رسول گرامی اسلام(ص) تنها فرزند جناب عبداللّه و بانو آمنه بود، پدرش را در شش ماهگی از دست داد و بنا بر سنت اعراب، از کودکی به دایه سپرده شد. او هنگامی که نزد مادرش برگشت، حدود شش سال داشت. مادرش او را به نزد داییهای پیامبر(ص) در شهر یثرب و در محله بنیعدیبننجار برد. رسول خدا(ص) برخی از خاطرات این سفر را در حافظه داشت و چون پس از هجرت به مدینه، به محله بنیعدی بن نجار رفت، آنجا را شناخت و فرمود: «من با انیسه دخترکی از انصار در اینجا بازی میکردم و همراه پسر بچههای داییهایم، پرندگانی را که اینجا مینشستند، میپراندیم.» ایشان در آنجا به خانهای نگاه کرد و فرمود: «مادرم مرا در این خانه منزل داد و در استخر آب چاه بنیعدی بن نجار، شنا کردن را به خوبی آموختم.» همچنین در جایی دیگر رسول خدا(ص) فرمود: «من با بچههای قریش برای نوعی بازی، از این طرف و آن طرف سنگ تهیه میکردیم.» فقر و تنگدستی در جزیرهالعرب سبب میشد کودکان عرب در سن رشد مشغول کار شوند. رسول خدا(ص) مدتی برای اقوام خود شبانی میکرد و چندی بعد برای اهل مکه مشغول شبانی شد. هنگامی که پدربزرگ خود را از دست داد، عمویش «ابوطالب» کفالت او را به عهده گرفت. ابوطالب مانند دو چشمش از رسول خدا(ص) مراقبت میکرد؛ در حالی که عائلهمند و تنگدست بود.
دوران کودکی، نوجوانی و جوانی رسول خدا(ص) در نهایت پاکی و نیکی و دوری از هرگونه خطا و معصیت گذشت. ایشان هیچگاه همانند مردم عرب رفتار نکرد، بت نپرستید و در مجالس عیش و نوش آنها و حتی در محلههایی که دائماً از خانههایش صدای ساز و آواز میآمد، حضور نیافت. او هماره تحت مراقبت فرشتگان الهی بود و بهترین رفتارها به ایشان تذکر داده میشد. امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه این مطلب را كاملاً تأیید مىكنند: «و لقد قرن الله به من لدن ان كان فطیما اعظم ملك من ملائكته، یسلك به طریق المكارم و محاسن اخلاق العالم»؛ خداوند از همان هنگامی که رسول اللّه(ص) از شیر گرفته شد، برای آن گرامی فرشتهای عظیمالشأن را همنشین فرمود تا راههای مکارم اخلاق را بپیماید و محاسن اخلاق جهانیان را شب و روز به او یادآوری کند.(نهجالبلاغه، خ ۱۹۲) پیامبر(ص) مىفرمود: «من گاهى سلام مىشنیدم، یك كسى به من مىگفت: «السلام علیك یا محمد»؛ نگاه مىكردم، اما كسى را نمىدیدم. گاهى با خودم فكر مىكردم شاید این سنگ یا درخت است كه دارد به من سلام مىدهد، بعد فهمیدم فرشته الهى بوده كه به من سلام مىداده است.» پیغمبر اكرم(ص) همچنین درباره رؤیایی که در ایام نزدیك به رسالتش مىدیده، مىفرماید: «من خوابهایى مىدیدم كه «یأتى مثل فلق الصبح» مثل فجر، مثل صبح صادق، صادق و مطابق بود، اینچنین خوابهاى روشن مىدیدم.» جزء اولین مراحلى كه پیغمبر اكرم(ص) براى الهام و وحى الهى در دوران قبل از رسالت طى مىكرد، دیدن رؤیاهایى بود كه به تعبیر خودشان، مانند صبح صادق ظهور مىكرد.
متکلمان این نوع الهامات و اتفاقات را «ارهاصات» میگویند. ارهاص برگرفته از «رَهص» به معنای اصرار، اثبات، آماده ساختن و محكم كردن و تأسیس بنیان است.
چنانكه «رِهْص» به معنای چینةبن دیوار یا ساختن رگه زیرین بناست. اما در اصطلاح متكلمان، مراد از ارهاص، حوادث خارقالعاده و شگفتی است كه در آستانه میلاد انبیاء یا پس از آن و پیش از ادعای نبوت به وقوع میپیوندد و از نبوتِ ایشان در آینده حكایت دارد تا مردم با مشاهده آن امور، آماده شنیدن دعوت انبیا(ع) شوند. به عبارتی، خانه نبوت پیریزی میشود و دلالت میكند كه در آینده پیامبری مبعوث خواهد شد و به همین دلیل، به امور یاد شده «ارهاص» میگویند. اتفاقاتی که مردم را برای دینی جدید آماده میکند، در زمان پیامبران دیگر هم اتفاق افتاده، اما درباره پیامبر گرامی اسلام(ص) این اتفاقات بیشتر بوده است. محقق طوسی برای امكان ارهاص، به وقوع معجزات پیامبر(ص) پیش از نبوت استدلال كرده و سپس علامة حلی به برخی از موارد ارهاص، اشاره كرده است.(کشفالمراد، ص ۴۹۱ و ۴۹۲)
از جمله ارهاصات که پیش از بعثت اتفاق افتاد، میتوان به اتفاقات بدو تولد پیامبر(ص)، هنگام تولد ایشان و از تولد ایشان تا بعثت اشاره کرد؛
الفـ در آستانة ولادت: ۱ـ جریان نابودی سپاه ابرهه به وسیله پرندگان؛ ۲ـ هویدا بودن نور پیامبر(ص) در پیشانی پدرانش؛ ۳ـ زمان حمل، بر اساس برخی گزارشها، دوران بارداری آمنه به حضرت محمد(ص) بسیار آسان بوده است.
بـ هنگام تولد: ۱ـ لرزیدن ایوان كسری و شكسته شدن سیزده كنگره آن؛ ۲ـ خاموش شدن آتشكده فارس كه هزار سال روشن بود؛ ۳ـ خشك شدن دریاچه ساوه؛ ۴ـ پر آب شدن وادی سَماوه؛ ۵ـ خواب دیدن موبدان فارس؛ ۶ـ همراهی نور با پیامبر(ص)؛ ۷ـ رانده شدن شیاطین و جنّیان از آسمانها و منع آنان از شنیدن اخبار آسمانها و وحی؛ ۸ـ واژگون شدن و به رو افتادن بُتها.
جـ پس از ولادت تا بعثت: ۱ـ نزول خیر و بركت بر حلیمه از زمان پذیرش دایگی حضرت محمد(ص)؛ ۲ـ تنظیف پیامبر(ص) به وسیله فرشتگان؛ ۳ـ با بركت شدن غذا هنگام همغذا شدن حضرت محمد(ص) با دیگران؛ ۴ـ افزایش و با بركت شدن اموال حضرت خدیجه به سبب تجارت با پیامبر(ص)؛ ۵ـ سایه افكندن ابر یا دو فرشته بر سر پیامبر(ص)؛ ۶ـ سجده كردن سنگ و درخت بر پیامبر(ص) و اتفاقات متعدد دیگر.