صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۳۸۵ - ۱۶:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۱

در روزهای پایانی مرداد، کنگره نهم مشارکت و دهم سازمان مجاهدین انقلاب با تاخیری یک ماهه برگزار شد.
یکی از جنجالی ترین موضوعات کنگره نهم مشارکت، انتخاب دبیر کل جدید پس از گذشت هشت سال از تاسیس حزبی بود که در روزهای نخست به حزب «دولت خوانده» و سپس «پدرسالار» معروف گردید.
یکی از روزنامه های وابسته به طیف تجدیدنظرطلب، در توصیف مراسم وداع محمدرضا خاتمی و معارفه میردامادی با عبارتی زیرکانه، دیدگاه خود را نسبت به دبیر کل سابق و جدید چنین بیان کرد: «در مراسم خداحافظی خاتمی، حاضران نشستند و کف زدند و بدرقه کردند، اما برای میردامادی همه حاضران از جاهای خود برخاستند و کف زدند و به استقبال او آمدند
هشت سال قبل، محمدرضا خاتمی در حالی بر کرسی دبیرکلی مشارکت تکیه زد که به جز انتساب وی به برادر، هیچ برگ برنده دیگری در کارنامه سیاسی او مشاهده نمی شد و این باعث شده بود تا نغمه های مخالفت، از همان آغازین روزهای انتخاب مصلحتی! وی در محافل وابسته به جبهه دوم خرداد به گوش برسد. شاید اصلی ترین پیام کنگره نهم این بود که برپاکنندگان آن می خواستند بگویند که ما هنوز زنده ایم و کورسویی به آینده داریم و این در حالی بود که بوی انشعاب بیش از هر زمان دیگر به مشام می رسید. محمدرضا خاتمی که به همراه معین و کولایی از سردمداران جبهه دمکراسی خواهی بودند باید به محاق فراموشی سپرده می شدند چرا که این جبهه حتی از جذب سرخورده ترین جریان های سیاسی همچون ملی-مذهبی ها، نهضت آزادی ها، جنبش مسلمانان مبارز و طیف تحکیم علامه هم عاجز مانده بود.
در آن سوی میدان هم انتخاب میردامادی را باید خط پایانی ولو به ظاهر، بر افراطی گری دانست، افراطیونی که روز قبل از رای گیری شورای مرکزی، در جلسه ای به اتفاق به دبیر کلی عبدالله رمضان زاده به دلیل مواضع قومگرایانه و ساختارشکنانه وی رای داده بودند.
کنگره نهم هیچ چیز دیگری جز آنچه که گذشت به همراه نداشت. سرخوردگی عده ای و به انزوا رفتن گروه دیگر و این یعنی آغاز انشعاب ها و جدایی های دیگر.
اما کنگره دهم سازمان مجاهدین، حال و روزی بهتر از کنگره نهم مشارکت نداشت. در این کنگره نه کروبی حاضر شد و نه خاتمی. تصمیم گیری شورای مرکزی هم نشان داد که این جریان سیاسی هنوز قالب سازمانی داد تا حزبی. آقاجری که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در شیپور تحریم دمیده بود باید از شورای مرکزی کنارگذاشته می شد. ظاهرا اعضای سازمان به این نتیجه رسیده بودند که سازمان نباید بیش از این روی آقاجری سرمایه گذاری کند.عنصری که بخشی از ناکامی های سازمان :به گمان بازیگران اصلی آن- متوجه مواضع افراطی وی شده است. در آن سوی دیگر، عناصری از سازمان که در انتخابات ریاست جمهوری به معین نزدیک شده بودند باید تاوان پس می دادند چرا که اعضای قدیمی همچون بهزاد نبوی، محمدسلامتی، خسرو تهرانی، فیض الله عرب سرخی، ابوالفضل قدیانی، مرتضی الویری، عبدالله ناصری و مصطفی تاج زاده، با هاشمی رفسنجانی میثاق بسته بودند.
سلامتی در نطق افتتاحیه گفت ما از بی در و پیکر بودن تشکیلات های سیاسی بسیار ضربه خورده ایم بنابراین نباید درهای سازمان را به روی هر غریبه ای گشود.
نطق دبیر کل باسابقه سازمان نشان داد که حلقه بسته تصمیم گیران هنوز هم حرف اول را در کارکرد این سازمان مخفی و نیمه علنی می زند. سازمانی که به نظر می رسد این روزها سفره خود را از دیگر جریان های وابسته به جناح دوم خرداد جدا کرده است.

 

نام:
ایمیل:
نظر: