مطهره شفیعی
دیروز در گروههای شبکههای مجازی، خبری منتشر شد که در فاصله کوتاهی بسیاری از اعضای این گروهها به بحث و تبادلنظر در خصوص آن پرداختند. خبر کوتاه بود: «حضور آيتالله هاشمی در انتخابات ریاست مجلس خبرگان». استناد منتشرکنندگان این خبر در شبکههای مجازی به آنچه بازمیگشت که سایت آيتالله هاشمی درباره دیدار او با شورای مرکزی بازشناسی نهضت جنگل مطرح کرده بود: «هاشمی اگر فریاد میزند: «ولایتیون شاه هنوز فعالند». برای آن است که «ولایت فقیه» در حصر متحجران نرود. برای آنکه وسیله تکسب و تعیش آنها نشود. برای اینکه «ولایت فقیه» را از مردم جدا نکنند، هاشمی اگر میگوید: «برای ریاست خبرگان میآیم» برای عمل به تکلیف است.»
واکنش به حضور آيتالله هاشمی در انتخابات ریاست مجلس خبرگان
واکنشها به خبر کاندیداتوری آيتالله هاشمی برای ریاست مجلس خبرگان از سوی کاربران شبکههای مجازی جالب و البته قابل انتظار بود. شاید پربیراه نباشد اگر ادعا شود اکثریت کاربران با خواندن این خبر لبخندی بر لب آوردند که استنادش آنچه است که پس از خواندن متن، نگاشتند. در ادامه به بخشی از این واکنشها اشاره میشود: «خیلی خبر خوبی است؛ میدانستیم که در این شرایط کنار نمینشیند»، «کاش در دوره قبل هم او کاندیدای ریاست شده بود»، «واااه با خواندن خبر یاد جمله امام افتادم که گفت بدخواهان بدانند هاشمی زنده است تا نهضت زنده است»، «حالا با این خبر باز این افراطیها حملههای خودشان را آغاز میکنند. خدا بههاشمی رحم کند!»، «جدی نعمات خدا داره هر روز اعطا میشه به ما؛ یک روز روحانی، یک روزهاشمی، ما منتظر سومیش هستیم خداجون»، «خدا کنه این دلواپسان آقای هاشمی رو منصرف نکنند»، «کاش هیچوقت آقای هاشمی سکوت نمیکرد، اگر همیشه بود، خیلی خوب بود»، «راستی چقدر مونده که ریاست آقایهاشمی رو جشن بگیریم؟»، «خدایی این هاشمی اگر رئیس نباشه هم، حواسش به همه جا هست»، «یک موقع گفتن سنش برای ریاستجمهوری زیاده، حالا ببینیم برای ریاست مجلس خبرگان چی میگن!»، «هاشمی که تمایلی برای ریاست نداره، حتما و برنامهای داره که میخواد بیاد، یعنی چه خبره؟» البته برخی هم بودند که واکنشهای متفاوتی داشتند و از حضور آيتالله هاشمی در انتخابات ریاست مجلس خبرگان استقبال نکردند. بهطور مثال نوشتند؛ «ای بابا، بازم هاشمی میاد»، «خدا رحم کنه، بازم هاشمی اومد»، «آقای هاشمی انتخابات سال 84 یادت رفته که باز میخوای بیای؟»، «این که میخواست برگرده پس چرا رفت؟»، «سریال ریاستهای هاشمی هنوز ادامه داره...» و....
چرا آيتالله هاشمی میآید؟
کاربران شبکههای مجازی را باید میانگینی از نظرات کل جامعه دانست چراکه امروز در هر خانهای دسترسی به اینترنت وجود است و کاربران بهراحتی میتوانند با دیگران به تبادل دیدگاه بپردازند. اکثر کاربران اینترنت هم بهطور قطع آنچه دیدگاه خانواده است را منتقل میکنند و نظرات آنها را باید نظرات جامعه تلقی کرد. حالا با توجه به آنچه شبدوشنبه در فضای مجازی درباره حضور آيتالله هاشمی در انتخابات ریاست مجلس خبرگان نگاشته شد، این سوال مطرح میشود که چرا آيتالله هاشمی درصدد کاندیداتوی در این انتخابات است؟ برای یافتن پاسخ این سوال باید به مواقعی رجوع کرد که آيتالله هاشمی پذیرفت بهعنوان کاندیدا در عرصه حضور پیدا کند. بارزترین مورد به سال 84 و انتخابات ریاستجمهوری بازمیگردد.
در آن هنگامه بود که اصولگرایان برای رسیدن به کاندیدای واحد دچار اختلاف شدند که یکی از پیامدهای آن خروج ناطقنوری از اردوگاه اصولگرایی بود. اصلاحطلبان هم کاندیدای واحد نداشتند بنابراین برای رهایی از این وضعیت که دو جناح را گرفتار کرده بود، آيتالله هاشمی از خودگذشتگی کرد و با حضور در آن انتخابات سعی کرد از هیاهوهای سیاسی بکاهد یا در انتخابات ریاستجمهوری سال 92 که اصلاحطلبان و اصولگرایان میانهرو بارها از آيتالله درخواست کردند تا به میدان وارد شود که هر بار با پاسخ منفی او مواجه میشدند دیدیم با شدت یافتن درخواستهای مردمی او بار دیگر با از خودگذشتگی وارد میدان شد ولی صلاحیتش احراز نشد. هرچند انتخابات ریاست مجلس خبرگان انتخاباتی داخلی است اما همین واکنشها در صفحات مجازی نشان از حساسیت آن دارد و بار دیگر چشمهای امید به آيتالله هاشمی دوخته شده است.
دلسوزتر از هاشمی...
جامعه بهدرستی دریافته دلسوزتر از آيتالله هاشمی در این کشور کم یافت میشود و او بارها ثابت کرده که از مال و جان و حتی آبروی خود برای پاسداری از ارزشهای کشور دریغ ندارد. آيتالله هاشمی پشتیبان محکمی برای مقام معظم رهبری است و بارها این موضوع را بیان کرده است.
مقام معظم رهبری سال 72 درباره آيتالله هاشمی فرموده بودند: «مردی بزرگ از سابقین اول انقلاب و از حواریین و انصار دیرین امام راحل. عالمی متفکر، سیاستمداری هوشمند، فقیهی زمانشناس، مجاهدی خستگینشناس، برادری مهربان برای ضعیفان و مدیری کاردان برای کشور. بنده از سال ۳۶ ایشان را از نزدیک میشناسم و در میدانهای مختلف، با هم و درکنار هم بودهایم. باهم کار و باهم فکر کردهایم. این آزمایش برای ایجاد اعتماد در انسان کافی است. من در همه این مدت، ایشان را در راه خدا، در راه حقیقت، در راه اعتلای کلمه دین و پیشبرد اهداف اسلامی مشاهده کردم و هرگز ایشان را از این راه جدا و منحرف ندیدم». هاشمی هم بسیاری مواقع مثلا در ملاقات برخی اعضا در محل مجمع تشخیص مصلحت نظام عنوان داشته که «باصلاحیتتر از آيتالله خامنهای برای رهبری نیست.»
این سخن تودهنی محکمی به تندروهایی بود که قصد داشتند میان مقام معظم رهبری و آيتالله هاشمی دیوار بکشند. اکنون هم که او قصد کاندیداتوری در انتخابات ریاست مجلس خبرگان را دارد نه برای رسیدن به ریاست که سالهای زیادی بر همین کرسی تکیه زده بود بلکه برای حفاظت از آرمانهای انقلاب است که لازم میداند بار دیگر وارد عرصه شود. هاشمی میخواهد تا «ولایتفقیه» در حصر متحجران نرود و چه کسی دلسوزتر از او برای حراست از این شجره طیبه؟