صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۰۷۴
ارزیابی تحلیلگر انگلیسی از دوگانه انگاری آمریکا در خصوص برنامه هسته ای ایران و اسرائیل؛

 بصیرت: اواخر اردیبهشت ماه گذشته، رئیس جمهور باراک اوباما در یک کنفرانس مطبوعاتی با ابراز نگرانی عمیق از احتمال دستیابی ایران به سلاح هسته ای اظهار داشت: دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای نه تنها تهدیدی علیه اسرائیل و ایالات متحده محسوب می شود بلکه بی ثباتی گسترده جامعه جهانی را به صورت عام و مسابقه تسلیحات هسته ای را در خاورمیانه به صورت خاص در پی می آورد.
دیوید موریسون، تحلیلگر و نویسنده بریتانیایی در یادداشتی با تیتر «فیل در اتاق: تسلیحات هسته ای اسرائیل» با اشاره به ابراز نگرانی رئیس جمهور ایالات متحده از فعالیتهای هسته ای ایران می نویسد: ] هنگامی که اوباما سخن می گفت [ بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در کنارش ایستاده بود. در اتاق ] گفتگوی مطبوعاتی اوباما [ فیلی بسیار ویرانگر ایستاده بود که نمایندگان رسانه ها و دیگر مقامات سیاسی حاضر چنین وانمود می کردند آن را نمی بینند.
موریسون ادامه می دهد: البته مقصود من از فیل، سامانه های تسلیحات هسته ای کنونی اسرائیل است که نتانیاهو با استفاده از آنها می تواند همان فاجعه ای را در انبوه شهرهای خاورمیانه بیافریند که ایالات متحده در سال 1945 در هیروشیما و ناکازاکی به بار آورد.
اما در مقابل، ایران هیچ سلاح هسته ای در اختیار ندارد. این همان چیزی است که رئیس جمهور ایالات متحده در سخنرانی مهم خود درباره خلع سلاح هسته ای - که در فروردین ماه گذشته در پراگ انجام شد- تأیید کرد و گفت: ایران دیر یا زود سلاح هسته ای خواهد ساخت.
اظهارات اوباما مبنی بر اینکه «دستیابی ایران به سلاح هسته ای»، بی ثباتی گسترده ای را به بار می آورد و می تواند به مسابقه هسته ای در خاورمیانه منجر شود، از اساس نادرست است. در حقیقت، مسابقه هسته ای از اوایل دهه 1950 میلادی آغاز شد و آن هنگامی بود که اسرائیل برنامه هسته ای خود را بنیان گذاشت.
بیایید برای لحظه ای تصور کنیم، برنامه تولید سلاح هسته ای در دستور کار ایران قرار دارد و این کشور در چند سال آینده می تواند کلاهک هسته ای و تجهیزات شلیک آن را به اسرائیل تولید کند. در این صورت آیا همان گونه که اوباما می گوید، ایران تهدیدی جدی برای اسرائیل محسوب می شود؟
پاسخ این پرسش بی تردید منفی است.
حکمرانان ایران در پی ویرانی شهرهایشان نیستند.
آنان می دانند در صورت حمله اتمی ایران به اسرائیل، ] این رژیم نیز [ بی شک در صدد مقابله به مثل بر می آید و با چند حمله اتمی به ایران، بسیاری از شهرهای این کشور را ویران می کند؛ بنابراین از چنین اقدامی رویگردان هستند.
اسرائیل از یک سو دارای زرادخانه هسته ای است و از دیگر سو برای کاربرد آن سنگدلی لازم را در خود دارد. همین مسأله کافی است تا ایران را از انجام یک تهاجم هسته ای علیه اسرائیل منصرف کند.
افزون بر این، قابل تصور نیست که ایران به ایالات متحده یا منافع آن در خارج حمله کند. به هر حال با در نظر گرفتن فیل ویرانگر در اتاق، چشم انداز برخورد با یک ایران هسته ای دگرگون می شود.
دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای از آن رو نیست که این کشور به تهدیدی علیه اسرائیل یا ایالات متحده تبدیل می شود بلکه در چنین شرایطی دیگر اسرائیل و ایالات متحده نمی توانند رؤیای حمله به ایران را در سر بپرورانند. تسلیحات هسته ای اصلی ترین ابزارهای دفاع از خود به شمار می آیند؛ بدین معنی که اگر کشوری تسلیحات هسته ای داشته باشد مانع حمله کشورهای دیگر به قلمروی خود می شود.
تردیدی نیست هر حمله ای به ایران - که به ظاهر برای جلوگیری از دستیابی آن به سلاحهای هسته ای انجام شود- می تواند ثابت کند این کشور قادر به دفاع از خود با دیگر ابزارهای بازدارنده نیست و این مسأله محرک جدی ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای شود.
اما آیا ایران بر خلاف الزامات پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای( NPT )، برنامه تولید تسلیحات هسته ای را پیگیری می کرده است؟
ایران بارها داشتن چنین برنامه ای را تکذیب کرده است. از سویی، ارشدترین مقام ایرانی، آیت ا... خامنه ای در فتوایی که سپتامبر سال 2004 صادر کرد تولید، انباشت و کاربرد تسلیحات هسته ای را بنا بر احکام اسلامی ممنوع دانست و تأکید کرد ایران هرگز نباید در پی دستیابی به این سلاحها باشد.
در حقیقت، آیت ا... خامنه ای همان راهبرد رهبر پیشین و بنیانگذار جمهوری اسلامی، آیت ا... خمینی را ادامه می دهد.
بر اساس مفاد پیمان «ان پی تی»، تأسیسات هسته ای ایران باید در معرض بازرسیهای آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار داشته باشد.
با وجود کاوشها و بررسیهای چندین ساله از فعالیتهای هسته ای ایران، آژانس هیچ مدرکی را که ثابت کند ایران برنامه تولید تسلیحات هسته ای داشته یا دارد، به دست نیاورده است.
در این میان، رسانه های غربی بر خلاف یافته های آژانس به اشاعه برداشتهای وارونه از این مسأله سرگرم بوده اند.
ایران تأسیسات غنی سازی اورانیوم در اختیار دارد و تا زمانی که برای اهداف غیرنظامی مورد استفاده قرار گیرند، پیمان ان پی تی را نقض نکرده است.
تأسیسات نطنز زیر نظارت دقیق و موشکافانه آژانس بین المللی انرژی اتمی فعالیت می کنند. آژانس تأیید کرده است که در این تأسیسات تنها اورانیوم با درصد غنی سازی پایین(مناسب برای رأکتورهای تولید انرژی) تولید می شود و هیچ بخشی از تجهیزات نطنز برای اهداف دیگر- برای نمونه، غنی سازی بیشتر اورانیوم برای تولید مواد شکاف پذیر که در سلاح هسته ای کاربرد دارد- تغییر کاربری داده نشده است.
با این وصف، درخواستهای کنونی از ایران مبنی بر تعلیق فعالیت تأسیسات غنی سازی در حقیقت انکار «حق سلب ناشدنی» این کشور است که بر اساس بند چهار پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای( NPT ) در زمینه تحرکات هسته ای برای اهداف صلح آمیز به آن اعطا شده است.
اما ارزیابی کنونی نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده از فعالیت هسته ای ایران چیست؟
نتیجه گیریهای کلیدی گزارش برآورد اطلاعاتی ایالات متحده که دسامبر سال 2007 میلادی منتشر شد، همچنان پابرجاست.
در آن هنگام محمد البرادعی، دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی با استناد به این گزارش اظهار داشت: برآورد ] اطلاعاتی ایالات متحده [ با گزارشهای منسجم آژانس در چند سال گذشته همخوانی دارد. اگر چه ایران هنوز باید برخی از جنبه های مهم فعالیتهای هسته ای خود را در گذشته و اکنون روشن کند اما آژانس هیچ مدرک محکمی از برنامه ] احتمالی [ تولید سلاحهای اتمی یا تأسیسات اظهار نشده هسته ای در ایران ندارد.
به نظر می رسد موضع کنونی ایالات متحده و اتحادیه اروپایی بر این محور استوار است که ایران در هیچ شرایطی در قلمروی خود نباید تأسیسات غنی سازی اورانیوم داشته باشد. چنان که پیش از این گفته شد چنین خواسته ای، انکار «حق سلب ناشدنی» ایران است که طبق بند چهار معاهده ان پی تی برای فعالیتهای هسته ای با مقاصد صلح آمیز به این کشور اعطا شده است.
از سویی، این نوعی رفتار تبعیض آمیز علیه ایران محسوب می شود زیرا در مواردی مانند برزیل و ژاپن با حق آنها - مبنی بر داشتن تأسیسات غنی سازی در قلمروی سرزمینی - برای تولید سوخت نیروگاه هسته ای مخالفت نشده است.
ایران در اکتبر 2003 با بریتانیا، فرانسه و آلمان برای گفتگو درباره تجهیزات هسته ای خود بر سر میز مذاکره نشست. در جریان این گفتگوها، ایران به صورت داوطلبانه غنی سازی اورانیوم و برخی دیگر از فعالیتهای هسته ای خود را به حالت تعلیق درآورد. مذاکرات در تابستان 2005 به صورت ناگهانی پایان یافت و آن هنگامی بود که دولتهای اروپایی پیشنهاد دادند، ایران باید تمامی فرایندهای مربوط به فرآوری اورانیوم از معادن داخلی و نیز غنی سازی را متوقف کرده و همه سوخت مورد نیاز را برای رأکتورهای انرژی هسته ای وارد کند.
اگر ایران، این پیشنهادها را می پذیرفت چرخه تولید انرژی هسته ای این کشور - با وجود داشتن کانسارهای اورانیوم داخلی- به واردات سوخت اتمی خارجی وابستگی پیدا می کرد که هر زمان امکان قطع آن وجود داشت.
بنابراین عجیب نیست که ایران از پذیرش پیشنهادهای اروپا سر باز زد و در ادامه غنی سازی اورانیوم و دیگر فعالیتهایی را که ] داوطلبانه [ متوقف کرده بود از سر گرفت.
از آن پس، ایالات متحده و اتحادیه اروپایی راه تازه ای در پیش گرفتند و پرونده فعالیتهای هسته ای ایران را به شورای امنیت بردند. شورای امنیت با تصویب قطعنامه های مختلف از ایران خواست غنی سازی اورانیوم را متوقف کند و برای واداشتن این کشور به تمکین، تحریمهای اقتصادی را علیه آن وضع کرد. اگر چه روسیه و چین از سر اکراه با این روند همراهی کردند اما برای تعدیل تحریمها از حق وتوی خود بهره گرفتند.
دیوید موریسون در بخش دیگری از تحلیلش، یک پرسش کلیدی مطرح می کند و می نویسد: آیا ایالات متحده و اتحادیه اروپایی در هیچ شرایطی رضایت نمی دهند ایران در قلمروی سرزمینی خود تأسیسات غنی سازی اورانیوم داشته باشد؟ به عنوان مثال، آیا می توان تمهیدات تازه ای اندیشید که بکارگیری تأسیسات هسته ای ایران را تنها برای اهداف صلح آمیز تضمین کند؟
ایران در گذشته اجازه داد صورت بهینه شده ای از بازرسی آژانس بین المللی انرژی اتمی به اجرا گذاشته شود و در این راستا به مفاد بنیادی پیمان «ان پی تی»، یک پروتکل اضافی الحاق شد. تن دادن به چنین رویه ای برای دولتی که پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای( NPT ) را امضا کرده است، اجباری نیست(چنان که برزیل با وجود داشتن تأسیسات غنی سازی اورانیوم از پذیرش پروتکل الحاقی خودداری کرد). پروتکل الحاقی برای آن طراحی شده است تا آژانس بین المللی انرژی اتمی با داشتن اجازه بازدید برنامه ریزی شده یا سر زده از همه تجهیزات و تأسیسات - ثبت شده یا اظهار نشده- بتواند تصویر روشن و کاملی از فعالیتهای هسته ای دولتهای عضو به دست آورد و از این رهگذر، امکان تحرکات هسته ای با اهداف نظامی در پایگاه هایی که به آژانس معرفی نشده، از میان برداشته شود.
ایران با امضای پروتکل الحاقی در سال 2003 به آژانس بین المللی انرژی هسته ای اجازه داد از دسامبر همان سال تا فوریه 2006 ، عملیات بازرسی سرزده را از همه تأسیسات هسته ای این کشور به مورد اجرا گذارد. پس از آنکه در فوریه 2006 ، پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع داده شد این کشور از ادامه همکاری در چارچوب پروتکل الحاقی انصراف داد.
این تحلیلگر بریتانیایی در ادامه می افزاید: بعید به نظر می رسد در صورت لغو تحریمهای اقتصادی ضدایرانی شورای امنیت، این کشور اجازه از سرگیری بازرسیهای آژانس را در چارچوب پروتکل الحاقی ندهد.
علاوه بر این، رئیس جمهور محمود احمدی نژاد در نطق 17 سپتامبر 2005 خود در مجمع عمومی سازمان ملل با طرح یک پیشنهاد جالب توجه و استثنایی، راه را برای اقداماتی نظارتی فراتر از چارچوب ان پی تی گشود.
او گفت: ... به عنوان گامی دیگر در روند اعتمادسازی و شفافیت بیشتر ] فعالیتهای هسته ای [ ، جمهوری اسلامی ایران آماده است زمینه مشارکت بخشهای خصوصی و دولتی دیگر کشورها را در برنامه غنی سازی اورانیوم خود به صورت جدی هموار کند.
در پایان یادداشت دیوید موریسون می خوانیم: نیازی به گفتن نیست که ایالات متحده و اتحادیه اروپایی، این پیشنهاد را - که فعالیتهای ایران را در حوزه غنی سازی اورانیوم در معرض پادمان بین المللی قرار می دهد- نادیده گرفته اند. شاید اکنون نوبت دستیاران رئیس جمهور اوباماست که توجه او را به این پیشنهاد جلب کنند.

نام:
ایمیل:
نظر: