صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صبح صادق >>  نگاه >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۳۱۶۸۲۱
پایگاه بصیرت / هادي محمدي

در دو ماه گذشته حملات مكرر پهپادي رژيم صهيونيستي به مراكز و انبار مهمات حشدالشعبي در عراق،‌ حمله موشكي و هوايي به يك منزل در روستاي «عقربا» در شرق دمشق و به يك مركز رسانه‌اي حزب‌الله در «ضاحيه بيروت»، مهم‌ترين رخداد امنيتي‌ـ نظامي را شاهد بوديم كه با ماهيت راهبردي و با هدف تغيير در توازن قدرت در غرب آسيا صورت گرفته است.

مرور اجمالي بر چهار پرونده حساس و تعيين‌كننده يمن،‌ عراق،‌ سوريه و لبنان كه داراي كارويژه‌هاي بازدارندگي، ‌تغيير اساسي در شرايط بازيگران اصلي و درگير، بن‌بست‌سازي براي آمريكا، رژيم صهيونيستي و متحدان آن، مزيت‌سازي راهبردي براي محور مقاومت در تقابل با آمريكا و محدودسازي گزينه‌هاي آمريكا در قبال ايران و تحولات منطقه است، نقش دست برتر مقاومت در تعيين مؤلفه‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي را نشان مي‌دهد.

در يمن فعال‌سازي مؤثر قدرت موشك، پهپادهاي رادارگريز، پدافندهاي هوايي و پاسخ‌گويي به تهديدات در شعاع بيش از هزار كيلومتر، عمق آسيب‌پذيري سعودي‌ را مشخص و به موازات آن بحران واگرايي سعودي‌ـ اماراتي‌ ‌دست برتر انصارالله را در هر طرح سياسي و مذاكراتي در اين كشور ثبت كرد.

در عراق،‌ آمريكايي‌ها كه از هيچ تلاش براي بازگرداندن نوع جديدي از داعش يا توليد بحران‌هاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي و واگرايي در جريان‌هاي شيعه و نهايتاً باقي‌ماندن در عراق و به انفعال كشيدن نفوذ و حضور ايران فروگذار نمي‌كنند، با دو چالش‌ اقتدار حشدالشعبي و جريان رشد يابنده براي اخراج آمريكا روبه‌رو هستند.

در خليج‌فارس انگليس در ماجراي نفت‌كش‌ها و ترامپ به خاطر گردن‌كشي پهپادي از ايران سيلي خورده‌اند و چنان با سطح بالايي از آسيب‌پذيري روبه‌رو هستند كه توان تحمل ريسك اقدام مستقيم را نداشته و حتي به گزينه نظامي ديگر فكر هم نمي‌كنند. ‌در اين شرايط ايران نيز با عبور از سايه موهوم جنگ، مذاكره را نمي‌پذيرد.

ترامپ كه زمان اندكي تا ورود به رقابت انتخاباتي دارد، سخت به دستاوردي راهبردي در منطقه نيازمند است؛ ‌دستاوردي كه تنها از طريق تسليم ايران يا معكوس كردن موازنه قدرت منطقه‌اي حاصل مي‌شود. نتانياهو نيز درون رژيم صهيونيستي بايد با بحران سياسي،‌ پرونده فساد مالي خود و خانواده‌اش به استقبال انتخابات شهريور ماه كنيست برود و اگر نتواند برنده شود بايد آماده زندان باشد.

تنگناي راهبردي ترامپ و نتانياهو موجب شد تا رژيم صهيونيستي وارد اقدامي انتحاري با چتر آمريكا در عراق، با حمله پهپادهاي مجهول‌الهويه ضرباتي را به مراكز حشدالشعبي وارد و افكار عمومي عراق و منطقه عليه ايران و حشدالشعبي را تحريك كند.

آغاز عمليات ارتش سوريه در شمال حماه و جنوب ادلب عليه تروريست‌هاي القاعده و پيشروي سريع تا «خان شيخون»،‌ دست زدن به اين انتحار را براي نتانياهو ضروري‌تر كرد. در روستاي عقربا يك حمله موشكي به راه انداخت و آن را حمله به ايران نام گذاشت كه دو تن از رزمندگان حزب‌الله لبنان شهيد شدند و آخرين ريسك و قمار عملياتي هم در ضاحيه به اجرا درآمد تا از نتانياهو يك قهرمان بسازد و ترامپ را نيز نجات دهد.

مجموعه اين اقدامات از نظر زماني با تحركات فرانسه و در نهايت به حاشيه نشست «جي7» كشيده شد تا تصويري انفعالي از ايران با بسته مشكوك فرانسوي و راه‌اندازي برجام موشكي و منطقه‌اي و هسته‌اي جديد به نمايش گذاشته شود؛ اما مواضع سيدحسن نصرالله، راهبرد تهديد رژيم صهيونيستي را به فرصتي راهبردي براي مقاومت تبديل كرده،‌ حزب‌الله با تأكيد بر گرفتن انتقام شهادت دو رزمنده حزب‌الله و حمله مستقيم به لبنان، هم سيستم‌هاي نظامي و امنيتي و جمعيتي اين رژيم را در شعاع قابل توجهي از مرزهاي شمالي فلسطين اشغالي با چالش روبه‌رو كرده و هم روند انتخاباتي براي نتانياهو را نيز در شعاع اثرگذاري قرار داده و تأكيد كرد: «انتخابات جديد اسرائيل با خون اسرائيلي‌ها رونق مي‌گيرد و از اين پس به حملات هوايي‌ـ پهپادي با هر امكاني پاسخ خواهد داد.»

در عراق نيز اين توطئه با تقويت موج مطالبه اخراج آمريكايي‌ها در پارلمان و حكومت، ارسال گزارش تحقيق حكومتي كه رژيم صهيونيستي با دستياري آمريكا را متهم حمله به حشدالشعبي مي‌داند،‌ با حمله موشكي «حزب‌الله عراق» به پايگاه آمريكايي مخمور و هشدار عملياتي عليه پايگاه‌هاي آمريكا و شليك به پهپادهاي آنها و فتواي جهاد آيت‌الله حائري روبه‌رو شدند.

مجموعه اين اتفاقات منجر به آن شد كه مقامات آمريكايي در عراق با واسطه قرار دادن مقامات حكومتي، براي مهار واكنش‌هاي عملياتي و سياسي در لغو پيمان امنيتي به تقلا افتاده و در لبنان از طريق «سعد حريري» پيام‌هاي التماسي به حزب‌الله مي‌رسانند. تا قضيه با يك عمليات نمادين حزب‌الله تمام شود. رويكرد و گفتمان مقاومت و قدرت پاسخ، هم در پرونده ايران و هم در عراق و هم در سوريه و لبنان به توليد فرصت‌هاي راهبردي در كلان منطقه تبديل شده است.  اگر اين ريسك راهبردي آمريكا و رژيم صهيونيستي بي‌پاسخ مي‌ماند و ميدان براي اقدامات پنهاني و آشكار رژيم صهيونيستي خالي مي‌شد، نه تنها ترامپ و نتانياهو جان مجدد انتخاباتي مي‌گرفتند، بلكه در موازنه قدرت نيز آثار غير قابل جبراني به جاي مي‌گذاشت؛ بنابراين با استحكام رويكرد پاسخ و مقاومت فعال،‌ نه تنها ‌مهار راهبرد دشمن بلكه عرصه جديد از فرصت‌‌سازي راهبردي نيز شكل گرفته و تحكيم خواهد يافت. پيامدها و نتايج اين راهبرد هوشمند و مقتدر به زودي در سطح منطقه عيان خواهد شد.

نام:
ایمیل:
نظر: