صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صبح صادق >>  نگاه >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۰۷ دی ۱۳۹۹ - ۱۶:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۳۲۷۲۱۵
پایگاه بصیرت / سیدحسین خاتمی خوانساری

دین مبین اسلام آنقدر که در جنبه‌های فردی دستورات مراقبتی دارد در جنبه‌های اجتماعی هم دستوراتی دارد که نگاه عمیق آن به اهمیت اخلاق در جامعه را نشان می‌دهد. طبیعی است که این رویه اسلام مخالفانی داشته باشد، کمااینکه از صدر اسلام تاکنون این مخالفان با تمام توان و به کارگیری جدیدترین ابزار با نگاه اسلام به جامعه و اخلاق اجتماعی حمله کرده‌اند. متأسفانه دشمنان اسلام برای جنگیدن با اسلام بیشتر تلاش می‌کنند تا پیروان اسلام، تلاش و عدم تلاشی که مورد اشاره امیرمؤمنان در نهج‌البلاغه است. ایشان درباره شامیان می‌فرمایند: «یَا عَجَباً عَجَباً‌ـ وَ اللهِ‌ـ یُمِیتُ القَلْبَ وَ یَجْلِبُ الْهَمَّ مِنِ اجْتِمَاعِ هؤُلاَءِ القَوْمِ عَلَى بَاطِلِهمْ وَ تَفَرُّقِکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ!»؛ آنها در مسیر باطل خود، چنین متّحدند و شما، در طریق حقّ‌تان، این گونه پراکنده و متفرّق! (نهج‌البلاغه، خ27) خداوند با تأکید بر همین عمل است که در جای‌جای قرآن می‌فرماید: «إنَّ الَّذینَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ»؛ کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند و نیز به عبادات جمعی اصرار دارد و حتی ملاک تشخیص افراد مؤمن و صالح را شرکت در همین عبادات جمعی می‌داند. یعنی مسلمانان باید در عبادات و مناسک جمعی حضور پیدا کنند که وقتی می‌خواهیم در مورد آنها تحقیق کنیم یا حتی ذکر خیر آنها را داشته باشیم و به مؤمن بودن او در حیات و ممات شهادت دهیم، به همین حضور استناد کنیم. البته عملی که از حقیقت ایمان فردی برخاسته، مدنظر اسلام قرار دارد. «قُلْ کلٌّ یعْمَلُ عَلَى شَاکلَتِهِ»؛ ای پیامبر بگو! هر انسانی براساس ساختار وجودی خود، عمل می‌کند.(اسراء/ 84) پس منظور کسی نیست که نفاق به خرج می‌دهد و سعی در استفاده‌های سوء از رفتارهای دینی دارد. به عبارتی ما به دیدن ظاهر افراد باید بسنده کنیم اما نباید فریب بخوریم و نباید ساده‌لوح باشیم.

باتوجه به این رویه اسلام ما کسانی را که هم در زندگی شخصی و هم در زندگی اجتماعی دین‌مدار و اخلاق‌گرا هستند را اهل مکتب یا «مکتبی» می‌نامیم. آیت‌‌الله شیخ مجتبی تهرانی(ره) در معرفی انسان مکتبی می‌فرماید: «انسان مکتبی یعنی انسانی که در رابطه با مذهب و دینش غیرت داشته باشد، بی‌غیرت نباشد. به چنین شخصی مکتبی می‌گویند. مکتبی یعنی کسی که در رابطه با مکتبش، چه در اعمال شخصی و چه در اعمال اجتماعی به تعهداتش عمل کند. اعمال واجب را انجام بدهد و حرام را ترک کند. برخوردش با افراد در جامعه‌اش، برخوردی مکتبی باشد، یعنی در بعد دینی‌اش غیرت‌مند باشد، نه بی‌تفاوت که چشم‌پوشی کند.(اخلاق ربانی، ج4، ص64) غیرت فضیلتی اخلاقی است که انسان را به دفاع از ناموس و خانواده، دین و آیین و همچنین مال و وطن وا می‌دارد. بر اساس روایات، غیرت‌مندی از صفات خداوند است. علمای اخلاق نیز غیرت را چنین تعریف کرده‌اند: «غیرت و حمیت، یعنی تلاش در نگهداری آنچه که حفظش ضروری است.» ملااحمد نراقی(ره) در کتاب «معراج‌السعادة» می‌گوید: «مؤمنان نباید از خانواده خود غافل باشند و درباره امری که عاقبت آن به فساد منجر می‌شود، نباید اهمال کنند. وی اجرای امر به معروف و نهی از منکر و مقابله با بدعت در دین را از مصادیق غیرت دانسته است. آیت‌الله حسین مظاهری، علاوه بر غیرت شخصی موارد دیگری را ذکر می‌کند از جمله: «غیرت عمومی و اجتماعی... غیرت وطن و سرزمین، به معنای دوست داشتن وطن و تلاش برای رشد آن و غیرت دینی به معنای دفاع از حریم اسلام. کسی که مکتبی است و دغدغه دین و وطن خود را دارد نمی‌تواند در مقابل هجمه‌ها ساکت بماند، او برای حفظ و تعالی جایگاه دین و دستورات مکتبش و سعادت وطنش تلاش و جهاد می‌کند و حاضر است جان خود را در این مسیر بدهد. پس در کنار غیرت فردی، خانوادگی و دینی غیرت وطنی هم داریم و به آن «غیرت ملّی» می‌گویند که از تمامیت ارضی کشورش همانند چشمان خود مراقبت می‌کند. در واقع این غیرت صفتی خدایی است، پیامبرخدا(ص) می‌فرمایند: «هیچ‌کس غیرت‌مندتر از خدا نیست، از همین روست که زشت‌کار‌ی‌ها را، چه آشکار و چه نهان، حرام کرده است.» غیرت دینی و ملی انسان را به قیام علیه دشمنان و مهاجمان به دینی و کشور وادار می‌کند. اسلام این قیام‌کنندگان را مجاهدان در راه خدا می‌داند که اهل مکتب هستند و مکتبی عمل می‌کنند و در جبهه‌های مختلف از مرزهای دین و وطن دفاع می‌کنند. خداوند جایگاه رفیعی به آنان داده و عزیزشان دانسته است. ارزش آنان با شهادت بیشتر شده و خون‌شان باعث قوام مکتب است. آنها شوق رسیدن به خداوند را دارند و در این راه آرامشی عجیب وجودشان را فرا گرفته است. خدواند خطاب به آنها می‌فرماید: «یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّک رَاضِیةً مَرْضِیةً»؛ ای جان آرامش یافته و ای نفس به اطمینان رسیده، به سوی پروردگارت با رضا و خشنودی دوسویه بازگرد.(فجر 27 و 28) این صفات را فردی مکتبی مانند سردار شهید قاسم سلیمانی داراست و به همین دلیل رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند ایشان در تراز یک مکتبی ظاهر شده است.

نام:
ایمیل:
نظر: