همه تحولات سیاسی، اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و... حکومت دست نشانده پهلوی با مدیریت و هدایت غرب دنبال میشد که در رأس آن پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با آمریکا قرار داشت. توسعه ارتش پهلوی نیز سیاستی بود که پس از شکست آمریکا در ویتنام و اتخاذ دکترین نیکسون در ایران دنبال شد. «محمد سمیعی» نویسنده کتاب «نبرد قدرت در ایران» به این موضوع چنین اشاره میکند: «شاه مثل پدرش ارتش را مهمترین پایه حکومت خود میدانست و به صراحت میگفت تا مدتهای مدید هنوز ارتش است که فاکتور قطعی در سرنوشت ملل امثال ماست. او باور داشت که باید کشور از لحاظ نظامی قوی باشد و به وعده و وعیدهای دیگران گوش نکند. از این رو اولویت شاه در صرف بودجه مملکت همواره مصارف نظامی بود.... در سال ۱۹۶۹ پس از افتضاحی که دولت آمریکا در ویتنام به بار آورد راهبرد نظامی خود را تغییر داد و تصمیم گرفت که به جای درگیری مستقیم نظامی بخش عمده مسئولیتهای دفاعی و امنیتی خود را به دوستان و متحدان خود در جای جای جهان واگذار نماید. این طرح جدید را «دکترین نیکسون» میخوانند. بر اساس این دکترین بود که دولت نیکسون به شاه چراغ سبز نشان داد تا بتواند از تجهیزات و فناوری پیشرفته نظامی آمریکا خریداری کند و در عوض منافع غرب را در منطقه پاس دارد. این دکترین کاملاً در جهت منافع آمریکا طراحی شده بود. زیرا بدون صرف هزینههای سرسامآور مانند آنچه در ویتنام هزینه شد، این کشور میتوانست با فروش تجهیزات نظامی به قیمتهای کلان در عین اینکه منافع نظامی و راهبردی خود را توسط متحدانش حفظ میکرد، منافع اقتصادی زیادی را نیز تحصیل کند.
اعلام این دکترین با بالا رفتن قیمت نفت همزمان شد. اینک شاه هم پول بیحساب داشت، هم چراغ سبزی برای خرید پیشرفتهترین فناوریهای نظامی را دریافت کرده بود و هم انگیزه بالایی در حد جنون داشت که بتواند هر آنچه میخواهد خریداری کند. نتیجه جمع شدن این عوامل در کنار یکدیگر قابل پیشبینی بود: «قراردادهای نظامی ایران و آمریکا از ۵۰۰ میلیون دلار در ۱۹۷۲ به دو و نیم میلیارد دلار فقط در ۱۹۷۳ افزایش یافت». با سرازیر شدن درآمدهای نفتی میزان خریدهای نظامی هم افزایش یافت تا آنکه در ۱۹۷۶ شاه سفارش بیش از ۱۱ میلیارد دلار از پیشرفتهترین جنگافزارهای موجود در زرادخانه آمریکا را داد و بیش از این مبلغ از رقبای اروپایی ایالات متحده اسلحه خرید. البته میتوان حدس زد که بخشی از این مبالغ به جیب دلالان فاسد آمریکایی، اروپایی و ایرانی سرازیر میشده است.
به این صورت بود که ارتش شاهنشاهی با پول مردم ایران و در جهت تأمین منافع غرب سازمان یافت. شرکت در عملیات ظفار و سرکوب مخالفان سلطنت عمان یکی از خدماتی بود که ارتش ایران به غرب ارائه داد. همچنین ایران ۳۵ فروند هواپیمای اف۵ را در اختیار ارتش آمریکا گذاشت تا از آن برای سرکوب مردم ویتنام استفاده کند.»