فاصله گوردون براون با رهبرى انگلیس آن قدر کم بود که او براى رسیدن به کاخ نخست وزیرى فقط یک پلاک عوض کرد. او ساکن خانه شماره ۱۱ خیابان داونینگ استریت، مقر خزانه دارى انگلستان بود که اکنون ۴ روز است به خانه شماره ۱۰ همین خیابان، نقل مکان کرده است. روز ۲۷ ژوئن ۲۰۰۷ یکى از برگ هاى مهم در تاریخ جزیره خواهد بود که در آن تونى بلر، نخست وزیرى که ۱۰ سال بر انگلستان حکم راند به ناچار دوسال زودتر از موعد، کناره گیرى کرد و گوردن براون مغز متفکر اقتصاد انگلستان و وزیر خزانه دارى تونى بلر بر جاى او نشست.گوردون براون مانند هر سیاستمدار دیگرى منتقدانى هم دارد، اما حتى همین منتقدان اذعان دارند که او سیاستمدارى متفاوت از بلر است. ستایشگران او در حزب کارگر نیز براون را فردى خردمند و محاسبه گر توصیف کرده اند که در رفتار ظاهرى نیز فردى گیرا و جذاب است.به گفته سخنگویان حزب براون نیز از مزیت فن مذاکره برخوردار است و فردى با روابط اجتماعى قوى خوانده مى شود.اما در همین حال منتقدانش او را مردى خیره سر مى دانند که در اعمال مدیریت، روش هاى ریشه اى توتالیترى دارد و سعى مى کند چنین شکل و هیبتى را از خود به نمایش بگذارد.گوردون براون فوریه ۱۹۵۱ در روستایى در نزدیکى گلاسکو زاده شد. مادرش الیزابت و پدرش جان، کشیش کلیساى کوچک روستا بود. تعالیم پدرش در اندیشه هاى آینده گوردون تأثیرى به سزا داشت. چشمان او هنگامى که نوجوانى بیش نبود در بازى فوتبال آمریکایى به شدت آسیب دید و با آن که چندین ماه او را در اتاق تاریکى نگه داشتند، درمان ها مؤثر واقع نشد و «براون» جوان بینایى چشم راستش را از دست داد. او سپس براى ادامه تحصیل در رشته تاریخ به دانشگاه ادینبورگ رفت و با رتبه عالى، لیسانس خود را گرفت و اندکى بعد به درجه دکترا در این رشته نائل شد. در همین ایام در تلویزیون اسکاتلند به عنوان خبرنگار مشغول کار شد.براون درحالى که سال هاى سومین دهه از زندگى اش را مى گذراند عضو حزب کارگر اسکاتلند شد. نخستین بارى که او عزم خود را براى نمایندگى مجلس جزم کرد، سال ۱۹۷۹ بود. حاصل این مرحله از تلاش او شکست بود اما چهار سال بعد او موفق شد نماینده یکى از شهرهاى فایف شود. او از آن تاریخ (۱۹۸۳) تا سال ۲۰۰۵ این سمت را همچنان حفظ کرد. اما بعد از اصلاح ساختار حوزه هاى انتخاباتى اسکاتلند نماینده کرکالدى و «کودنبت» شد.همزمان با براون یعنى در سال ۱۹۸۳ تونى بلر نیز وارد پارلمان انگلیس شد. آنها از ابتدا دفتر کارى مشترک داشتند و به این ترتیب دوستى این زوج حزب کارگرى که رقابتى نهان نیز در آن جریان داشت، آغاز شد.ماه مه ۱۹۹۴ زمانى که رهبر حزب کارگر «جان اسمیت» درگذشت، بسیارى معتقد بودند براون از بیشترین شانس براى احراز پست ریاست حزب کارگر برخوردار است. اما ناگهان تونى بلر که تا آن موقع در محاق بود، پدیدار شد و برجاى جان اسمیت نشست. درباره این دوران و عقب ماندن «براون» از «بلر» برخى معتقدند براون در آن روز چنان سوگوار رفتن دوست خود بود که اهمیتى به کرسى رهبرى نداد و دوم این که او درباره دشوارى این مسئولیت دچار تردید و دودلى شد. البته برخى نیز این رفتار او را به «هملت» کاراکتر نمایش شکسپیر تشبیه کرده اند که در مقابل رقیب خود، «بلر» دچار لکنت زبان شد و از او عقب ماند.به اعتقاد اعضاى حزب کارگر «گوردون براون» در طول سال هایى که به عنوان وزیر خزانه دارى انگلیس کار مى کرد، به موفقیت هاى چشمگیرى دست یافت که از جمله آنها به استقلال بانک انگلستان و ۵ برنامه اقتصادى او براى پیوستن به یورو اشاره مى کنند. البته او در این مدت مرتکب اشتباهاتى نیز شد که از میان آنها مى توان به فروش ۶۰ درصد از دارایى هاى طلاى بانک اشاره کرد که منجر به افزایش بهاى طلا شد.مرد خانوادهدوستان «گوردون براون» او را مرد خانواده نامیده اند. او و همسرش «سارا مکوالى» سال ۲۰۰۰ در فایف ازدواج کردند. در ژانویه ،۲۰۰۲ اولین فرزند آنها، جنیفر که تنها ۱۰ روز داشت، درگذشت. حادثه اى که تأثیرات زیاد بر براون گذاشت. او بعدها نیز به خبرنگاران گفت تا یک سال پس از مرگ دخترش از شدت حزن قادر نبوده به هیچ نوع موسیقى گوش دهد.پسر دوم آنها «جیمز فریزر» نیز که سال ۲۰۰۶ متولد شد، چندى پیش در یکى از برنامه هاى تلویزیون بى بى سى وقتى از براون پرسیده شد که آیا فکر مى کند مردم او را دوست داشته باشند، گفت امیدوار است که این طور باشد اما این چیزى است که دیگران باید درباره اش قضاوت کنند. او سپس سعى کرد چهره اى ملایم از خود به نمایش بگذارد و گفت من مرد خانواده هستم و دو پسر کوچک دارم.گوردون براون معمولاً براى گذراندن تعطیلات به آمریکا مى رود اما مى گویند این آمد ورفت او برخلاف بلر منجر به دوستى هاى سیاسى نشده است و دولت بوش هنوز هم بابت این که براون چه تغییراتى در روابط خود با دولت آمریکا خواهدداد، نگران است.وزیر سابق دارایى انگلیس و نخست وزیر کنونى تاکنون چندکتاب نوشته است که آخرین آنها «شجاعت» نام دارد و براون در آن از کسانى نام آورده است که از آنها الهام گرفته است. از جمله این افراد، رابرت کندى، مارتین لوترکینگ، نلسون ماندلا، سیسلى ساندرز و آنگ سان سوکى هستند.امیدهاى مرد اسکاتلندىگوردون براون اسکاتلندى سرانجام پس از سالها صبر و انتظار به خواسته اش رسید. شاید این هم از طنزهاى جالب روزگار بود که یک مرد اسکاتلندى بتواند صدارت بریتانیایى را به دست گیرد که همواره سعى داشته استقلال اسکاتلند را نادیده بگیرد. تونى بلر که در رفتارش یک انگلیسى تمام عیار بود این اسکاتلندى را چنین توصیف کرد: «اواز استعدادى خارق العاده برخوردار است... و شاید موفق ترین وزیر خزانه دارى انگلستان از ابتداى تشکیل آن تاکنون باشد.» بلر همچنین آن روز بر تجربه و توانایى قضاوت «براون» تأکید ورزید. برخى اطرافیان براون معتقدند از آنجا که بلر به خاطر حمله به عراق محبوبیت خود را از دست داد، احتمالاً مخالفت براون در هنگام شروع این جنگ ، که تا مرحله کناره گیرى وى پیش رفت براى او عاملى مثبت خواهد بود اما صرفنظر از این خوشبینى ها همه منتظرند ببینند شروع زمامدارى براون و خط مشى او در مقام صدارت چگونه خواهد بود.یک سیاست خارجى دگرگون شدهخط مشى کلى «گوردون براون» هنوز چندان مشخص نیست. در صحنه سیاست خارجى ، افکار عمومى بیش از هر چیز در پى فهمیدن نگاه او به ایالات متحده هستند.به باور ناظران سیاسى براون هرچند هرقدر هم به «بوش» نزدیک باشد، باز به اندازه «تونى بلر» روابط دوستانه اى با او نخواهد داشت؛ اما با وجود چنین مسأله اى باز هم نباید گرایش هاى سنتى لندن به آمریکا را دست کم گرفت. سران حزب امیدوارند غریزه اروپایى براون موجب شود او ازائتلاف جنگى مطلق با بوش پرهیز کند بویژه سیاست هاى مداخله جویانه «بلر» در قبال عراق را اصلاح کند.به هر حال براى تشخیص مسیر سیاست خارجى براون یک تابلوى راهنما وجود دارد و آن این که سیاستى که او در قبال عراق اتخاذ خواهد کرد، مى تواند روابط انگلستان نه تنها با آمریکا بلکه نگاه او به جهان امروز را روشن سازد.زمانى که «بلر» تصمیم گرفت با «بوش» در جنگ عراق همراه شود، «براون» یکى از مخالفان جدى «بلر» بود. بنابراین انتظار مى رود، همان طور که در سخنرانى هاى اخیر خود و نطق روز انتصابش در حزب کارگر گفته است، براون براى خروج نیروهاى انگلیسى از عراق تلاش کند. «براون» در یکى از مصاحبه هاى اخیرش نیز اعلام کرد: «در آن زمان من یکى از اعضاى کابینه دولت بودم و واکنش خود را نیز نشان دادم اما به هر صورت تصمیمى گرفته شد که جمعى بود هرچند فکر مى کنم آن روز تصمیم درستى بود. اما حالا وضعیت فرق کرده است.»در حال حاضر انگلستان ۵۵۰۰ سرباز در یکى از پایگاه ها در عراق دارد. اما دولت بلر براى خروج آنها از این کشور تاریخى مشخص نکرد.براون معتقد است باید هرچه زودتر نیروهاى انگلیسى را به کشورشان بازگردانند اما از طرفى هم مى گوید ارتش انگلیس مجبور خواهد بود تا تثبیت وضعیت در آنجا بماند. اما باز در کنار آن دست به مانورهایى زده است که نشان دهد اوضاع چندان هم بد نیست.افغانستان، ادامه راه انگلیس دوره براون درباره دومین میراث عملیات ارتش این کشور متفاوت از عراق مى اندیشد. براون به صراحت اظهار داشته که باید به تعهدات کشورش در قبال افغانستان ادامه دهد. حتى این گونه گفته مى شود که انگلستان براى مقابله با نیروهاى طالبان، نیروهاى خود در افغانستان را تا پایان سال میلادى به ۸ هزار نفر افزایش خواهد داد. شاید به همین دلیل برخى اعضاى حزب اظهار نگرانى مى کنند که در درازمدت افغانستان مى تواند براى براون تبدیل به مسأله و مشکل جدى شود.نگاه خاورمیانه اى براوندر خط مشى نخست وزیر جدید، خاورمیانه اهمیت شایانى دارد. انتظار یک تغییر جدى در سیاست لندن نسبت به خاورمیانه بویژه ایران دشوار است لذا ناظران معتقدند: گوردون براون در قبال ایران بویژه مسأله هسته اى ایران همان سیاست پیشین را دنبال خواهد کرد. با این تفاوت که او ممکن است از غلظت همگامى با بوش کم کند مثلاً همان طور که گفته، به خط مشى تهدید حملات نظامى علیه ایران روى ترش نشان دهد.براون تأکید کرده است: «راه گفت وگو و مذاکره، بهترین راه ممکن در برابر ایران است.» البته این سیاست را «بلر» نیز حداقل در ظاهر داشت. اما شدت آن در براون که اصولاً تمایلى به فعالیت هاى نظامى ندارد، بیشتر است. یکى از مسائل مهم درباره ایران، انتخاب مدیر دیپلماسى براون است. این روزها این سؤال مطرح است که آیا «براون» یکى از نزدیک ترین حامیان سیاسى اش، «جک استراو» که با نظامى گرى علیه ایران مخالف بود دست اتحاد خواهد داد.در عرصه دیگر خاورمیانه گوردون براون برخلاف «تونى بلر» علاقه اى به مسأله اعراب و فلسطین و اسرائیل نشان نمى دهد.بنابراین انتظار نمى رود انگلستان براون مداخله پررنگى در خاورمیانه داشته باشد و به عبارتى نفوذ آن در این منطقه به اندازه هر کشور اروپایى دیگرى خواهد بود. براون حتى در قبال فلسطین و اسرائیل از زاویه دیدگاه ها و علاقه مندى هاى اقتصادى خود موضع گرفته است. او سال ۲۰۰۵ سفرى به اسرائیل و فلسطین داشت و در خلال این سفر با وزراى اقتصاد اسرائیل وفلسطین گفت وگو کرد که همین را نشانه گرایش او در این باب دانسته اند.اتحادیه اروپا و نگرانى هاى انگلیس«گوردون براون» تاکنون به عنوان وزیر دارایى انگلستان بیشتر به سیاست هاى عملى اتحادیه اروپا علاقه مند بوده است تا مذاکرات رسمى. او آینده انگلستان را در اتحادیه اروپایى مى بیند که قابل انعطاف، صاحب اقتصاد آزاد و عمل گرا است. در تحقیقى که ماه مارس در «ژورنال اینترنشنال افیرز» منتشر شد، براون فردى معرفى شده که بیشتر علاقه مند است «همراهى نه چندان محکم» و «بازیگرى عمل گرا» باشد تا این که بخواهد جلودار ائتلافات اروپایى باشد. مشاور او در امور مربوط به اتحادیه اروپا یکى از کارمندان وزارت خزانه دارى به اسم «جان کانلیف» است. کسى که به خوبى با تفکرات براون درباره اتحادیه اروپا آشنایى دارد. براون، انگلستان را از سیستم یورو خارج کرده است و بنابراین احتمالاً به همین سیاست ادامه خواهد داد.