صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۱۲۹۸

به اهتمام: علی مهدوی
* چرا در قرآن کریم به صورت صریح و روشن درباره حضرت مهدی (عج) سخن گفته نشده است؟
** قرآن کریم، در جایگاه قانون اساسی اسلام، در بسیاری از موارد، کلیات مسائل اسلامی را مطرح کرده است و بیان بسیاری از حقایق را به پیامبر و جانشینان او واگذار کرده است و صریحاً پیامبر(ص) را مبین و مفسر قرآن معرفی کرده است: «و انزلنا الیک الذکر لتبین الناس ما نزل الیهم؛ قرآن را بر تو نازل کردیم، تا آنچه را بر مردم نازل شده است، برای آنان بیان کنی.» (نحل:44) نکته لطیف اینکه خداوند از کلمه تبیین استفاده کرده است که به معنای توضیح و تفسیر است، نه از الفاظی مانند قرائت و تلاوت که به معنای خواندن است. خداوند در قرآن کریم برای معرفی افراد، از روشهای مختلفی استفاده کرده است؛ برای نمونه:
الف: معرفی به نام: «ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین و کان الله بکل شی ء علیما؛ محمد(ص) پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست، ولی رسول خدا و ختم کننده آخرین پیامبران است و خداوند به همه چیز آگاه است.» (احزاب:4)
ب: معرفی با صفت: «الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراه و الانجیل یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر؛ همانا که از فرستاده (خدا) پیامبر امی پیروی کنید، پیامبری که صفاتش را در تورات و انجیلی که نزدشان است می یابند، آنها را به معروف دستور می دهد و از منکر باز می دارد.» (اعراف:157)
ج: معرفی با عدد: «و لقد اخذ الله میثاق بنی اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیباً؛ خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از آنها، دوازده سرپرست برانگیختیم.» (مائده:12)
بنابراین غیر از وجود مقدس مهدی(عج) موارد فراوان دیگری هست که در قرآن به صراحت از آنها سخن به میان نیامده است. اینکه نام پیامبر اکرم(ص) با صراحت در تورات آمده دلیل بر این نیست که باید نام حضرت مهدی(عج) هم در قرآن به صراحت بیاید، چون ممکن است همانگونه که آنجا (در تورات) مصلحت ذکر صریح بود، اینجا (در قرآن) مصلحت در عدم صراحت به نام حضرت (عج) باشد، اگر چه با تصریح نام نیز مشکل حق ستیزان حل نمی شود، چنانکه بشارت پیامبر در تورات و انجیل آمد، ولی بسیاری از اهل کتاب ایمان نیاوردند. مخالفت بنی اسرائیل با پیامبر زمان خود درباره فرماندهی طالوت دلیل دیگری است بر اینکه ذکر نام همه جا و همیشه اختلاف را از بین نمی برد. بنی اسرائیل در مخالفتی آشکار با پیامبرشان، با اینکه نام فرمانده به صراحت گفته شده بود، گفتند: «انی یکون له الملک علینا و نحن احق بالملک منه و لم یوت سعه من المال؛ چگونه او فرمانروای ما باشد، با اینکه ما برای فرمانروایی از او سزاوارتریم و به او مال گسترده ای هم داده نشده است.» (بقره:247) به علاوه اینگونه نیست که تنها راه بیان حقایق، تصریح به اسم و رسم آنها باشد، بلکه در بسیاری از موارد، با بیان ویژگی های یک حقیقت، البته به صورتی آشکار و روشن، می توان حقیقتی را به دیگران معرفی کرد. قرآن کریم، در مسئله امامت و ولایت و نیز مهدویت و حکومت عدل جهانی، از این شیوه بهره گرفته است. در آیات متعدد، ولایت پس از پیامبر (مائده:55) و حکومت جهانی مهدوی (نور:55) را در قالب بیان ویژگی ها و صفات، بیان کرده است.
* چرا انتظار فرج، افضل اعمال است؟
** حقیقت انتظار آن است که انسان منتظر، خود و محیطش را برای آمدن منتظر و منجی موعود آماده کند. منتظر امام زمان(عج) به کسی گفته می شود که خود را برای آمدن چنین بزرگ مردی آماده کند، طبیعی است که باید خود را در گروه بندگان صالح قرار دهد، دین را در زندگی خود جاری سازد و دیگران و محیط را برای آمدنش مهیا کند، از این رو انتظار فرج، بنا بر فرمایش پیامبر(ص) افضل اعمال است. (بحارالانوار122:52) انتظار فرج به معنای امید به آینده روشن و تخلق به ارزشها و خوبی هاست. چنین نگاهی به انسان، شور و نشاط و حرکت می دهد به گونه ای که هم در پی اصلاح خود اقدام می کند و هم محیط خود را تحت تأثیر قرار می دهد. چنین فردی در جامعه نه تنها خود را از انحرافات اعتقادی و عملی به دور نگه می دارد، بلکه سعی در ساختن و اصلاح کردن جامعه نیز دارد؛ بنابراین انتظار نه تنها یک عمل فردی که یک کار جمعی و تشکیلاتی است که به طور مداوم، جامعه و افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و می تواند ضامن سلامت فکری و عملی فرد و جامعه باشد. نیز انتظار، سبب استقامت و پایداری مسلمانان برابر فشارها و سختی ها می شود و از یأس و ناامیدی آنان جلوگیری می کند و به این شکل، راه را برای غلبه و پیروزی آنان هموار می کند. با این وصف، انتظار، ظرفیت و توانایی فراوانی برای تحقق جامعه آرمانی و اسلامی موعود، ایجاد می کند که در سایه اعمال فردی و جمعی، کمتر به چشم می خورد، به همین سبب با فضیلت ترین عمل ها شمرده شده است.

نام:
ایمیل:
نظر: