شامگاه سوم اسفند سال 1362 وقت موعود عملیات فرارسید و نیروهای رزم و دفاع با رمز «یا رسولالله(ص)» به خط متجاوزان بعثی هجوم بردند. یگانهای رزم آماده عملیات در دو محور، یکی در هورالهویزه و دیگری در شمال بصره شدند. لشکر 27 محمد رسولالله(ص) به فرماندهی شهید همت مأموریت داشت ضمن شکستن دژ دفاعی متجاوزان بعثی طلاییه به جزایر مجنون وصل شود. طرف مقابل هم همه همّ و غماش این بود که جاده طلاییه باز نشود. لشکر ابوذر در اینجا باید مکمل نیروهای لشکر ۲۷ محمد رسولالله(ص) بوده تا این محور طلاییه باز شود. در این زمینه به چند مورد از موفقیتهای لشکر ابوذر اشاره میشود.
۱ـ رژیم متجاوز بعثی هم در این زمینه هوشیار شده بود و تمام امکاناتش را منسجم کرده و به کار گرفته و موانع سنگینی را بر سر راه نیروهای رزمنده قرار داده بود. در اینجا لشکر 27 با آتش سنگینی روبهرو شد؛ لذا نیروهای احتیاط لشکر ابوذر باید در اینجا نقش ایفا میکردند تا فشار وارد شده را تا حدودی کاهش دهند.
۲ـ فرمانده لشکر ابوذر به چهار گردان نیروهای زبده و آموزشدیده و مجرب خود مأموریت داد که تحت فرماندهی لشکر ۲۷ محمد رسولالله(ص) در هنگام لزوم به عملیات فریب دست بزنند و به خطوط پدافندی متجاوزان بعثی مستقر در سه راهی کوشک هجوم ببرند و در واقع یک عملیات ایذایی و گمراهکنندهای را شروع کنند. نیروها با توجیهی که شده بودند در چارچوب برنامه وارد عمل شدند و نقش مؤثری را ایفا کردند.
3ـ در حین انجام عملیات تهاجمی به ترفند جدید جنگ روانی دست زدند تا نیروهای متجاوز را غافلگیر کنند و با یک سر و صدا و شلوغ کاری در بیسیم، هر گروهان را یک گردان صدا میزدند، این وضعیت به دشمن متجاوز تفهیم میشد که تعداد نیروها در ظرفیت دوازده گردان در واقع به منزله یک لشکر رزمی است و در حال عملیات و پیشروی هستند و رژیم بعث در شرایط رعب و وحشت و سردرگمی قرار گرفته بود.
۴ـ نیروهای احتیاط لشکر ابوذر در مأموریت خود موفق شدند مواضع دشمن بعثی را به طور موقت برای مدتی در تصرف داشته باشند تا برای نیروهای لشکر ۲۷ فرصت بهتری فراهم شود. علاوه بر آن موفق شدند تعداد زیادی از نیروهای بعثی را به اسارت درآورند و تجهیزات دفاعی آنها را در اختیار بگیرند.
۵ـ پس از این عملیات فریب، به این چهار گردان مأموریتی داده شد و آن، حفظ خطوط پدافندی جزایر مجنون بود. در این هنگام همه نیروهای باقی مانده را هلیبرن کردند تا به جزایر منتقل شوند. باران گلولههای آتش دشمن به قدری شدید بود که بالگردها نمیتوانستند روی زمین بنشینند و نیروها مجبور بودند در فاصله بین هوا و زمین نفر به نفر به پایین پرش کنند. این کار به سختی انجام شد و در خطوط پدافندی جزایر مستقر شدند و تانکهایی که تصمیم داشتند این نیروها را در محاصره قرار دهند، آنچنان در برابر آرپیجی زنان ناتوان شدند که مجبور به فرار شدند.