صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صبح صادق >>  نگاه >> گزارش
تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۳۹۸ - ۱۲:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۳۱۷۹۱۸
مروری بر آغاز به کار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
بی‌شک اعضای سازمان از این مطلب آگاه بودند که انتخاب نامی مشابه می‌تواند این مطلب را به جامعه القا کند که این سازمان همان سازمان پیشین بوده که دوباره فعالیت سیاسی خود را آغاز کرده است.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی / حسین معینی

همان‌طور که در شماره پیشین اشاره شد، با ناکام ماندن جریان چپ در انتخابات مجلس چهارم دوران افول مجمع روحانیون مبارز فرا رسیده بود و به نظر می‌رسید، چند صباحی از فعالیت‌های جریان چپ خبری نباشد. در این میان، برخلاف روند موجود، تشکل جدیدی با عنوان «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» فعالیت خود را آغاز کرد. اعضای اصلی آن را تعدادی از چهره‌های شناخته شده جریان چپ تشکیل می‌دادند که برخی از آنان از دهه ۱۳۵۰ تا کنون به فعالیت سیاسی مشغول بودند. راه‌اندازی تشکل نو در حالی صورت می‌گرفت که در آن ایام اقبال چندانی به فعالیت‌های حزبی وجود نداشت و فصل، فصل خزان احزاب بود! «محمد سلامتی» دبیرکل سازمان فضای سیاسی آن روز را چنین توصیف می‌کند: «در سال ۷۰، جناح چپ سازمان، سازمان جدیدی به نام «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران» تأسیس كرد. در این فاصله خلأ تشكیلاتی در جامعه وجود داشت. سابقه‌ گروه‌هایی كه با نظام جمهوری اسلامی موافق نبودند، ذهنیت بدی را نسبت به تشكل ایجاد كرده بود. تشكیلات موافق از جمله سازمان و حزب جمهوری اسلامی هم به دلیل اختلاف نظرها و برخوردشان با نقطه‌نظرهای امام، از چشم امام افتادند و هر دو زمانی كه شرایط انحلال یا تعطیلی آنها به وجود آمد، به دلیل اثر منفی‌شان در جامعه، مورد قبول امام واقع شد. بنابراین در سال‌های ۶۵ تا ۷۰ و حتی تا مدتی پس از آن، شرایط ذهنی برای ایجاد تشكیل حزب و تشكیلات سیاسی وجود نداشت.

در سال ۷۰ كه می‌خواستیم سازمان را تشكیل دهیم، فقط دوستان خودمان اعلام آمادگی كردند. در آن زمان می‌خواستیم یك حزب گسترده‌تر تشكیل بدهیم؛ اما هیچ‌كسی اعلام آمادگی نمی‌كرد. ما با بسیاری از شخصیت‌های كشور صحبت كردیم؛ مثلاً من با آقای هاشمی‌رفسنجانی صحبت كردم؛ ایشان می‌گفت كه تشكیل حزب خوب است، اما شما تشكیل دهید، ما حمایت می‌كنیم. با آقای كروبی، آقای عبایی خراسانی، آقای هادی خامنه‌ای و حتی رده‌های پایین‌تر صحبت كردیم. بعضاً می‌گفتند كار خوبی است، اما ما فقط حمایت می‌كنیم. بعضاً هم می‌گفتند كه شرایط مناسب نیست.»

محفل خودمانی یک حزب

این اقدام از سوی کسانی شکل گرفت که روزگاری در «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» فعالیت داشته و در سال ۱۳۶۱ به دلیل اختلافات پیش آمده از سازمان استعفا داده بودند. این افراد در این فاصله (از سال ۶۱ تا ۷۰) توانسته بودند به نحوی ارتباطات خود را حفظ کرده، بر مدار همگرایی فکری‌ـ سیاسی حرکت کنند. «بهزاد نبوی» از اعضای این محفل در این باره می‌گوید: «ما از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۰ به طور منظم جلسات هفتگی داشتیم. مستعفیان سازمان قبلی که البته گروه فعال‌شان به قول برادر حجاریان همان فولکس واگن معروف بودند، جلسات هفتگی ۵ ساعته روزهای دوشنبه ۵ تا ۱۰ شب در منازل دوستان برگزار می‌كردند و به بررسی اوضاع و احوال کشور و به تجزیه و تحلیل مسائل و تحولات می پرداختند.»

 

پسوند «ایران»

سرانجام این گروه سازمانی با نام «مجاهدین انقلاب اسلامی ایران» تشکیل داد و در ۱۱ مهر ماه ۱۳۷۰ مجوز فعالیت خود را از وزارت کشور گرفت که با سازمان منحل شده در سال ۱۳۶۵ تنها یک کلمه «ایران» در نام تفاوت داشت. علت چنین نام‌گذاری از زبان دبیرکل آن چنین عنوان شده است: «نام سازمان را به این لحاظ حفظ كردیم (البته با اضافه كردن «ایران» به انتهای آن)، چون سازمان قبلی خدمات ارزنده‌ای را انجام داده بود، نمی‌خواستیم آن خدمات به دست فراموشی سپرده شود.»

 

فلسفه تشابه اسم

درباره تلاش مشهود و معنادار اعضای سازمان برای انتساب سازمان جدید به سازمان قدیم ذکر این نکته قابل توجه است که بی‌شک اعضای سازمان از این مطلب آگاه بودند که انتخاب نامی مشابه می‌تواند این مطلب را به جامعه القا کند که این سازمان همان سازمان پیشین بوده که دوباره فعالیت سیاسی خود را آغاز کرده است. با توجه به اینکه سازمان اولیه همواره بازوی انقلاب محسوب می‌شده و اقدامات مهمی برای حفظ و تثبیت انقلاب در کارنامه درخشان خود دارد، این انتساب سازمان جدید به سازمان قدیم نوعی پشتوانه‌سازی برای عمل سیاسی امروز بوده و سازمان را از نوعی اصالت و پیشینه تاریخی برخوردار خواهد کرد. تیزبینی ماهرانه‌ای که در عمل نیز توانسته این موضوع را به مخاطب القا کند و در نظر اذهان عمومی این خلط تاریخی مشاهده می‌شود. در حالی که این امر از حقیقت تاریخی به دور است و اعضای شکل‌دهنده سازمان جدید تنها بخشی از سازمان قدیم بودند که نمی‌توان تمام سوابق پیشین سازمان را برای ایشان ثبت کرد و سازمان را ادامه‌دهنده همان سازمان قبلی دانست.

در نهایت باید گفت، هرچند شاید این نام‌گذاری موجب شد تا «خدمات سازمان پیشین به دست فراموشی سپرده نشود»، ولی بیش از آن، این «خدمات» سازمان پیشین بود که به کمک سازمان جدید آمد تا بتواند با پشتوانه گذشته، سازمان جدید و نهال نوپا را درخت تناوری معرفی کند که از مشروعیت و وزن لازم برای تأثیرگذاری در مسائل مهم سیاسی جامعه برخوردار است. حقیقتی که بهزاد نبوی نیز چنین اعتراف می‌کند: «علت تغییر نام حزبی فوق این بود كه ما می‌خواستیم هم نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را برای خودمان حفظ کنیم؛ چون معتقد بودیم آن یک پیشینه و سابقه و تاریخ است برای ما و هم اینکه می‌خواستیم برخی دوستان سازمان قبلی که با تشکیل این سازمان جدید ممکن بود مخالف باشند اعتراضی نداشته باشند و بگویند این سازمان در سال ۱۳۶۴ توسط امام با انحلالش موافقت شده بنابراین کاری كه شما انجام می‌دهید غیر قانونی است؛ سازمانی که توسط امام با انحلالش موافقت شده شما دوباره فعال کرده‌اید. در واقع پسوند ایران را گذاشتیم که نام، نام جدید باشد در ضمن هر کسی این نام را می‌شنود بداند پیشینه این سازمان به کجا برمی‌گردد و شجره‌نامه ما مشخص باشد.»

نام:
ایمیل:
نظر: