صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صبح صادق >>  جبهه >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۴۰۱ - ۱۷:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۳۴۳۲۳۵

در ارتفاعات مریوان بودیم. روزهای اول استقرار توپخانه در منطقه بود. در یکی از شب‌ها ضد انقلاب بی‌محابا به سمت قله یورش آورد و با استقرار در تپه کوچک زیر قله دکاکا به درگیری و حتی دادن فحش و ناسزا به نیروهای ما و حتی ناسزا به رفتگان کرد مسلمان پرداخت. اصلاً از این کار خود دست‌بردار نبود. در این موقع سیدمهدی با توجه به تجربیات وافر خود در دیده‌بانی با تخمین مسافت و محاسبه ارتفاع و شیب قله و زاویه فرود احتمالی گلوله نسبت به هدف مذکور با استفاده از توپخانه سبک 105 میلیمتری، در خواست آتش کرد. به دلیل نزدیکی ضد انقلاب به نیروها و پایگاه خودی امکان مقابله و دفع حملات آنها با سلاح‌های سبک موجود در پایگاه نبود واز طرفی توپخانه نیز محدودیت داشت. دیگر اینکه اینگونه در خواست آتش‌ها به دلایل مذکور و همچنین کوهستانی بودن منطقه و وجود موانع تیر متعدد هم کار خطرناکی بود و هم اینکه از عهده هر کسی بر نمی آمد؛ ولی شهید سیدمهدی با اطمینان خاطر تمام به این کار مبادرت کرد و فقط برای اطمینان بیشتر از نیروها خواست به هنگام شنیدن صدای شلیک توپخانه در داخل سنگرها رفته و پناه بگیرند. در کمال ناباوری، گلوله‌ها درست روی همان تپه و میان نیروهای ضد انقلاب فرود آمد و صدای گریه نکبت‌بار آنها را به همراه شلیک گلوله‌های آرپی‌جی و تیر بارشان خاموش کرد و در پی اجرای بعدی گلوله ضد انقلاب پا به فرار گذاشت؛ در حالی که از این حرکت غیر منتظره ما غافلگیر شده بودند. تمامی نیروها صدای ناله آنها را به جای فحش و ناسزای قبلی‌شان می‌شنیدند و فردای آن روز به واسطه مسافت کم آن تپه با قله همه نیروها خون‌های کثیف آنها و محل اصابت گلوله‌های توپ را با خوشحالی مشاهده کردند و این جز الطاف الهی نبود که به واسطه بندگان خاص و خوب خودش، همچون سیدمهدی نصیب رزمندگان اسلام کرده بود.

به نقل از همرزم شهید

«مهدی حسینی واعظ» چهارمین فرزند آقامیر در خانواده‌ای مذهبی در سال 1340 در شهر رامیان به دنیا آمد. تحصیلات خود را از مکتب‌خانه شروع کرد و سپس به مدرسه راه یافت. مهدی حسینی به هنگام سربازی در ارتش با سمت دیده‌بان توپخانه خدمت می‌کرد. محل خدمت او کردستان بود و در این منطقه با رزمندگان بسیج و سپاه نیز ارتباط صمیمانه‌ای یافت و در بسیاری از عملیات‌های شناسایی همراه آنها شرکت می‌کرد. بعد از خدمت وارد تشکیلات سپاه شد و به عنوان نیروی رسمی منطقه مرکزی تهران در مناطق جنگی حضور یافت. سیدمهدی حسینی با تشکیل لشکر 27 محمد رسول (ص) به سمت نیروی اطلاعات و عملیات به این لشکر منتقل شد تا اینکه در عملیات بدر در تاریخ 1363/12/25 به شهادت رسید.

نام:
ایمیل:
نظر: