گزارش افشاگرانه نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در دولت خودگردان فلسطین پیرامون پشت پرده کمیته چهار جانبه بین المللی روند باصطلاح صلح خاورمیانه و تاثیرگذاری کاخ سفید بر موضعگیریهای سازمان ملل در زمینه فلسطین « الوارو دسوتو » که از اواسط سال 2005 تا اواسط ماه مه گذشته (اوایل سال 1384 اواخر اردیبهشت ماه سالجاری ) سمت هماهنگ کننده سازمان ملل متحد در امور مربوط به گفتگوهای باصطلاح صلح خاورمیانه و نماینده آن سازمان در دولت خودگردان فلسطین را برعهده داشت پس از دو سال و اندی فعالیت در این پست دیدگاههای خود در رابطه با مسائل مربوط به صلح خاورمیانه و فلسطین را طی یک گزارشی مفصل و مشتمل بر 52 صفحه به دبیرکل سازمان ملل ارائه داد . در این گزارش که در واقع تبیین کننده علل کناره گیری دسوتو از سمت خود و انصراف از ادامه همکاری با سازمان ملل متحد است وی به تشریح سیاست ها و اقدامات آمریکا و نیز تاثیرگذاری بر مواضع سازمان ملل متحد در خصوص صلح خاورمیانه دولت حماس و غیره پرداخته و به شدت از آن انتقاد نموده است . در این گزارش که محرمانه بوده و صرفا جهت مصرف داخلی سازمان ملل تهیه شده ولی بعدا بخش هایی از آن به مطبوعات درز کرده نکات بسیار مهمی مطرح گردیده و بسیاری از مسائل پشت پرده برملا گردیده است . چکیده ای از گزارش 1 ـ علیرغم تمامی تلاش ها و دلایلی که مطرح کردم هیچ وقت به من اجازه داده نشد به سوریه بروم و هیچ وقت دلیلی برای این کار (عدم مجوز) ارائه نگردید. 2 ـ من نتوانستم ماموریتم را به نحو مناسبی انجام دهم زیرا اولا اجازه نیافتم به سوریه بروم در حالی که سوریه بخشی از روند صلح خاورمیانه است و ثانیا علیرغم اینکه نماینده شخصی دبیرکل در دولت خودگردان فلسطین بودم ولی به جز 15 دقیقه نتوانستم نماینده وی در این تشکیلات خصوصا در رابطه با دولت حماس باشم و این پانزده دقیقه نیز فقط دو مکالمه تلفنی بود. 3 ـ سیاستها و مواضع طرفهای ثالث همواره بر سیاستها و مواضع سازمان ملل در خصوص نزاع اسرائیل ـ فلسطین تاثیرگذار بوده است . 4 ـ وقتی موضوع عقب نشینی اسرائیل از غزه مطرح شد وزیر خارجه آمریکا طی تماس تلفنی به دبیرکل وقت سازمان ملل گفت : قصد دارد ولفونسون را بعنوان نماینده آمریکا جهت پیگیری این موضوع معرفی کند که عنان اصرار کرد وی بعنوان نماینده کمیته چهار جانبه بین المللی معرفی شود. ولفونسون تلاش زیادی کرد و حتی طرح « دسترسی و تحرک » که سبب شد برخی محدودیتها از طرف اسرائیل در رابطه با تحرک فلسطینی ها رفع شود کار وی بود اما در آخرین لحظات رایس آنرا بنام خود تمام کرد. وقتی ولفونسون از اینکار کناره گرفت نظرش نسبت به آمریکا و اسرائیل واقعی تر از زمانی که به این کار گمارده شد گردیده بود. عنان تلاش زیادی کرد وی را راضی به ماندن کند و روسیه هم حمایت کرد ولی آمریکائیها تمایلی نداشتند و خودش هم نهایتا نپذیرفت . 5 ـ یکی از علل اصلی عقب نشینی اسرائیل از غزه و بخشهایی از کرانه باختری این بود که طرحهای قبلی شارون برای تشدید اسکان یهودیان در مناطق اشغالی و اسرائیل موفق نبود. اینک دو سوم یهودیان جهان خارج از اسرائیل هستند و شارون می دانست هیچوقت قرار نیست اکثریت ساکنان مناطق اشغالی 1967 (1346 ) از یهودیان باشند . 6 ـ برخی می گویند مشاوران نزدیک شارون از جمله اولمرت به وی توصیه کرده بودند که هنگام عقب نشینی از غزه مناطق بیشتری را نیز در کرانه باختری تخلیه کند. من شخصا فکر نمی کنم تخلیه غزه توسط اسرائیل نشان از تغییر دیدگاه شارون و مثبت شدن نظرش نسبت به طرح ایجاد دولت مستقل فلسطینی باشد بلکه برعکس حرکتی مهم بود که طرح « نقشه راه » را منتفی کرد. شارون از این عقب نشینی برای گرفتن امتیاز از آمریکا استفاده کرد که نمونه آن نامه بوش به وی بود که به اسرائیل اطمینان داد اسرائیل می تواند برخی شهرکهای مهم یهودی نشین را حفظ کند و گفت که آوارگان فلسطینی به اسرائیل بازنخواهند گشت . این در حالی است که اسرائیل شهرک سازی و نیز ساخت دیوار حائل را ادامه می دهد. 7 ـ علیرغم اینکه اسرائیل از غزه عقب نشینی نموده اما اغلب حقوقدانان بین المللی با این ایده موافقند که غزه هنوز تحت اشغال است زیرا ارتباط آن با دنیای خارج از طریق هوا زمین و دریا قطع است و تنها چیزی که فرق کرده این است که شهرک نشینان و نیز سربازان اسرائیلی در آنجا نیستند. 8 ـ اولمرت ضعیف تر از آن است که بتواند تصمیمات مهمی (در خصوص صلح خاورمیانه ) بگیرد . 9 ـ محمود عباس قبل از انتخاباتی که منجر به پیروزی حماس شد به ما و نیز اعضای کوارتت (کمیته چهار جانبه ) می گفت حماس رای قابل توجهی خواهد آورد اما اکثریت با فتح خواهد بود. وقتی حماس پیروز شد و کوآرتت قصد موضعگیری و اعمال فشار بر حماس را داشت یعنی فشار بر دولتی که همه اعتراف می کردند از طریقی دموکراتیک بر سر کار آمده من به دبیرکل سازمان ملل گفتم اروپا و آمریکا ملاحظات داخلی دارند و چون حماس را گروهی تروریستی می دانند موضعی متفاوت از ما اتخاذ می کنند ولی دلیل و ضرورتی ندارد که سازمان ملل هم همان مواضع را اتخاذ نماید و نباید دست خودمان را ببندیم و باید راه مذاکره سازمان ملل با حماس را باز گذاریم اما به نظراتم توجهی نشد. 10 ـ در نشست « کوآرتت » در لندن که در ژانویه 2006 بهمن 1385 و بعد از پیروزی حماس برگزار شد و هدف از برگزاری آن تنظیم سیاستها و مواضع این گروه در خصوص حماس بود. آمریکائیها در نظر داشتند لحنی را در بیانیه پایانی استفاده کنند که تاکید داشت هرگونه کمک به فلسطین باید قطع شود و یا مورد بازنگری قرار گیرد. من به دبیرکل گفتم این لحن مناسب نیست ولی از طرف آمریکا « دیوید ولش » و آبرامز مرا تحت فشار شدید قرار دادند و تهدید کردند اگر سازمان ملل با متن پیشنهادی آنها موافقت نکند این امر بر مذاکراتی که کنگره در خصوص سهمیه آمریکا در بودجه سازمان ملل دارد تاثیرگذار خواهد بود. 11 ـ انتخابات فلسطین آزاد و دمکراتیک بود . متاسفانه کوآرتت (کمیته چهارجانبه بین المللی ) که عملا برای تسهیل مذاکرات صلح خاورمیانه ایجاد شد تبدیل به ابزاری جهت فشار بر یک دولت دمکراتیک شده است و پیش شرطهایی را برای مذاکره با حماس گذاشته که خود می دانست عملی نیست . 12 ـ کوآرتت در شروط خود آورده است که حماس باید به تعهدات و موافقتنامه های قبلی دولت خودگردان با اسرائیل پایبند باشد این در حالی است که برای مثال اسرائیل درآمدهای مالیاتی فلسطینیان را نمی دهد و این خودش خلاف تعهدات قبلی است . چرا چیزی را از حماس می خواهند که اسرائیل خود به آن عمل نمی کند. من فکر می کنم آمریکا نمی خواهد اسرائیل درآمدهای مالیاتی مزبور را به فلسطینی ها برگرداند و صد میلیون دلاری هم که بازگردانده شد تنها بعد از موافقت آمریکا امکانپذیر شد. 13 ـ سیاستها و مواضع کوآرتت سبب شده فشارها از روی اسرائیل برداشته شود . در عین حال این ایده در افکار عمومی غرب و حتی نزد برخی دولتهای عربی ترویج شده که مشکل اصلی در منطقه ایران و هلال شیعی است و این حرکتی است که سبب انحراف توجهات از موضوع فلسطین می شود. 14 ـ رایس در یکی از مصاحبه های مطبوعاتی اخیر خود گفت حماس نباید سر کار باشد زیرا نمی تواند به نیازهای مردم پاسخ دهد . چطور از حماس که تمامی منابع آنرا مسدود کرده اند انتظار دارند بتواند به مردم فلسطین خدمت رسانی نماید. 15 ـ توافق مکه در رابطه با دولت وحدت ملی می توانست زودتر از آن یعنی حتی بلافاصله بعد از پیروزی حماس در انتخابات نیز شکل گیرد اما این در صورتی ممکن بود که آمریکا مانع نمی شد. آمریکا تلاش زیادی کرد که حماس و فتح درگیر شوند و حتی یک مقام آمریکائی در یکی از جلسات در واشنگتن گفته است من خیلی این خشونت (درگیری حماس و فتح ) را دوست دارم زیرا نشان می دهد سایر گروههای فلسطینی با حماس مشکل دارند. 16 ـ این آمریکا بود که محمود عباس را ترغیب به برگزاری انتخابات زودرس کرد . متاسفانه گروهی از فلسطینی ها هستند که در تماس با آمریکا می باشند و فقط آنچیزی را در رابطه با تحولات فلسطین می گویند که مقامات آمریکائی دوست دارند بشنوند. 17 ـ به نظرم اگر دبیرکل سازمان ملل می خواهد در شرایط تغییری دهد باید در عضویت سازمان ملل در کوآرتت تجدیدنظر کند . 18 ـ طرح صلح خاورمیانه از نظر استراتژیکی تابعی از سیاست آمریکا در ابعاد وسیعتری از مسائل خاورمیانه از جمله در خصوص عراق و ایران شده است . 19 ـ کوآرتت اعراب (مصر اردن عربستان و امارات متحده عربی ) همواره به آمریکا می گویند اگر واشنگتن مایل است استمرار حمایت اعراب در خصوص عراق و در مقابل ایران را داشته باشد باید روند صلح اسرائیل ـ فلسطین را جلو ببرد. 20 ـ کوآرتت بصورت مکانیزمی حاشیه ای در رابطه با روند صلح خاورمیانه درآمده است . این مکانیزم اینک بیشتر برای مدیریت روابط فرآتلانتیکی بکار گرفته می شود تا چیزی دیگر و مکانیزم موثری برای حل معضل فلسطین و اسرائیل نیست . دبیرکل از طرف شورای امنیت یا مجمع عمومی سازمان ملل مامور نشده تا در کوآرتت حضور یابد و سازمان ملل عملا در کوآرتت هیچکاره است . کوآرتت بیشتر به گروهی از دوستان آمریکا می ماند تا چیزی دیگر. برای مثال می توانید امتحان کنید و مثلا در بیانیه بعدی کوآرتت پیشنهاد دهید که کوآرتت از اسرائیل بخواهد درآمدهای مالیاتی فلسطینیان را به آنها بازگرداند. یقینا این درخواست با مخالفت آمریکا روبرو می شود. روسیه و اتحادیه اروپا از این پیشنهاد حمایت می کنند اما برای تصویب آن فشار وارد نخواهند کرد. دبیرکل سازمان ملل باید تاکید کند که یکطرفه بودن بیانیه های کوآرتت قابل قبول نیست و یا باید به قصور هر دو طرف اشاره شود یا اینکه از دولت خودگردان (حماس ) هم انتقاد نشود. 21 ـ حضور سازمان ملل در کوآرتت (کمیته چهارجانبه ) ما را در موقعیت بدی قرار داده است زیرا باعث شده برای حفظ روابط با برخی قدرتها مسئولیتهایمان در قبال مردم فلسطین را مورد مصالحه قرار داده یا حتی قربانی کنیم . من توصیه می کنم حضور سازمان ملل در کوآرتت را کاهش دهیم و برای مثال فقط ناظر باشیم با داشتن امکان توصیه ولی بگونه ای باشد که الزاما با مواضع و تصمیمات آنها مرتبط نباشیم . 22 ـ همواره در سازمان ملل در مقاطع مهم سیاستگزاری گفته می شود باید مراقب روابط بهتر با اسرائیل باشیم غافل از اینکه ما زمانی می توانیم بهتر باشیم از جمله برای اسرائیلیها که فلسطینی ها به ما اعتماد داشته باشند. 23 ـ به کوفی عنان و نیز بان کی مون نظراتم را گفته ام ولی آنها نادیده گرفته اند . متاسفم که بان کی مون در 25 مارس بعد از ملاقات با محمود عباس برای اولین بار جهت ملاقات با نخست وزیر دولت خودگردان شرط گذاشت و موضع سازمان ملل در رابطه با دولت مزبور (حماس ) را حتی از قبل هم بدتر کرد و گفت ملاقات مزبور بستگی به اقدامات و مواضع دولت فلسطین دارد. این اظهارات بان کی مون بعد از توافق مکه ابراز شد و این در حالی است که بعد از تشکیل دولت وحدت ملی در فلسطین سعی کند شرایط و مواضع سازمان ملل در رابطه با حماس را سهل تر نماید نه سخت تر. اظهارات وی تلاشهای من را دفن کرد زیرا من از ابتدا معتقد بودم حماس با قبول شرکت در انتخابات عملا روند اسلو را پذیرفته و حالا باید با برخورد صحیح به تحول مواضع این حزب کمک کرد ولی برخورد کوآرتت و سایرین خلاف این جریان عمل کرد. به نظرم اگر با حماس خوب رفتار شود می تواند در مسیر قبول دو دولت حرکت کند. تصمیم من برای ترک سازمان ملل و شغل فعلی دلایل متعددی دارد ولی یکی از مهمترین آنها این بود که بعد از اظهارات فوق الذکر دبیرکل برایم ثابت شد که دیگر نمی توانم در این روند موثر باشم . 24 ـ در خاورمیانه ضرب المثلی است که می گوید شما نمی توانید در این منطقه بدون مصر جنگ و بدون سوریه صلح ایجاد کنید . بخش اول این ضرب المثل دیگر مصداق ندارد اما به نظرم بخش دوم هنوز هم مصداق دارد. 25 ـ آمریکائیها معتقدند روند صلح اسرائیل ـ فلسطین را می توان همزمان با منزوی کردن سوریه هم پیش برد . بخاطر همین است که نمایندگان آمریکا در یکی از جلسات کوآرتت گزارش دادند که در ملاقات خود با نمایندگان کوآرتت اعراب گفته اند آیا اگر اسرائیل فقط با فلسطینیها به توافق برسد و از سرزمینهای اشغالی فلسطینی (1967 ) خارج شود آنها حاضرند روابط خود با اسرائیل را عادی کنند یا خیر . یعنی این بدان معناست که آمریکائیها می خواهند آنچه را تاکنون مطرح بود مبنی بر عادی شدن رابطه میان اسرائیل و عربها به شرط عقب نشینی اسرائیل از تمامی سرزمینهای اشغالی اعراب از جمله جولان تغییر داده و فقط مربوط کنند به خروج اسرائیل از سرزمینهای اشغالی فلسطین در 1967 به نظرم این حرکت باعث تفرقه میان عربها خواهد شد . 26 ـ علیرغم تمامی تلاشها و اصرارم تاکنون دلایلی قانع کننده به من داده نشده که چرا نباید با سوریها ملاقات و مذاکره کنم . البته بعضا بطور تلویحی گفته می شود با توجه به اینکه فعلا تمرکز در خصوص سوریه بر قطعنامه های 1559 و 1701 است لذا نباید این روند را به سوی دیگری منحرف کرد . در حالیکه نماینده ویژه دبیرکل در رابطه با قطعنامه 1559 (لارسن ) مرتبا گزارشاتی را که من به دبیرکل می دهم دریافت می کند و از اقدامات من و گزارشاتم مطلع است اما حتی یک گزارش از کار وی به من داده نشده و من اگر مطلبی در این خصوص شنیده ام از افرادی خارج از سازمان ملل بوده است . این در حالی است که براساس رویه موجود در سازمان ملل نمایندگان ویژه ای که حوزه کاری محدودتری دارند باید به نمایندگان ویژه دیگری که در رابطه با همان موضوع دستور کار گسترده تری دارند گزارش دهند. هیچ قطعنامه ای در سازمان ملل مبنی بر عدم تماس با سوریها نیست بلکه برعکس کار ما اقتضا می کند با آنها تماس داشته باشیم لذا سوریها می توانند بگویند پشت تصمیم سازمان ملل مبنی بر عدم ملاقات با سوریها یک یا دو عضو دائم شورای امنیت هستند. ما حتی در ارائه گزارشات توجیهی به شورای امنیت هم حاضر نشده ایم با یک عضو کلیدی این روند که اتفاقا سرزمینش هم تحت اشغال است (سوریه ) مشورت کنیم . 27 ـ اتفاقی که برای سازمان ملل در عراق افتاد و « سرجیو ویرا دوملو » همراه با تعدادی دیگر کشته شدند یکی از دلایل مهمش این بود که برخی سازمان ملل را بی طرف نمی دانستند و آنرا تحت چتر بازیگری خاص در عراق می دانستند. اگر مردم دیگر هم فکر کنند سازمان ملل بی طرف نیست امنیت کارمندان و نمایندگان سازمان ملل در آنجا هم بخطر می افتد. القاعده در غزه است ! نیاز به توضیح بیشتری نیست ! 28 ـ می دانم که دبیرکل سازمان ملل مرتبا می گوید اوضاع در رابطه با صلح خاورمیانه روبراه است و در مسیر مثبتی به پیش می رود زیرا دولت وحدت ملی تشکیل شده . طرح صلح اعراب احیا شده است و گفتگوهای اولمرت و عباس هم روند جدیدی گرفته ولی ما نباید گول تبلیغات خودمان را بخوریم زیرا خود می دانیم که شرایط مناسب نیست . 29 ـ مذاکراتی که در دبیرخانه سازمان ملل صورت می گیرد باید محرمانه بماند اما متاسفانه در خیلی از مواقع اینگونه نیست . برخی همکاران ما مطالب محرمانه سازمان ملل را به اسرائیلیها منتقل می کنند. 30 ـ افول نهادینه دولت خودگردان فلسطین از یکسو و نیز گسترش شهرکهای یهودی نشین از طرف دیگر سبب شده این اعتقاد در میان فلسطینی ها اسرائیلیهای عرب و نیز برخی از چپهای اسرائیل تقویت شود که راه حل دو دولت رنگ باخته زیرا یک کشور فلسطینی هم سرزمین می خواهد و هم دولت و هر دو بطور سیستماتیک در حال خراب شدن است . لذا برخی معتقدند راه حل دراز مدت برای بحران فلسطین ترک ایده دو دولت و در عوض تاکید بر رعایت حقوق ملی سیاسی و مدنی هر دو گروه یعنی یهودیها و اعراب در یک کشور واحد است یعنی بعبارت دیگر « راه حل یک کشور » در حال قوت گرفتن است و بزرگترین بازنده این موضوع نیز اسرائیل است که مصمم به داشتن یک دولت دمکراتیک یهودی است . 31 ـ به نظر من تنها راه حل بحران فلسطین خاتمه اشغال سرزمینهای 1967 در چند مرحله است . بدین صورت که برای مثال در مرحله اول شهرکهای یهودی نشین جمع و مرزهای موقت فلسطین مشخص و کشور فلسطینی شکل گیرد و در مرحله بعدی دو دولت با هم برای راه حل نهایی مذاکره کنند. البته فلسطینی ها این نگرانی را مطرح خواهند کرد که بیم دارند مرزهای موقت دائمی شود که برای رفع آن باید از همان اول و قبل از شروع اجرای مرحله اول تمامی این مسائل روشن شود. سازمان ملل نیز باید در این مسیر محتاط عمل کند. این همان طرحی است که رایس هم در نظر دارد و به همین خاطر از « افق سیاسی » صحبت می کند ولی به نظرم موفقیت وی محتمل نیست . 32 ـ طی دو سال گذشته دریافته ام که تمایل به خودسانسوری در سازمان ملل در رابطه با اسرائیل زیاد است . یعنی تلاش می شود رفتاری خوب و رضایت بخش همراه با شفقت در رابطه با اسرائیلیها وجود داشته باشد. بخشی از دلایل این امر به سابقه قطعنامه صهیونیسم و نژادپرستی برمی گردد که سازمان ملل قصد دارد جبران کند و بخشی دیگر به نگرانی از قدرت اسرائیل در تخریب رابطه با سازمان ملل و آمریکا مربوط می شود. (به همین علت ) نمایندگی دائم اسرائیل در سازمان ملل دسترسی بسیار زیادی به دبیرخانه سازمان ملل و مقامات آن حتی در عالیترین سطح دارد که با سایر اعضای سازمان ملل قابل قیاس نیست و این مسلما فقط بخاطر مهارت نمایندگی دائم آنها نیست . در رابطه با هر موضوعی که سازمان ملل می خواهد موضع بگیرد بجای اینکه سئوال شود چه موضعی بهتر است این سئوال مطرح می شود که عکس العمل اسرائیل و آمریکا در قبال آن چه خواهد بود اعتراف می کنم که این موضوع در رابطه با من هم مصداق داشته است و بخاطر آن متاسفم . من از افزایش و بهبود رابطه سازمان ملل با اسرائیل در رابطه با مسائلی مانند هولوکاست و یهودی ستیزی استقبال می کنم ولی دلیلی نمی بینم که قصور اسرائیلیها در رابطه با روند صلح خاورمیانه را با آنها مطرح نکنیم . یکی از علل اصلی عقب نشینی اسرائیل از غزه و بخشهایی از کرانه باختری این بود که طرحهای قبلی شارون برای تشدید اسکان یهودیان در مناطق اشغالی و اسرائیل موفق نبود. تخلیه غزه توسط اسرائیل نشان از تغییر دیدگاه شارون و مثبت شدن نظرش نسبت به طرح ایجاد دولت مستقل فلسطینی نیست بلکه برعکس حرکتی مهم بود که طرح « نقشه راه » را منتفی کرد. شارون از این عقب نشینی برای گرفتن امتیاز از آمریکا استفاده کرد. انتخابات فلسطین آزاد و دمکراتیک بود. متاسفانه کوآرتت (کمیته چهارجانبه بین المللی ) که عملا برای تسهیل مذاکرات صلح خاورمیانه ایجاد شد تبدیل به ابزاری جهت فشار بر یک دولت دمکراتیک شده است و پیش شرطهایی را برای مذاکره با حماس گذاشته که خود می دانست عملی نیست. آمریکا تلاش زیادی کرد که حماس و فتح درگیر شوند و حتی یک مقام آمریکائی در یکی از جلسات در واشنگتن گفته است من خیلی این خشونت (درگیری حماس و فتح ) را دوست دارم زیرا نشان می دهد سایر گروههای فلسطینی با حماس مشکل دارند. متاسفانه گروهی از فلسطینی ها هستند که در تماس با آمریکا می باشند و فقط آنچیزی را در رابطه با تحولات فلسطین می گویند که مقامات آمریکائی دوست دارند بشنوند طرح صلح خاورمیانه از نظر استراتژیکی تابعی از سیاست آمریکا در ابعاد وسیعتری از مسائل خاورمیانه از جمله در خصوص عراق و ایران شده است. حضور سازمان ملل در کوآرتت (کمیته چهارجانبه ) ما را در موقعیت بدی قرار داده است زیرا باعث شده برای حفظ روابط با برخی قدرتها مسئولیتهایمان در قبال مردم فلسطین را مورد مصالحه قرار داده یا حتی قربانی کنیم . نمایندگی دائم اسرائیل در سازمان ملل دسترسی بسیار زیادی به دبیرخانه سازمان ملل و مقامات آن حتی در عالیترین سطح دارد که با سایر اعضای سازمان ملل قابل قیاس نیست و این مسلما فقط بخاطر مهارت نمایندگی دائم آنها نیست. در رابطه با هر موضوعی که سازمان ملل می خواهد موضع بگیرد بجای اینکه سئوال شود چه موضعی بهتر است این سئوال مطرح می شود که عکس العمل اسرائیل و آمریکا در قبال آن چه خواهد بود.