مادر خلبان مرحوم ایرباس ایران که بر فراز خلیج همیشه فارس در سالگرد این واقعه الف) مقدمه دوازدهم تیرماه 1386 یادآور سالگرد سقوط هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران توسط ناوگان آمریکای جنایتکار است. در این روز که برابر با سوم ژوئیه 1988 میلادی بود، هواپیمای مسافربری ایرباس ایران به شماره 655 که از بندرعباس عازم دبی بود، برفراز آبهای خلیج فارس و در نزدیکی جزیره هنگام مورد هجوم میگهای دریایی متجاوز مستقر درآبهای خلیج فارس قرار گرفت و سقوط کرد. این هواپیما که با موشک ناوجنگی وینسنس مورد حمله عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایت پیشه شیطان بزرگ قرار گرفت حامل 290 مسافر و خدمه بود که تمامی آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند. در میان سرنشینان هواپیما 66 کودک زیر 13 سال ، 53 زن و 46 تن تبعه کشورهای خارجی نیز بودن که کشته شدند. ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران از سوی جنایتکاران آمرکیایی، در حقیقت یکی دیگر از مراحل رویارویی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران به منظور پیروزی عراق در جنگ تحمیلی از یک سو و از تحمیل و پذیرش قطعنامه 598 از سوی دیگر بود. پس از ماجرای مک فارلین، بازجوییها و تحقیقهای کنگره آمریکا در قبال تخلفهای ریگان و فشار افکار عمومی برای آزادی برخی از گروگانهای آمریکایی (که همچنان در بازداشت جهاد اسلامی لبنان بودند) ، همگی موجب شد که دولت آمریکا بعد از این تا پذیرش رسمی قطعنامه 598 از سوی ایران ، نه تنها بر شدت جانبداری خود از عراق بیفزاید، بلکه به نوشته دکتر ولایتی ، وزیر امور خارجه ، موجب شد تا «در برابر ایران روش خصمانهای در پیش گیرد و عملا در جنگ عراق و ایران به عنوان پشتیبان عراق، به نبرد نظامی با ایران بپردازد. بدین ترتیب ، به منظور مقابله با پیروزی ایران بر عراق، ایالات متحده روابط خود با عراق را که قبلا بهبود بخشیده بود، به تدریج به حدی تحکیم و تقویت بخشید که این کشو ربه یک متحد با آمریکا در منطقه تبدیل شد. علاوه بر اینها، دولت عراق به قصد بینالمللی کردن جنگ، صحنه جنگ را به خلیج فارس گسترش داد و با حمله به نفتکشها و کشتیهای غیر نظامی ، آنجه را که به «جنگ نفت کشها» مشهود شد، دامن زد. ایالات متحده که خود در پی چنین فرصتی بود، با بینالمللی شدن جنگ به سرعت نیروهای واکنش سریع خود را در خلیج فارس تقویت کرد و آماده درگیری مستقیم نظامی با ایران شد. در همین حال ایالات متحده در قالب شورای امنیت سازمان ملل متحد نیر در تلاش بود تا ایران را که قصد سرنگونی رژیم بعثی عراق را داشت، به پای میز مذاکره بکشاند و بیانکه خسارت جنگی این کشور را تأمین کند به پذیرش آتشبس و خامته جنگ وادار نماید. بهمن از ماه 1365 (فوریه 1987) ایالات متحده همراه با دیگر اعضای دایم به صورت یک گروه ، «کار مشترک سازماندهی شدهای» را جهت پایان دادن به جنگ عراق با ایران آغاز کردند. مذاکرات گروه به صورت محرمانه و بر اساس متن پیشنهادی ایالات متحده آغاز شد و نتیجه آن پنج ماه بعد در 29 تیر ماه 1366 (20 جولای 1987) به صورت قطعنامه 598 به تصویب شورای امنیت رسید. البته با وجود اعتراض ایران و غیبت در جلسه شرای امنیت، جمهوری اسلامی به صورت غیر مستقیم و یا از طریق تماس با دبیرکل سازمان ملل و برخی کشورهای دوست در شورای امنیت از حمله آلمان غربی تلاش بسیار کرده بود تا دیدگاههای خود را برای این شورا روشن کند و همین هم موجب شده بود تا بر خلاف دیگر قطعنامههای پیشین شورای امنیت ، اعضای شورا در قطعنامه جدید « بعضی از مواضع ایران را در قطعنامه بگنجانند». ایالات متحده و دیگر اعضای شورای امنیت تلاش کردند تا با اصلاح بندهای شش، هفت و هشت پیشنویس قطعنامه 598 «به نحوی رضایت جمهوری اسلامی ایران را نیز جلب نمایند». اما از آنجا که هنوز بخشهایی از خاک ایران در اشغال نیروهای عراقی بود و دولت ایران هم با در دست داشتن بخشهایی از نقاط استارتژیک عراق مطمئن نبود که در قالب این قطعنامه بتواند به خواستههای خود دست یابد، موضع «نرود و نه قبول» را اتخاذکرده بود تا از تحریم تسلیحاتی یا حمله نظامی بینالمللی ضد خود جلوگیری نماید. در نهایت با تدبیری که خاویر پرزدکوئیار دبیرکل سازمان ملل در 1366 (سپتامبر 1987 در سفر به ایران و عراق و مذاکره با مقامهای دو کشور اندیشید، اولین مرحله از طرح اجرایی خود را در 23 مهر 1366 (15 اکتبر 1987) به هر دو طرف ارائه کرد. بر اساس این طرح اجرایی، قطعنامه 598 باید کلا پذیرفته شود، هیچ بندی از بندهای قطعنامه بر دیگری ارجحیت و تقدم نداشته باشد ، در روز آتشبس ، کار هیأت بی طرف بررسی مسؤولیت جنگ نیز شروع گردد و از تاریخ معینی بعد از روز آتشبس، عقبنشینی نیورها آغاز گردد. هر چند ایران طرح اجرایی دبیرکل را پذیرفته بود و آمادگی خود را برای اجرای قطعنامه 598 اعلام کرده بود، هم چنان «از پذیرش رسمی وعلنی قطعنامه طفره میرفت» . از نظر دولت آمریکا، این موضع ایران به دو بازیای برای فراز از قطعنامه تحریم 7 بیشتر شبیه بود و طرح مسئله غرامت و مرتبط کردن آن با مسئله عقبنشینی نیروهای ایران ، در واقع خروج از چارچوب قطعنامه 598 و نقش آن بود. از سوی دیگر در 13 شهریور ماه 1366 موشک زمین به زمین به خاک کویت پرتاب شد و دولت کویت، ایران را به انجام این حمله متهم کرد. در 24 مهرماه 1366 نیز موشک کرم ابریشم ناشناسی به کشتی نفتکش «سی اویل سیتی» متعلق به کویت که پرچم آمریکا را برافراشته بود، اصابت کرد و منجر به آسیب شدید نفتکش و زخمی شدن سه نفر از کارکنان آن شد. دولت آمریکا به این بهانه که پرچم آمریکا روی نفتکش بود، تصمیم به اقدام تلافی جویانه گرفت و در 27 مهرماه 1366 به پایانه نفتی شرادت و میدان نفتی رسالت حمله برده و آن را تبدیل به تلی از خاک نمود. در 30 شهریور ماه 1366 هم هلیکوپتری آمریکایی به کشتی بازرگانی ایرانی به نام «ایران اجر» به بهانه مینگذاری در خلیجفارس حمله کرده و چهار نفر از کارکنان آن را به شهادت و 25 نفر دیگر رابه اسارت گرفت. پس از این واقعه آمریکا فعالیتهای خصمانه خود را علیه ایران در خلیج فارس افزایش بخشید. در همین راستا در 25 فروردین ماه 1367 ناو آمریکایی ساموئل رابرتس که نفتکش کویتیای را همراهی میکرد، در برخورد با مین به سختی آسیب دید. سه روز بعد در 28 فروردین ماه 1367 سه ناو آمریکایی در یک اقدام تلافیجویانه سکوی نفتی ساسان را به همراه ناوچه جوشن و سه قایق تندرو دیگر در حوالی همان سکو منهدم کردند. و همچنین به تلافی حمله قایقهای توپدار ایرانی به ناو جنگی « یلی تاید» ناوها و هواپیماهای جنگی آمریکا در خلیجفارس ، ناوهای سهند و سبلان را در نزدیکی دهانه تنگه هرمز هدف حمله قرار دادند که منجر به غرق شدن یکی از ناوها و وارد آمدن خسارات فراوان به دیگری شد. در حین انجام این عملیاتهای ناجوانمردانه از سوی ایالات متحهد بر ضد جمهوری اسلامی ایران، عراق نیز در 28 فروردین ماه 1367 به کمک نیورهای آ«ریکایی که جزیره فاو را برای آنها ماکت سازی کرده و به صورت دقیقا محل استقرار نیروهای ایرانی را به آنها نشان داده بود، با یک حمله شیمیایی فاو را بازپس گرفت. و بعد از آن در چهارم خرداد ماه 1367 به حلبچه هم حمله برده و آن را نیز بازپس گرفت، با انجام این حمله ایران دست به 3 اقدام اساسی زد که عبارت بودند از: 1) پیگیری روند جا به جایی در بندهای قطعنامه 598 از طریق دیپلماتیک 2) فراخوانی نیروهای مردمی برای پشتیبانی از جبههها 3) انتصاب حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی به عنوان جانشین فرماندهی کل قوا پس از اتخاذ این تصمیمات شاهد آن بودیم که ایالات متحده از طریق سیگنالهای آشکار و پنهان از ایران میخواهد تا با پذیرش قطعنامه 598 جنگ را خاتمه بخشد. پس از سقوط جزایر مجنون و بازپسگیری کلیه مناطق تصرف شده در جبهههای جنوبی، تهاجم نیروهای عراق به منطقه شمالی در هفتم تیرماه 1367 به ارتفاعات شاخ شمیران در منطقه دربندیخان آغاز شد و پس از تخلیه نیروهای ایران ، که برای تمرکز توان خود و خارج کردن ابتکار عمل از دست عراق، صورت گرفت، ارتش عراق در ظرف پنج روز کلیه مناطق شمالی کشور را که در سال 1366 و اردیبهشت ماه 1367 با عملیات کربلای ده، نصر چهار ، نصر هشت ، بیتالمقدس شش آزاد شده بود، باز پس گرفت. وضعیت جدید ایران در مقایسه با گذشته ناگوارتر هم شهد بود، زیرا از سویی با از دست دادن مناطق تصرف شده در داخل خاک عراق ، فاقد دست قوی در مذاکره شورای امنیت سازمان ملل بود و از سوی دیگر توان ادامه جنگ به گونه مورد نظر خود را نداشت. در چنین وضعیتی بود که شورای عالی پشتیبانی جنگ با صدور بیانیهای ضمن تشریح جنگ، تصمیمهای جدیدی را اعلام کرد که از جمله آن بهبود روابط خود با فرانسه و مذاکره با انگلیس و کانادا به منظور تجدید روابط سیاسی بود. همزمان ایالات متحده هم دست به فشارهای سیاسی جدیدی بر دولت عراق زد تا این کشور را راضی کند که با راه حل دیپلماتیک مورد قبول ایران موافقت کند.از جمله این که ملاقاتی میان آمریکاییها و جلال طالبانیف رهر اتحادیه میهنی کردستان ، صورت گرفت که اعتراض دولت عراق را برانگیخت. ریچارد مورفی، مدیر کل امورخاورمیانه وزارت امور خارجه آمریکا با توجه به فضای ایجاد شده در رسانههای غربی مبنی بر روابط ایران و آمریکا و تنش در روابط عراق و آمریکا در سخنانی ضمن «دخالت در امور داخلی عراق و شایعه برقراری روابط پنهانی با ایران گفت: در منافع کشورهای خلیج فارس در این است که این جنگ تمام شود ... آمریکا معتقد است که سیاست کنونی که مبتنی بر قاطعیت و به طور همزمان ، آمادگی برای گفتگو است، سیاست دوستی است و هم چنان پیگیری خواهد شد .... این جنگی است که باید به آن خاتمه داد و مذاکره برای اعمال قطعنامه 598 را آغاز کرد». لذا اینجا بودکه ایالات متحده با هدف تحمیل قطعنامه 598 به ایران و ترغیب این کشور به دست کشیدن ا زخواستههای خود؛ در 12 تیر ماه 1367 هواپیمای ایرباس جمهوری اسلامی ایران را در یک اقدام عمومی مورد حمله قرارداده و تمامی 290 سرنشین آن را به شهادت رساند. این اقدام، در اصل هشداری بود از سوی کاخ سفید که میخواست از طریق آن اعلام کند که چنانچه جمهوری اسلامی ایران تن به صلح تحمیلی ندهد و دست از حملات خود علیه رژیم صدام بر ندارد، آمریکا از هیچ گونه جنایتی فروگذار نخواهد کرد. مؤید این مطلب را میتوان در سخنان ، مایکل آرماکاست ، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، در مصاحبهای که وی در 21 تیر ماه 1367 درباره سرنگونی هواپیمای جمهوری اسلامی ایران انجام داد، یافت که وی اعتراف کرده بود که «ما به طور یک جانبه سعی کردیم بر ایران فشار آورده ، او را مجبور به پذیرش قطعنامه نماییم». لذا این جنایت هولناکه با هیچ اصول اخلاقی و حقوقی بینالمللی نداشت ، ثابت کرد که واشنگتن برای حمایت از منافع نامشروع خود در نقاط مختلف جهان از ارتکاب هیچ عمل ضد بشری دریغ نمیکند. شرح واقعه: وینس که درتاریخ هفتم خرداد ماه از بندر سان دیهگو وارد آبهای بینالمللی ایران در خلیج فارس شده بود و 12 تیرماه 1367 مشغول گشتزنی در اطراف جزیره هنگام بود. که ناگهان پیام رمزی از قرارگاه عملیاتی ناوگان پنجم آمریکا در منامه دریافت کرد. متن این پیام عبارت بود از «بسوی هر نوع هواپیمای ایرانی که برفراز آبهای خلیج فارس پرواز میکند شلیک شود». سیستم ایچیز مارک قلب این رزمناو به شمار میرفت و وظیفه اصلی این سیستم ، کشف هدفهای پرنده اعم از موشک ، هواپیما و پردازش اطلاعات ، تعقیب صدها هفد به طور همزمان و کنترل آتش علیه آنها بود. چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس ـ 300 به منطقه کنترل هوایی امارات متحده در محلی به نام «مومیت» خلبان رضاییان به مرکز کنترل راههای هوای یکشور اطلاع داد که قصد دارد به ارتفاع 14 هزار پا صعود کند. در همین لحظه که ناو وینسن خود را به بهترین و نزدیکترین موفقیت رسانده بود، به دستور ناخدا ویل راجرز در ساعت 10و24 دقیقه فرمان شلیک به سمت هواپیما صادر شد و 2 فروند موشک استاندارد 20 به سوی ایرباس جمهوری اسلامی ایران شلیک شد و اندکی بعد ، هواپیما از صفحه رادار محو و در آبهای همیشه نیلگون خلیج فارس سقوط کرد. بعد از این حمله جنایتکارانه، کاپیتان راجرز در تماس با سرفرماندهی ناوگان پنجم آمریکا این پیام را ابلاغ کرد: مأموریت با موفقیت انجام شد. دقایقی بعد هلیکوپترها و شناورهای مختلف برای انجام عملیات شناسایی و نجات عازم منطقه شدند. سرنشینان قایقهای تندرو سپاه پاسداران ، افارد محلی ساکن حاشیه جنوبی جزیره قشم و تعدادی از سرنشینان قایقهای صیادی خبر از حادثهای دادند که باورنکردنی بود. به گفته شاهدان عینی، هواپیما پس از اصابت موشک منفجر و به دو نیم شد. با شناسایی دقیق محل سقوط، هلیکوپترها و شناورها به موفقت 26 درجه و 42 دقیقه عرض شمالی و 56 درجه و 3 دقیقه طول شرقی اعزام شدند. تا ساعت 11:30 دقیقه ، تعداد چهار فروند هلیکوپتر ، یک فروند هاورکرافت ، شش فروند یدککش، 2 فروند ناو ، هشت فروند قایق در منطقه مشغول تجسس شدند. به تدریج هلیکوپترها موفق شدند جنازههایی را که یکی یکی روی آب میامدند پیدا کنند. با پیدا شدن هر جنازه ، یک موشک رودزا، توسلی هلیکوپتر ، شلیک میشد و شناورها اقدام به خارج ساختن جسد از آب میکردند. اولین جنازه ، دختر بچه 8-7 سالهای بود که دستها و پاهایش تکه تکه شده بودند، سپس پیرمردی که از وسط به 2 نیم شده بود، بعد کودک هشت ماه، تعدادی دست و پای قطع شده و بدین ترتیب اولین گروه از جنازهها در ساعت 3 بعدازظهر توسط یک فروند هاورکرافت نیروهای دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، به بندرعباس منتقل شد. ت) واکنش مقامات آمریکایی: ناخدا «ویل راجرز» فرمانده ناو وینسن ، پس از این جنایت هولناک گفت: «سنگینی این بار را تا پایان عمر به دوش خواهم کشید». گری سیک مشاور سابق امنیت ملی آمریکا در یک گفتگوی صریح با رادیو بی بی سی خاطر نشان ساخت. «که سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران یک اقدام شرمآور برای آمریکا بود و توجیه آمریکاییها در مورد این حادثه بسیار خجالتآور بود». دیوید نارسون فمرانده ناوشکن آمریکایی سایوز که در زمان حمله در ناو وینسن حضور داشت، یک سال بعد در مجله مؤسس بررسی مسائل نیروی دریای آمریکا گفت که : هواپیمای ایرانی پرواز 655 ایران ایر بدون هیچ دلیل قابل قبولی سرنگون شد. در کنار این اظهار نظرها، مقامات آمریکایی در ابتدا اعلام کردند که یک فروند هواپیمای اف-14 جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرار دادهاند، اما پس از روشن شدن هویت هواپیما، آمریکاییها سعی کردند تا به نحوی وانمود کنند که در این مورد مرتکب اشتباه شدهاند. اما شواهد بعدی این نظر آنان را کاملا مردود جلوه داد. مقامات نظامی آمریکا اعلام کردند که هواپیمای ایرانی در خارج از دالان هوایی پرواز میکرد و رزمناو آمریکایی نیز 7 بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایرانی ، مخابره کرده ولی جوابی دریافت ننموده است. اما دلایلی وجود دارد که این اظهارات مقامات آمریکایی را رد مینماید: 1) قطعات متلاشی شده هواپیما و اجساد سرنشینان آن در سطح وسیعی از آبهای سواحل جنوبی جزیره هنگام ، درست در داخل آبهای ایران پراکنده شده بودند. این محل درست در زیر مرکز دالان هوایی بینالمللی بندر عباس دوبی (آمبر 56) قرار داد و نشان میدهد که هواپیما درست در مسیر پیش بینی شده در حال پرواز بوده است و همانطور که چهارسال بعد روزنامه «نیویورک تایمز» در گزارشی که حاوی چندین نکته تازه بود و گفت که ناو وینسنس در آبهای فلات قاره ایران بوده است و نه در آبهای بینالمللی و پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) در آن زمان بر این حقیقت سرپوش گذاشته است. همچنین دریاسالار «ویلیام کراو» رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در دوره زمامداری ریگان در گفتگو با شبکه «بی بی سی» تأکید کرد، ناو وینسنس بدون هیچ دلیل روشنی با وجود برخورداری از توپ ها و موشک های دور برد به کمانه آبهای ایران آمده بود. این نشاهن دهنده آن است که ناو به عمد برای عمل سوء آماده شده بود. 2) هواپیمای مسافربری ایرباس از نظر حجم، شکل، اندازه و توانایی پرواز کاملا با هواپیمای F-14 متفاوت است. 3) با توجه به ارتباط کلامی و ارتباط ناوبری هر هواپیمای بازرگانی و مسافربری، ناو آمریکایی میتوانست براحتی با شنیدن مکالمات خلبان به ماهیت هواپیمایی مسافربری پی ببرد. 4) مقامات ناو آمریکایی ادعا کردهاند سه اخطار روی باند نظامی فرستادهآند ولی پاسخی دریافت نکرده است و از آنجا که کلیه خلبانان دو منطقه همیشه در این باند به گوش هستند، این ادعایی واهی مینماید. 5) آمریکاییها اعلام کردند هواپیمای سرنگون شده اقدام به پخش علایم راداری نظامی کرده است . آنچه از جنبه تصادفی بودن حادثه میکاهد این نکته است که چگونه ناو آمریکایی در زمانی که این هواپیما را در صفحه رادار خود داشته است و هواپیما حداقل یک بار با بندرعباس و یکبار با دبی در تماس بوده به فرکانس مکالمات هواپیما توجه نکرده است؟ پاسخهای رسیده از هواپیما به هرماه اطلاعات رادار دوربردی به نام «رادار ثانویه» بر صفحه رادار مرکز کنترل ترافیک هوایی به صورت «حرفی ـ عددی» (9) نقش میبندد. اظهار بیاطلاعی ناو آمریکایی از این پیامهای رادیویی نیز بسیار عجیب به نظر میرسد، در آنجا که مقامات فوردگاهی اعلام کردهاند هواپیما به ناگه، از صفحه رادار محو شده است، روشن بودن دستگاه در هنگام حادثه اثبات میشود و گذشته از آن اصولا این دستگاه در طول پرواز همیشه روشن است. با در نظر گرفتن مجموع این شواهد است که سهوی بودن شلیک به سوی پرواز جمهوری اسلامی ایران (655) کاملا مردود و رزمناو وینسنس از روی نقشه قبلی و آگاهانه هواپیمای مسافربری ایران را با 290 سرنشین مورد هدف قرار داده است. ث) واکنش جمهوری اسلامی ایران به این حادثه: متعاقب این تجاوز آشکار ، جمهوری اسلامی ایران در روز 14 تیر 1367 طی نامهای به رییس شورای امنیت خواستار تشکیل جلسه فوری شورا برای رسیدگی به موضوع شد. 25 تیر 1367 مطابق با 16 ژوئیه 1988 میلادی شورا تشکیل جلسه داد. از سوی جمهوری اسلامی ایران دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت ایران و از جانب آمریکا جرج بوش معاون وقت رییس جمهوری در جلسه حضور داشتند. وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در فرازی از سخنان خود عنوان کرد: حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس تنها منادی مرگ و بیقانونی و شرارت بوده و جز ناامنی چیزی به ارمغان نیاورده است. عمل جنایتکارانه آ«ریکا در حمله به هواپیمای کشوری به هیچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجیه نیست. شورای امنیت پس از استماع سخنان دکتر ولایتی و جرج بوش در جلسه شماره 3831 خود در تاریخ 30 ژوئیه 1988 (29/4/1367) طرح قعطنامهای پیشنهادی را تصویب کرد. متن قطعنامه 616 به شرح زیر است: «شورای امنیت ، با بررسی نامه مورخه 5 ژوئیه 1988 جانشین نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران خطاب به رییس شورای امنیت و با استماع بیانات نماینده جمهوری اسلامی ایران، با ابراز تأسف عمیق از این که یک «هواپیمای غیر نظامی ایران ایر» در پرواز برنامه ریزی شده بینالمللی 655 ، در پرواز بر فراز تنگه هرمز بوسیله موشک شلیک شده از ناو جنگی ایالات متحده آمریکا (وینسنس) منهدم گردیده است بر ضرورت تبیین حقایق سانحه تسوط بازرس یبیطرفانه در منطقه خلیج فارس تأکید داشته و اظهارات خود را به شرح زیر اعلام میدارد: 1) تأسف عمیق خود را از ساقط ساختن هواپیمای غیر نظامی ایران بوسیله موشکی که از یک ناو جنگی آمریکا شلیک شده و تسلیت عمیق خود را به خاطر از دست رفتن غمانگیز جان انسانهای بی گناه ابراز میدارد. 2) همدردی صمیمانه خود را به خانوادههای قربانیان سانحه غمانگیز و دولتها و کشورها یآنان اعلام میدارد. 3) از تصمیم سازمان بینالمللی هواپیمایی کشوری در پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد گروه تحقیق برای بررسی تمام حقایق موجود همچننی از اعلام ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیمشان برای همکاری با بررسی سازمان هواپیمایی کشوری استقبال میکند. 4) از تمامی اعضای کنوانسیون 1944 شیکاگو ، درخواست می:ند که در همه شرایط ، مقررات و رویه های سلامت هوانوردی کشوری بویژه ضمائم آن کنوانسیون به منظور جلوگیری از چنین پیشامدهایی را دقیقا مراعات نمایند. 5) لزوم اجرای فوری و کامل قطعنامه 598 (1987) ، شورا را به عنوان تنها مبنای حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار ، منازعه میان ایران و عراق ابراز و پشتیبانی خود را از دبیرکل برای اجرای این قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همکاری با دبیرکل برای تسریح در اجرای طرح اجرایی او مینماید. همچنین جمهوری اسلامی تنها به شورای امنیت و شورای ایکائو اکتفا نکرده و به دیوان بینالمللی دادگستری لاهه نیز شکایت کرد. عنصر تخصصی سازمان ملل متحد یعنی ایکائو نیز از مسائل سیاسی به دور نمانده و به جای بررسی فنی و ارائه طریق به شورای امنیت به ابراز تأسف و تسلیت به بازماندگان سانحه پرداخت. از وضعیت بررسی و صدور قطعنامه شورای امنیت چنین برمیآید که آنچه که برای شورای امنیت اهمیت داشت، پایان جنگ ایران و عراق بود و هر گونه حادثهای هم که تحت فشار آمریکا رخ میداد اصلا در این شورا مورد بررسی قرار نمیگرفت چه رسد به اینکه احیانا ایالات متحده خطا کار ، محکوم هم شود. باری به هر جهت، علیرغم شکایت جمهوری اسلامی ایران به سازمانها و نهادهای بینالمللی مختلف ، دولت آمریکا بدون عذرخواهی رسمی از جمهوری اسلامی ایران تنها اعلام کرد که به خانواده قربانیان مبالغی پرداخت خواهد کرد و از سوی دیگر شاهد آن بودیم که جورج بوش پدر در دومین سال این فاجعه ، با هدای نشان لیاقت به فرمانده این ناو آمریکاییف نه تها از وی تقدیر کرد، بلکه طی مراسمی مدال لیاقت شریون را به وی داد، اعطای این مدال به جنایتکاری که مرتکب یک اقدام کاملا تروریستی شده بود، نشان میداد که او مجری سیاستهای آمریکا در منطقه بوده و این سیاست را به دستور مستقیم کاخ سفید انجام داده است. در پایان ذکر این نکته لازم است که ایالات متحده با انجام این اقدام تروریستی ، نه تنها یک لکه ننگ را در پرونده سیاه جنایات خود ثبت کرد، بلکه آشکارا ثابت کرد که خود بزرگترین حامی تروریسم و بزرگترین نقض کننده حقوق بشر در جهان است. در خامته ، شادی ارواح جان باختگان این حادثه را از خدای متعال خواستاریم.