صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۲۷۱۸۴۷
روزشماری برای خروج آمریکا به جای صلح

سیدرحیم نعمتی

کابینه افغانستان بعد از گذشت دو ماه از ریاست جمهوری اشرف غنی احمدزی تشکیل نشده، حملات شهری طالبان به صورت چشمگیری افزایش یافته و کمی بیش از یک ماه تا پایان مأموریت نیروهای خارجی در افغانستان باقی مانده و بسیاری از آنها هم‌اکنون آماده رفتن به خانه می‌شوند. این سه مسئله اصلی در پیش روی احمدزی در کنار دیگر مسائل افغانستان است که باید راه‌حلی برای آنها پیدا کند.

هر چند در زمینه مسئله اول تلاش چندانی انجام نشده اما رئیس‌جمهور افغانستان در طول این مدت کوتاه تلاش زیادی در مورد مسئله دوم کرده تا هم برای این و هم بعد از خروج نیروهای خارجی صلحی هر چند نیم‌بند با طالبان برای افغانستان به ارمغان بیاورد. معلوم نیست که او بتواند در مدت کوتاهی به این مهم دست یابد و به نظر می‌رسد که برخلاف سعی انجام شده از طرف او، طالبان از حالا روزشمار خود را برای تسلط بر افغانستان یا حداقل بخش قابل توجهی از این کشور شروع کرده است.

پروژه احمدزی

احمدزی پروژه خود برای دستیابی به صلح را قبل از دور نخست انتخابات ریاست جمهوری شروع کرده بود. او در آن موقع از تلاش‌هایش برای آزادسازی زندانیان طالبان از زندان بگرام گفت و به آن افتخار می‌کرد و قول داد که در صورت پیروزی، تمام زندانیان را آزاد خواهد کرد. گفته می‌شود او بعد از دور اول و در عین اجرای برنامه تبلیغاتی برای دور دوم سفری هم به یکی از کشورهای عربی داشته و با نمایندگان طالبان بر سر انتخابات و اهداف مشترک آینده توافقاتی داشته و از طرف دیگر، حرف‌هایی هم در مورد همکاری طالبان با تیم انتخاباتی او زده می‌شود.

او بعد از رسیدن به قدرت این روند و با سخنرانی به مناسبت عید قربان به نحو جدی‌تری ادامه داد چراکه در این سخنرانی طالبان را با عنوان مخالفان مسلح خواند که باعث تعجب بسیاری شد. دعوت از طالبان به صلح حرف تازه‌ای نبود که احمدزی در این سخنرانی بیان کرد چراکه حامد کرزی، رئیس‌جمهور قبلی، هم بارها چنین درخواستی از طالبان داشت. نکته تازه در مخالف مسلح خواندن آنها است و علاوه بر این، احمدزی همه افغان‌ها را وطن‌پرست خواند که به نظر بسیاری مقصود او طالبان هم بوده و همین امر هم تعجب آنها را برانگیخت.

 این نحوه نگاه و زبان احمدزی در مورد طالبان پدیده جدیدی در طول 13 سال بعد از حکومت طالبان است که نشان‌دهنده تغییر رویه رئیس‌جمهور جدیدی برای ترغیب طالبان به مشارکت در قدرت و فرایند صلح است. این لحن جدید برای او کم‌هزینه نبود و حتی اعضای مشرانوجرگه، مجلس سنای افغانستان، هم با انتقاد از این ادبیات احمدزی اعلام کردند که طالبان مخالفین سیاسی دولت نیستند بلکه این گروه جنایتکار جنگی هستند.

سفرها و معامله فراافغانی

احمدزی تنها با تغییر ادبیات سیاسی خود منتظر تغییر رفتار طالبان و ورود این گروه به فرایند صلح نماند و با نگاهی فراافغانی رو به کشورهای مؤثر در تصمیم طالبان آورد که در این سیاست، پاکستان نقش محوری دارد. او در نخستین اقدام به عربستان سعودی رفت تا نظر پادشاهی سعودی را نسبت به فرایند صلح معطوف کند تا شاید از نفوذ این کشور در گروه طالبان برخوردار شود. یک تلقی سنتی و محکم در میان سیاستمداران افغانی وجود دارد که عربستان در کنار برخی از شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس از حامیان اصلی مالی طالبان هستند و اگر نظر ریاض با فرایند صلح تغییر کند تأثیر مستقیمی بر رفتار طالبان خواهد داشت و امکان دارد این گروه حاضر به مصالحه‌ای با کابل شود.

طبیعی بود که رئیس‌جمهور افغانستان بعد از عربستان سراغ پاکستان برود اما او قبل از رفتن به این کشور گزینه چین را انتخاب کرد. سفر دوم خارجی احمدزی به چین بود که از دو جنبه روابط دو طرف و نفوذ چین بر پاکستان قابل توجه است. ضرار احمد عثمانی، وزیر خارجه افغانستان، قبل از این سفر گفته بود که افغانستان بعد از 2014 نیاز به کمک‌های زیادی دارد و از چین انتظار داریم که بعد از این سال با ما در عرصه‌های مختلف همکاری داشته باشد.

این حرف به خوبی وجه اول سفر احمدزی را توجیه می‌کند که با به همراه داشتن هیئت بلندپایه اقتصادی در زمینه‌های مختلفی با طرف چین وارد گفت‌وگو شد. در واقع، چین دغدغه‌های مشترکی با افغانستان در مورد خطر طالبان دارد زیرا برخی از شورشیان ترکستان چین به این گروه یا طالبان پاکستان پیوسته‌اند و در صورت قدرت‌ یافتن طالبان بعد از 2014، این مسئله به خودی خود تهدید جدی برای امنیت چین به شمار می‌رود.

در اینجا، نکته اصلی در همکاری پاکستان برای تغییر رفتار طالبان است و احمدزی امیدوار است که چین از نفوذ خود در اسلام‌آباد استفاده کند تا آن که پاکستان حاضر به همکاری با کابل و فرایند صلح با طالبان شود. کابل تاکنون بارها اسلام‌آباد را متهم به حمایت مستقیم از طالبان کرده و به نظر سیاستمداران افغانی اگر اسلام‌آباد حاضر به تغییر سیاست خود نشود صلح با طالبان ممکن نخواهد بود. از طرف دیگر، اسلام‌آباد بعد از حمله کماندوهای امریکایی به ابیت‌آباد در 2011 و قتل اسامه بن‌لادن با امریکا دچار تنش شده و برای ایجاد توازنی در روابط خود با امریکا بر رابطه و حمایت چین حساب باز کرده است.

بنابر این، چین رفته رفته مبدل به نقطه اتکای اسلام‌آباد در برابر امریکا شده و احمدزی در سفر خود امید داشت بتواند از این نفوذ و روابط نزدیک چین با پاکستان برای تجدید‌نظر در سیاست‌های اسلام‌آباد بهره‌برداری کند. او مدت کوتاهی بعد به اسلام‌آباد رفت و در روز نخست با ژنرال راحیل شریف، رئیس ستاد ارتش، ژنرال علم ختک، قائم‌مقام وزارت دفاع، و ژنرال رضوان اختر، رئیس سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (‌ای اس آی)، دیدار کرد و در روز دوم به ملاقات نوازشریف، نخست وزیر پاکستان، رفت.

این برنامه تا اندازه‌ای گویای واقع‌بینی احمدزی است چراکه او مثل بسیاری از مقام‌های افغان واقف به این نکته مهم است که تصمیم نظامیان در مورد طالبان و حمایت پاکستان از این گروه بسیار مهم و تأثیرگذارتر از سیاستمداران این کشور است تا آنجا که نمی‌توان نقش چندانی برای سیاستمداران در این زمینه قائل شد.

پاسخ طالبان

احمدزی به این نحو برنامه‌اش را در مورد دغدغه اصلی امنیت اجرا کرده اما پاسخ طالبان به او چه بوده است؟ در یک کلام، پاسخ طالبان در افزایش حملات خود بوده است. این موضوع به تأیید حسیب صدیقی، سخنگوی ریاست امنیت ملی افغانستان، رسید که در یک کنفرانس مطبوعاتی از افزایش 68 درصدی حملات طالبان در شهرهای بزرگ خبر داد. طالبان در سال‌های گذشته هم با فرارسیدن فصل سرما تغییر استراتژی می‌داد و از میدان‌های جنگ رو به حملات شهری می‌آورد اما این بار حملات شهری خود را هم زودتر از سابق شروع کرده و هم آن که شدت آن را به طرز قابل توجهی افزایش داده است.

طالبان به این نحو تنها سعی نمی‌کند تا واقعیت خود را در عرصه سیاسی افغانستان به نمایش بیاورد بلکه افزایش حملات آن را می‌توان از یک سو پاسخی به برنامه صلح احمدزی دانست و از سوی دیگر به انتظارات این گروه در سال میلادی آینده مرتبط دانست. طالبان از وجه نخست نشان می‌دهد که با وجود تغییر قابل توجه در لحن احمدزی و سفرها و تلاش وی باز شعار گذشته‌اش را حفظ کرده و حاضر به مصالحه‌ با رئیس‌جمهور نیست بلکه سقوط کابل و تسلط بر افغانستان را در سر می‌پروراند.

طالبان از وجه دوم جدول روزشمار خروج نیروهای خارجی از افغانستان را در پیش روی دارد و با احتسابی ساده منتظر بازگشتی پیروزمندانه به عرصه سیاسی افغانستان است. نکته اصلی در یافتن پاسخی به سؤال ساده قدیمی است که هر چه این روزشمار به پایان خود می‌رسد، آن سؤال هم به صورت جدی‌تری مطرح می‌شود.

چرا طالبان باید حاضر به صلح شود در حالی‌ که 13 سال برای خروج نیروهای خارجی صبر کرده و امید دارد بعد  از خروج آنها کار حکومت مرکزی در کابل را یک‌سره کند؟ این سؤالی است که احمدزی باید برای آن جواب روشن و صریحی داشته باشد چراکه پاسخ طالبان ساده و کوتاه است؛ به جای صلح پیروزی. مشکل کار اینجا است که گزینه‌های تمایز بین طالبان تندرو و میانه‌رو، مذاکره با نماینده‌های طالبان یا مشارکت این گروه در قدرت تاکنون تجربه شده اما نتیجه‌بخش نبوده است.

به نظر می‌رسد که احمدزی در پاسخ خود جدا از تغییر لحن، بیشتر بر معادله فراافغانی حساب باز کرده تا طالبان نه از درون افغانستان بلکه از خارج این کشور مجبور به مصالحه با کابل شود. زمان زیادی تا خروج نیروهای خارجی از افغانستان باقی نمانده و باید پاسخ احمدزی در این مدت کوتاه یا دست‌کم در ماه‌های ابتدای سال بعد میلادی چه نتیجه‌ای می‌دهد. نکته روشن این است که طالبان حداقل دست از برنامه روز‌شمار خود برنداشته تا نتیجه بیش از یک دهه جنگ را با یک معامله سیاسی با احمدزی تغییر دهد هر چند که موفقیتی نیم‌بند در پی داشته باشد. 

نام:
ایمیل:
نظر: