صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۲۷۷

حسین امیدى
یک ماه پس از اعلام نتایج انتخابات پارلمانی و تکلیف نخست وزیری سعد حریری، هنوز «دود سفید» از اتاق تصمیم گیری لبنان خارج نشده و تشکیل کابینه جدید نیازمند رایزنی های داخلی و خارجی است.
در تقسیم کار منطقه ای آمریکا، مصر پروژه فلسطینی را عهده دار شده و عربستان، پرونده لبنان را در دست دارد.
مصری ها برای پیشبرد مذاکرات فلسطینی که از چند ماه قبل توسط عمر سلیمان با کاخ سفید هماهنگ شده و می بایست به ترکیبی از حکومت وحدت ملی که باید حماس در آن حل شده و از مواضع اصولی خود عقب نشینی کند، دست یابند و گذرگاه های غزه در نظارت حکومت ابومازن بازگشایی و کار بازسازی غزه آغاز شود. این فرایند خواهد توانست، نتیجه انتخابات پارلمانی پایان 2009 را به نفع ابومازن رقم زده و حماس از ساخت قدرت فلسطینی حذف و یا به حداقل تأثیر تنزل یافته و توافقات پنهانی در مورد قدس، آوارگان و کاهش مساحت و کیفیت دولت فلسطینی به اجرا درآید.
این پرونده فلسطینی که توسط مصری ها دنبال می شود، نیازمند مساعدت سوری ها است تا مواضع حماس تعدیل شود. کمک سوری ها در این پرونده، متکی به امتیازات و یا مطالباتی است که سوری ها باید در مذاکرات جولان و یا ترکیب حکومتی لبنان به دست آورند و یا به نتیجه اجرای عملی مهندسی قدرت سیاسی در عراق متکی است.
سفر بایدن و درخواست وی در مورد محتوای آشتی ملی با واکنش شدید حکومت مالکی روبه رو شده و لیبرمن و نتانیاهو با مواضع فریبکارانه، اصل بازگرداندن جولان به سوریه را با سوال مواجه کرده اند و صرفاً خواستار عادی سازی روابط و مذاکرات طولانی و بدون حاصل می باشند.
در پرونده لبنان، اساس رویکرد عربستان این است که حکومت سعد حریری، پایه گذار یک حکومت قوی و موفق تصویر شود و تحت عنوان «حکومت وحدت ملی»، اهرم های اثرگذاری فعال جریان 8 مارس در حکومت و تصمیم گیری های آن حذف شود و بیانیه حکومتی حریری، به سلاح مقاومت مشروعیت نداده و حزب الله و نقش ایران در لبنان کم رنگ شود.
با این که یک جابه جایی در بازیگران خانواده پادشاهی به وجود آمده و تیم بندربن سلطان ظاهراً از ویترین سیاسی به عقب کشیده شده اند ولی ماهیت سیاست های سعودی با ظرافت جدیدی همان رویکردهای گذشته را در هماهنگی کامل با آمریکا پیگیری می کند.
سعودی ها در ژستی جدید و دیپلماسی غیراسلامی، نزدیکی به سوریه را با پرونده کابینه لبنان شروع کرده و برای کسب مطالبات خود در این پرونده، بهبود روابط با سوریه را در گرو حذف اولویت های 8 مارس در ترکیب حکومتی قرار دادند. اگرچه سوریه از بهبود روابط عربستان با خود استقبال می کند ولی آماده نیست، به جای 8 مارس در چگونگی ترکیب حکومتی و یا محتوای بیانیه حکومتی با سعد حریری وارد بحث شود. به ویژه اینکه مولفه های منطقه ای مانند موضوع جولان و عراق نیز مسیرهای تضمین شده ای ندارند. عربستان سعی می کند، بهبود روابط عناصر اصلی 14 مارس (حریری و جنبلاط) با سوریه را، به عنوان بهای همکاری سوریه در کابینه حریری قرار دهد و زمزمه های دیدار حریری از دمشق و یا دیدار مشترک حریری :ملک عبدالله از سوریه در همین راستا مطرح می باشند.
اگرچه سوریه نشان داده که با خواسته های اصلی عربستان جهت حذف مطالبات حکومتی 8 مارس توافقی ندارد، ولی نقش مصری ها در تخریب توافق عربستان با سوریه نیز قابل توجه است.
مصری ها با اینکه متولی پرونده سازش فلسطینی - اسرائیلی هستند و موفقیت در مذاکرات گروههای فلسطینی با کمک سوریه را مقدمه آن می دانند ولی نمی توانند بهبود روابط عربستان و سوریه را نیز در حالی که مناسبات مصر و سوریه در حالت سردی است، تحمل کنند. به همین دلیل ناتمام ماندن حضور مبارک در اجلاس آفریقایی و سفر به ریاض و سفر روز بعد ملک عبدالله به شرم الشیخ که نشست هماهنگی تیم آمریکایی شرم الشیخ می باشد قابل توجه است.
مصری ها نیز مانند آمریکایی ها و بخش مارونی 14 مارس از سرعت بهبود روابط حریری و عربستان با سوریه ناراضی هستند و آن را روندی برای انزوای مارونی ها و مصر می دانند. به همین دلیل خانم سیون در لبنان و آقای فیلتمن در سوریه در اتاق بحران سفارت آمریکا، بر کاهش این سرعت و ضرورت حذف ثلث ضامن در کابینه حکومتی، اصرار می ورزند.
مصری ها از طریق شکست رایزنی های عربستان با سوریه، به دنبال امتیاز گرفتن از سوریه در پرونده مذاکرات فلسطینی هستند.
بن بست فعلی در تلاش های مربوط به تشکیل کابینه لبنان کاملاً با مولفه های منطقه ای و فرامنطقه ای مرتبط است و حریری برای پر کردن خلأ موجود، رایزنی های داخلی لبنان را از هفته قبل آغاز کرده است. سارکوزی در حمایت از نقش سوریه در لبنان، کوشنر را به لبنان اعزام کرده ولی فشار به 8 مارس برای کاهش سقف خواسته های آنان در چگونگی ترکیب و ماهیت کابینه لبنان در دستور اوست .
موانع موجود در تشکیل کابینه لبنان که عمدتاً با خواسته های بازیگران خارجی گره خورده به حدی رسیده که احتمال انصراف سعد حریری از تصدی نخست وزیری را نیز افزایش داده ولی سعد حریری اصرار دارد که به زمینه های جدیدی برای تفاهم جهت شکل گیری کابینه دست یابد.
با اینکه شعار تغییر در سیاست های منطقه ای اوباما، مبنای مانورهای سیاسی او بوده ولی در رهگیری اقدامات منطقه ای شاهد استمرار سیاست های گذشته با قالب های جدید هستیم.
درسیاست های جدید اوباما، حذف قابلیت های منطقه ای جبهه مقاومت، در اولویت آمریکا، کشورهای عربی جبهه سازش و جریان های وابسته به آنها و در اولویت رژیم صهیونیستی است.
جالب است که در تمامی پرونده های فعال منطقه ای آمریکا و هم پیمانان آن، به دنبال کسب اهداف خود و بدون هزینه های لازم هستند. در فلسطین، تلویح به نرم شدن سیاست آمریکا در قبال حماس را معادل یک ضرورت برای تغییر مواضع حماس قرار داده اند و در لبنان، سراب بازگشت سوریه به لبنان را مبنای انزوا و کوچک کردن8 مارس و حزب الله می دانند. اسرائیل و حکومت افراطی نتانیاهو نیز مذاکره بدون جولان را مبنای عاری سازی روابط با سوریه می داند. رفتار کلان آمریکا با ایران نیز از همین رویه و مبنا پیروی می کند و آمریکا و غرب برای واقعیتی که از دست آنها نیز خارج است (توان غنی سازی ایران) امتیازات متنوعی را از ایران می خواهند.
باید تغییر واقعی به آمریکا و هم پیمانان آنان در پذیرش واقعیت های جدید منطقه ای تفهیم شود تا امکان ثبات منطقه ای شکل گیرد.

نام:
ایمیل:
نظر: