* ماجرای رأی اعتماد به وزیر علوم دولت تدبیر وامید به یکی از پدیدههای سیاسی چند سال اخیر کشور تبدیل شد.چرا چنین اتفاقی افتاد؟ چه کسانی مسبب اصلی این کشمکش سخت بین دولت و مجلس بودند؟
** این پدیده جدیدی در کشور است که رئیسجمهور چهار وزیر را به مجلس معرفی کند و مجلس یا به این وزرا رأی اعتماد ندهد و یا اینکه آنان را استیضاح کند. حساسیتی که نمایندگان مجلس نهم نسبت به انتخاب وزیر علوم دولت آقای روحانی داشتند مسالهای کمنظیر در تاریخ انقلاب بهشمار میرود. در دورههای مختلف مجلس بحث استیضاح وزرا و یا رأی عدم اعتماد به وزرای پیشنهادی دولتهای مختلف وجود داشته اما هیچکدام مانند انتخاب وزیرعلوم دولت آقای روحانی نبوده است.البته تنها مساله عدم رأی اعتماد نبوده و بلکه تاکنون انواع اتهامات به وزرای پیشنهادی دولت وارد شده است. برای این مساله دلایل مختلفی وجود دارد.دلیل اول این قضیه حساسیتی است که نمایندگان نسبت به وزارت علوم و دانشگاهها دارند.مخصوصا نمایندگان مجلس نهم حساسیت بسیار بالایی نسبت به این مساله دارند.
در هشت سال گذشته وزارت علوم و دانشگاههای کشور در اختیار یک جناح خاص بوده است.به همین دلیل در شرایط فعلی قرار گرفتن یک وزیر معتدل که بر شایستهسالاری تأکید کند و با تفکرات گذشته موافق نباشد برای عدهای سخت است. این عده دوست دارند دانشگاهها همچنان در دست خودشان باشد و اجازه نمیدهند تفکری به جز تفکر آنها غالب باشد.دلیل دوم مربوط به بورسیههای غیرقانونی و تخلفات دولت گذشته است که اتفاقا آقای روحانی تأکید زیادی هم روی بررسی این مساله دارند.دولت گذشته برخورد مناسبی با دانشجویان نداشت و ما شاهد بودیم که برخی دانشجویان در دولت گذشته ستاره دار شدند. همچنین برخی از اعضای هیات علمی دانشگاهها بهدلایل واهی از ادامه تدریس خود در دانشگاهها باز داشته شدند.
در عین حال در دولت گذشته تعدادی از افراد که از یک تفکر خاص پیروی میکردند به شکلهای مختلف وارد هیات علمی دانشگاهها شدند.در نتیجه برخی هراس دارند که با روی کارآمدن یک وزیر معتدل پشتپرده برخی از تخلفات در دانشگاهها افشا شود. دلیل سوم، مساله مقابله با سیاستهای دولت آقای روحانی است. برخی از اصولگرایان بعد از انتخابات ریاستجمهوری به جای اینکه با مردم هم صدا باشند و از دولت برآمده از آرای مردم حمایت کنند، تلاش کردند در مسیر حرکت خودشان گام بردارند. در مرحله اول اصولگرایان راه تعامل را در پیش گرفتند و با هدف اینکه به شیوه تعامل امکان دارد دولت آقای روحانی را به دست بگیرند به سیاستورزی و لابیگری پرداختند.اما زمانی که متوجه شدند آقای روحانی نسبت به شعارهای انتخاباتی و همچنین حامیان خود متعهد است راه دیگری درپیش گرفتند.
خوشبختانه آقای روحانی تاکنون تلاش کرده که وعدههای انتخاباتی خود به مردم را عملیاتی کند.آقای روحانی خودش را بدهکار مردم میداند. به نظر من البته وزارت آموزش و پرورش هم میتواند علاوه بر وزارت علوم مورد انتقاد تندروها قرار بگیرد. چون این وزارتخانه نیز به دلیل فرهنگسازی و جریان سازی در جامعه اهمیت بالایی برای یک جریان خاص سیاسی دارد؛ اما چون آقای فانی در جهتی حرکت کرده که تغییرات محسوسی در این وزارتخانه صورت نگرفته از تیررس تندروها خارج شده است.البته آقای فانی همواره در حالت خوف ورجا حضور داشته است. تندروها همواره طرح استیضاح را بالای سر ایشان نگهداشتهاند.
* با نگاه آماری به آرای نمایندگان مجلس به وزرای پیشنهادی دولت متوجه میشویم که آرای حامیان دولت از 109رأی موافق به فرجیدانا به 79رأی به نیلیاحمدآبادی و همچنین70رأی به دانشآشتیانی کاهش داشته است.دلیل این کاهش آمار چیست؟
** عدهای در مجلس در مسیر دولت قرار نگرفتهاند.هر چقدر آقای روحانی تسلیم تندروها نشد، تلاشها برای مقابله با دولت شدت بیشتری گرفت.در این زمینه یک نکته جای تأسف دارد که نمایندگان اصولگرای سنتی هم تحت تأثیرتندروهای مجلس قرار گرفته اند.تندروهای مجلس با اقدامات و القائات خود به فضای مجلس تعدادی از اصولگرایان میانه رو و معتدل مجلس را نیز با خود همراه کردند.تندروها در نهایت 30تا40 رأی بیشتر نداشتند اما موفق شدند فراکسیون رهروان ولایت را تحت تأثیرقرار دهند و اگرچه نتوانستند تمامی آرای این فراکسیون را جلب کنند اما موفق شدند تعداد قابلتوجهی از آرای این فراکسیون را با اهداف خود همراه کنند.
170رأی مخالف برای یک وزیر،رأی قابل توجه و قابل تأملی است. این میزان آرای بسیار بالا نشان میدهد که آنها به شکل و شیوههای مختلفی تلاش کردهاند فضای مجلس را در اختیار بگیرند. علت سیر نزولی آرای وزرای پیشنهادی آقای روحانی نیز در همین مساله نهفته است.هرچه آقای روحانی در برابر تندروها مقاومت بیشتری کرد، برخوردها بیشتر شد.
* آقای روحانی در معرفی وزرای پیشنهادی خود برای وزارت علوم از ابتدا تاکنون رویکرد خاصی را دنبال میکردند، به شکلی که تمامی گزینههای دولت به نوعی در رویکرد به یکدیگر شباهت داشتند.برخی معتقدند که آقای روحانی مجلس را در یک بازی حساب شده قرار داده است و با علم به رأی نیاوردن برخی از گزینهها، برای زمینهسازی حرکت بعدی خود وزیر به مجلس معرفی میکند. شما با این دیدگاه موافق هستید؟
** در اینکه آقای روحانی در معرفی گزینههای پیشنهادی خود یک سیاست خاص و واحد را اجرا کرده است شکی نیست.این حق آقای روحانی به عنوان منتخب مردم است.مردم با توجه به شعار آقای روحانی در دوران انتخابات که عنوان میکردند من فضای سیاسی را بازتر میکنم به ایشان رأی دادند. آقای روحانی در آن زمان عنوان کردند که دانشگاهها را از حالت پادگانی خارج میکنند.ایشان عنوان میکردند که در دولت من مساله ای به عنوان دانشجوی ستاره دار و اساتید اخراجی وجود نخواهد داشت. وقتی آقای روحانی چنین وعدههایی به مردم داده است باید به وعدههای خود عمل کند.
در نتیجه یا باید وزرایی را به مجلس معرفی کند که ابزاری برای عملیاتی کردن شعارهای ایشان باشند یا اینکه آقای روحانی خلف وعده کند. کسانی که عنوان میکنند که آقای روحانی نباید چنین سیاستی را در پیش بگیرد افرادی هستند که به دنبال همکاری با دولت نیستند و دوست دارند کار به جایی برسد که دولت عنوان کند اشتباه کرده و از این گونه اقدامات اظهار ندامت کند. آقای روحانی به هیچ عنوان نباید از وعدههایی که به مردم داده است فاصله بگیرد، چون فاصله گرفتن از وعدهها پشتکردن به مردم تلقی خواهد شد.
* در اغلب جلسات رأی اعتماد به گزینههای پیشنهادی دولت این«رأیهای خاکستری» بود که سرنوشت وزرا را مشخص کرد. چه اتفاقی در مجلس رخ میدهد که این «رأیهای خاکستری» علیه گزینههای دولت به صندوق انداخته شد؟
** «رأیهای خاکستری» در مجلس متعلق به نمایندگانی است که تحتتأثیر فضای مجلس قرار میگیرند.هنگامی که آقای روحانی گزینه ای را به عنوان وزیر پیشنهادی خود به مجلس معرفی میکند و فردای آن یکی از روزنامههای کشور که متعلق به یک جریان خاص است تیتر نخست خود را به این مساله اختصاص میدهد که وزیر پیشنهادی رأی نخواهد آورد به نوعی به «آرای خاکستری» مجلس پیام داده است که چه عملکردی داشته باشند. نمایندگانی که دارای «آرای خاکستری»هستند با دریافت این پیام گمان میکنند که نباید خلاف این پیام اقدامی انجام دهند. در گذشته هم این وضعیت در برخی از مجلسها وجود داشت که افرادی قبل از تصمیمگیریهای مهم مجلس برخی از نمایندگان را مجاب میکردند.
بهعنوان مثال چند روز قبل از جلسه استیضاح آقای فرجیدانا علیه آقای رئیسجمهور در مجلس شبنامه پخش کردند.کسی هم به این مساله رسیدگی نکرد و به حال خود رها شد.اینکه یک یا چند نماینده علیه شخص دوم نظام در مکان مقدسی مانند مجلس شبنامه پخش کرده است مساله کماهمیت و کوچکی نیست. این مساله باید با برخورد دستگاههای نظارتی مواجه میشد تا عبرتی برای دیگران باشد تا در آینده شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم. با این وجود بنده معتقدم که از 170نماینده ای که به وزیر پیشنهادی آقای روحانی رأی عدم اعتماد دادند حداقل130نفر از جمله نمایندگانی بودند که تحت تأثیر فضای مجلس قرار گرفتند.
* نقش فراکسیونها و بهخصوص فراکسیون رهروان ولایت که هم اکنون قدرتمندترین فراکسیون مجلس است را در این اتفاقات چگونه ارزیابی میکنید؟به نظر میرسد که بین رهبری و بدنه این فراکسیون شکاف به وجود آمده و این شکاف باعث ناکارآمدی این فراکسیون شده است.
** من معتقدم که فراکسیونهای مجلس و به خصوص فراکسیون رهروان ولایت بهصورت ضعیفی مدیریت میشود.این مدیریت ضعیف نیز به چندین دلیل صورت میگیرد.یکی از این عوامل اختلاف نظرهایی است که در درون این فراکسیون وجود دارد که قدرت تصمیم گیری قاطع و تأثیرگذار این فراکسیون را از بین برده است.دومین عامل شکافی است که بین مدیریت این فراکسیون و برخی از نمایندگان حاضر در این فراکسیون وجود دارد.به نظر میرسد مدیریت این فراکسیون قادر به اقناع مجموعه تحت رهبری خود نیست.دلیل دیگر نیز این است که عناصری در این فراکسیون نفوذ کرده و باعث شکاف در این مجموعه شده اند.
بنده سه دوره در مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده انجاموظیفه کردهام و هیچ گاه شاهد عملکرد ضعیف فراکسیونها نبودهام و بلکه در زمان ما همواره فراکسیونهای قوی وتأثیرگذاری در مجلس حضور داشت.هماکنون تعداد اعضای فراکسیون رهروان ولایت تقریبأ140نماینده است،اما در تصمیمات مهم و سرنوشتساز مجلس، بیش از نیمی از این اعضا برخلاف موضع این فراکسیون عمل میکنند و تحت تأثیر تندرویهای مجلس قرار میگیرند. هیاترئیسه و بسیاری از اعضای این فراکسیون خود را حامی دولت معرفی میکنند اما در واقع بسیاری از اعضای این فراکسیون تحت تأثیر آنها در پروسه مشارکت میکنند.
در نتیجه این فراکسیون دچار تشتت واختلاف عملی است. این بدین معناست که اعضای این فراکسیون در عمل نتوانستهاند باهم همکاری و همگرایی داشته باشند.بنده برای جریان اصولگرایی بهعنوان یک جریان اصیل و همواره تأثیرگذار، احترام ویژهای قائل هستم، اما این مساله که این جریان تحتتأثیر تندرویها قرار گرفته است واقعا مسالهای نگرانکننده است.
* یکی از مشکلات مجلس نهم غلبه فضای شفاهی و صحبتهای درگوشی برفضای عقلانیت است.به نظر شما لابی و لابی گری به چه میزان در تصمیم گیریهای مجلس بهخصوص درباره وزارت علوم تأثیرگذار بوده است؟
** لابی و لابی گری در این مساله بهشدت تأثیرگذار بوده است. باید عنوان کنم که لابی گری در مجلس نهم از تمامی مجلسها بیشتربوده است.در مجلسهای گذشته هم لابی، لابیگری و فضاسازی وجود داشته، اما هیچکدام از مجلسها به اندازهای که مجلس نهم تحتتأثیر لابیگری تصمیم گیری کرده نبوده است.تندروها با لابیگری خود بسیاری از نمایندگان را دچار تردید در تصمیمگیریهای خود میکنند. این مساله را میتوان به راحتی از برخی از تصمیمات متناقض تشخیص داد.
بنده چه زمانی که در مجلس حضور داشتم و چه پس از آن همواره نسبت به شأنیت وقداست مجلس تعهد داشتم و معتقد بودم مجلس همواره باید در رأس امور باشد.حضرت امام(ره) هم همواره بر این مساله تأکید داشتند که «مجلس باید در رأس امور باشد».متأسفانه برخی از نمایندگان مجلس بااقدامات خود باعث خدشه به شأنیت مجلس میشوند.
* هیاترئیسه مجلس در ابتدای روی کار آمدن دولت آقای روحانی تلاش کردند تعامل مثبتی را با دولت در پیش بگیرند؛ اما رفته رفته و در لحظات سرنوشت ساز مجلس، هیاترئیسه موضع قوی نسبت به مسائل درقبال دولت اتخاذ نمیکند.آیا تندروها موفق شدهاند هیاترئیسه مجلس را نیز تحتتأثیر قرار دهند؟
** هیاترئیسه از یک جهت نگران این مساله است که مجلس در مقابل دولت و منتخب مردم بایستد و شأنیت مجلس تحت الشعاع قرار بگیرد و از جهت دیگر نگران این است ��ه اگر رفتارشان نشانگر حمایت از دولت باشد با واکنش تندروها مواجه خواهند شد و احتمال انتخاب مجدد آنها به عنوان اعضای هیاترئیسه کاهش پیدا کند.این مساله به خصوص درباره آقای لاریجانی صادق است. همگان مشاهده کردند که حمایتهای اولیه ایشان از دولت سبب شد که عدهای در صحن علنی مجلس نسبت به این حمایتها اعتراض کنند.
حتی عدهای در حوزه انتخابیه آقای لاریجانی به مقابله با ایشان پرداختند و علیه آقای لاریجانی شعار دادند.این عده اعتقاد دارند که آقای لاریجانی زمانی میتواند رئیس مجلس باشد که درجهت سیاستهای این گروه حرکت کند یا اینکه در مقابل اقدامات و مطالبات این گروه مانعی ایجاد نکند.
* جبهه پایداری چه نقشی در تصمیمات مجلس ایفا میکند؟چرا برخی از میانهروهای اصولگرا به مواضع این جبهه در مجلس نزدیک شدهاند؟
** تندروهای مجلس با اینکه در اقلیت بهسر میبرند اما بسیار اهل لابیگری هستند. تندروها همچنین صدای بسیار بلندی در مجلس دارند. پس از انتخابات ریاست جمهوری که کاندیدای این جریان با اقبال بسیار کمی توسط مردم روبه رو شد،این جریان به جای اینکه به مشکلات خود توجه کنند که چرا مردم به آنها اعتماد ندارند،برنامهریزی کردند که تمام توان خود را برای مخالفت با دولت تدبیر و امید که با رأی مردم بر سر کار آمده است به کار بگیرند. اتفاقا افرادی از این جریان که صدای بلندتری دارند ریشه دارنیستند.در عین حال خود را طلبکار همه هم میدانند.یعنی سر سفره انقلاب نشستهاند و علاوه براینکه نمک میخورند، قصد دارند صاحبخانه را هم بیرون کنند. کار این عده به جایی رسیده است که افرادی مانند آیتا... هاشمی که از نزدیکترین و مورداعتمادترین افراد به حضرت امام(ره) بودند و بیش از سن برخی از این آقایان سابقه مبارزه سیاسی و آزادیخواهی دارند را با انقلاب و حضرت امام(ره)بیگانه قلمداد میکنند.
آقای هاشمی مثل سایه در کنار حضرت امام(ره) بودند. این عده کسانی را که در طول دفاع مقدس بیشترین نقش را در مدیریت جنگ داشتند غیرخودی تلقی میکنند.بنده از نزدیک شاهد بودم که آقای روحانی در مدیریت جنگ چه نقش بااهمیتی داشتند. آقای روحانی از جمله معدود افرادی بودند که نقش بارزی در سرنوشت جنگ و لحظههای خطر داشتند.با این وجود این عده دلواپس هستند که آقای روحانی که از سابقون و از بزرگان قوم هستند و در لحظههای حساس انقلاب حضور داشتند مبادا که منافع ملی را در نظر نگیرند.اصولگرایان خواسته یا ناخواسته عملا دچار انشعاب و چندپارگی شده اند. اگر اصولگرایان هرچه زودتر به فکر اصلاح وضعیت موجود نباشند، تمام سابقه انقلابیگری آنها تحت تأثیر تندرویها دچار خدشه خواهد شد.
من با کمال تأسف این نکته را عنوان میکنم که کسانی که سابقه مثبت دارند، هماکنون دست نیاز به سوی تندروها دراز کردهاند. اصولگرایان سنتی رسما نماینده انتخاب کرده اند که با تندروها برای مجلس آینده هم پیمان شوند و ائتلاف کنند. این یک شکست تاریخی برای اصولگرایان است.این باعث تأسف است که یک جریان با ریشه نیازمند و محتاج افرادی تندرو شده است. اصلاحطلبان به صورت قوی و بانشاط برای انتخابات مجلس برنامه دارند و تلاش خواهند کرد با انسجام کامل و همدلی و بهصورت جبههای و لیست واحد در انتخابات شرکت کنند.