صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۹۳ - ۱۴:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۷۱۷۳۶
گفت‌وگو با اعظم راورراد؛ استاد ارتباطات
سعید برآبادی- اشاره: نگاهی که امروز به مساله وایبر می‌شود، یک‌نگاه استفاده‌گراست. افراد رایگان‌بودن تماس را اصلی‌ترین دلیل استفاده از وایبر می‌دانند اما حالا وایبر به محل اصلی شایعه‌پراکنی، احوالپرسی‌های فامیلی و زندگی تازه‌ای بدل شده که محمل جابه‌جایی میلیون‌هاپیام و عکس‌خانوادگی و خصوصی است. در چنین شرایطی، کاربران میلیونی آن چقدر با این رسانه آشنا هستند و از ویژگی‌های آن اطلاع دارند. دکتراعظم راورراد، استاد ارتباطات دانشگاه‌تهران معتقد است این رسانه هم درست مانند رسانه‌های دیگر یک پشت‌پرده قابل‌توجه دارد که ما اطلاع چندانی از آن نداریم و اگر بخواهیم با عینک بدبینی به آن نگاه کنیم، ممکن است در این پشت‌پرده شاهد سوءاستفاده از حجم بالای اطلاعاتی باشیم که رایگان تقدیم به بانک‌های اطلاعاتی می‌کنیم. او در این گفت‌وگوی تلفنی تاکید می‌کند علاوه‌بر اینها، وایبر در به انزواکشیدن سالمندان خانه هم نقش بسزایی ایفا کرده چراکه مخاطبان اصلی این رسانه، عموما جوان‌تر‌ها هستند.

* وایبر در نهاد خانواده چه نقشی ایفا می‌کند و این نقش تا چه حد به جایگاه خود به‌عنوان یک رسانه نزدیک شده است؟

** این‌روزها همه درگیر گوشی‌های همراه خود هستند به‌خاطر آنکه پای یک‌نرم‌افزار جدید در میان است؛ نرم‌افزاری که پیام‌دادن در آن رایگان است و فرقی ندارد مخاطب شما فرد باشد یا گروه، کنار دست‌تان باشد یا در دورترین نقطه جهان. مهم این است که روی تلفن‌همراهش، نرم‌افزار وایبر، واتس‌آپ یا مانند اینها را نصب کرده باشد. مدتی است که همین رایگان‌بودن و پوشش گسترده باعث شده در هر دورهمی یا در فضای خانه، اعضای فامیل و اعضای خانواده را ببینیم که پای وایبرهایشان نشسته‌اند و حتی برای لحظه‌ای از پیام‌هایی که به‌صورت فردی یا گروهی می‌رسد، غافل نشوند. همین موضوع من را یاد سخن گافمن، نشانه‌شناس برجسته می‌اندازد که معتقد است همه روابط‌اجتماعی و مناسک مختلف هم پشت‌صحنه دارند و هم روی صحنه.

* در ابتدا آنچه که روی صحنه و پیش‌چشم مخاطب اتفاق می‌افتد را شرح دهید تا در قدم بعدی به پشت صحنه برسیم.

** روی صحنه، وایبر، نرم‌افزاری است که به‌سادگی روی تلفن‌همراه نصب می‌شود و به‌دلیل همان خدماتی که در بالا گفتم، مرزهای ارتباطی را به صورت رایگان درنوردیده و به همین دلیل تا این میزان مورد استقبال قرار گرفته و افراد هرروز در این شبکه مجازی، اطلاعاتشان را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند. استفاده‌کننده این نرم‌افزار جز زمان، هیچ هزینه دیگری برای ورود به گروه‌هایی که در وایبر راه می‌افتد، نخواهد کرد. در کنار این اتفاق، وایبر گسترش‌دهنده ارتباطات بین‌فردی و گروهی است تا جایی که پیشینه رسانه‌ها را هم تا حدودی دچار تحول کرده. از خاطر نمی‌بریم که پیش از آمدن رادیو و پس از آن تلویزیون، مردم دورهمی‌های مختلفی را در قالب‌های مختلف تجربه می‌کردند و ارتباط‌شان رودررو و مستقیم بود و تازه با آمدن رسانه‌های ارتباط‌جمعی بود که این ارتباط به‌صورت غیرمستقیم و به واسطه وسایل ارتباط‌جمعی توده‌ای شد و حالا که وایبر آمده دوره جدیدی از توسعه ارتباطات بین‌فردی با چنین رسانه‌های کوچکی دوباره آغاز شده است.

* خانواده به‌عنوان یک نهاد اجتماعی با وایبر چطور مواجه شده است؟

** اغلب خانواده‌ها هم از این ظرفیت نهایت استفاده را می‌کنند؛ خصوصا اینکه وایبر امکان تشکیل گروه‌هایی را در دل خود دارد و خانواده‌ها با عضویت در گروه‌های فامیلی و دوستان اطلاعات متفاوتی را از زندگی روزانه همدیگر می‌گیرند و به‌نوعی وایبر به‌وسیله‌ای برای احوالپرسی روزانه آنها بدل شده است. صنوف و جریان‌های مختلف نیز از این وسیله همین بهره‌برداری را دارند و عموما به‌خاطر منافع مشترک ارتباط خود را از طریق وایبر برقرار می‌کنند.

* به‌نظر می‌رسد وایبر با وجود آنکه دسترسی گسترده‌ای را فراهم کرده، اما عمق کم و محتوای ضعیفی را منتقل می‌کند. این موضوع به ساختار فنی این رسانه برمی‌گردد یا به ضعف کاربرانش؟

** اما در این شکل تازه از ارتباط یک‌چالش مهم هم وجود دارد و آن محدودبودن وایبر به‌دلیل حجم و اندازه پیام‌هاست. شاید در ظاهر این موضوع مهم نباشد، اما همین مساله باعث می‌شود پیام‌های وایبری عمق و جدیت لازم را نداشته باشند و به‌وسیله‌ای برای سرگرمی بدل شوند. ویژگی متون وایبری این است که در نگاه اول مخاطب را جذب می‌کند چراکه از ابزارهایی چون غافلگیری، ایهام، ایجاز و طنز بهره کافی می‌برد، اما پایدار نیست و عمقی ندارد. وقتی که یک‌پیام پایدار نباشد و از عمق لازم برخوردار نبوده، به مخاطب این امکان را می‌دهد که به‌مرور با مسامحه با متن برخورد کند و کم‌کم یک‌حالت نسبی‌گرایی فرهنگی در ذهنش پرورش یابد.

* هرروز در پیام‌های وایبری شاهد مسایل مختلف هستیم؛ گاه حتی شوخی‌ها و دست‌اندازی‌های عجیب. به‌نظر شما این رویکرد را می‌توان مواجهه فرهنگی با مسایل اجتماعی دانست؟ منتها فرهنگی دیگر از نوعی دیگر؟

** وایبر به ما کمک می‌کند که در هرساعت از روز با عقاید دیگران یا افکاری که آنها در حجم و اندازه کم به اشتراک می‌گذارند، آشنا شویم و این اتفاق سرگرم‌کننده‌ای است اگرچه باعث نادیده‌گرفته‌شدن نقش ارتباطی این رسانه نمی‌شود. این کارکرد به افزایش نسبی‌گرایی فرهنگی و تحمل و مدارای فرهنگی می‌انجامد چراکه وایبر این امکان را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد که به مجموعه‌ای از متون کوتاه بپردازد که در دل خود تناقض‌های بسیاری دارند. نسبی‌گرایی فرهنگی از همین‌جا در ذهن مخاطب رشد می‌کند و چون از پیش نوعی اعتماد کاذب به این متون به‌وجود آمده، مخاطب در معرض اندیشه‌های گوناگون دیگران قرار می‌گیرد و درمی‌یابد همه یک‌جور فکر و رفتار نمی‌کنند، بنابراین دیگر نیازی به ریاکاری نیست و مخاطب هم به مرور درمی‌یابد که می‌تواند به‌صورت فردی در رفتار و تفکر، تشخص داشته باشد. از این منظر می‌توان وایبر را روبه‌روی رسانه‌های ارتباط‌جمعی دانست که قصد در یکسان‌سازی مخاطب دارند، اما چنین تاثیری در کنار خود یک تاثیر متضاد دیگر هم دارد. مخاطبی که هرروز در وایبر عادت به شنیدن شایعات، حرف‌ها، نظرات متناقض و مطالب غیرواقعی پیدا می‌کند، کم‌کم به ورطه بی‌تفاوتی می‌افتد و پس از چندی، دیگر صحت پیام‌های وایبری برایش اهمیت نخواهد داشت، بلکه تنها این بعد سرگرم‌کنندگی است که باعث می‌شود هرلحظه به پای این رسانه بنشیند.

* طبیعتا این نوع پیام‌ها مخاطبانشان را به‌لحاظ سنی هم گزینش می‌کنند، اینطور نیست؟

** مخاطبان اصلی وایبر جوان‌ها و به‌تبع آن میانسال‌ها هستند بنابراین وقتی که از تاثیراتی اینچنینی حرف می‌زنیم، اهمیت موضوع چندبرابر‌ می‌شود، ترویج بی‌تفاوتی در نسلی است که قرار است آینده‌ساز باشد و البته که از یاد نبریم استفاده این نسل از وایبر، به منزوی‌شدن سالمندان نیز خواهد انجامید.

* در پشت صحنه وایبر چه اتفاقی در جریان است؟ چطور می‌شود نرم‌افزاری به صورت رایگان در اختیار ما قرار گیرد و آنقدر استفاده از آن گسترده شود که به کل جامعه سرایت کند؟

** هرروی صحنه‌ای یک‌پشت‌صحنه هم دارد، وایبر هم از این قضیه کلی مستثنا نیست. اینکه چرا باید چنین خدمات جهانی و گسترده‌ای به‌صورت رایگان باشد؟ و این که واردشدن به این نرم‌افزار چه خطراتی می‌تواند داشته باشد؟ از آن‌دست سوالاتی است که به ما کمک می‌کند پشت‌صحنه وایبر را هم بشناسیم. برای ورود به وایبر مخاطب ابتدا باید پروتکل را تایید کند که به اپراتور این اجازه را می‌دهد به همه محتوای موبایل فرد دسترسی داشته باشد. اما این کار در ازای خدماتی رایگان صورت می‌گیرد و به همین دلیل معمولا افراد بی‌توجه به تمامی موارد پروتکل آن را تایید می‌کنند. پس سوال دیگر اینجاست مجموعه گسترده‌ای از اطلاعات فردی که از موبایل‌های ما در اختیار مسوولان نرم‌افزار وایبر قرار می‌گیرد به چه دردی می‌خورد؟ آیا از این اطلاعات در جهت اهداف سوء اقتصادی استفاده می‌شود؟ آیا خطر سیاسی و جاسوسی دارد؟ حدس من این است که این میزان سرمایه‌گذاری در سطح جهان نمی‌تواند بی‌انگیزه و صرفا محض رضای خدا باشد. پس باید بپرسیم کلید وایبر کجا و دست چه افرادی است. پاسخ این است که این کلید دست هرکس و در هرجای دنیا که باشد، او حالا می‌تواند با تحلیل این اطلاعات خلقیات، رفتارها، روحیات، گرایش‌های فرهنگی و انسانی و به‌طور‌کلی چالش‌های ذهن ما را بشناسد چراکه انبوهی از اطلاعات فردی را به‌دست آورده که حتی در عمیق‌ترین مصاحبه‌ها هم نمی‌توان از افراد کسب کرد.

* اگر فرض را بر این بگیریم که چنین بانک اطلاعاتی از داده‌های وایبری ما ساخته شده، این‌همه اطلاعات چطور قرار است مورد استفاده یا حتی سوءاستفاده قرار گیرد؟

** این بانک اطلاعاتی فرضی می‌تواند مانند گنجینه‌ای از اطلاعات پایه عمل کند که مبنای انواع کارهای تحقیقاتی برای اهداف مختلف قرار گیرد. حداقل سه‌نوع استفاده تحقیقاتی را می‌توان متصور شد:

اقتصادی: با استفاده از اطلاعات به دست‌آمده از طریق وایبر که با اجازه خود ما صورت می‌گیرد،  می‌شود به‌طور بالقوه روی ویژگی‌های مختلف فرهنگی، ارزشی ملل مختلف کار کرد. به‌عنوان مثال و به‌صورت ویژه می‌توانند روی ایرانی‌ها کار کنند تا دریابند که ما چطور و با چه انگیزش‌هایی برانگیخته می‌شویم تا براساس آن برای ما مثلا محصولات مختلف تولید کنند.

فرهنگی: یا با انگیزه تاثیرگذاری فرهنگی فعالیت‌هایی انجام دهند. از این زاویه، کار با وایبر شرایطی را ایجاد کرده که ما بی‌اختیار، «ما فی‌ضمیر» خودمان را در اختیار یک نیروی ناشناخته قرار دهیم. اندیشمندی به نام «جاروی» معتقد است برای نفوذ به زیر پوست جامعه در کنار مطالعات مردم‌شناختی، مطالعه فیلم‌های سینمایی که برای مصرف داخلی آن جامعه تولید شده‌اند، بهترین وسیله است. حالا باید به گفته او این نکته را هم اضافه کرد مطالعه محتواهایی که از موبایل‌ها به واسطه استفاده از اپلیکیشن‌هایی مانند وایبر در اختیار صاحبان این نرم‌افزارها قرار می‌گیرد، حتی از فیلم‌های سینمایی نیز برای شناخت عمیق جامعه موثرتر است. با استفاده از این شناخت عمیق می‌توان برنامه‌ریزی‌های مختلفی برای تاثیرگذاری فرهنگی بر جامعه طراحی کرد.

جاسوسی: اول از همه یادمان نرود که اگر نیت جاسوسی باشد، این کار با اجازه خودمان صورت گرفته و جای اعتراضی نیست زیرا پروتکل یادشده را برای استفاده از وایبر تایید کرده‌ایم. کمترین استفاده از وایبر و اطلاعات به‌دست‌آمده از محتواهای موبایل‌ها از این طریق می‌تواند در امر جاسوسی باشد. هریک از ما به‌عنوان یک‌فرد معمولی ممکن است ناخواسته اطلاعاتی در موبایلمان داشته باشیم که برای سازمان‌های بزرگ جاسوسی قابل استفاده باشد؛ به همان اندازه که شنود تلفن‌های شهروندان معمولی اروپایی توسط سازمان سیا برای جاسوسی مهم بود و این‌همه سروصدا به‌پا کرد. البته این‌بار مصرف‌کنندگان وایبر خود اجازه این استفاده را از پیش داده‌اند.

* به‌عنوان آخرین سوال، می‌گویند هررسانه یک‌کلید خاموش و روشن دارد، آیا کلید وایبر در دست کاربرانش قرار دارد؟

** وایبر یک سوییچ دارد و این سوییچ در دست ما نیست و همین موضوع نگران‌کننده است. به قول میرفندرسکی، «صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی» یعنی هرچه می‌بینیم در لایه‌های زیرین خود مسایل پیچیده‌تری دارد که شاید انگیزه‌های اصلی آن باشند و همین موضوع باعث می‌شود ما حواس‌مان را بیشتر از قبل جلب وایبری کنیم که هرلحظه در روز، مورد استفاده‌مان است.

نام:
ایمیل:
نظر: