صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۶۴۷

علی تتماج
آمریکا که در سال 2003 اشغال عراق را گامی بزرگ برای اجرای اهداف کلان جهانی اش می دانست اکنون چنان در این بحران گرفتار آمده که هرگونه تحرک روبه جلو و یا عقب گرد را نوعی شکست قلمداد می کند. به رغم آنکه دولتمردان کاخ سفید در روزهای نخستین اشغال عراق بر این ادعا بودند که توانسته اند ضمن تامین منافع امنیتی و استراتژیک ایالات متحده، دموکراسی و مردم سالاری را به عراقی ها اهدا کنند اما امروز آمار جنگ حقایقی دیگر را آشکار می سازد. از یک سو در عراق جز ویرانگری و کشتار، ناامنی و بی ثباتی دستاوردی برای ملت عراق بدست نیامده است از سوی دیگر اشغالگران بویژه آمریکا نیز نه در تحقق دموکراسی ادعایی و نه در تامین منافع استراتژیک به نتیجه ای مطلوب دست یافته است . ناتوانی در تشکیل دولت دست نشانده، تشدید تحرکات ضد اشغالگری، استمرار بحران های امنیتی، بحران های شدید در ارتش که فروپاشی درونی آن را نزدیک ساخته، افزایش انتقادهای کنگره مردم آمریکا و مجامع جهانی به استمرار جنگ طلبی های کاخ سفید، تخریب جایگاه واشنگتن در بسیاری از مناطق تحت نفوذ گذشته به دلیل معطوف شدن به جنگ افغانستان ، هزینه های 3 هزار میلیارد دلاری جنگ عراق که اقتصادی نابسامان را برای ایالات متحده به همراه داشته و ... تنها بخش هایی از چالش های ایجاد شده برای ایالات متحده به دلیل سیاست های جنگ طلبانه در عراق و افغانستان می باشد، نتیجه نهایی این بحران ها و ناکامی ها، ایجاد اختلافات شدید میان دستگاه های اطلاعاتی، امنیتی، نظامی و سیاسی آمریکا شده است . مواضع و اظهارات مطرح شده از سوی مقامات این بخش ها نشان می دهد که میان دولتمردان کاخ سفید، سران نظامی و امنیتی و وزارت خارجه و امور راهبردی برای چگونگی ادامه جنگ عراق و حتی نحوه تعامل با جهان اختلافات شدیدی وجود دارد. این اختلافات را در چند محور می توان مورد بررسی و ارزیابی قرارداد:
1) بخشی از اختلافات داخلی آمریکا در قبال عراق را در نحوه نگرش وزارت خارجه و امور راهبردی با سیاستهای کاخ سفید می توان مشاهده کرد. از یک سو افرادی همچون بوش و دیک چنی بر اصل ادامه جنگ و حضور انحصاری آمریکا در عراق تاکید دارند. ( بوش بارها اعلام نموده که آمریکا همچون گذشته راسا برای تحقق دموکراسی و اهدافش در عراق فعالیت می کند و رویکرد جدیدی نخواهد داشت.) در نقطه مقابل وزارت خارجه و مشاوران استراتژیک آمریکا اذعان دارند که سیاست یک جانبه گرایی آمریکا پاسخگوی بحران عراق نمی باشد و آمریکا باید به دنبال متحدان جدید باشد. تاکید مقامات ارشد وزارت خارجه آمریکا نظیر رایس بر حضور اعراب در عراق، رایزنی های گسترده آنها برای ورود متحدان جدید واشنگتن در عراق، دیپلماسی فعال و فراگیر برای حضور اهل سنت در قالب شوراهای بیداری در ساختار دولت عراق برای تضعیف دولت مالکی و... را می توان از جمله تحرکات وزارت خارجه آمریکا دانست که مغایر با سیاست های یک جانبه گرایی و انحصاری کاخ سفید است این امر به اختلافات داخلی میان دستگاه دیپلماسی و دولتمردان اصلی آمریکا چون رئیس جمهور ونزدیکان وی منجر شده است.
2) بخش دیگری از این اختلافات را در نحوه عملکرد نظامیان در قبال سیاسیون می توان مشاهده کرد. به رغم آنکه مقامات سیاسی آمریکا در کاخ سفید، دستگاه های اطلاعاتی و استراتژیک آمریکا، اصل ادامه جنگ عراق برای تامین منافع سیاسی و استراتژیک را اولویت خود می دانند، سران ارتش و پنتاگون ، خواستار پایان جنگ و بازگشت نظامیان به کشور شده اند. این تقابل دیدگاه را در مواضع گیتس، وزیر دفاع که بر اصل کاهش نظامیان پنتاگون در عراق و بوش که حفظ تعداد سربازان موجود ( 170 هزار) و احتمال افزایش آنها را مطرح کرده بود و نیز عدم توجه سیاسیون آمریکا به گزارش پترائوس که دگرگونی در سیاست های حاکم برجنگ عراق را خواستار شده بود می توان مشاهده کرد.
3) اختلافات داخلی در میان نظامیان آمریکا بحران دیگری است که دستگاه تصمیم گیری این کشور به آن مبتلا شده است. برخی فرماندهان ارشد، راهکار فرار از عراق را، تقویت دولت مالکی و جلوگیری از ورود مخالفان وی در ارتش می دانند و برخی دیگر هرگونه تجهیز ارتش و دولت بغداد را به منزله خروج شکست خورده و اجباری از عراق قلمداد می کنند. پیرامون مدت حضور سربازان آمریکایی در عراق در یک دوره خدمتی نیز فرماندهان نظامی در پنتاگون با اختلافاتی مواجه شده اند.
در مجموع بررسی وضعیت داخلی دستگاه های نظامی، اطلاعاتی ، امنیتی و سران کاخ سفید در قبال بحران سیاسی و امنیتی عراق بیانگر اختلافات شدید مقامات آمریکا است. این موضوع بیانگر سردرگمی و ناتوانایی دولتمردان آمریکا در اتخاذ تصمیم واحد برای حل بحران عراق است. اکنون در ماه های آخر دوران ریاست جمهوری بوش ، استراتژی اصلی کاخ سفید ثبت حداقل پیروزی در جنگ عراق است لذا در شرایط کنونی که ارتش و دستگاه های سیاسی و اطلاعاتی آمریکا در عراق و در عرصه جهانی با چالش مواجه است، اصرار مقامات ارشد آمریکایی به حضور در عراق و ادامه جنگ به اختلافات داخلی میان آنها منجر شده که به دلیل استمرار شکست ها در عراق در آینده نیز ابعاد جدیدی از اختلافات بروز خواهد کرد. چنانکه اکنون نیز نگرش های متفاوتی میان آنها در قبال تحولات جهانی نظیر چگونگی برخورد با ایران و کشورهای عربی در عراق و کل منطقه ایجاد گردیده که این موضوع بیانگر سردرگمی کامل دولتمردان آمریکا است.

نام:
ایمیل:
نظر: