صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۶ دی ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۲۷۱۶۲۴
ناطق نوري و لاريجاني حزب تشكيل نمي‌دهند

مطهره شفیعی

لاریجانی درصدد تاسیس حزب است! این خبر اوایل هفته منتشر شد اما منبع اعلام‌کننده خبر نمایندگان مجلسی بودند که عضو فراکسیون رهروان ولایت هستند. یک خبر به نقل از کاظم جلالی بود که طی آن عنوان شده بود لاریجانی به همراه ناطق‌نوری اقدام به تاسیس حزب خواهد کرد. این گزینه را باید کمی کمرنگ باور داشت چون شیخ نور نشان داده که اهل حزب و تحزب نیست چراکه شخصیتی که از او در افکار عمومی شکل گرفته است فراتر از یک عنصر حزبی است.

شاید این جمله در پاسخ به ادعای غیرحزبی بودن ناطق نوری مطرح شود که او سال‌ها عضو جامعه روحانیت بوده است. نکته همین جاست چون جامعه روحانیت به گواه آگاهان در قالب حزب تعریف نمی‌شود بلکه شورایی از بزرگان است که به راهنمایی احزاب و ذکر انحرافات و اشتباهات آنها می‌پردازند پس نمی‌توان این تشکل را در قالب حزب معنا کرد. از سوی دیگر رابطه علی لاریجانی و ناطق نوری رابطه‌ای نیست که بتوان منکر آن شد چون این شخصیت‌ها هر دو در یک ویژگی، مشترک هستند و آن هم «اعتدال» است.

شاید علی لاریجانی را کمتر از ناطق‌نوری بتوان فراجناحی دانست اما آنها هیچ گاه مصالح کشور را فدای مصلحت خود و احزاب سیاسی نکرده‌اند که نمونه آن هجمه تندروها در داخل مجلس به علی لاریجانی است. او شاید بسیاری از موضوعات را به مصلحت نداند اما بارها مشاهده شده که برای منفعت کشور آن موضوع را نه تنها پذیرفته بلکه مخالفان دیگر را ترغیب به پذیرش آن کرده است. اقدامات فراجناحی ناطق نوری هم بر همگان واضح است و در خاطره افراد زیادی وجود دارد که برای دفاع از منافع کشور و تحقق خواست ملت چگونه ناملایمات را به جان خرید و حتی آبروی فرزندانش را فدای آرامش کشور کرد. پیوند سیاسی لاریجانی با ناطق‌نوری پیوند مبارکی است اما نه در قالب حزب.

حزب نه؛ شاید حزب فراگیر

10 خرداد بود که به نقل از ناطق‌نوری این مطلب منتشر شد که «در کشور به دو یا سه حزب فراگیر نیاز داریم که شورایی انتخاب کند و بدنه با اعتماد به آنها تصمیم بگیرد. اکنون در کشور در بسیاری مواقع در انتخاب‌ها موجی حرکت می‌کنیم و با موج نمی‌شود کشور را اداره کرد» آنچه ناطق نوری بیان کرده تفاوت زیادی با آنچه دارد که جلالی بدان اشاره کرده است. ناطق نوری سخن از حزب فراگیر زده است که تصور می‌شود منظور او از حزب فراگیر، همان جمع خیرخواهان و دلسوزان است که در آن برای کاندیدا شدن اعضایش، گلایه و دلخوری پیش نخواهد آمد و آنها نه برای رسیدن به قدرت بلکه برای به قدرت رساندن مصلحان کشور تلاش خواهند کرد.

حالا ممکن است این مصلح علی لاریجانی نام داشته باشد یا علی لاریجانی هم عضوی باشد که در انتخاب گزینه مناسب با دیگران همفکری می‌کند. دلیل دیگری که می‌توان برای رد تاسیس حزب از سوی ناطق‌نوری بیان کرد به بخش دیگری از اظهارات 10 خرداد او باز می‌گردد. همان بخشی که تاکید کرد: «با موج‌سواری نمی‌شود کشور را اداره کرد.» ایجاد موج یکی از کارکردهای حزبی است یعنی برای مطرح کردن کاندیدای خود به انواع و اقسام شیوه‌ها دست می‌زنند که معمولا عاری از بی‌اخلاقی نیست.

اگر کاندیدای این موج پیروز شود هم که نتیجه مشخص است یعنی مدیریتی با در نظر داشتن تدبیر کم و منطق حاکم خواهد شد چراکه از همین مسیر به قدرت رسیده است. پس به‌طور حتم ناطق‌نوری و علی لاریجانی به سمت احزابی که موج ایجاد می‌کند، نخواهند رفت و باز هم حزب فراگیر در درجه اولی است. نشانه سوم تمایل ناطق نوری به تشکیل حزب فراگیر آنجاست که او گلایه‌ از فراموش کردن پیشکسوتان دارد و گفته بود که «متاسفانه در کشور این نقیصه وجود دارد که پیشکسوتان را خیلی زود فراموش می‌کنیم و این درحالی است که در قرآن نیز اشاره شده که تکریم و احترام به پیشکسوت ضروری است».

این جمله ناطق‌نوری می‌تواند گواه دیگری برای اندیشه تشکیل حزب فراگیر باشد. ناطق‌نوری در سال‌های 74 تا 92 از افرادی که مدعی بودند ریش‌سفید اصولگرایان را فرمانبرداری می‌کنند، رنجید و بسیاری از یاران دیروز و غایبان آن روز سراغی از شیخ نور نگرفتند هر چند به تدریج پی به اهمال خود بردند و بیش از همیشه به سراغ او می‌آیند تا بار دیگر وحدتی که با رفتن شیخ نور کمرنگ شده است را باز یابند.

لاریجانی هم اگر در این مسیر همراه ناطق‌نوری شود مشخص است که پیامی را به اردوگاه اصولگرایی منتقل خواهد کرد که آن هم «لزوم بهره گرفتن از تجربه بزرگان» است. به واقع اگر سایه لاریجانی در مجلس و خارج مجلس از سر اصولگرایان برداشته شود، آنها نه‌تنها دیگر نمی‌توانند نامی از وحدت بر زبان بیاورند بلکه باید به دنبال آن باشند که از گزند و هجمه یکدیگر در امان بمانند. لاریجانی با مدیریت خود در مجلس نشان داد توانایی رفع کدورت‌ها و ممانعت از دلخوری‌ها را دارد و یک گام به منش شیخ‌نور برای او مانده است.

اهداف طرح حزب لاریجانی

اکنون چند هدف را برای اقدامات برخی می‌توان متصور شد که زمزمه تشکیل حزب از سوی لاریجانی با کمک ناطق‌نوری مطرح می‌کنند. با توجه به اینکه فعالیت‌های انتخاباتی بخشی از احزاب و فعالان سیاسی از هم‌اکنون آغاز شده است، برخی تمایل دارند تا با نام بزرگانی مانند ناطق‌نوری و لاریجانی خود را آماده انتخابات دهمین دوره مجلس کنند یعنی به نوعی محبوبیت چهره‌ها را تضمین رای آوری خود کنند البته افرادی مانند کاظم جلالی نیازی به استفاده از این ترفندها ندارند چون سابقه حضور و میانه‌روی آنها خود بهترین تبلیغ است.

برخی دیگر هم درصدد هستند تا با مطرح کردن مدام تصمیم شخصیت‌ها برای تشکیل حزب، آنها را ترغیب به این کار کنند. بخشی از این جریان هم با نیت دلسوزانه بحث تاسیس حزب از سوی لاریجانی با همراهی ناطق‌نوری را مطرح کردند که دو گمانه در این مورد می‌توان مطرح کرد. نخست اینکه با همراه خواندن لاریجانی با ناطق‌نوری، رئیس مجلس را به جمع حماسه‌سازان 24 خرداد 92 اضافه کنند و دیگر اینکه سبب شوند حامیان دکتر حسن روحانی احساس دورشدن از هم نداشته باشند و بدانند جامعه سیاسی کشور نه تنها تاثیرگذاری آنها را فراموش نکرده بلکه در مسیر تقویت آن می‌کوشد.

تشکیل شورای مشورتی بزرگان

اکنون به نظر می‌رسد لاریجانی و ناطق نوری هم نه تنها از اهداف خیرخواهانه دلسوزان برای حفظ وحدت بزرگان ناخشنود نیستند بلکه خود به دنبال قدرتمندشدن این وحدت هستند بنابراین قصد دارند با تشکیل شورای مشورتی که بزرگان جریان‌های مختلف را در خود جای می‌دهد اقدامی فراجناحی کرده و در راستای آرامش‌بخشی به جامعه با دولت همراه شوند.

نام:
ایمیل:
نظر: