صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۲۸۶
علی سهرابی مقدمه: پس ازگذشت یک سال از جنگ روسیه و گرجستان برسر اوستیای جنوبی که به تیرگی روابط روسیه با غرب انجامید، سرانجام در هفته های اخیر، مقامات ناتو و روسیه موافقت کردند که عصر تازه ای از همکاری های دوجانبه پیرامون مسائل امنیتی را آغاز نمایند. با این حال پاره ای بر این عقیده اند که احساس خطر روسیه از ناحیه گسترش عضویت کشورهای اروپای شرقی در ناتو، منجر به مقاومت روسیه در برابر ایده توسعه ناتو می باشد اگرچه نشانه هایی نیز مبنی بر تمایل روسیه به همکاری با پیمان ناتو قابل مشاهده است. بر همین اساس نوشتار حاضر درصدد است با بررسی دلایل تقابل و تمایل روسیه به تعامل با ناتو، موانع و راهکارهای پیش رو را از منظر سیاست خارجی روسیه مورد ارزیابی قرار دهد.

الف) تاریخچه :
پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) در سال 1949، توسط آمریکا و با هدف ایجاد سپر دفاعی در برابر اتحاد جماهیر شوروی و متحدان اروپایی آن، تشکیل شد. پیمان ناتو در تمامی دوران جنگ سرد، با اتحادیه نظامی رقیب خود (پیمان ورشو) در حالت رویارویی بود، اما این وضعیت هیچ گاه به برخورد نظامی نینجامید. با فروپاشی شوروی و انحلال پیمان ورشو، ضرورت ابقای ناتو نیزمورد تردید قرار گرفت. اما تحولات بعدی در دهه 1990، به ویژه درگیری های بالکان باعث شد تا علاوه بر ابقاء ناتو، با الحاق سه کشور؛ چک، مجارستان و لهستان به این سازمان در سال 1999، مجموعه مذکور توسعه یابد. متعاقب آن و در سال 2004 نیز، هفت کشور؛ بلغارستان، استونی، لتونی، لیتوانی، رومانی، اسلواکی و اسلونی نیز به عضویت ناتو درآمدند. روسیه همواره از فرایند درحال گسترش عضویت کشورهای اروپای شرقی در ناتو با عنوان «گسترش ناتو به شرق» یاد کرده و مخالفت جدی خود را مکرراً اعلام داشته است.
ب) انگیزه های تعامل دوجانبه :
روابط روسیه با ناتو، از دو حوزه متمایز تشکیل شده که عبارتند از: «همکاری های روسیه و ناتو» و «مخالفت روسیه با گسترش ناتو به سمت شرق». مسئله همکاری های روسیه با ناتو، ریشه در شرایط موجود و ضرور ت های پس از جنگ سرد دارد، در حالی که مسئله گسترش ناتو به شرق، از نگرانی های گذشته و نیز جاه طلبی های آینده نشأت می گیرد. در جریان همکاری، هر یک از دو طرف معادله، اهداف و انگیزه های خاصی را برای خود متصور می باشند که در این ارتباط مهمترین مطالبات روسیه عبارتند از:
1) حضور در نهادهای تعیین کننده و تصمیم ساز جهانی و جلوگیری از انزوای روسیه در مسائل مهم بین المللی و امور مربوط به امنیت جهانی.
2) جلوگیری از جهت گیری های احتمالی ناتو علیه روسیه .
3) فرصت سازی برای چاره جویی دعاوی استقلال طلبانه در روسیه به ویژه در شمال قفقاز از طریق پیوند زدن اینگونه از مسائل با موضوع کلی مبارزه با تروریسم بین الملل. در مورد اهداف ناتو برای نزدیکی به روسیه نیز باید گفت؛ علاقه مندی اروپا به افزایش همکاری با روسیه در عین مشروط و محدود ساختن آن کشور به برخی از چارچوب های موجود، از سه موضوع عمده زیر نشأت می گیرد:
1) روسیه در همسایگی اروپا قرار دارد و تأمین امنیت اروپا در رابطه ای تنگاتنگ با امنیت روسیه قرار دارد.
2) اروپا درمقابل آنچه که مسئله تروریسم خوانده شده و تعمداً به مسائل خاورمیانه نسبت داده می شود- از نظر اقتصادی، سیاسی و نظامی- به مراتب آسیب پذیرتر از آمریکا است و از این رو به نقش مثبتی که احتمالاً روسیه می تواند ایفا نماید، اهمیت می دهد.
3) تدارک نظامی و تأمین شرایط اولیه برای حضور نیروهای ناتو در افغانستان درگرو همکاری روسیه با اروپا و غرب می باشد.
ج) سیاست خارجی روسیه و تعامل با ناتو:
چنانکه گفته شد؛ گسترش ناتو به شرق و ارائه تعاریف جدیدی از وظایف و برنامه های این پیمان، همواره مورد مخالفت روسیه بوده است. اما وقوع حوادث 11 سپتامبر و همسویی روسیه با آمریکا در زمینه رژیم بین المللی مبارزه با تروریسم! روسیه را به همکاری با پیمان ناتو در چارچوب «شورای روسیه و ناتو» سوق داد. قطع نظراز دشوار بودن تحلیل نظری سیاست خارجی روسیه، موضوع ناتو و گسترش آن از مسائلی است که از نیمه دهه 1990 تاکنون با واکنش های متفاوتی از سوی مقامات کرملین مواجه بوده است . ابراز نگرانی و تهدیدآمیز خواندن گسترش مرزهای شرقی ناتو، در کنار ابراز تمایل این کشور برای عضویت در سازمان مذکور، نشانه ای از اهداف متناقض در سیاست خارجی روسیه پیرامون ناتو است که در ادامه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
برخی علت دوگانگی رفتار روسیه در این زمینه را ناشی از جغرافیای سیاسی و هویت فرهنگی خاص این کشور می دانند و بر این باورند که اصولاً این عوامل موجب ابهام پذیری و عدم شفافیت سیاست خارجی روسیه شده است. درحالیکه عده ای دیگر بر این عقیده اند که از نیمه نخست دهه 1990 تاکنون، روسیه توجه چندانی به این مسئله نشان نداده و اساساً این مسئله به دلیل تمرکز دولتهای روسیه بر مسائل داخلی، از دایره موضوعات مهم سیاست خارجی این کشور خارج شده است.
«کاترینا استی پانودا»، درباره مسئله کم توجهی روسیه به گسترش ناتو به شرق معتقد است؛ بدنبال رویداد 11 سپتامبر2001، روسیه توانست با همراهی مستقیم آمریکا، بوروکراسی های دست و پاگیری همچون ناتو و اتحادیه اروپا را دور بزند.
از نظر«توماس گومارت» موقعیت ژئوپولتیک روسیه، تأثیر مستقیم و عمده ای بر هویت سیاست خارجی این کشور دارد. چراکه همواره رویکرد سیاست خارجی این کشور نسبت به مسائل بین المللی، حالتی امنیتی داشته است.
«سرگئی کاراگانوف»، رئیس شورای سیاست خارجی و دفاعی روسیه معتقد است، به دلیل موقعیت ممتاز ژئوپولیتیک روسیه، اتحاد این کشور با غرب امکان پذیر نیست . طبق این استدلال، روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ، اهدافی چون؛ حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی سرزمینی و اعمال نفوذ در منطقه پیرامونی را در صدر دستور کار سیاست خارجی خود قرار می دهد.
به باور«میخائیل کوبالادزه»، روسیه با عینک رئالیسم به جهان سیاست می نگرد و به همین دلیل نزدیک شدن ناتو به مرزهای خود را تهدیدی درخور مقابله می داند . طبق این رویکرد، تمامی تدابیر به کار گرفته شده توسط روسیه اعم از «همکاری با ناتو» و یا تلاش برای برقراری روابط نزدیک تر با دیگر قدرت های اصلی نظام بین الملل (به عنوان نمونه چین )، با هدف ایجاد موازنه در مقابل این سازمان امنیتی رو به گسترش صورت می گیرد.
موضوعی که نگرش رئالیستی روسیه به ناتو را تقویت می کند ورود طیفی از نخبگان سیاسی دارای سوابق امنیتی به هرم تصمیم گیری سیاست خارجی این کشور است.«آلکسی آرباتوف» به واسطه هویت ژئوپولیتیک سیاست خارجی روسیه معتقد است که این کشور مایل نیست تا یک مسیر استراتژیک روشن را در سیاست بین الملل بپیماید .از نظر وی، سیاست خارجی روسیه فاقد هرگونه ابتکارعمل بوده و تنها از ماهیتی واکنشی برخوردار است.بر این اساس، تحلیلگران مذکور ترجیح می دهند جهت گیری روسیه نسبت به گسترش ناتو به شرق را در چارچوب نظریه «رئالیسم تدافعی» بررسی نمایند.
براساس نظریه رئالیسم تدافعی، تشکیل یک هژمونی منطقه ای برای روسیه جهت برقراری مشارکت و همکاری با ناتو، در راستای اصل بیشینه سازی امنیتی صورت می گیرد.
بر این اساس، « نیکلاس جکسون» معتقد است از آنجا که روسیه در محاصره «کشورهای ضعیف» و «تهدیدات بزرگ امنیتی» قرار دارد، این کشور راهی جز اعمال هژمونی درمنطقه پیرامون خود (شامل جمهوری های اروپای شرقی، قفقاز و آسیای مرکزی) ندارد .به بیان دیگر، روسیه برای ایجاد همکاری با اتحادیه اروپا، نیازمند نظارت شدید بر جمهوری های جامعه کشورهای مستقل(CIS)، می باشد. لذا از منظر رئالیسم تدافعی، عملگرایان روس، اصل گسترش ناتو به شرق را به عنوان سیاستی جهت تثبیت موقعیت جهانی آمریکا، در مقام ابرقدرت پذیرفته اما هنگامی که توسعه ناتو به ایجاد رخنه در منطقه پیرامونی یا حائل روسیه می انجامد، مسکو مخالفت آشکار خود با سیاست گسترش طلبی ناتو را اعلام می دارد.
جمع‌بندی:
با توجه به اینکه هویت ژئوپولیتیک روسیه ماهیتی واکنشی و تدافعی به سیاست خارجی این کشور بخشیده است، چنین به نظر می رسد که پس از فروپاشی نظام دوقطبی و افول منزلت بین المللی روسیه از یک ابرقدرت به سطح نازلتر «قدرت بزرگ» این کشور با پیگیری سیاستی عمل گرایانه، اصل گسترش ناتو به شرق را به شکل مشروط پذیرفته باشد. به عبارت دیگر، از آنجا که منطقه پیرامونی روسیه (کشورهای عضوCIS) نقش عمده ای در تدوین سیاست هژمونی این کشور ایفا می کند، لذا مسکو تنها در برابر گسترش نفوذ و نقش ناتو در منطقه CIS به مقاومت آشکار دست خواهد زد. برپایه این استدلال، هرگونه همکاری عمیق و استراتژیک میان روسیه و ناتو منوط به شناسایی نقش و نفوذ روسیه از سوی آمریکا و سایر دول اروپای غربی در منطقه « خارج نزدیک» است.

نام:
ایمیل:
نظر: