صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۵۲۵

علی امینی
آمریکا بیش از 92 سال است که در گرداب نحوه مواجهه با ایران دست وپا می زند. این کشور علی رغم بهره گیری از تمام ظرفیت های خود، همچنان از اتخاذ یک سیاست معقول در رابطه با ایران ناکام مانده است. این گرفتاری در دوره ریاست جمهوری جورج بوش تشدید شده و اینک دولتمردان خسته آمریکا پس از هفت سال واندی از اجرای سیاست یک جانبه گرای خود در روابط بین الملل و در برخورد با دیگر کشورها، علت اصلی تمام شکست ها و ناکامی های خود را ایران می دانند. آنها با وجود آنکه به انتهای خط و به لبه پرتگاه رسیده اند و کمتر از 9 ماه به پایان حیات سیاسی اشان در کاخ سفید نمانده اما همچنان به راه اندازی جنگ سوم خود در خاورمیانه فکر می کنند.
اخیرا و پس از گزارشی که ژنرال پترائوس و رایان کروکر مقامات ارشد نظامی و سیاسی آمریکا به کنگره دادند، جورج بوش رئیس جمهور آمریکا در یک سخنرانی به شدت افراطی و عصبی ایران را «همکار القاعده» و «یکی از بزرگترین تهدیدهای قرن» برای ایالات متحده آمریکا دانست و هشدار داد در صورت لزوم در توسل به زور ابا نخواهد کرد. مواضع تهدیدآمیز رئیس جمهور آمریکا در شرایطی بیان می شود که این کشور در حوزه داخلی گرفتار مشکلات اقتصادی و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد و در محیط بین المللی نیز با چالش های عدیده ای مواجه است و اما علی رغم هیاهوها، واشنگتن در شرایطی نیست که بتواند یک جبهه جدید علیه ایران را شکل و سازماندهی نماید.
اظهارات تند جورج بوش بی ارتباط با جنگ 10روزه بصره و شکست سناریوی آمریکا در آن نیست. چرا که وی در همین سخنرانی می گوید «اگر ایران گزینه غلط را انتخاب کند آمریکا برای حمایت از منافع خود، سربازان و دوستان عراقی اش وارد عمل خواهد شد.»
نوری المالکی در ایامی که مردم ایران مشغول تعطیلات نوروزی خود بودند، بدون تدبیر در تور آمریکایی ها قرار گرفت و به بصره با هدف خلع سلاح نیروهای جیش المهدی حمله کرد. در این جنگ نوری المالکی اگرچه به ظاهر از پشتیبانی آمریکا و انگلیس برخوردار بود اما هیچ توفیقی به دست نیاورد. ابتکار ایران برای خاتمه سریع جنگ بدون اینکه نیروهای جیش المهدی خلع سلاح شوند خشم مقامات آمریکایی را برانگیخت.
از نظر آمریکایی ها این جنگ و تداوم آن چند هدف متعدد می توانست داشته باشد:
اول- جنگ سبب تضعیف نیروهای مقتدی صدر، جیش المهدی و نیروهای دولتی خواهد شد؛ در نتیجه تضعیف این دو، کل جریان شیعه در عراق تضعیف خواهد شد.
دوم- جنگ بصره سبب انشقاق و تفرق میان علمای شیعه در عراق خواهد شد. چرا که هر یک از علما از یک جناح درگیر حمایت خواهند کرد و این سبب ایجاد دسته بندی های سیاسی میان رهبران شیعی خواهد شد.
سوم- جنگ بصره و درگیری شیعی-شیعی سبب جبهه بندی در میان جامعه شیعی می شود و انسجام و وحدت را از جامعه شیعیان دور می کند.
چهارم- جنگ بصره و تداوم آن از نظر آمریکایی ها زمینه های دخالت ورود ایران به نفع یک طرف را ایجاد می کند و همین به تضعیف و کاهش نفوذ و اقتدار ایران در جامعه شیعی عراق می شود.
تدبیر حکیمانه و میانجی گرانه ایران به نحوی که هم به جنگ بصره در کوتاه ترین زمان ممکن پایان داد و هم اینکه هیچ کدام از طرف ها احساس پیروزی و یا شکست نکردند بزرگترین پیروزی برای ایران و شیعیان عراق و بزرگترین شکست برای سناریوهای آمریکا و مقامات فتنه گر این کشور محسوب می شود. فلذا خشم آمریکایی ها از ایران به جهت ناکامی طرح ها و سناریوهای آنها برای بحران سازی و تضعیف شیعیان در عراق و نیز کاهش اقتدار ایران در این کشور است.
مواضع تند جورج بوش علیه ایران در حالی مطرح می شود که بسیاری از مقامات و سیاست مداران پیشین آمریکا همچون جیمی کارتر، بیل کلینتون، مادلین آلبرایت، هنری کیسنجر و... دولت آمریکا را به پرهیز از جنجال سازی سیاسی و تهدیدات نظامی و نیز به مذاکره مستقیم با ایران دعوت و توصیه می کنند.
در همین حال نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا اعم از جمهوریخواه و دمکرات معتقدند که جنگ علیه ایران با توجه به پیچیدگی های آن و نقش منطقه ای ایران، آسان نیست و لذا آن را غیرممکن می دانند.
«هیلاری کلینتون»، نامزد دمکرات ها سیاست گذشته آمریکا در قبال ایران را سیاستی ناکام می داند و بر این نظر است در صورت پیروزی در سطح میانی با ایران مذاکره می کند. سناتور «اوباما» دیگر کاندیدای حزب دمکرات آمریکا نیز با انتقاد تند از سیاست های شکست خورده نومحافظه کاران آمریکا بر این نظر است که در صورت پیروزی با رئیس جمهور ایران وارد مذاکره مستقیم می شود.
«جان مک کین»، نامزد جمهوریخواهان نیز که از سوی لابی صهیونیزم به شدت حمایت می شود بر این اعتقاد است که جنگ با ایران، مشکل است. با این همه به نظر می رسد که مواضع اخیر جورج بوش نه از روی تدبیر که ناشی از شرایط استیصال و سرگردانی نومحافظه کاران آمریکایی در برخورد با ایران است که هم در عرصه داخلی و هم در سطح بین المللی بازی را باخته اند.

نام:
ایمیل:
نظر: