صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۳۸۶
رضا گرمابدری

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
انسانها در ذهن و اندیشه خود می توانند درباره هر چیز فکر کنند مخلوقاتی بیافرینند و نابود کنند، واژگانی بسازند و محو کنند ، زشتی ها را زیبا و زیبایی ها را زشت ببینند. انسانها می توانند در هنگام با خود بودن هر چیز را بر زبان بیاورند و هرچیز را برکاغذ بنگارند جواز این کار که خواص و اهل دل و معرفت آن را مجاز نمی دانند، ناشی از آن است که فرد باخود است و نه با غیر. هرگاه درخلوتخانه بر روی غیر باز شد داستان صورت دیگری پیدا می کند و در رأس هر اظهاری به هر شکل و نوعی که باشد مراعات ادب و احترام است با چنین اعتقادی با عذرخواهی پیشینی متن ذیل پیش روی خوانندگان محترم قرارداده می شود.
«زمان زیادی از روزهای گرم حضور گروه ما در منطقه آزاد کیش گذشته است اما هنوز چرخش رندانه دست های مرد جوان در آسمان کوچک پارک دلفین ها چنان قدرتمند بر صورت و سیرت ذهن و خیال مانده است که چرخش دست های مرد جوان دیگری در آسمان نقطه دیگری از ایران کافی است تا رقص دلفین ها دوباره در برابر چشمانم زنده شود. حکایت غریبی است رقص و آواز دلفین های جزیره. پس از تحمل ساعت ها گرسنگی و بی غذایی، دست مرد جوان که از سبد آذوقه بیرون می آید، دلفین ها معصومانه اما هنرمندانه سر و بال می جنبانند و سپس به لقمه کوچکی قانع می شوند و تن به خیسی استخر زیبای پارک می دهند. با اشاره ای دیگر از سوی صاحب لقمه های از پیش مهیا شده، ناباورانه می بینیم که از گلوی این بی زبان های زیبا، صدا هایی هماهنگ اما ناهمگون به گوش می رسد. دلفین ها بلندتر می خوانند، جمعیت به آوازخوانی این موجودات دلفریب دل می بازد و آسمان جزیره پر می شود از شور و شعف کسانی که هم پا و همراه شدن دلفین ها با مرد جوان را به بزم نشسته اند. غافل از آنکه این کنسرت با تمام زیبایی های بی نظیرش، سمفونی گرسنگی و گردن کجی و گدایی و گریه دلفین ها بود برای لقمه ای که به آن نیازمند بودند و این احتیاج بود که آوازی چنین تلخ را رقم زد تا مرد جوان بر آن ببالد و فخرش را به جمعیتی بفروشداین روزها شاید همدلا نه تر بتوان حکایت غریب احتیاج و آواز دلفین ها را به حکایت غریب تر احتیاج و نیاز ملتی که اینک به گرد رئیس جمهورشان در سفرهای استانی حلقه می زنند تعمیم داد و از پیشداوری ها و متهم شدن به جنگ روانی و سیاه نمایی ها نهراسید. دست هایی که در آسمان استان ها می چرخد تا موج نامه ها و شکوه های ملتی را پارو کند تداعی گر چیست؟ جمعیتی که مشفقانه و مشتاقانه به گرد دومین شخص کشور در سفر های استانی حلقه می زنند تداعی گر کدامین نیاز و احتیاج هستند...چرا که راز دلفین های گرسنه را تنها کسی می داند که خود مسبب به وجود آمدن نیاز و احتیاج آنها است.»
مطلب فوق بخشی از یادداشت درج شده در روزنامه اعتمادملی مورخ 31/1/87 است. به دنبال درج این مطلب گستاخانه و اهانت آمیز آقای کروبی صاحب امتیاز این روزنامه توسط خبرگزاری ایسنا از مردم و کسانی که در این مطلب به آنها اهانت شد عذرخواهی کرد و گفت: ضمن تشکر از زحماتی که همکاران این جانب در روزنامه اعتماد ملی می کشند و تاکید بر لزوم طرح آزادانه انتقادات از این که بعضی افراد مرز بین انتقاد و اهانت را تشخیص نمی دهند متاسفم و به همین خاطر صمیمانه از مردم پوزش می خواهم. من برای این که شدت تاسف خود از این مسئله را نشان دهم ترجیح دادم که این عذرخواهی علاوه بر روزنامه اعتمادملی از طریق یک خبرگزاری پرمخاطب نیز منتشر شود . - که روزنامه اعتمادملی مورخ 1/2/87 آن را درج نکرد-.
سوالی که در پی این اقدام سخیف اذهان را آزار می دهد این است که آیا چنین عذرخواهی این موضوع مهم- که اگر بی سابقه نباشد بسیار کم سابقه است - را کفایت می کند؟
تکلیف و وضعیت نویسنده، پیشینه و پسینه وی کاملا مشخص است و این قلم و نوشتار را با او کاری نیست سخن از مردم است و تمام مسئولان که پس از انقلاب از سرچشمه زلال و طاهر محبت و اخلاص آنها به اسلام، انقلاب و ایران سیراب شده اند. ملتی که با تحمل سخت ترین شرایط و مصائب آن و کمتر از آنی مسئولان را در برابر طوفان غم و موج بلا تنها نگذاشتند همانهایی که درانتخابات ریاست جمهوری نهم به آقای کروبی میلیونها رای دادند و آقای کروبی با پشتوانه آراء آنها به مجلس رفت و بر کرسی ریاست مجلس تکیه زد و اگر امروز هم به هر نقطه ای سفر کند باز بخشی از این مردم به استقبال او و دیگران می آیند. اگر فهم برخوردار از سلامت وجود داشته باشد درک می کند که خیل عظیم مردم استقبال کننده از مسئولان نظام ابتدا محبت ، علاقه ، صمیمیت و حمیت خود را به مسئولان هدیه می کنند و سپس با درخواست مسئولان که وظیفه اشان ایجاب می کند از طریق نامه مشکلاتشان را به اطلاع آنها می رسانند. در سرزمین اسلامی ایران هیچ دستی برای سیر شدن شکم به سمت و سوی مسئولان دراز نمی شود. مناعت طبع این ملت رشید به او اجازه رفتار دون مایگان را نمی دهد. او در تعاملی عزتمندانه حق و نیاز خود را در تصویری عاطفی و عاشقانه منعکس می کند و آنانی که تحمل دیدن چنین صحنه های زیبایی را ندارند و عامدانه هیچگاه نمی خواهند زیبا یی های خلق شده در نظام اسلامی را ببینند، همراه با سایر دشمنان نظام گاه و بی گاه با اهانت به مردم فهیم و باریک بین ایران خشم خود را نسبت به همراهی مردم با نظام آشکار می کنند و متن مورد بحث یکی از گستاخانه ترین این ابراز خشمهاست، از این رو مجددا تاکید می شود جناب کروبی این عذرخواهی کفایت نمی کند، چاره ای دیگر می یابد نمود.

نام:
ایمیل:
نظر: