صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صبح صادق >>  نگاه >> گزارش
تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۳۱۷۷۷۸
تشریح ابعاد چرخش قدرت در منطقه به نفع ایران
پایگاه بصیرت / رضا دانش‌پسند

زمانی پایگاه اینترنتی «فارین پالیسی» در یادداشتی با عنوان «ایران حمله آمریکا به عراق را برد» نوشته بود: «پس از حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳، تهران فرصتی به دست آورد که منجر به افزایش نفوذ این کشور در منطقه شد.» همین موضع را «دونالد ترامپ» در جریان مبارزات انتخاباتی خود این‌گونه گفته بود: «این جنگ برای آمریکا خیلی فایده نداشته است. جنگ عراق علیه صدام حسین بیشتر از منافع آمریکا به سود ایران تمام شد و در حقیقت باید گفت آمریکا عراق را تسلیم ایران کرد.» دو سال پس از انتخابات، ترامپ گفته خود را به نحوی دیگر بیان کرد و گفت: «ایران قبل از ورود او به کاخ سفید می توانست در دوازده دقیقه کنترل کل خاورمیانه را به دست بگیرد.» البته به‌کارگیری این ادبیات، با پیش فرض ایران‌هراسی بوده است، اما گویای واقعیتی در منازعه سنتی آمریکاـ ایران بود و آن، تغییر موازنه قدرت سخت در خاورمیانه است. برای فهم دقیق موازنه قدرت در ادبیات روابط بین‌الملل، باید فهمی از جایگاه کنترلر و موازنه‌گر آن، در «لحظه‌های خلأ قدرت» داشت. به عبارت بهتر، برای پی بردن به ترک‌های ساختار قدرت منطقه‌ای که ایالات متحده ایجاد کرده است، باید به شکاف‌های امنیتی و فقدان خلأ قدرت در منطقه و پر شدن شکاف‌های امنیتی به وسیله قدرت جایگزین، یا نیروی بالانسر (موازنه‌کننده) و کنترلر (کنترل‌کننده) پرداخت. در این زمینه باید به طور خاص به «لحظه‌های خلأ قدرت در منطقه» و بازآفرینی بالانسر جایگزین و کنترل جدید اشاره کرد.

لحظات خلأ قدرت در خاورمیانه

در نیم قرن اخیر، منطقه غرب آسیا چند اتفاق یا لحظه تاریخی و مهم را تجربه کرده که هر یک از این لحظه‌های تاریخی در مرحله‌ای صورت گرفته است که شکاف امنیتی صورت داده و منطقه با خلأ قدرت و در نهایت فقدان مرجع امنیتی مواجه بوده یا با خلأ قدرت و فقدان مرجع امنیتی مواجه و سبب آفرینش مرجع امنیتی جدیدی در منطقه شده است:

نخست لحظه انقلاب اسلامی ایران؛ دوم لحظه پایان جنگ سرد؛ سوم یازده سپتامبر ۲۰۰۱؛ چهارم نقشه آمریکا در سوریه در ژانویه ۲۰۱۱ و تغییر معادلات آن در آوریل ۲۰۱۳؛ پنجم دست بالای محور مقاومت در مقابل تروریسم در نوامبر ۲۰۱۷ و تنش‌آفرینی در خلیج‌فارس و قدرت‌نمایی ایران در سپتامبر ۲۰۱۹. از میان این لحظه‌های تاریخی مهم، صرفاً به چهار مورد آخر اشاره خواهیم کرد.

 

ژانویه ۲۰۱۱، فقدان مرجع امنیتی، آفرینش ایران به منزله بالانسر مدیترانه‌ای

اتفاقات معطوف به بیداری اسلامی در سوریه با چرخشی خشونت‌آمیز همراه شد و کانون توجهات بین‌المللی را نه معطوف به حاکمیت سیاسی سوریه، بلکه متوجه طرحی سنتی کرد که غرب به سرکردگی آمریکا یک دهه قبل و با طرح خاورمیانه بزرگ به دنبال «بالکانیزاسیون» خاورمیانه و تبدیل کردن این منطقه به کشورهای کوچک و ضعیف بود که هم بتواند امنیت انرژی به منزله رگ‌های اقتصادی لیبرال سرمایه‌داری را تضمین کند و هم امنیت رژیم صهیونیستی ضامن شود. نتیجه ایجاد خلأ قدرت در زیرسیستم مدیترانه و ظهور ایران به منزله بازیگر مدیترانه‌ای شد.

آوریل ۲۰۱۳، فقدان مرجع امنیتی، آفرینش ایران به منزله کنترلر شامات

خشونت‌های سیاسی، با طرحی منسجم برای پاره پاره کردن منطقه همراه شد، ظهور نیروی گریز از مرکز و گروهی افراطی به نام داعش که توانست در فاصله زمانی کوتاهی نزدیک به ۷۰ درصد خاک سوریه را تصرف کند، کمتر از نیم روز بر بزرگ‌ترین استان عراق مستولی شود، تا چهل کیلومتری ایران نیرو گسیل کند و به طور کلی همه آنچه را که آمریکایی‌ها پیشتر برنامه‌ریزی کرده بودند، جامه عمل بپوشاند. نتیجه ایجاد خلأ قدرت و آفرینش یا ظهور ایران به عنوان بالانسر حوزه شامات شد.

 

نوامبر ۲۰۱۷ آفرینش ایران به عنوان بالانسر شامات

سرلشکر قاسم سلیمانی در نامه‌ای خطاب به رهبر معظم انقلاب، پایان کار داعش و شکست این گروه افراطی را اعلام می‌کند. به عبارتی، پایان کار داعش، مترادف با پایان تمام‌کنندگی غرب در غرب آسیا و ترک خوردن اقتدار آمریکا به منزله قدرت هژمون در منطقه و نشانه توان ایجاد توازن ایران در منطقه شامات بود.

 

۱۴ سپتامبر ۲۰۱۹، فقدان مرجع امنیتی و آفرینش ایران به منزله کنترلر خلیج‌فارس

یکی دیگر از لحظه‌های تاریخی که سبب ایجاد خلأ امنیتی، فقدان مرجع امنیتی و در نهایت بازآفرینی قدرت ایران در مواجهه با غرب و متحدانش شد، حملات به شرکت آرامکو در عربستان سعودی از سوی شیعیان یمن بود. «یمن» فقیرترین کشور عربی نزدیک به پنج سال است که با حملات هوایی شبانه‌روزی عربستان سعودی همراه است. اگرچه حملات علیه یمن دشواری‌های بسیاری را برای مردمان این کشور به وجود آورده؛ اما برآیند ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک این تجاوز، نتوانسته بود عربستان سعودی را به سمتی سوق دهد که این حملات را متوقف کند، در این فضا، یک اتفاق سبب شد تا همه مناسبات در عرصه منطقه‌ای دستخوش تحول شود. نشریه فرانسوی «فیگارو» درباره حملات ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۹ می‌نویسد: «پادشاهی سعودی حمایت بی‌قید و شرط ایالات متحده آمریکا را که از سال ۱۹۴۵ وجود داشته، از دست داده است ... بن سلمان که نشان داده است حتی توان دفاع از اراضی خود را هم ندارد، دیگر ادعا نمی‌کند که می‌تواند علیه ایران جنگ به راه بیندازد. او حتی می‌گوید چنین جنگی یک فاجعه است و از جامعه بین‌الملل می‌خواهد این را مد نظر داشته باشند. او حتی در منطقه خود، هر روز بیش از قبل منزوی می‌شود... ضعف ریاض، موازنه قدرت در خلیج‌فارس را به نفع تهران تغییر داده است.»

 

ابعاد چرخش قدرت منطقه به نفع ایران

برای تشریح ابعاد چرخش قدرت در منطقه به نفع ایران، ابتدا باید به توانایی‌های ترکیبی ایران در بعد سیاسی، به ویژه استفاده از ظرفیت سیاسی‌ـ فرهنگی و مهم‌تر از همه بعد هژمونی سیاسی و قدرت منطقه‌ای ایران اشاره کرد. اما آنچه بیشتر مورد توجه است، ابعاد نظامی قدرت‌سازی ایران در منطقه در سال‌های اخیر و به ویژه از آغاز قرن بیست‌ویکم بوده است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

شبکه‌سازی امنیتی

یکی از مؤلفه‌های اصلی قدرت‌سازی ایران در منطقه، «شبکه‌سازی امنیتی» است. برای تشریح چرخش قدرت در منطقه به نفع ایران، ضروری است که وضعیت قدرت سیاسی‌ـ‌ نظامی ایران بررسی شود. نشریه «نیویورکر» در یادداشتی درباره قدرت منطقه‌ای ایران می‌نویسد: «شبکه ایران نیم دوجین کشور را شامل می‌شود و موازنه راهبردی منطقه را آنچنان دستخوش تحول کرده که امروز هر کشوری بخواهد با ایران یا نایبانش مبارزه کند، خود را در معرض خطر چالش‌های نظامی متعدد، دادن تلفات گسترده، خسارت سنگین به زیرساخت‌هایش یا شکل‌گیری بی‌ثباتی در دیگر کشورها قرار می‌دهد. با وجود تحریم‌های آمریکا، میزان نفوذ منطقه‌ای ایران بیش از پیش افزایش یافته است. در سال‌های گذشته ایران موفق شده به توانایی ایجاد هماهنگی میان شبکه متحدان خود دست یابد و در منطقه به نحوی مؤثر از این شبکه بهره گیرد.»

 

قوس امنیتی

ایران توانسته است با ایجاد قوس امنیتی در اطراف خود، نظام منطقه‌ای جدیدی پایه‌گذاری کند، برای پی بردن به ابعاد این نظام منطقه‌ای جدید باید به ناکامی‌های استراتژیکی اشاره کرد که غربی‌ها به انحای گوناگون برای نفوذ یا ایجاد ترک در این قوس امنیتی با آن مواجه بوده است.

 

بازدارندگی مثلثی

ایران در سال‌های اخیر توانسته است با ایجاد پیوند در شبکه امنیتی که در قالب قوس امنیتی فیزیکی خود به دست آورده است، بازدارندگی مثلثی را ایجاد کند. منظور از بازدارندگی مثلثی بازدارندگی از طریق تهدید متحدان امنیتی‌ـ سیاسی ایران به منظور منحرف کردن یا بازداشتن دولت خصم از حمله به خود است.

نام:
ایمیل:
نظر: