صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۷۴۵

علیرضا قربانپور
بحث تشکیل نهادها و سازمانهای منطقه ای و بین المللی دهه ها است که در دستور کار رهبران دولتها قرارداد. این دستور کار که می توان از آن تحت عنوان «روند همگرایی» نام برد ریشه در انترناسیونالیسم یا بین الملل گرایی دارد. خلیج فارس نیز چندین دهه است که سودای این هدف را در سر دارد ولی تابحال نتوانسته است گامی واقعی در این مسیر بردارد. سازمانها، نهادها و ائتلافهایی نیز که تابه حال شکل گرفته اند همچون 2+6 و شورای همکاری خلیج فارس نیز چیزی نیستند جز نوعی سازمان مبتنی بر اندیشه های ناسیونالیستی عربی و پان عربی که بدلیل رویکرد ایدئولوژیک خود و نادیده گرفتن بازیگران اصلی منطقه ای بجای حفظ ثبات و نظم می توانند عامل اختلاف و واگرایی شوند. سوال این است که چرا با گذشت سالها از طرح مسئله همگرایی و ائتلاف منطقه ای در خلیج فارس هنوز هیچ گام مثبتی به معنای واقعی آن برای رسیدن به این هدف برداشته نشده است؟ در این راستا می توان به چند عامل ذیل اشاره داشت:
1- فقدان ارزشها و نهادهای مشترک: از پیش شرطهای برقراری ائتلافهای منطقه ای وجود نوعی ارزشهای واحد و همگون بین اعضا است. اگر چه کشورهای منطقه خلیج فارس تماما مسلمان اند، لیکن تشدید اختلافات شیعه و سنی عملا اصل دین، پیامبر و کتاب مشترک را به حاشیه کشانده است. در همین حال هنوز فرهنگ لازم برای برداشتن این گام بلند شکل نگرفته است.
2- اختلاف بر سر نقش: در اینکه اگر زمانی دول منطقه تصمیم به ورود به مرحله همگرایی بگیرند، به نهاد جدید کدامین نقش می بایست اعطا شود اختلاف نظر است. گروهی رویکرد امنیتی، گروهی اقتصادی و گروهی دیگر، دیگر مبانی را در نظر دارند. به عبارت بهتر هنوز این اتفاق نظر بوجود نیامده که نقش نهاد جدید در ترتیبات منطقه ای چه باید باشد.
3- تفاوت در سطح قدرت دولتهای منطقه: قدرت را توانایی یک کنشگر در تحمیل اراده خود بر دیگران می دانند. تفاوت چشمگیر در قدرت کشورهای منطقه، ترس از قدرت برتر را می پروراند. در حالیکه هنوز اکثر کشورهای منطقه خلیج فارس با برادر بزرگتر خود، عربستان سعودی اختلافات ارضی و مرزی دارند و از این کشور در ترس و هراس به سر می برند و با وجود نمونه هایی دیگر از این قسم چگونه می توان انتظار شکل گیری ائتلافی واقعی و کارآمد را داشت؟
4- پیش بینی ناپذیری آینده: عنصر پیش بینی پذیری، از عوامل اصلی در روند همگرایی است، چرا که داشتن اطمینان از تداوم تعاملات و کاهش بار هزینه های همگرایی را بدنبال می آورد. فقدان الگوها و هنجارهای مشترک بین دولتهای منطقه پیش بینی پذیری متقابل رفتارها را ناممکن می سازد. جالب آن است که با وجود ادعای تک تک کشورهای عربی بر پای بندی به آرمان پان عربیسم و ناسیونالیسم عربی، وجود روند واگرایی میان این کشورها از بی نظیرترین نمونه های اختلافات میان کشورهایی با فرهنگ و پیشینه تاریخی مشترک است.
5- تجربه همگرایی در دنیا نشان داده است که آن گونه همگرایی ها موفق بوده اند که از سیاست سفلی (اقتصاد) شروع کرده و سپس وارد سیاست علیا ( امنیتی) شده اند. این در حالی است که در خلیج فارس در هنگام بحث از همگرایی، ابتدا از بعد علیای سیاست بحث می شود. ناکارآمدی این رویکرد به خوبی خود را در جنگ دوم خلیج فارس در سال 1991 و نیز در حمله آمریکا به عراق در سال 2003 نشان داد که در هیچ کدام از آنها شورای همکاری خلیج فارس نتوانست کوچک ترین واکنشی از خود نشان دهد. وجود اقتصادهای تک محصولی و نیز اقتصاد های غیر تولیدی،حصول این هدف را دشوار می سازد.
6- عدم روشن بودن درجه نهادینگی در هر حوزه موضوعی: در منطقه خلیج فارس هنوز برمعیارهای اندازه گیری همچون درجه انتظارات متقابل، درجه مشخص شدن انتظارات در قالب وجود قواعد مشخص و درجه توان نهاد آینده در تغییر قواعد خودش اتفاق نظری وجود ندارد.
با توجه به آنچه گفته شد می توان گفت همگرایی منطقه ای در خلیج فارس، ناکجاآبادی است در این عرصه استراتژیک و ژئوپلیتیک. می توان انتظار داشت حداقل با توجه با شرایط کنونی و اصول فوق الذکر تنها شاهد افزایش روابط دو جانبه و گاه چند جانبه موقت بین اعضای منطقه باشیم. با توجه به جایگاه ایران در منطقه و توانمندیهای مادی و غیرمادی آن، رویکرد خاص دولتهای عرب منطقه و نیز با توجه به معیارهای بالا می توان گفت بهترین رویکرد برای ایران می تواند تلاش برای افزایش توانمندیهای خود فارغ از رویکردهای دول عرب منطقه باشد.

نام:
ایمیل:
نظر: