تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۸۷۸۸۹
نگاهی به حضور استعمارگران اروپایی در قاره آمریکا

سرنوشت غم‌انگیز

یکی از تاریک‌ترین و تأسف‌بارترین جنبه‌های استعمار اسپانیا در قاره آمریکا، نابودی نظام‌مند و گسترده فرهنگ، تمدن و آثار باستانی بومیانی بود که قرن‌ها پیش از ورود اروپاییان در این سرزمین‌ها می‌زیستند. شاید بتوان گفت در این میان، سرنوشت شهر افسانه‌ای «تنوچتیتلان» پایتخت شکوهمند امپراتوری آزتک، یکی از غم‌انگیزترین نمونه‌هاست؛ شهری که امروزه در محل آن پایتخت مدرن مکزیک، مکزیکوسیتی قرار دارد.

تنوچتیتلان در دوران اوج خود، نه فقط یک مرکز سیاسی و نظامی، بلکه شاهکاری از هنر شهرسازی و معماری بود. این شهر که بر روی جزایری در دریاچه «تکسکوکو» بنا شده بود، با شبکه‌ای از پل‌ها، کانال‌های آبیاری، معابد عظیم هرمی شکل، کاخ‌های مجلل و میدان‌های وسیع، بازدیدکنندگان را شگفت‌زده می‌کرد. توصیفات به‌جامانده از نخستین اروپاییانی که وارد این شهر شدند، نشان می‌دهد آنها به‌وضوح تحت تأثیر نظم، پاکیزگی، طراحی هوشمندانه و زیبایی خیره‌کننده این شهر قرار گرفته بودند. بسیاری از مورخان معتقدند، از نظر سطح بهداشت عمومی، دسترسی به آب آشامیدنی پاک و طرح منظم شهری، تنوچتیتلان در آن دوره از بسیاری از شهر‌های اروپایی پیشرفته‌تر و زیست‌پذیرتر بوده است. خیابان‌های وسیع و تمیز، بازار‌های عظیم و سازمان‌یافته و بنا‌هایی با تزئینات سنگی حیرت‌انگیز، همگی نشان از فرهنگی بسیار پیشرفته و فرهیخته داشتند.

این همه شکوه و جلال، با ورود «هرنان کورتس» و سپاهیانش در اوایل قرن شانزدهم به ورطه نابودی کشیده شد. آنچه بر سر تنوچتیتلان آمد، فراتر از یک غارت ساده یا تخریب اتفاقی در جریان نبرد بود. این واقعه را باید نخستین نسل‌کشی فرهنگی و نخستین غارت عظیم و سازمان‌یافته در تاریخ قاره آمریکا به شمار آورد. کورتس و سربازانش که عطش طلا و قدرت داشتند، نه تنها به دنبال چپاول گنجینه‌های بی‌نظیر این تمدن بودند، بلکه در اقدامی تعصب‌آمیز و حساب‌شده، به جان معماری، هنر و هویت این شهر افتادند. معابد باشکوه را ویران کردند تا بر خرابه‌های آنها کلیسا بسازند، کاخ‌ها را به آتش کشیدند و مجسمه‌ها و آثار هنری را که هر یک بیان‌کننده باورها، دانش و تاریخ یک ملت بودند، خرد و نابود کردند. نکته مهم و تأسف‌بارتری که تاریخ‌نگاران بر آن تأکید دارند، عمدی و روش‌مند بودن این تخریب است. چنانکه «هیو توماس» مورخ برجسته، در تحلیل خود می‌نویسد: «نابودی تنوچتیتلان یک تاکتیک تعمدی، دقیق و حساب شده بود که با تمام توان و خشونت یک جنگ تمام‌عیار اروپایی به اجرا درآمد، بی‌آنکه فاتحان حتی لحظه‌ای درک کنند که در حال نابودی شاهکار‌های هنری و میراث یک تمدن بزرگ هستند.» این تخریب تنها محصول خشم لحظه‌ای یک نبرد نبود، بلکه نتیجه یک سیاست آگاهانه برای ریشه‌کن کردن فرهنگ بومی، تحمیل دین و زبان خود و محو هرگونه خاطره از تمدنی بود که جرئت مقاومت در برابر آنها را داشت. به این ترتیب، در زیر آوار‌های تنوچتیتلان، نه فقط یک شهر، بلکه بخش عظیمی از تاریخ، هنر و هویت بشریت برای همیشه مدفون شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات