صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۷ دی ۱۳۹۳ - ۱۲:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۲۷۱۶۴۹
گزارش تحلیلی آفتاب یزد از افتراق در جناح راست

سیدمحسن امامی‌فر: وحدت! این بزرگ‌ترین آرزو و شاید دست‌نیافتنی‌ترین برای اصولگرایان در حال حاضر در عرصه سیاسی باشد. تا جایی که غلامعلی حداد عادل از چهره‌های برجسته جناح راست، برای وحدت اصولگرایان تنها دعا را چاره‌ساز می‌داند. به نظر می‌رسد تا زمانی که این سر طیف اصولگرایی، آن سوی طیف را رد و محکوم می‌کند هیچ چشم‌اندازی را نمی‌توان برای دستیابی این جناح به وحدت متصور شد. علی‌الخصوص که یکی از انشعابات جناح راست یعنی جبهه پایداری، دیگر خود را حول محور جریان اصیل راست تعریف نکرده و برعکس خود را اصل و دیگر جریانات راست را فرع می‌داند و هرگونه وحدت و ائتلاف را منوط به پذیرش شروط جبهه پایداری توسط دیگر جریانات اصولگرایی می‌داند.

برخی اصولگرایان خودشان را اصل و دیگران را مزاحم می‌دانند

حسین کنعانی مقدم فعال سیاسی اصولگرا در این رابطه به آفتاب یزد می‌گوید: «با توجه به تاریخ سیاسی ایران، یکی از آفت‌هایی که در بین احزاب ما وجود دارد شاید مصداق این باشد که هر کسی خودش و گروهش را حزب برتر و ممتازتر نسبت به دیگران می‌داند. جبهه پایداری عملا انشعابی از جریان اصولگرایی بود و خودش اصالتی ندارد. به نظر می‌رسد آن‌ها پس از شکستی که در انتخابات خوردند، به دنبال آن هستند که شرایط را برای خودشان مهیا کنند و با وابسته بودن به چهره‌هایی مثل آیت‌الله مصباح یزدی، وضعیت خودشان را برای انتخابات آینده ساماندهی نمایند. جریان اصولگرایی گرچه انشعابات متفاوتی را از خودش داشته اما روش و منش هسته مرکزی این جریان به گونه‌ای نیست که خودشان را اصل بدانند و دیگران را فرع و یا مزاحم. این نوع تفکر در بحث احزاب سیاسی ایران ناشی از این است که برخی افراد و گروه‌ها قواعد رقابت سیاسی را نمی‌دانند و فکر می‌کنند عرصه سیاست فقط متعلق به آن‌ها می‌باشد که خودشان را اصل و دیگران را مزاحم می‌دانند. پایداری‌ها قواعد بازی سیاسی را رعایت نمی‌کنند.»

قدرت‌طلبی پایداری‌ها

اما این انشعابات شاید تنها و تنها به دلیل قدرت‌طلبی باشد. امیر محبیان تئوریسین معتدل جناح راست صراحتاً به این موضوع اشاره می‌کند و می‌گوید: «در عمل، پایداری‌ها تا زمانی که دیدگاه‌های آیت‌الله مصباح، آنها را به قدرت نزدیک می‌کند، از آن پیروی خواهند کرد در غیر این صورت آن را کنار خواهند نهاد.» وی رابطه بین پایداری‌ها با آیت‌الله مصباح را اینگونه تعریف می‌کند: «آیت‌الله مصباح آرمانگرایی است که از ظرف عمل و کسانی چون پایداری برای پیشبرد باورهایش بهره می‌گیرد، در حالی که پایداری‌ها عملگرایانی هستند که از دیدگاه‌های آیت‌الله مصباح به عنوان پوشش ایدئولوژیک استفاده م��‌کنند، شاید ادبیات هر دو یکی باشد ولی دغدغه‌های دو طرف کاملا متفاوت است.»

در واقع محبیان بر قدرت‌طلبی پایداری‌ها به طور کامل صحه گذاشته و کنعانی‌ مقدم هم این مدعا را تقویت کرده است. کنعانی مقدم گفت:

«سر بزنگاه انتخابات بود که ما شاهد انشعاب جریان پایداری از جریان اصیل اصولگرایی بودیم.»

اصولگرایان و بازتولید نوعی رادیکالیزم سیاسی

اما یکی از بحران‌های موجود در جناح راست به اذعان کارشناسان وابسته به این جناح و غیر از آن، تندروی‌های برخی جریانات اصولگرایی است که موجبات بازتولید نوعی رادیکالیزم سیاسی و بداخلاقی را فراهم کرده است. اما بسیاری از فعالان سیاسی این جناح، مصداق حرکات تندروانه و افراطی اصولگرایان را جبهه پایداری می‌دانند.

به طور مثال محبیان در این رابطه می‌گوید: «جبهه پایداری مثل هر گروه دیگری نشست و برخاست دارد که اصالتا هیچ اهمیت ویژه‌ای ندارد، آنچه که مهم است آثار منفی تحرکات تندروانه آنهاست.» وی همچنین گفته است: «بزرگ‌ترین مشکل جبهه پایداری آن است که برچسب تندروی بر آنها چسبیده و نمی‌توانند از آن خلاص شوند.»

اما حجت‌الاسلام و المسلمین محسن غرویان از چهره‌های شاخص اصولگرا در مذمت تندروی‌ها و افراطی‌گرایی برخی اصولگرایان به آفتاب یزد گفت: «یکی از مصادیق افراطی‌گری این است که برخی افراد و گروه‌ها خودشان را در زمینه اسلام‌شناسی و احساس تکلیف شرعی کردن و انجام وظیفه دینی، انقلابی و سیاسی، فوق دیگران می‌دانند و برای افکار و اندیشه‌ها و گروه‌های دیگر هیچ اعتبار و ارزشی قائل نمی‌شوند. طبیعتا این افراد اهل مشورت نبوده و اشخاص دیگر را در سطح خودشان نمی‌دانند و با چنین روحیه و مبنایی، این افراد و گروه‌ها ائتلاف با کسی نمی‌کنند چون که آنها را قبول ندارند.»

تفرقه و جدایی بین اصولگرایان

غرویان در ادامه اظهارات خود به نکته‌ای بسیار ظریف اشاره می‌کند. تفرقه و جدایی بین اصولگرایان! در واقع این روحانی اصولگرا نتیجه رفتارها و کنش‌های جبهه پایداری را چیزی جز تفرقه و جدایی بین اصولگرایان نمی‌داند. وی می‌گوید:

«شاید جریانات تندروی اصولگرا در ظاهر شعار تکلیف‌مداری و وحدت سر بدهند اما در باطن و عملاً این شعار را قبول ندارند. تندروها اهل گفتگو، مشورت و احترام گذاشتن به نظرات دیگران نیستند. نتیجه این امر هم چیزی جز تفرقه و جدایی بین اصولگرایان نیست که شانس پیروزی را بسیار اندک می‌کند.»

سردرگمی سیاسی اصولگرایان

در واقع از شواهد و قراین پیداست که اصولگرایان درگیر بحران‌های داخلی و به نظر لاینحل بوده و با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس دهم دچار نوعی سردرگمی سیاسی شده‌اند. سردرگمی که باعث نوعی بیراهه‌گرایی در بین برخی معتدلین اصولگرا شده است. به طوری که محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در روز استیضاح وزیر علوم دولت تدبیر و امید با چرخشی محسوس و موثر به سوی تندروهای بهارستان که طراحی و حامی اصلی استیضاح بودند تغییر جهت داده و با تقویت این جریان و یارگیری از دیگر نمایندگان فراکسیون میانه‌رو رهروان ولایت، موجبات عدم رأی اعتماد مجدد به فرجی دانا را فراهم آورد. همه این مولفه‌ها ادعای عدم دستیابی اصولگرایان به وحدت که کارشناسان این جناح مهر تایید بر آن می‌زنند را تقویت کرده است.

تا جایی که کنعانی‌مقدم در این رابطه می‌گوید: «اتحاد و وحدت در بین اصولگرایان قابل تصور نیست و هرگونه شعار وحدت هم با شکست مواجه می‌شود.»

دودکش اصولگرایان و دعا برای وحدت

کنعانی‌مقدم ادامه دارد: «از دودکش اصولگرایان مدت‌هاست که دود خارج می‌شود اما دودش به چشم خودشان می‌رود و معنایش این نیست که این دود جریان اصولگرایی را به وحدت می‌رساند. تا زمانی که تعریف تقسیم قدرت در جریان اصولگرایی شکل نگیرد، هیچ‌گونه وحدتی حاصل نمی‌شود.» از سوی دیگر غرویان هم در رابطه با عدم دستیابی اصولگرایان به وحدت اینگونه اظهارنظر می‌کند: «با شرایطی که هر کسی بگوید «انا رجل» و من شایسته‌تر از دیگران هستم و متعاقب آن گروهی خود را دارای سیادت، برتری و آقایی بداند، همان می‌شود که برای وحدت اصولگرایان فقط باید دعا کنیم!»

عدم استقبال اکثریت جامعه نسبت به اصولگرایان

یکی از مشکلات دیگر اصولگرایان که اتفاقاً باعث انشعابات و اختلافات بیش از پیش و نبود وحدت بین آن‌ها شده، عدم استقبال اکثریت و کسر قابل توجهی از جامعه نسبت به جریان راست است. اما این دلیلی شد تا اصولگرایان با وجود دیگر ابزارهای موجود و تاثیرگذار در نتیجه انتخابات، موضوعی به عنوان تقسیم قدرت سیاسی را نادیده بگیرند. کنعانی مقدم در این باره می‌گوید:

«اصولگرایان باید به این نتیجه برسند که هر کسی و حزبی متناسب با قدرتی که دارد باید جایگاهش در جناح‌های سیاسی مشخص بشود و این قدرت به طور قطع ناشی از مردم و رای آن‌ها می‌باشد نه از رانت و موقعیت‌های سیاسی.»

وی همچنین گفت: «منشا قدرت و تقسیم آن باید متناسب با قدرت نفوذ جریان‌های سیاسی در لایه‌های مردم و داشتن رای ملت باشد چرا که تمام احزابی که وابسته به قدرت، ثروت‌ورز و زور و تزویر هستند، مشروعیت ندارند.»

اصولگرایان روحیه مردم‌گرایی و رأی مردم را در نظر بگیرند

از سوی دیگر غرویان در این رابطه اظهار کرد: «اصولگرایان باید به فکر مصالح جامعه و اکثریت مردم باشند و رای آن‌ها که به قول مقام معظم رهبری حق الناس است را در نظر بگیرند، نه فقط ریاست و قدرت و حزب و افراد خودشان. اگر روحیه مردم‌گرایی در اصولگرایان تقویت بشود، امکان ائتلاف وجود دارد اما با وضعیت موجود که ما تجربه‌اش را در انتخابات ریاست جمهوری 92 سال گذشته دیدیم، امکان رسیدن به وحدت بسیار ضعیف است.»

اصولگرایان نگاه صفر و صدی به مسائل دارند

اما کنعانی مقدم در آسیب‌شناسی عدم دستیابی اصولگرایان به وحدت هم اظهارنظر کرد. وی گفت:

«ما متاسفانه در بحث جناح راست با این مشکل مواجه بودیم که نگاه صفر و صدی به مسائل داشتیم و در تعاملات سیاسی همیشه به دنبال این بودیم که ما محور باشیم و دیگران به دور ما فعالیت کنند. در واقع وحدت را در با هم بودن ندیدیم بلکه وحدت را در با ما بودن تعریف کردیم. این نگاه مانع از وحدت بین اصولگرایان می‌شود.»

خلأ مدیریتی جناح اصولگرا

البته باید در نظر داشت که ریشه بسیاری از معضلات و اختلافات عمده درون جناحی اصولگرایان، نبود رهبری و مدیریت منسجم در این جریان است. در واقع به نظر می‌رسد خلأ مدیریتی جناح اصولگرا در عدم انسجام و وجود افتراق بین آن‌ها کاملاً مشهود است. کنعانی مقدم هم در اصولی که جناح راست باید به آن‌ها دست یابد و عدم وجود آن‌ها موجب تفرقه‌شان شده است، به نبود رهبری منسجم سیاسی برای اصولگرایان اشاره می‌کند.

وی می‌گوید: «اصولگرایان باید به پنج اصل دست پیدا کنند.

اول: داشتن رهبری منسجم سیاسی

دوم: داشتن یک ساختار سیاسی مناسب

سوم: داشتن اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت

چهارم: یک توافق اولیه بر سر مسائلی همچون انتخابات که عمدتا اختلافات زیادی در آن بروز و ظهور دارد

پنجم: تعریفی از تقسیم قدرت در بحث جناح‌های سیاسی

اینکه ما هر موقع موقعیت پیدا می‌کنیم، خودمان را حاکم و اقلیت را محکوم بدانیم، هرگز روش درستی نیست. حتی در دموکراسی‌های غرب هم، تعریفشان به رسمیت شناختن حقوق اقلیت است. متاسفانه این در جناح‌های سیاسی ما رعایت نمی‌شود. به نظر می‌رسد در بحث اتحاد اصولگرایان با وجود اتفاق نظر در استراتژی اما به دلیل تعریف نشدن جایگاه قدرت در تقسیم حوزه‌های سیاسی، عمدتا دچار آسیب‌پذیری هستیم.»

با توجه به اظهارات فعالان اصولگرایی در این گزارش و البته در دیگر اظهارات و نمود عینی افتراق و اختلافشان در گذشته و حال، شاید هرگز نتوان دورنمای اتحاد را برای آن‌ها متصور شد. و این ادعایی است که اکثریت تحلیلگران این جناح، آن را تایید و به آن اعتراف نموده‌اند.

نام:
ایمیل:
نظر: