صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۹۳ - ۰۸:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۲۷۱۵۱۸

حسن عابدینی

مقدمه:

ایلان پایه، نویسنده کتاب پاک‌سازی قوم فسطین به در سال 1954 در سرزمین‌های اشغالی فلسطین به در سال 1954 در سرزمین‌های اشغالی فلسطین چشم به جهان گشوده است پایه از سال 1984 تا 2007 در دانشگاه حیفا تدریس می‌کرد، اما به علت تاکید بر ضرورت قبول مسئولیت اسراییلی‌ها در ارتباط با جنایت ضد فلسطینی‌ها، ناچار به استعفا و ترک سرزمین‌های اشغالی شد او هم اکنون در دانشگاه اکستر انگلیس تاریخ درس می‌دهد.

پایه در زمره مورخان جدید بوده و به بررسی سیر تشکیل رژیم صهیونیستی پس از جنگ جهانی دوم پرداخته است. وی کوشش دارد برداشتی مستند و مصفافه از رویدادهای منتهی به سال 1948 که سال رسمیت یافتن اشغال سرزمین فلسطین است، داشته باشد.

مورخان جدید یهودی در زمره نحله‌های فکری هستند که بنیان‌های صهیونسم را می‌پذیرند، اما منتقد شیوه خشونت‌آمیز صهیونیست‌ها در سرزمین‌های اشغالی می‌باشند.

جامعه‌شناسان پیرو این اندیشه هم ایده دولت دموکراتیک یهودی را در بردارنده یک تناقض می‌دانند؛ زیرا معتقدند وقتی یکی دولت یهودی است بنابراین حقوق سایر گروه‌ها را نادیده می‌گیرد و نمی‌تواند دموکراتیک باشد.

دکتر سیدمصطفی نبوی، دانش‌آموخته دکتری رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران در سال 1352، این کتاب را در سال 1390 به فارسی برگردانده است.

ایلان پایه که تمایلات تاریخ نگارانه‌‌اش در جای جای کتاب دیده می‌شود، کوشش کرده است تحولات منجر به شکل‌گیری رژیم صهیونیستی را براساس زمان وقوع هر رویداد بیان کند. وی کتاب را در قالب 12 فصل دسته‌بندی کرده است در آخر کتاب هم ده‌ها عکس چاپ شده که بیانگر درد و رنج مردم فلسطین در هنگامه‌ای است که مجبور به ترک‌خانه  و کاشانه‌شان شده‌اند.

در فصل نخستین به تعریف واژه پاک‌سازی قومی پرداخته شده که از دید نویسنده تقریبا به صورت انحصاری با رویدادهای یوگسلاوی سابق مترادف شده است. المعارف هاچینون هم پاک‌سازی قومی را به عنوان تبعید به زور با هدف یکدست کردن نژادی جمعیت مخلوط یک ناحیه یا سرزمین خاص توصیف می‌کند. شورای حقوق بشر سازمان ملل، اعمال پاک‌سازی قومی را شامل تفکیک مردان از زنان، بازداشت مردان، انفجار خانه‌ها سپس اسکان دوباره خانه‌های باقیمانده از قوم دیگر توصیف کرده است. پاک‌سازی قومی از نگاه دادگاه‌ جنایی بین‌المللی، جنایت بر ضد بشریت است.

حرکت برای ایجاد یک دولت انحصاری یهودی را ایلان پایه در فصل دوم مورد کنکاش قرار داده است. نویسنده معتقد است اغلب رهبران نهضت صهیونیسم در آغاز قرن بیستم، نهضت ملی برگشت به زندگی را با مستعمره‌سازی فلسطین پیوند دادند.

دیگران به ویژه تئودور هرتزل، موسس جنبش صهیونیسم، در این زمینه مردد بودند اما پس از مرگ او در سال 1904، گرایش به سوی فلسطین ثابت و همگانی شد.

این نویسنده یهودی می‌گوید: ارض موعود که نماد فلسطین در مذهب یهود است، به عنوان مکانی مقدس برای زیارت مورد احترام بود، اما هرگز برای تشکیل دولت مطرح نبود. صهیونیسم تا زمان اشغال فلسطین از سوی بریتانیا در سال 1918، آمیزه‌ای از ایدئولوژی ملی‌گرایانه و تمرین مهاجرنشینی بود که از لحاظ حوزه عمل محدود بود. صهیونیست‌ها در آن زمان بیش از پنج درصد کل جمعیت کشور را تشکیل نمی‌دادند.

نویسنده کتاب معتقد است مقام‌های بریتانیا از آغاز به صهیونیست‌ها اجازه داده بودند که محدوده مستقلی را برای خود در فلسطین به عنوان زیر بنای دولت آتی تدارک ببینند. رهبران نهضت صهیونیسم در اواخر دهه 1930 توانستند رویای ذهنی انحصاری یهودی را به برنامه‌های محکم‌تری تبدیل کنند.

در کتاب پاک‌سازی قوم فلسطین تصریح شده است، انگلیس طراح و زمینه‌ساز تشکیل رژیم صهیونیستی و سازمان هاگاتان که متشکل از صهیونیست‌های دو آتشه بود، نقشه پاک‌سازی را به مرحله اجرا در آورد.

دیوید بن گوریون که از اواسط دهه 1940 تا 1960 نهضت صهیونسم را هدایت کرد هم از نگاه نویسنده به عنوان معمار رژیم اسراییل قلمداد شده است.

فصل سوم کتاب به تفکیک و انهدام قوم عرب از مناطق فلسطین می‌پردازد که با یهودیان مهاجر جایگزین می‌شود نویسنده معتقد است تقسیم فلسطین که سازمان ملل به کمیته خاصی سپرد، به سبب بی‌تجربگی و خامی اعضای آن به صورت درست تدبیر نشد.

توصیه آنسکوپ مبنی بر تشکیل دو فدراسیون در 29 نوامبر 1947 مبنای تصویب قطعنامه 181 مجمع عمومی سازمان ملل شد. براساس این مصوبه، در حقیقت پیشنهاد شد که نقشه فلسطین عملا به سه بخش تقسیم شود، به گونه‌ای که بر 42 درصد زمین که 818 هزار فلسطینی در آن ساکن بودند، باید دولتی حکمرانی می‌کرد که فقط ده هزار یهودی را شامل می‌شد.

سازمان ملل از دیگر سو، سهم زمین یهودیان را به بیش از 56 درصد افزایش می‌داد که در آن 499 هزار یهودی با 438 هزار فلسطینی سیهم می‌شدند. بخش سوم هم طبق این مصوبه، محدوده کوچکی در اطراف شهر بیت‌المقدس بود که باید به صورت بین‌المللی اداره می‌شد. جمعیت این منطقه 200 هزار نفر بود که بایستی به صورت مساوی بین‌ فلسطینیان و یهودیان تقسیم می‌شد.

فصل چهارم به نهایی کردن یک برنامه اساسی اختصاص یافته‌ است. طرح‌های ویران‌سازی و تهدید و بر ضد ساکنان فلسطین در اوایل سال 1948، شرایط را به گونه‌ای رقم زد که تاریخ‌نویس رسمی اسراییل، ماه آوریل را یک نقطه عطف دانسته است.

طبق این روایت، جامعه یهودی منفرد و مورد تهدید در فلسطین پس از شکست اخیرش از حالت دفاعی به حالت تهاجمی تبدیل شد. موازنه اقتصادی و سیاسی بین دو جامعه چنان بود که نه فقط یهودیان ابدا در هیچ خطری نبودند، بلکه علاوه بر آن بین آغاز دسامبر 1947 تا پایان مارس 1948 ارتش توانسته بود اولین مرحله پاک‌سازی فلسطین را حتی قبل از اینکه برنامه عالی اجرا شود به پایان برساند.

فصل پنجم کتاب به برنامه پاک‌سازی قومی پلان دالت پرداخته است که در آن هاگانا با بیش از 50 هزار سربازی که در اختیار داشت و نیمی از آنان از سوی بریتانیا آموزش داده شده بودند، پلان دالت را به مرحله اجرا گذاشت. شبه نظامیان لهی، اشترن و پالماخ از دیگر گروه‌هایی بودند که در قتل عام فلسطنیان پا به پای هاگانا پیش می‌رفتند.

نویسنده براین باور است که طرح دالت زمینه‌ساز همکاری سازمان‌های شبه نظامی را فراهم‌ آورد، به گونه‌ای که سرآغازی برای طرح تاسیس ارتشی واحد با عنوان نیروی دفاعی اسراییل فراهم شد ده‌ها روستا و شهر دیگر فلسطینی هم مانند دیر یاسین، حیفا، صفاد، جافا، سیرین عین الزیتون در این دروه از سوی باندهای جنایتکار شبه نظامی صهیونیستی صورت گرفت. نویسنده به نقل از فلسطینیان گفته است که مسئولیت فاجعه در وهله نخست بر عهده انگلیس است و سازمان ملل هم در این دوره با بی‌وفایی نسبت به تعهداتش، زمینه را برای قتل عام مردم فراهم کرد.

جنگ  ساختگی و جنگ واقعی نسبت به فلسطین در می 1948، دست مایه فصل ششم کتاب است. بن گوریون در نامه‌ای به فرماندهان تیپ‌های هاگانا نوشته است که نیات تهاجمی اردن، آنان را از اجرای پلان دالت که همان پاک‌سازی فلسطین است، نباید منحرف کند.

او واژه بایور را به کار برده است که معنی پاک کردن خمیر مایه در شب شام آخر یا از ریشه کندن می‌دهد. نویسنده معتقد است محاسبه صهیونیست‌ها درست بوده است، هر چند ارتش اردن قوی‌ترین نیروهای عرب بود اما از همان روزهای نخست جنگ ملک عبدالله اول با نهضت صهیونیسم اقدام به بستن یک اتحاد ضمنی کرد. او معتقد است تنها تغییری که در رفتار عرب‌ها پس از پایان دوران قیومیت انگلیس مشاهده شده، صرفا لفاظی و تبلیغاتی بوده است. حتی سربازان عراقی هم که چند هزار نفری بودند، دستور داشتند فرماندهی اردنی‌ها را بپذیرند؛ یعنی اینکه به رژیم صهیونیستی حمله نکنند.

واژگانی عبری مانند تیهور که به معنای پاک‌سازی است هم از سوی فرماندهای صهیونیست پیش از آنکه سربازان را به ماموریت برای ویران کردن روستاها و شهرهای فلسطینی‌ اعزام کنند، به کار می‌بردند. ایلان پایه شرح می‌دهد، چگونه مردم روستای ساحلی 1500 نفری تنتورا که حتی برای شرایط تسلیم شدن با افسران یهودی ملاقات می‌کنند، یک هفته بعد در شبانگاه 22 می 1948 از چهار سو مورد هجوم قرار می‌گیرند.

نویسنده می‌گوید که مردان از زنان و بچه‌های جدا شدند و در گروه‌های مجزا از سوی سربازان اسراییلی که به سبب میگساری از حالت عادی خارجی شده بودند، تیر باران شدند. بازماندگان این قتل عام هم اکنون در ارودگاه یرموک سوریه زندگی می‌کنند.

گسترش عملیات پاک‌سازی قومی از ژوئن تا سپتامبر سال 1948، بعضا با استناد به خاطرات بن گوریون و سربازان اسراییلی در فصل هشتم و نهم آورده شده است. در این دوران بسیاری از روستاها و شهرهای فلسطینی به اشغال در آمده و مردانی هم که از مرگ جان سالم به در برده بودند، از سوی صهیونیست زندانی شدند.

نویسنده موضوع تجاوز به زنان فلسطینی‌ را نیز مطرح می‌کند و با استناد به گفته ناظران  خارجی، مدارک موجود در بایگانی‌های اسراییل و تاریخچه شفاهی، پرده از روی جنایت صهیونیست‌ها بر می‌دارد. برخی موارد مانند تجاوز به یک دختر 12 ساله فلسطینی حتی در خاطرات بن گوریون هم نقل شده است. هتک حرمت اماکن مقدس مسلمانان و حتی مسیحیان هم در این دوره به صورت مستمر گزارش شده است.

ویران کردن روستاها و از بین بردن حتی درختان و به جای آن ایجاد شهرک‌های صیهونیست‌نشین، تلاشی است که به گفته نویسنده برای محو خاطره نکبت صورت گرفته است. فلسطینان روز اشغال سرزمینشان را یوم‌النکبه می‌نامند.

فصل پایانی کتاب به صورت گذار به فرایند سازش می‌پردازد که آمریکا در این زمینه راه حل اصلی را مبتنی بر توازن قدرت غالب می‌داند و هر آنچه اسراییلی‌ها پیشنهاد می‌کنند، بدون استثنا مورد حمایت قرار می‌دهد حق بازگشت آوارگانی که ده‌ها سال است مجبور به ترک خانه و سرزمین خود شده‌اند از موضوع‌های کلیدی در چاره‌اندیشی برای موضوع فلسطین است.

ایلان پایه بر این باور است که سیاستمداران اسراییلی هرگاه در قبال فلسطینیان نرمشی نشان داده‌اند، تاکتیکی بوده است، به گونه‌ای که گفتگو‌ها در کمپ دیوید، اسلو و... نتیجه‌ای در برنداشته است.

قلعه نظامی اسراییل سرفصلی است که نویسنده برای فصل دوازدهم کتاب در نظر گرفته است. او به نقل از آرمن سوفر، پروفسور جغرافیا در دانشگاه حیفای اسراییل، گفته است: اگر می‌خواهیم زنده بمانیم، باید بکشیم، بکشیم و بکشیم.

این شیوه‌ای بوده است که صهیونیست‌ها طی 65 سال گذشته  در مورد مردم فلسطین اجرا کرده‌اند. منابع فلسطینی با اتکا بر آرشیوهای نظامی و گزارش‌های شفاهی، دست کم 31 مورد قتل عام را تایید کرده‌اند که با قتل عام حیفا در 11 دسامبر 1947 شروع و به خیریات هبرون در 19 ژانویه 1949 پایان می‌یابد. برخی معتقدند ممکن است شش فقره قتل عام دیگر هم روی داده باشد. سربازان اسراییلی در 29 اکتبر 1956 49 روستایی که از مزارعشان بر می‌گشتند را کشتند، قبیبیا در دهه 1950، ساموآ در دهه 1960، ورستای جلیله در 1976، صبرا و شتیلا در 1982، کفرثانا در 1999، وادی ارا در 2000، جنین در 2002 و بتسلم از دیگر مناطقی است که قتل عام در آنها گزارش شده است.

نویسنده معتقد است تونایی هسته‌ای، حمایت مطلق آمریکا از اسراییل و داشتن ارتشی مقتدر از عوامل نگه‌دارنده دژ اسراییل است که طرح این موضوع به صراحت آنچه تلاش می‌کنند اسراییل را به عنوان تنها دموکراسی خاورمیانه قلمداد کنند، زیر سوال می‌برد. نویسنده در پایان هم بیان می‌کند که حمله اسراییل به غزه و لبنان در تابستان 2006 نشان می‌دهد توفان هم اکنون در حال شدت گرفتن است.

نقدی بر کتاب

نویسنده گرچه کوشش کرده است سیر پاک‌سازی قومی فلسطینیان را روایت کند، اما نتوانسته یا نخواسته به جزییات زندانی، شکنجه و کشتار فلسطینان و ویران کردن خانه‌های مسکونی آنان پرداخته شود.

اقدام جنایتکارانه صهیونیست‌ها در این کتاب، اغلب صرفا تلاشی برای وادار کردن فلسطینیان برای ترک خانه‌هایشان قلمداد شده و کمتر به موضوع غیر قانونی و غیر حقوقی بودن آن اشاره دارد. نویسنده به جای استفاده از واژه اخراج فلسطینیان از کلمه انتقال استفاده کرده که خشونت کمتری در آن نهفته است.

واژه پاک‌سازی در عنوان کتاب استفاده شده است که به گونه‌ای واژه‌ای بهداشتی برای قتل عام مردم تلقی می‌شود واژه پاک‌سازی در مقایسه با تصفیه نژادی از بار منفی کمتری برخوردار است.

نویسنده در صفحه 81 تقسیم ناعادلانه فلسطین را به نوعی به بی‌تجربگی و خامی دست‌اندرکاران سازمان ملل نسبت می‌دهد، در صورتی که نقش انگلیس و سایر قدرت‌ها در اعمال نفوذ و پیشبرد سیاست استعماری هدفمند آنها را چندان مورد توجه قرار نداده است.

نویسنده از آن رو که یهودی است، گاه از نام‌های عبری برای برخی از مناطق فلسطینی استفاده کرده است. مثلا به جای الخلیل واژه هبرون و به جای منطقه طبریه که در نزدیکی مرز سوریه قرار دارد، واژه جلیله را به کار برده است. وی حادثه دیر یاسین که در آن ده‌ها تن از مردم قتل عام، خانه‌ها ویران و به زنان تجاوز شد را به صورت گذار مورد اشاره قرار می‌دهد. براساس تحقیقاتی که به آن استناد شده، در دیر یاسین 93 تا 170 نفر قتل عام شده‌اند.

رویدادهای اواخر سال 1947 و سال 1948 که منجر به تشکیل رژیم اشغالگر اسراییل شده با جزییات بیشتری مورد بررسی قرار گرفته، اما از سایر تحولات به صورت گذار عبور کرده است. جنگ سال 1967 که منجر به اشغال بخشی از بیت‌المقدس، کرانه باختری رود اردن صحرای سینای مصر، جولان در سوریه و مزارع شبعای لبنان شد، کمتر مد نظر قرار گرفته و در مورد جنگ‌های سال 1973، 1982 میلادی هم تقریبا سکوت کرده است.

جنگ سال 1982 منجر به اشغال کامل لبنان شد که البته در سال 2000 میلادی در پی مقاومت حزب‌الله لبنان مجبور به عقب‌نشینی از خاک جنوب لبنان شد.

جنگ سال 2006 رژیم‌ صهیونیستی بر ضد مردم لبنان و جنگ سال 2008 بر ضد مردم غزه هم که ده‌ها شهید و مجروح بر جای گذاشت و به گونه‌ای جنایتی ضد بشریت بود، مورد توجه قرار نگرفته است.

به نظر می‌رسد هنگام ترجمه هم اسامی دچار تغییراتی شده است، به طور مثال جلیلیه در کتاب به صورت گالیله نوشته شده است. دریاچه طبریه میان مرز فلسطین اشغالی با سوریه که در سال 1967 به اشغال اسراییل در آمده است را به عبری جلیلیه  می‌گویند.

شهر ساحلی حیفا در شمال فلسطین اشغالی هم به صورت هایفا آورده شده است که برای مخاطب ایرانی چندان آشنا نیست.

عبارت رژیم جعلی صهیونیستی که در صفحه 340 آورده شده، در چند جای دیگر هم تکرار شده است. به درستی روشن نیست این عبارت را نویسنده به کار برده یا مترجم در متن اضافه کرده است. به نظر می‌رسد در ترجمه عنوان کتاب هم تصفیه نژادی می‌توانست گویاتر از پاک‌سازی قومی باشد. واژه مهاجرنشین هم برای صهیونیست‌های ساکن در سرزمین‌های اشغالی به کار برده شده که در متون فارسی اغلب شهرک‌نشین‌ها صهیونیست گفته می‌شود.

اتحادیه عرب که برای ایرانیان نامی آشناست، در پاراگراف آخر صفحه 82 کتاب به صورت لیگ عرب آورده شده است که ممکن است خواننده را دچار سردرگمی کند.

عبارت حکومت الزامی انگلیس هم بارها در کتاب استفاده شده است، در صورتی که به نظر می‌رسد عبارت حکومت تحت قیمومیت یا سرپرستی انگلیس جایگزین مناسب‌تری است. ویرایش متن هم در برخی از صفحات کتاب چندان روان نیست، به گونه‌ای که برخی از جملات و پاراگراف‌ها نامفهوم است. پاراگراف نخست صفحه 84 نمونه‌ای از پاراگراف‌هایی است که به ویرایش نیاز دارد. به عنوان نمونه به دو مورد اشاره می‌شود.

اثری که تصمیم متخده بر خود کشور و مردمش داشت، بسیار بدتر بود. قطعنامه به جای اینکه کشور را چنان که انتظار می‌رفت آرام سازد، فقط ناراحتی‌ها را بالا برد و موجب شد کشور مستقیما به یکی از شدیدترین مراحل تاریخش وارد شود.

در پاراگراف نخست صفحه 90 همچنین نوشته شده است: اینک فرمولی پدیدار می‌‌شود، هر چه بن گوریون از نظر جثه کم اهمیت‌تر به نظر می‌رسد، ولی از نظر رهبر هر چه بیشتر از قطعنامه حمایت می‌کرد.

کتاب پاک‌سازی قوم فلسطین روایتی مستند از جنایت رهبران اسراییلی در کشتار و آواره‌کردن فلسطینیان آن هم با طرحی از پیش تدوین شده ارایه می‌دهد. فارغ از برخی ایرادها که در محتوا یا ترجمه آن به چشم می‌خورد، از آن رو که نگاه منتقدانه یک مورخ یهودی به موضوع فلسطین را بازتاب داده است، می‌تواند برای مخاطب تازگی داشته باشد.

نام:
ایمیل:
نظر: