صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۱۰۱۳۱۴

محمدرضا سنگری
عنوان ادبیات پایداری معمولاً به آثاری اطلاق می شود که تحت تأثیر شرایطی چون اختناق و استبداد داخلی، نبود آزادیهای فردی و اجتماعی، قانون گریزی و قانون ستیزی با پایگاههای قدرت، غصب قدرت و سرزمین و سرمایه های ملی و فردی و... شکل می گیرند. بنابراین جان مایه این آثار با بیداد داخلی یا تجاوز بیرونی در همه حوزه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و ایستادگی در برابر جریانهای ضد آزادی است.
صرف نظر از ویژگیهای کلی این نوع ادبیات، آن چه وجه ممیزه آن از سایر مقوله های ادبی است، در پیام و مضمون آن نهفته است. بدین معنا که آثاری از این دست اغلب آیینه دردها و مظلومیتهای مردمی هستند که قربانی نظامهای استبدادی شده اند. این آثار ضمن القای امید به آینده و نوید دادن پیروزی موعود؛ دعوت به مبارزه و ایستادگی در برابر ظلم و ستم، ستایش آزادی و آزادگی، ارج نهادن به سرزمین مألوف و شهیدان و جان باختگان وطن را در بطن خود دارند.
یکی از دغدغه های اصلی نویسندگان و شاعران این نوع ادبیات، بی هویتی نسلی است که رفاه غربت، آنها را از درد و رنج ملت خویش غافل کرده است. از این روست که می کوشند با طرح نمادهای اسطوره ای ملی و تاریخی، عرق وطن دوستی و دفاع از آب و خاک و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب (به جای تن دادن به وضع موجود) را در افراد ایجاد کنند.
نخستین و بایسته ترین گام در بحث و تحلیل هر مقوله ای، شناخت جغرافیایی آن موضوع و ترسیم مرزهای آن است. بی گمان برای بسیاری از موضوعات، فراخنا و گستره ای بی مرز می توان قائل شد و این شیوه ای است که در حوزه علوم انسانی متداول تر است و البته جز گره افکنی در کار و ایجاد ابهام و سردرگمی ره آوردی ندارد. ادبیات مقاومت یا پایداری نیز مصون از این خطرگاه نیست. می توان دامنه ادبیات پایداری را به هر نوع ایستادگی و رویارویی انسان که در قالب شعر و نثر ظهور و بروز می یابد گسترش داد. در این صورت سروده های نخستین انسان در ستیز با عناصر طبیعت و عوامل مرموز موثر در سرنوشت، نوشته ها و سروده هایی که ستیز انسان با خویش و خواهشهای شکننده و اسارت آفرین را باز می گویند و همه آثاری که به جنگهای تاریخ ملتها برمی گردند در قلمرو ادبیات پایداری قرار می گیرند.
اما این شیوه تحلیل و تبیین و اعتقاد به چنین میدان فراخ و بی مرزی نه علمی است و نه منطقی. از نظرگاه علمی، ادبیات پایداری به مجموعه آثاری اطلاق می شود که از زشتی ها و پلشتی های بیداد داخلی یا تجاوزگر بیرونی، در همه حوزه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی؛ با زبانی هنری (ادیبانه) سخن می گوید. برخی از این آثار، »پیش از رخ نمودن فاجعه، برخی در میان جنگ یا پس از گذشت زمان، به نگارش «تاریخ» آن می پردازند.» (شکری، ص 11ـ10)
البته کاربرد عنوان «ادبیات پایداری» بسیار جوان است و عمدتاً به سروده ها، نمایشنامه ها، داستانهای کوتاه و بلند، قطعات ادبی، طنزها، حسب حالها، نامه ها و آثاری گفته می شود که در همین سده، نوشته و آفریده شده اند و روح ستیز با جریانهای ضد آزادی و ایستادگی در مقابل آنها را نشان می دهند و متضمن رهایی و رشد و بالندگی جامعه های انسانی هستند.
ویژگیهای کلی ادبیات مقاومت
بین ادبیات مقاومت با دیگر حوزه های ادبیات، گذشته از بیان هنرمندانه، ویژگیهای مشترک زیر به چشم می خورد:
1ـ بهره‌گیری از نماد
آنچه این نوع ادبیات را به استفاده از نماد ناگزیر کرده است، نه فقط حاکمیت فضای اختناق، تهدید و ارعاب، که زیبایی، ایجاز و قدرت در رساندن مراد و مقصود بوده است.
2- چهره انسانی عام داشتن
نمونه های شاخص و برجسته ادب پایداری هرچند نمودها و نمادهای قومی، منطقه ای و ملی را در خویش دارند، اما به دلیل آنکه زبان وجدان عام بشری هستند، همه انسانها در هر زمان و مکان می توانند با آنها ارتباط درونی بیابند. به دیگر زبان ادبیات پایداری، فرازمانی و فرامکانی است و هرکس در همه گاه و همه جا می تواند در آیینه آن آثار خود را بیابد یا چهره سیاه زشت کاران و اندوه نشسته بر چهره دردمندان و شکوه ایستادن و ستیز با بیدادگریها را در آنها تماشا کند.
3ـ مشترکات ادبی، زبانی، فکری
آثار ماندگار و موفق ادب پایداری همچون آثار بزرگ ادبی در حوزه های دیگر، می توانند در قالب سبک های گوناگون تجلی یافته، از نظرگاه و ساخت های گوناگون ادبی، زبانی و فکری تحلیل و ارزیابی شوند. این آثار از زیباییهای لفظی و معنوی سرشارند، از نظرگاه زبانی قابل تحلیل و تأملند و از نظرگاه فکری و اندیشگی، مضامین

نام:
ایمیل:
نظر: