خبرنگار "الف" در تلاش برای برگزاری مناظره مکتوب میان موافقان و مخالفان نامه 57 استاد اقتصاد به رئیس جمهور، نکات تازه ای درباره این نامه بدست آورده است.
یک عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی گفت: "متن اولیه ای که از طرف تهیه کنندگان نامه برای همکاران ارسال شده بود، کوتاه تر و منصفانه تر بود، اما بعد از امضا، پاراگراف هایی تند و بعضا سیاسی به متن اولیه افزوده شد که این مساله خاطر برخی همکاران امضا کننده این نامه را مکدر و ناراحت کرده است".
این استاد دانشگاه افزود: "این همکاران از تهیه کنندگان نامه اکیدا خواسته اند از طرف آنها مناظره یا کار سیاسی دیگری انجام نشود، به همین دلیل هم در مناظره های اخیر، آقای دکتر ستاری فر و آقای دکتر عبده تاکید کرده اند که از طرف 57 امضا کننده نامه نمایندگی ندارند و صرفا نظر شخصی خود را بیان می کنند".
این گزارش می افزاید: در انتهای این نامه، امضای 57 استاد اقتصاد با ذکر نام دانشگاه محل تدریس ذکر شده است. ده واحد دانشگاهی که در این نامه از آنها یاد شده است، همگی دانشکده اقتصاد یا رشته های نزدیک و مشابه دارند (نظیر دانشکده علوم اداری و اقتصاد یا دانشکده مدیریت و اقتصاد و ...). دانشکده های اقتصاد این ده دانشگاه جمعا 215 عضو هیات علمی دارند که از میان این افراد، 56 نفر نامه یاد شده را امضا کرده و یک نفر غیر عضو هیات علمی نیز (آقای دکتر حسین عبده) نامه را امضا کرده است. به این ترتیب 26 درصد اعضا هیات علمی دانشکده های اقتصاد ده دانشگاه نامبرده شده در انتهای این نامه حاضر به امضای آن شده اند.
برای امضای این نامه، اعضای هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز با 8 امضا از میان 10 عضو هیات علمی این دانشکده بیشترین مشارکت را داشته اند و اعضای هیات علمی دانشکده های اقتصاد دانشگاه های مازندران و شهید بهشتی نیز کمترین مشارکت را داشته اند. دانشکده های اقتصاد این دو دانشگاه هر یک به ترتیب 24 و 23 عضو هیات علمی دارند که از میان این عده فقط یک نفر حاضر به امضای این نامه شده است.
ضمن اینکه هیچ یک از اعضای هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشکده های مهمی مانند صنعتی شریف، تبریز، فردوسی مشهد و شیراز حاضر به امضای این نامه نشده اند.
در این باره یک عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران نیز به خبرنگار "الف" گفت: "متن این نامه حاوی نکات مهم و قابل تاملی است، اما دو مساله باعث شده است تا این نامه غیرمنصفانه و سیاسی کاری تلقی شود. اول این که نویسندگان نامه فقط به آمارهای سال های 84 و 85 تاکید کرده اند و گویی قبل از سال 84 اوضاع اقتصاد ایران سالم و بسامان بوده و همه ناهنجاری ها از سال 84 آغاز شده است".
این استاد اقتصاد افزود، "نکته دوم این که نویسندگان نامه همه استدلال های خود را مبتنی بر ارقام برنامه چهارم توسعه ذکر کرده اند، گویی ارقام برنامه چهارم کاملا درست و کارشناسی شده تدوین شده، در حالیکه هرگز چنین نیست و کسانی که در جریان تدوین و تصویب این برنامه بوده اند، می دانند که ارقام برنامه چهارم عمدتا بر اساس حدس و گمان نویسندگان آن تعیین شده اند".