودی سیاست‌های ضد امریکایی و سعی در به چالش کشیدن نفوذ امریکا در منطقه را دارد. تقابل با امریکا پس از افشاگری‌های ادوارد اسنودن، کارمند آژانس امنیتی امریکا مبنی بر شنود مکالمات روسف توسط دستگاه‌های امنیتی امریکا سبب تیرگی در روابط دو کشور شد و حتی روسف در مخالفت با این اقدام، سفر خود به واشنگتن را لغو کرد. «روبرتو خاکوویچ» کارشناس سیاسی آرژانتینی می‌گوید: «دولت برزیل نقشی محوری در قاره امریکا و حتی جهان پیدا کرده است. به طور مثال برزیل با جلوگیری از کودتا در اکوادور و پاراگوئه طرح‌های امریکا را در سطح قاره شکست داد و در سطح جهانی با دیگر اعضای بریکس ادعای امریکا را در داشتن محوریت اقتصاد جهان به چالش کشید». به چالش کشیدن امریکا در امریکای لاتین از آن رو اهمیت دارد که واشنگتن برای دهه‌ها آن را حیاط خلوت خود می‌دانست و در قرن بیستم برای حفظ این کشورها از هر ابزاری از جمله کودتا گرفته تا اشغال نظامی استفاده می‌کرد.

نام:
ایمیل:
نظر: